در واقع روند موسوم به مبارزه با تروریسم که آمریکا سردمدار آن است به گسترش ناامنی در منطقه و افزایش تلفات مردم غیرنظامی افغانستان، بهویژه زنان و کودکان، در بمبارانهای کور مناطق مسکونی این کشور منجر شده است.
مصاحبه با سیدعیسی حسین مزاری رئیس خبرگزاری صدای افغان در گفتوگو با رادیو برون مرزی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران به پرسشهایی درباره آخرین وضعیت این کشور پاسخ داده است.
به عنوان یک ژورنالیست اوضاع امنیتی افغانستان را چگونه ارزیابی میکنید به ویژه اینکه جنگها شدت یافته است و بر اثر آن بیشتر غیرنظامیان کشته میشوند؟
روشن است که متاسفانه وضعیت امنیتی افغانستان به هیچ وجه مناسب و مطلوب نیست و علاوه بر مناطقی که در جنوب شرق و جنوب غرب افغانستان ناامن بود امروز مناطقی هم که امنیت نسبی داشت، متاسفانه ناامن شده، در آنها ترور و انفجار صورت میگیرد و ناهنجاریهای مختلفی وجود دارد. حتی در کابل که نیروهای نظامی زیادی در آن مستقر هستند، شاهد ناامنیهای گستردهای هستیم.
آیا این جنگ برندهای خواهد داشت یا اینکه به همین صورت ادامه مییابد؟
در گذشته هم بر این باور بودیم که در ایجاد شرایطی که در کشورمان وجود دارد عوامل داخلی و خارجی دخیل هستند و براساس منافع خارجیها اوضاع پیش میرود و تنها قربانیان ناآرامیهای داخلی افغانستان مردم بیگناهند، در واقع جنگهای داخلی افغانستان برندهای نخواهد داشت.
علت افزایش قدرت نظامی طالبان چیست؟ البته وجود نواقص داخلی و اینکه امیدهای مردم محقق نگردید و امنیت و کار و آبادانی صورت نگرفت و فساد اداری و ناکارآمدی دولت همگی عوامل داخلیاند که باعث قویتر شدن طالبان شدهاند. اما آیا بمبارانهای کورکورانه خارجیها در 7 سال گذشته نیز ممکن است یکی از دلایل قدرت گرفتن طالبان باشد؟ نظر شما چیست؟
دو عامل خارجی تقریبا در این قضیه وجود دارد؛ اولین عامل اختلاف در سطح خود نیروهای خارجی است که در داخل افغانستان هستند و ادعای مبارزه با تروریسم میکنند. به خصوص اختلاف میان انگلیس و آمریکا در افغانستان که خیلی هم جدی است و باعث شده گروههای مخالف در داخل افغانستان تا حدودی سرعت عملشان بیشتر شود. این اختلاف گاهی موجب میشود که نیروهای خارجی نتوانند خوب عمل کنند و گاهی هم باعث میشود نیروهای طالبان و مخالفین دولت افغانستان به نحوی توسط برخی کشورها حمایت شوند و امکانات قابل ملاحظهای به آنها داده شود تا بتوانند خود را سازماندهی کنند.
عامل خارجی دیگر، کشورهای منطقه و قدرتهای جهانیاند. چون امروز بسیاری از کشورهای منطقه به هیچ عنوان علاقه ندارند کشورهای غربی در افغانستان حضور داشته باشند بهخصوص تضاد و مخالفتهایی که امروز میان روسیه و غرب در منطقه و جهان بروز کرده است، در وضعیت داخلی افغانستان تاثیر دارد. دیدگاه دیگری وجود دارد که گویا خود کشورهای غربی علاقه ندارند که وضعیت امنیتی افغانستان بهبود پیدا کند و شرایط جنگی از بین رود. اگر چنین نبود راه دیگری برای تامین امنیت در افغانستان در پیش میگرفتند که میتوانست موثر باشد.
اخیرا موضوع مذاکره با طالبان از سوی دولت مطرح شده است و آقای کرزای ملاعمر را به کابل دعوت کرده تا مذاکره کند. کرزای همچنین این موضوع را تایید کرده است که از عبدالله شاه عربستان در این خصوص کمک خواسته است ولی در عوض، ملاعمر به نیروهای خارجی هشدار داد افغانستان را ترک کنند و فرصت خروج به نیروهای خارجی داد و تهدید کرد که اگر خارج نشوند باید منتظر عاقبتی مثل نیروهای شوروی سابق در افغانستان باشند نظر جنابعالی در این خصوص چیست؟
موضوع مذاکره چیز تازهای نیست که از سوی دولت افغانستان اعلام شده باشد. از سالهای قبل این موضوع وجود داشته و به همین خاطر کمیسیون تحکیم صلح در افغانستان به رهبری آقای مجددی به وجود آمد و این کمیسیون هم کم و بیش در این راستا فعال است اما در واقع باید گفت دولت افغانستان نبایستی چنین حرفی بزند چون در شرایط فعلی کشور، دولت در هیچ جای معادلات وجود ندارد و هیچ صلاحیتی در راستای مذاکره با کسی را ندارد و از دولت افغانستان چنین امری قابل قبول نمیباشد و تمام امور تصمیمگیریها فقط توسط آمریکا صورت میگیرد.
پس اگر پیشنهاد مذاکرهای از سوی کرزای صورت گرفته حتما با اشاره آمریکا بوده است چون چندی پیش در مطبوعات پاکستان گزارشاتی به نقل از منابع موثق و استخباراتی پاکستان منتشر شد که در آن گفته شده آمریکا درخصوص طالبان به پاکستان اعتماد ندارد و خود قصد مذاکره مستقیم با طالبان را دارد؟
بله صددرصد درست است.
آیا این مذاکرات نتیجهای خواهد داشت؟
خیر چون پشت پرده حوادث افغانستان مسایل دیگری وجود دارد. اولا طالبان هم هرگونه مذاکره را منوط به خروج نیروهای آمریکا و غربی از افغانستان کرده است. موضوع دوم این است که در افغانستان یک گروه سازمانیافته متحد علیه دولت وجود ندارد تا طرف مذاکره باشد و با رضایت آن تمام قضایا حل شود.
در سطح خود طالبان هم یک حرکت منسجم و رهبری شده واحد وجود ندارد و علاوه بر طالبان، گروه حکمتیار نیز در افغانستان فعال است و شاید در برخی مناطق جدیتر از طالبان عمل میکند.
میتوان نتیجهگیری کرد که در حقیقت مردم افغانستان قربانیان اصلی این جنگها هستند چون طرفهای درگیر یعنی نیروهای خارجی و طالبان و القاعده خواستار تامین امنیت در کشور نیستند و هر کدام اهداف خاص خود را دارند. اخیرا گروه سومی را در گزارشات داریم که گفته میشود وابستگی ندارد و برخی افغانهای مقیم اروپا و آمریکا از هزاره و پشتون برنامهای دارند تا لویه جرگهای را تا دو سه ماه دیگر در کابل برگزار کنند و مقدمات آن را فراهم نمودهاند و پولدارهای افغانی امور مالی این جریان را بر عهده دارند و آنها به این نتیجه رسیدهاند که طرفین درگیری در افغانستان مردم این کشور را به گروگان گرفتهاند و باید گامهای مستحکمی برداشته شود آیا گروه سوم اگر اراده جدی داشته باشد میتواند نتیجهای بگیرد؟
بنده از گروه سومی که به شکل مذکور اظهار داشتید اطلاع ندارم. مدتی قبل طرحی از سوی مصطفی ظاهر اسلام ارائه شد مبنی بر همین روند که شما مطرح کردید ولی پیگیری این طرح مدتی به تعویق افتاد. در کابل اعلامیههایی از سوی فردی به نام دکتر وحید وحیدالله صادر شد که ایشان مدعی است طراح موافقتنامههای بن بوده است. همچنین طرح ظاهر شاه که در گذشته و قبل از اجلاس بن برای افغانستان مطرح بود این طرح را نیز ایشان تهیه کرده بود و طراح طرح مصطفی ظاهر نیز ایشان هستند و یکی از دیپلماتهای قوی و قدرتمند است که در سازمان ملل مشغول است.
ایشان مصطفی ظاهر را به دلیل اینکه مشکل جسمی دارد و بیمار است از پیگیری طرح منفصل میسازد و توسط عاملان جدید طرح صلح جدید در افغانستان را مطرح میسازد. حال باید دید که این طرح به کجا میانجامد، ولی باید گفت همین طرح نیز بدون پشتوانه خارجی و منطقهای نخواهد بود.
شرایط فعلی افغانستان به گونهای است که با مسائل جهانی و منطقهای گره خورده است و هر گروهی که به نام گروه دوم یا سوم یا چهارم و یا دهم یا هر عنوان دیگری که اعلام وجود کند به هیچ وجه نمیتواند بدون ارتباط داشتن با مسائل منطقهای و جهانی کاری از پیش ببرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم