در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اتفاق بالا شاید نمونه خیلی روشنی از سالمندآزاری نباشد، اما دقیقا همین مفهوم را در خودش دارد. محراب نجفخانی، کارشناس ارشد روانشناسی که در زمینه سالمندآزاری مطالعات و پژوهشهای بسیاری داشته، در اینباره میگوید: «سالمندآزاری نوعی از خشونت است که معمولا چندان به آن توجه نمیشود، اما این روزها به موضوع قابل تاملی تبدیل شده است.»
گفتگوی ما با محراب نجفخانی درباره همین موضوع است. ما طی این پرسش و پاسخ، آن هم در حوالی روز سالمند و اسکان سالمند به چرایی به وجود آمدن معضل، راههای برخورد و پیشگیری از آن پرداختیم.
آقای نجفخانی! سالمندآزاری چه معنایی دارد؟
سالمندآزاری نوعی خشونت است. خشونت هم در معنای کلی ظلمی است که از جانب طرف قویتر، به سمت فرد ضعیفتر وارد میشود. در این رابطه فرد ضعیف آزار میبیند. حالا این آزار میتواند شکلهای مختلف داشته باشد. صدمات از جنبههای جسمی، روحی، فیزیکی و ... قابل بررسیاند.
صدماتی کهدر این میان به سالمندان میرسد، یا خشونتی که نسبت به آنها اعمال میشود، چگونه است و در کدام دسته قرار میگیرد؟
عموما، دقت کنید میگویم عموما یعنی اکثر خشونتهای اعمال شده به سالمندان از نوع روحی است. خیلی کم اتفاق میافتد که در جامعه ما فرد سالمند را تحت آزار فیزیکی به شکل هدفمند قرار دهند.
این خشونت روحی چه زوایایی دارد؟ یا به چه شکلی خودش را نشان میدهد؟
ما معمولا آدمهای کنایهزنی هستیم. رک و راست حرف نمیزنیم. با طرف مقابلمان راحت نیستیم و بنابراین با نوعی متلکگویی صحبت میکنیم. این متلکگویی روح و روان سالمند را آزار میدهد.
مثلا؟!
وقتی شمای نوعی به مرد یا زنی که سالها از شما بزرگتر است، والدین شما یا همسرتان است یا اصلا بیمار شماست میگویید تازگیها هیچ کاری یادت نمیماندها ... میبیند ضربه زده شده است. سالمند در ذهنش خودش را آدم بیکفایتی میبیند و این موضوع در دهه 6 به بعد زندگی موضوع وحشتناکی است.
شکلهای خشونت روحی را توضیح میدادید؟
نوع دیگر سالمندآزاری، بیتوجهی به این قشر است. مثلا این گروه را در تصمیمگیریها، گروههای دوستی، گردشی و ... مشارکت نمیدهیم. از تجربیات آنها استفاده نمیکنیم. یا شکل سادهتر آن، این که به آنها سر نمیزنیم. یعنی مدتی طولانی میگذرد اما به دیدن فرد سالمند خانواده نمیرویم.
اینطور که میگویید خانه سالمندان هم نوعی از سالمندآزاری است.
اگر درست برخورد شود، اینطور نیست. مثلا اگر وقتی عضوی پیر از خانوادهمان به هر دلیل به خانه سالمند سپرده شد، بازهم به شکل مداوم مورد توجه و مهر خانواده قرار گیرد، سالمندآزاری نیست. در ضمن باید اهالی آسایشگاه هم رفتار خوبی با سالمند ما داشته باشند.
آقای نجفخانی نتایج این سالمندآزاری در روحیه سالمند چیست؟
سالمند ما گوشهگیر و منزوی میشود. احساس بیارزشی و بیکفایتی میکند. خصوصا آن که احساس عدم اعتماد به نفس و بیکفایتی از دهه 6 زندگی شروع میشود. این احساسات با شروع سالمندآزاری بیشتر هم میشود. از سوی دیگر افراد سالخورده حس میکنند سالها توجه آنها به فرزندانشان، زحماتی که کشیدهاند و... مورد بیاهمیتی قرار گرفته است.
به طور عمومی برخورد سالمندان با این موضوع چیست؟
نگاه کنید ما جامعه سنتی داریم. جامعهای که به حفظ کیان خانواده، احترام به این کیان، ارزشگذاری به روابط و... اهمیت میدهد. حالا در این جامعه که تا مدتی قبل هم سالمندان بشدت مورد توجه و احترام بودند، بیاحترامی و آزاری نسبت به افراد سالخورده انجام شود، این گروه موضوع را پنهان میکنند.
یعنی ماجرا نمود پیدا نمیکند؟
نه به شکل علنی. به طور مثال نمونههای فرزندآزاری یا همسرآزاری در جامعه ما مطرح میشود اما سالمندآزاری خیلی عیان نمیشود. چون خود سالمند این ماجرا را عنوان نمیکند. برای کسی تعریف نمیکند. بروزش نمیدهد. اصلا سعی میکند طوری رفتار کند که کسی باخبر نشود.
آیا این موضوع تاثیراتی هم در جامعه و خانواده دارد؟
قطعا اینطور است. اصلا امکان ندارد موضوعی به این مهمی بدون تاثیرگذاری در جامعه باشد. رفتار خشونتآمیز با سالمند باعث میشود زمینههای بروز خشونت در جامعه ایجاد گردد. از سوی دیگر بچههایی که شاهد ماجرا باشند، به این رفتار عادت میکنند. قبح احترام به سالخوردگان از بین میرود و حتی در نظرشان بدرفتاری به سالخوردگان که رفتار نامناسبی است عادی شود، پیوندهای عاطفی و ارتباطی خانواده اهمیتشان را از دست میدهند. این موضوع بنیان هنجارهای اجتماعی و رفتارهای مناسب در کودک و نوجوان را سست میکند. به نظرم همین موضوعات و دلایل برای رشد رفتار بزهگونه و خشن کافی باشد.
چه اتفاقی میافتد که خشونت در برابر سالمند به خشونت فیزیکی میرسد؟
اصولا سالمندان ناتوان بیشتر در معرض آسیب و خشونت هستند. هر چه ناتوانی بیشتر باشد امکان لطمه هم بیشتر است. از سوی دیگر این موضوع در قشر فقیر که با معضلات دیگر هم روبهروست، بروز پیدا میکند. همچنین وقتی از نظر طبقه اجتماعی افراد در سطح پایینی باشند، معضلات رفتاریشان هم بیشتر میشود. موضوع دیگر فرزندانی هستند که در دوره کودکی و نوجوانی از والدینشان آزار دیدهاند. نیازهاشان برآورده نشده است و... این گروه نوعی کینه و حس انتقامجویی در وجودشان هست. این حس گاهی خیلی قوی میشود.
و آن وقت ما با چه شدت خشونتی روبهرو میشویم؟
خشونتی که میتواند حتی به قتل برسد. ما در اخبار حوادث نمونهاش را داریم. چند ماه قبل پسری مادرش را به قتل رسانده بود، صرفا به این دلیل که حس میکرد او در زندگیاش دخالت کرده و اختلال ایجاد میکند. اما این رویه قضیه است.
و حقیقت چیست؟
این پسر سرشار از نیازهای برآورده نشده است. او زخمهای درمان نشده کودکیاش را دارد.
آقای نجفخانی! چطور میشود مانع بروز این رفتار شد؟
باید والدین، والدین خوبی باشند. به نیازهای بچهها به درستی جواب دهند. از سوی دیگر باید حس بخشش را در افراد ایجاد کرد تا آنها بتوانند مشکلات کودکی و نوجوانیشان را فراموش کنند تا به والدین سالمندشان آسیب نرسانند. همچنین دولت یاNGO ها باید سالمندان را تحت پوشش قرار دهند تا به وضعیت روحی و جسمی آنها رسیدگی شود. همچنین مشکلات آنها بررسی شود تا در صورت بروز هر نوع معضلی بتوان به موقع جلوی آن را گرفت.
حدیث ضابطی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: