در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شروع کار شما چگونه بود؟
ما یک گروه قدیمی به همراه پیام صالحی داشتیم . 8 نفر بودیم. این گروه کاملا سنتی بود که پیام در آن موقع سنتور میزد که به دلایل اختلافهای سنی و سلیقهای خیلی زود از هم پاشیده شد. بعد با آزاد شدن سبک پاپ گروه دوم آریان شکل گرفت.
این گروه چند سال است که تشکیل شده؟
در حال حاضر نهمین سالش را میگذراند. تجربه نشان داده که در ایران کار گروهی جواب نمیدهد، اما یکی از شاخصههای گروه آریان همین کار گروهی است.
چه چیز باعث شده که بعد از این همه سال گروه پایدار بماند؟
به نظر من قدم اول در هر کار گروهی دوستی با یکدیگر و احترام گذاشتن متقابل است. این قضیه آنقدر مهم است که اگر به آن توجه نشود، مشکلات زیادی را رقم میزند و خیلی سریع باعث فروپاشی گروه میشود. ما خوشبختانه این قدم را خیلی محکم برداشتیم. دوم همسن بودن اعضای گروه است. همسن و سال بودن گروه افکار اعضا را به هم نزدیک میکند و باعث میشود زود به نتیجه یا هدف برسیم و نهایتا سومین علت انتخاب سبک خاص است.
اما سال گذشته غیبت شما در کنسرتها کاملا آشکار بود و شایع شده بود که شما با گروه آریان مشکل دارید؟
نه چه مشکلی؟ (میخندد) تنها کنسرتهایی که من نمیتوانستم گروه را همراهی کنم، سفرهای خارجی بود که قبلا مکررا توضیح داده شده و آن هم سرباز بودن من است. وگرنه مشکل خاصی نیست و من تا آریان هست با گروه هستم و خواهم ماند.
توی کنسرتها وقتی شما آرشه را روی ویولون میکشید یک هیجان خاصی به سالن میدهید. این قضیه باعث نشده تا حس متفاوتبودن از گروه در شما ایجاد شود؟
نه اقتضای ساز من است. من سعی میکنم انرژیای که دارم را منتقل کنم و همان طور هم انرژی بگیرم. این حس کاملا گروهی است. مطمئنا هر کدام از بچهها در جایگاه خودشان مهارتهای خاصی دارند.
اما به نظر من خصوصیات شخصی شما و بخصوص چهرهتان باعث شده که قابلیت این را داشته باشید که به چهره جدیدی در گروه آریان تبدیل شوید که همین موضوعات هم باعث شد تا آقای شریفینیا شما را برای فیلم سنتوری انتخاب کنند؟
سنتوری تجربه خوبی بود. چون همه عوامل از باتجربههای سینما بودند و کار برای من به عنوان کسی که برای بار اول چنین کار میکرد واقعا مشکل بود و اتفاقا دیدم نسبت به بازیگری کاملا عوض شد.
گروه شما به عنوان اولین گروه ایرانی شناخته میشود که نامش در دایرهالمعارف بزرگ موسیقی پاپ ثبت شده. در رابطه با این موضوع بیشتر توضیح دهید.
به نظر من برای هر ایرانی باعث غرور و افتخار است. شاید الان خیلی راحت باشد که این حرف را میزنیم، ولی اگر این اتفاق برای هر خواننده یا گروهی بیفتد اتفاق بزرگی است؛ یعنی برای هرکسی در هر جای دنیا. چرا که بهترینهای هرکشوری در این کتاب همراه اثرهایشان و بیوگرافیشان به دنیا معرفی میشوند و باز هم میگویم که به عنوان یک ایرانی از این اتفاق بسیار خوشحالم.
فکر نمیکنید این خودش علتی بود، برای همکاری گروه شما با کریس دی برگ؟
صددرصد. چون اسم ایشان و آریان در این کتاب به ثبت رسیده. اتفاقا به همین دلیل است که خوانندگان برتر هر کشور میتوانند به راحتی با یکدیگر فعالیت مشترک انجام دهند.
چرا قطعه همکاری شده با کریسدیبرگ اورجینال نیست و میکس است. یعنی نینف امیرخاص آمده و در حال و هوای قطعه «جمله دوست دارم» ترانهای به فارسی اضافه کرده و قبل از آن هم همان کاری شنیده میشود که قبلا در آلبوم «به سوی آزادی» کریس دی برگ بوده و بکر نیست؟
منظور شما از بکر چیست؟
یعنی کاری که قبلا شنونده حرفهای موسیقی آن را نشنیده باشد؟
خب این را باید از خود کریسدیبرگ بپرسید.
پس یک جورهایی کار تبلیغاتی به حساب میآید؟
نه. اولا که آهنگ را کریس دی برگ ساخته و ما نساختیم. گیتارش راهم خودش زده. ما مجاب شده بودیم که کار فارسی همان موضوع را ادامه بدهیم. دست ما نبود که چه شعری بگوییم و چه کارکنیم. وقتی انگلیسی آن گفته شده، ما باید در آن مایه ترانه فارسی را ادامه بدهیم. وقتی بحث آزادی است من نمیتوانم از کفشم صحبت کنم.
باید همان آزادی را ادامه بدهم. بنابراین میشود گفت که طراحی کار قبلا شده بود. به قول معروف ما فقط رنگش کردیم. ما کار دیگری نمیتوانستیم بکنیم و مجبور بودیم ادامه بدهیم. قبلا از آن طرف طراحی شده بود و پیشنهاد هم از آن طرف بود. کاری از دست ما برنمیآمد.
یعنی کریسدیبرگ نمیخواست کار جدیدی با گروه شما داشته باشد؟
این را نمیدانم که میخواست یا نمیخواست. موضوع این بود که کار انجام شده بود و ما باید ادامه میدادیم. این را میتوانید از خود کریسدیبرگ سوال کنید. من نمیدانم چه جوابی به شما بدهم.
برای آینده چه برنامهای دارید؟
در حال حاضر هدف ما کنسرت آلبوم چهارم در تهران و اقصانقاط کشور است. آلبوم تکی خودم هم در حال تکمیل شدن است که به زودی روانه بازار خواهد شد؛ مشابه «قصر خیال».
تکنوازی است؟
به صورت تک نوازی همراهی چند ساز دیگر است؛ مشابه قصر خیال.
آلبوم اولتان موفق بود که حالا دومی را برنامهریزی کردید؟
بله. فکر میکنم موفق بود و اتفاقا از فروش خوبی هم برخوردار بود. البته تجربه اول من بود و مسلما با توجه به تجربیات این سالها از ساختار قویتری برخوردار خواهد شد.
فکر نمیکنید، این آلبوم انفرادی، به نوعی تک پریدن از گروه به حساب بیاید؟
نه به هیچ وجه. چون من فعالیت آلبوم اولم را هم قبل از شروع فعالیتهای گروه آغاز کردم.
ولی الان قضیه فرق میکند؟
نه. من اینها را میگذارم به حساب سوءاستفاده از تیترها یا حاشیهها.
شاید الان گروه یک نردبان به حساب بیاید؟
اگر نردبانی هم باشد پلههایش را با هم گذراندیم. بنابراین نردبان ترقی دیگری وجود ندارد.
تا حالا صدایتان را امتحان کردهاید؟
بله. امتحان کردم.
چه جوری است؟
بدک نیست (میخندد) ولی کاملا به صورت تفننی است. البته آن هم شاید به خاطر شغلی است که دارم. چون اعتقاد دارم تا کاری را به صورت تخصصی کسی بلد نباشد نباید در معرض استفاده عموم قرار دهد.
قصد ندارید یک آلبوم با صدای خودتان به بازار موسیقی بفرستید؟
فکر نمیکنم. چون با توجه به عرضی که در سوال قبلیات کردم باید به صورت آکادمیک این کار را تعلیم دید که فعلا فرصت این یادگیری را ندارم.
مهدی معزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: