همانطور که میدانید بتازگی اقتصاد دنیا شاهد کاهش قیمت نفت شده است، به طوری که این کاهش از مرز بشکهای 147 دلار به 69 دلار رسید و به نظر میرسد این سیر نزولی همچنان ادامه دارد. به نظر شما چه عواملی دست به دست هم داد تا چنین اتفاقی حادث شود؟
ابتدا یک مقدار به گذشته برمیگردم. بازار نفت اصولا تحت تاثیر 2 عامل قرار دارد: یکی عوامل روانی و دیگر عامل بنیادی. حدود 3 تا 4 سال است که عوامل روانی در بازار نفت حاکم است و این عوامل منجر به افزایش قیمت نفت شد، مثلا تحولاتی مانند عراق رخ داد، منطقه ناامن شد، القاعده فعالیت کردند و ما هر روز شاهد انفجار خطوط لوله بودیم. در حقیقت توقف صادرات نفت عراق منجر به تحولات در قیمتها شد، البته فقط مساله عراق نبود. در آن زمان آشوبهای نیجریه و چالشهایی که در ونزوئلا به وجود آمد یا حتی در ایران، مساله انرژی هستهای در یک برهه از زمان آنقدر حساس شد و شرایط بحرانی را در بازار نفت بخصوص میان مصرفکنندگان نفت ایجاد کرد که تقاضا را افزایش داد و به تبع قیمت هم افزایش پیدا کرد و شاید در حال حاضر، بازار با آرامشی نسبی مواجه است و این موضوع روانی قیمت را تحت تاثیر قرار داد و منجر به کاهش بهای نفت شد.
حالا برمیگردیم به عوامل بنیادی که همیشه عکسالعمل ابتدایی بازار به عوامل بنیادی بستگی دارد. به عنوان مثال در سال 2008 میلادی دیده میشود که تقریبا عرضه بیش از تقاضای بازار بوده است، یعنی وقتی اعداد ذخیرهسازیها را مشاهده میکنیم میبینیم ذخایر نفت خام در جهان در حال افزایش است. در 3 ماهه اول سال 2008 که طبیعتا باید برداشت از ذخایر نفتی صورت گیرد، به دلیل بالا بودن تقاضا و فصل سرد زمستان در عمل این اتفاق رخ نداد و ما شاهد بودیم حدود 300 هزار بشکه در روز به سطح ذخیرهسازیها در کوارتراول 2008 اضافه شد. این روند ادامه پیدا کرده است. در 3 ماهه دوم چون تقاضا کاهش پیدا نکرده و تولید اوپک متناسب با تقاضا کاهش نیافته است، این عدد بیشتر شده و حتی وقتی به آمار مراجعه میکنیم، برآورد حاکی از آن است که چیزی حدود 1/1 میلیون بشکه در روز به ذخیرهسازیها اضافه شده و این عدد بسیار بالاست، چون یکی از پارامترهای عوامل بنیادی علاوه بر عرضه و تقاضا، سطح ذخیرهسازیهاست، حال چه در بعد تجاری و چه در بعد استراتژیک آن در دنیا. در سال 2007 این اتفاق نیفتاده است، یعنی برداشت از ذخایر در فصول مختلف سال، چه سرما و گرما صورت گرفته است،ولی در سال 2008 میبینیم روند 2007 رخ نداد. در سه ماه اول یعنی شروع فصل که از ژانویه و آغاز سال میلادی اتفاق میافتد به دلیل فصل سرد مصرف بالاست و ذخیرهسازی طبیعی نیست و برداشت از ذخایر صورت میگیرد. در سه ماه دوم، ذخیرهسازی انجام شده و میبینیم این طبیعی است. در سه ماه سوم 3 ماهه سوم با توجه به سطح تولید اوپک که حدود 200/32 میلیون بشکه در روز بوده و با توجه به بحرانهایی که شروع شده بود و تقاضا را تحتتاثیر قرار داده بود، نشان میدهد ذخیرهسازی در سه ماه سوم هم صورت گرفته است. الان چه اتفاقی افتاده است؟ میبینیم که یک بحران اقتصادی در سطح جهان در حال شکل گرفتن است. بحران اقتصادی باعث شده تقاضاها بویژه تقاضای آمریکا تحتتاثیر قرار بگیرد.
کاهش تقاضای آمریکا منجر به آن شده که این مقدار نفتی که از سطح اوپک خارج شده و تولید و فروخته شده است برود در انبارها و در ذخایر آن کشورها جمع شود و باز هم سطح ذخیرهسازیها بالا برود. وقتی پیشبینی وضع اقتصادی دنیا مطلوب نباشد، در حقیقت باعث فشار بر سطح قیمتها میشود و قیمت را به سمت پایین تنزل میدهد، مگر این که عرضه تحتتاثیر قرار بگیرد. فرض ما این است که عرضه تغییر نکرده و تقاضا کاهش پیدا کرده است. اگر عرضه کم شود ما شاهد عکسالعمل جدیدی از سوی مصرفکنندگان خواهیم بود که ممکن است یک سطح تعادل بالاتری را شکل بدهد که البته هنوز این اتفاق نیفتاده است.
کاهش عرضه راهکار اساسی است که اوپک هم خواستار جلسه اضطراری برای بررسی بهای نفت شد. در این مورد توضیح دهید.
تقریبا حدود 3 ماه پیش جهان یک سطح 150 دلار در هر بشکه را تجربه کرد. پس از آن شاهد کاهش قیمتها بودیم تا تقریبا پیش از اجلاس اوپک حدود یک ماه پیش بود که قیمتها به 100 تا 110 دلار رسید. در این اجلاس هم دیدند مسائل روانی در قیمتها تاثیر داشته است. در آن زمان اوپک به این نتیجه رسید که اعضا باید انضباط را رعایت کنند، بعضی تولیدکنندگان سهمیهبندی را رعایت میکردند، ولی با توجه به شرایط بازار هیچکدام از اعضا این کار را نکردند و البته غیرمنطقی هم نبود، یعنی هر کس غیر آن عمل میکرد غیرمنطقی عمل کرده بود. شرایط بازار مساعد بود و 100 دلار در هر بشکه، ارزش دلاری خوبی دارد و هر کس براساس توان تولید میکند و منتفع میشود، ولی وقتی روند، روند نزولی شد و به این مقطع کشیده شد و سطح قیمتها افت پیدا کرد، باید سریعا عکسالعمل نشان بدهند و آن هم در قالب کنترل عرضه است. چون تقاضا افت پیدا کرده و باید براساس تقاضا عرضه را تعیین کرد البته به نظر میرسد اوپک هم بر این اساس عمل کند؛ چون در غیر این صورت قیمتها کاهش بیشتری خواهد داشت، مگر اینکه عوامل دیگری در بازار حاکم شود، مثلا در عراق اتفاق خاصی بیفتد یا القاعده تاسیسات عربستان را هدف قرار دهد یا در نیجریه و... اتفاق خاصی بیفتد. بنابراین معمولا وقتی میخواهیم بازار را در آینده بررسی کنیم، فرضیاتی را طرح میکنیم که این فرضیات حاکی از ثبات بازار و نبود تغییرات احتمالی است. فرض بر این نیست که در عراق یا کشورهای دیگر اتفاقی بیفتد فرض بر این است که شرایط آرام است و بر این اساس قیمتها را پیشبینی میکنند. بنابراین اگر ما این فرضهای ثابت را داشته باشیم و اگر عرضه تغییر نکند، طبیعتا این شرایط تقاضا و پیشبینیهایی که برای سال 2009 وجود دارد، در ارتباط با تقاضای دنیا مطرح است. شاید طرح آن خالی از لطف نباشد که آژانس بینالمللی انرژی در سال 2009 برای تقاضای OECD (کشورهای سازمان همکاری توسعه اقتصادی) چیزی حدود 500 هزار بشکه در روز کاهش تقاضا پیشبینی کرده است البته گفتنی است که آژانس بینالمللی انرژی برآورد تقاضا را براساس منطقه اعلام میکند، بنابراین کشورهای عضو OECD تقاضایشان کاهش مییابد و بقیه کشورهای دنیا شامل روسیه، چین، آمریکا و اروپا که عضو این سازمان نیستند، افزایش تقاضا داشته باشند، در صورتیکه پیشبینی آژانس برای کل دنیا 800 هزار بشکه در روز افزایش مییابد و این 800 هزار بشکه برای سال 2009 به نظر خوشبینانه است. این رقم برای کل دنیا مربوط به اوپک و غیراوپک است که البته غیراوپکیها قادرند کاهش تقاضای دنیا را جواب دهند و این باعث میشود نگرانی بازار بشدت کاهش یابد.
به نظر شما راهکاری که اوپک برای کاهش تولید در نظر گرفته تا چه حد میتواند موثر واقع شود؟
اوپک برای کنترل قیمت نفت بسیار حساس شده است و جلسات فوقالعادهای را تشکیل میدهد تا هر چه سریعتر به شرایط بازار عکسالعمل مناسب نشان دهد. البته با توجه به نزدیک شدن فصول سرد سال و افزایش تقاضای بازار ممکن است مجددا افزایش پیدا کند. همانطور که میدانیم عددهای 50 تا 60 دلاری در هر بشکه برای عربستان عدد مناسبی نیست و براساس اعلام غیررسمی، خود مسوولان عربستان هم رقم 70 تا 80 دلار را قیمت مطلوب اعلام کردند. در مجموع اوپک رقم 80 تا 100 دلار را مدنظر دارد و اعضای اوپک هم به صورت ضمنی این رقم را توافق خواهند کرد. به هر حال، عرضه باید کم شود تا قیمتها کنترل شوند اگر کاهش یک میلیون بشکه در روز اتفاق بیفتد، با توجه به شرایط نامطلوب تقاضا به نظر میرسد قیمتها در سطح 70 تا 80 دلار تثبیت شود.
فکر نمیکنید که اوپک قدرت تاثیر گذاری خود بر بازار را از دست داده است؟
ببینید این چند روز به دلیل زمزمه برگزاری اجلاس اوپک یک مقدار قیمت ثابت شده است البته موضوع اصلی این است که چقدر اوپک در تصمیمات قاطع است و به تعهداتش عمل میکند. همانطور که میدانید، تصمیمی گرفته میشود ولی عمل به آن مهم است. اگر عربستان به مشتریانش اعلام کند که تولیدم را کاهش دادم، بنابراین برداشتهای مشتریان را 5 یا 10 درصد کم کند و یا ایران و یا کشورهای تولیدکننده مثلا به مشتریان خود اعلام کنند برداشت شما برای ماه آینده 10 درصد کم میشود، این در بازار سریع نشان خواهد داد و نشان میدهد اوپک تصمیم دارد عرضه را کم کند اما اگر بعد از آن اتفاقی نیفتد و کاهشی صورت نگیرد، بازار مطمئن خواهد شد که این تصمیم صوری است و فقط دور هم جمع شدند تا توافقی را امضا کنند و بنابراین قیمت افت بیشتری خواهد کرد.
برخی کارشناسان معتقدند که قیمت نفت به زیر 60 دلار کاهش خواهد یافت در حالی که قبلا تصور میکردند که به مرز 150 تا 200 دلار در هر بشکه میرسد. با توجه به اینکه جهان قرار بود در مسیر پایانی انرژی ارزان حرکت کند، این روند و بحران فعلی چه پیامدی را به دنبال خواهد داشت؟
موضوع انرژی ارزان یک بحث نسبی است، ولی چیزی که مسلم است چون شرایط بحرانی است، من نمیتوانم به شما بگویم چه پیامدی دارد ولی نکتهای را میتوان از درون آن برداشت کرد و آن بحث سرمایهگذاریهای آتی است که ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرد.
سرمایهگذاریها به سمت منابع غیر مرسوم نفت حرکت میکند. هزینههای تولید در این بخش هم بسیار زیاد است. البته همانطور که میدانید، هزینه سرمایهگذاری در بخش نفت به دلیل بالا بودن قیمت آهن و فولاد بالا رفته است. در دنیا یک جهش قیمتی را داشتیم، بنابر این چون هزینه سرمایهگذاری نفت افزایش یافته است، دیگر این قیمتها پاسخگوی سرمایهگذاری نبود. بنابراین اینکه من عددی را بگویم که مطلوب است سخت است؛ اما باید گفت نوسانات قیمت نفت باعث خواهد شد تصمیم در سرمایهگذاری به تاخیر بیفتد. چون معمولا در یک بازار باثبات سرمایهگذار تصمیم به سرمایهگذاری میگیرد بازار که بیثبات است، صبر میکند آن ثبات ایجاد شود و این باعث میشود سرمایهگذاری به تاخیر بیفتد و تاخیر در آن به تاخیر در عرضه نفت منجر بشود و شاید در سرحد 3 تا 4 ساله باز شاهد یک جهشی در قیمت نفت باشیم. حالا اگر فرض کنیم این بحران را پشت سر بگذاریم باز تقاضا شکل عادی میگیرد و رشد خواهد داشت و ممکن است یک شرایطی مثل 2 تا 3 ماه پیش داشته باشیم و باز به سطح 150 تا 200 دلار قابلپیشبینی برسد اما با توجه به این بحران پیش رو و کاهش تقاضا بازار حالا از بعد قیمتها نفسی میکشد، ولی این تاخیر در سرمایهگذاری به کاهش عرضه منجر خواهد شد و باز فشار تقاضا این جهش قیمت را خواهد داشت.
بیاییم صحبت را به دلایل کاهش بهای نفت معطوف کنیم. کارشناسان نظرهای متفاوتی را برای کاهش شدید قیمت نفت اعلام میکنند که یکی از آنها بحران مالی در آمریکا و اروپا بوده است، افزایش ارزش دلار و... شما نقش این بحران را در کاهش قیمت نفت چه قدر موثر می دانید؟
نکته قابل بحث در خصوص کاهش قیمت به نرخ ارز یا اختصاصا دلار برمیگردد. دلار در مدت زمان یکماهه بشدت در مقابل ارزهای دیگر تقویت شد. یکی از دلایل کاهش قیمت این مورد است، ضمن این که طلا را هم تحت تاثیر قرار داد و قیمت آن را کاهش داد. بنابراین یک بخش از کاهش درآمد ما را که دلاری است و افزایش ارزش دلار این درآمد را جبران میکند. البته درست است که با کاهش بهای نفت، دلار کمتری میگیریم، ولی وقتی دلار را به یورو تبدیل میکنیم، یوروی بیشتری دریافت میکنیم و یک بخش از آن قابل جبران است.
اما عمده دلایل سقوط بهای نفت، موضوع بازار بورس و رکود در اقتصاد آمریکاست. خود بورس یک شاخص در اقتصاد آمریکاست. البته حدود 2 تا 3 ماه پیش بانکهای آمریکا شروع به اعلام ورشکستگی کردند. پیشبینی میشد تداوم این مساله آمریکا را وارد بحران کند، ضمن این که پیشبینی قبلی مبنی بر آن بود که آمریکا نه رکود، ولی رشد اقتصاد آن بشدت کاهش پیبدا کرده است و کاهش رشد اقتصادی آمریکا به نوعی تمام دنیا را متاثر میکند. آمریکا بزرگترین واردکننده در دنیاست و وقتی اقتصاد آمریکا دچار بحران شود، تقاضا برای کالا کاهش مییابد و تمام دنیا را دربرمیگیرد، ضمن این که بازارهای دنیا هم به هم متصل هستند و نوسانات شدید در بازارها همدیگر را متاثر میکند. حالا اگر از بازار آمریکا شروع شده باشد مطمئنا همان طور که ملاحظه کردید، همه بازارها را متاثر کرده و تقریبا دنیا را دچار یک ترس کرده و همه میخواهند آن را کنترل کنند. اقتصاد آمریکا وارد یک رکود شده است و معلوم نیست زمان آن چقدر است. اگر کوتاهمدت باشد، سریعا برمیگردد و شرایط درست میشود؛ اما اگر بلندمدت باشد، تبعات متفاوتی خواهد داشت.
وضعیت بحران و بهای نفت را در کشور خودمان مقایسه کنیم. بتازگی صندوق بینالمللی پول به اقتصاد ایران هشدار داد که اگر قیمت نفت کاهش یابد و به کمتر از 75 دلار در هر بشکه برسد، اقتصاد ایران با کاهش شدید رشد اقتصادی مواجه خواهد شد. نظر شما چیست؟
متاسفانه اقتصاد ما تکمحصولی است و تقریبا تمام درآمد ارزی ما وابسته به نفت است. حالا درست که ما به درآمدهای غیرنفتی اشاره میکنیم؛ ولی وقتی مشاهده میکنیم میبینم که بخش عمدهای از درآمدهای غیرنفتی را صادرات عمده محصولات پتروشیمی ما تشکیل میدهند.
حالا وارد این بحث نمیشویم؛ اما با توجه به آن بیش از 80 درصد درآمد ارزی ما وابسته به صادرات نفت خام است.
بنابراین هر تغییری در این درآمد میتواند ما را بشدت آسیبپذیر کند. فلسفه وجودی صندوق ذخیره ارزی بر این مبنا بود که جلوی نوسانات گرفته شود. متاسفانه در 7 تا 8 سال گذشته این اتفاق نیفتاد تا ما صندوقی تشکیل دهیم که خیلی بهتر از این که داریم میتوانست عملکرد داشته باشد و ما را در ارتباط با این نوسانات محفوظ کند و تا زمانی که برنامهریزی ما تنها با تکیه بر درآمدهای ارزی حاصل از نفت صورت گیرد، این خطر وجود دارد که هر تغییری در قیمت میتواند به اقتصاد ما آسیب جدی بزند. حالا میتوان گفت زمانی که افزایش قیمت نفت را داریم، از طریق افزایش تورم آسیب میبینیم و شاهد آن هم بودیم و کاهش آن منجر به کاهش فعالیتهای اقتصادی میشود. رشد اقتصادی را تحت تاثیر قرار میدهد و ممکن است وارد رکود شود یا شرایط بیکاری که داریم بسیار فضای نامطلوبی برای اقتصاد ماست. بنابراین انتظار داریم که مجلس و دولت به صندوق ذخیره ارزی توجه بیشتری داشته باشند. باید صندوق ذخیره ارزی حساب و کتاب مشخصی داشته باشد. باید پاسخگوی جامعه و مجلس شود، یعنی همان چیزی که در دنیا تجربه شد. کشور نروژ که یک حساب صندوق نفت دارد و در حال حاضر حدود بیش از 2500 میلیارد دلار سرمایه این صندوق است. به نظر میآید نوسانات قیمت نفت هیچ گاه نتوانسته اقتصاد نروژ را تحت تاثیر خودش قرار بدهد. آنها به این نتیجه رسیدهاند که به درآمد حاصل از نفت تکیه نکنند و این درآمدها را فقط سرمایهگذاری کنند که هم خود و هم نسلهای آینده از آن منتفع شوند.
موضوع انرژی هستهای ایران تا چه حد در تغییرات قیمت و کاهش یا افزایش تقاضای نفت تاثیر دارد؟
یک زمانی که هر روز اخبار در زمینه انرژی هستهای ایران بود، فقط از لحاظ روانی بازار را نگران میکرد که شاید در عرضه و قیمت نفت تاثیر داشته باشد؛ مثلا شاید شرایطی پیش بیاید که ایران صادرات نفت را متوقف کند و این تفکرات و جو روانی که ایجاد شده بود، باعث شد تقاضای نفت افزایش یابد. مصرفکنندگان به تصور این که کاهش عرضه و افزایش قیمت ایجاد خواهد شد، ذخایر نفتی خود را افزایش میدادند. اینها همه جو روانی بود که ایجاد میشد. وقتی الان شرایط آرام است، نگرانی بازار کم شده است. این کاهش تنشها تاثیر خود را در بازار از طریق کاهش قیمتها نشان میدهد. اما در این شرایط رکود آمریکا، تسری آن به دنیا و کاهش تنشها و افزایش ارزش دلار دست به دست هم دادند تا این قیمتها را در بازار به وجود آوردند.
در آخر تنها نکتهای که لازم است در خصوص اقتصاد ایران مطرح کنم، برنامهریزی آینده در بودجه کشور است. در حقیقت این شرایط باید دولت را در ارتباط با تعیین قیمت نفت برای بودجه محافظهکار کند. یعنی اگر قیمتهای بالای نفت را در نظر بگیرند و محقق نشود و درآمدها محقق نشود، دولت با کسری بودجه مواجه میشود و این کسری بودجه منجر به تقاضا برای پول از بانک مرکزی خواهد شد و بانک مرکزی پول چاپ کرده و به بازار ترزیق خواهد کرد و متاسفانه همه اینها دست به دست هم میدهد و تورم جدیدی را در جامعه شکل خواهد داد. بنابراین باید با برنامه پیش رفت.
مریم میخانک بابایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم