در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از همان زمانی که معلوم شد جونکو کاوانو، نویسنده و کارگردان سایه سرنوشت، روی یک بازی ماجرایی مشابه با نام Time Hollow کار میکند، بسیاری از طرفداران بازی سایه سرنوشت برای انتشار این بازی لحظه شماری کردند. نسخه ژاپنی تایمهالو در ماه مارس امسال منتشر شد و ماه پیش نسخه انگلیسی آن به بازار آمد.
طرفداران بازیهای ماجرایی باید خوشحال باشند که تایمهالو درست همانند سایه سرنوشت یک بازی جالب و منحصربهفرد است.
ژانر بازی را بهتر است بهجای ماجرایی، «رمان تعاملی» (Interactive Novel) بدانیم چون بهندرت مولفههای یک بازی در تایمهالو دیده میشوند. درصد دخالت شما در داستان حتی از بازیهایی مانند سری فنیکسرایت هم کمتر است. بنابراین خودتان را آماده کنید برای تعداد زیادی دیالوگ و میان پردههای انیمیشنی بسیار زیبا.
نقش اول بازی در نسخه انگلیسی اتان نام دارد. اتان یک روز صبح از خواب بیدار میشود و میبیند همه دنیای اطرافش تغییر کرده است. در حالیکه اتان شب قبل با پدر و مادرش شام خورده، اما صبح روز بعد متوجه میشود پدر و مادرش دوازده سال است که گم شدهاند و او با عمویش زندگی میکند. در ادامه، اتان قلم عجیبی را پیدا میکند که به او اجازه دستکاری بسیار محدود در گذشته را میدهد، اما به چند شرط: اینکه اتان حتما یک فلشبک در ذهنش از یک واقعه در گذشته دیده باشد و دوم اینکه زمان و مکان دقیق حادثه را بداند و به آنجا برود.
با هر تغییری که اتان در گذشته ایجاد میکند، دنیایی که اتان در آن قرار دارد تحت تاثیر آن، تغییر میکند. یکیدو فصل اول داستان به تغییرات جزیی برای جلوگیری از دعوای دوستان میگذرد اما از وقتی که اتان فلشبک تصادف یک اتوبوس را میبیند همه چیز جدی میشود. زنی در این اتوبوس است که اتان هرچه تلاش میکند، نمیتواند او را نجات بدهد. در ادامه اتفاقات بسیار عجیبی برای دوستان اتان میافتند و او متوجه میشود یک نفر دیگر هم در حال تغییر دادن گذشته است.
داستان به اندازه کافی جذاب هست که بازیکننده را تا آخر دنبال خودش بکشاند. نوشتن چنین داستانی اصلا کار سادهای نیست. ربط بین کاراکترها و رفتار آنها در گذشته و آینده بعضی وقتها خیلی پچیده میشود و بعضی وقتها هم حس میکنید داستان چند گوشه باز دارد. اما در کل بهخاطر ایده منحصر به فرد تایمهالو از اول تا آخر میشود از داستان و وقایع غیرمنتظره آن لذت برد.
گرافیک بهصورت انیمی است و دموهای کارتونی فراوانی در طول بازی نمایش داده میشوند. بیشتر کاری که شما باید بکنید، بررسی تصاویر فلش بک در ذهن اتان و پیدا کردن زمان و مکان آنهاست. سپس با رفتن به آن مکان قلم جادویی اتان شروع به درخشش میکند و شما با استایلوس باید حفرهای به گذشته باز کرده و آن را طوری تغییر دهید که اتفاقاتی در زمان حال رخ بدهند یا ندهند.
بازی تایمهالو 6 فصل و یک مقدمه و یک موخره دارد. وقتی یک دور بازی را تمام کردید حتما دوباره آن را شروع کنید. زیرا بار دوم اتان تمام وقایع را کاملا بهخاطر دارد و اگر زرنگ باشید، میتوانید بهروش جالبی همان اول کاری بازی را تمام کنید! بازی کردن یا بهتر است بگویم خواندن رمان تایمهالو را به همه کسانی که DS دارند توصیه میکنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: