در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تقسیم اطلاعات در داستان به گونهای است که اغلب این دادهها را آدمها مثل توپ تنیس به سمت هم پرتاب میکنند. مواخذه مرتضی توسط مینا به خاطر کارهای شرکت و گافهای شرکا شایسته بود در همان محل شرکت با حضور زن معترض به مخاطب ارائه میشد تا تنور منازعات این زوج رنگ و لعاب حقیقی به خود میگرفت.
فیلمساز از نمایان کردن برخی کنشها که عقبه انگیزشی و رفتاری آدمها را در موقعیتهای حساس میشکافد، بیدلیل پرهیز کرده است. درکشاکش چانهزنی مینا با مرتضی و در مرحله بعد تقابل او با آذر، آدم دیگری به داستان سنجاق میشود که قرار است به عنوان ناجی این کشتی شکسته خانوادگی در حال غرق عمل کند.
علی پابرهنه به داستان سرک میکشد، به عنوان عقل کل از منظر بالا به آدمها و موقعیتهای اجتماعی و شخص آنان نظر میکند و در انتها نیز همانگونه که بیمقدمه آمده، از سلسله مراودات آدمها محو میشود.
معضل مهمی که در پایان داستان مانند دملی مراودات آدمها و تصمیمات آنان را زخمی میکند، چرخش ناگهانی آنان از خواستههای خودشان است که این همه بر آن پافشاری داشتند. این تغییر رویه بخصوص در مورد مینا نچسب و تحمیلی به نظر میرسد.
تصادف با گاو در جاده مه آلود و دخیل بستن به درختی که بزنگاه و تصادفی سر راه قهرمان درام قد علم میکند، کلیت فیلم را تحت تاثیر خود قرار میدهد. فیلمساز رو دست ملسی به مخاطب خود میزند و همه این تلخی و چالشهای پیشین را با یک خوشی شبه عرفانی که جایگاهش در این بخش فیلم نیز محل تردید و پرسش است، ختم به خیر میکند.
بهانه مینا برای ماندن نزد مرتضی پساز آن تصادف کذایی با گاو در جاده توسل به خوابیاست که او آذر را به قصد خودکشی میبیند. البته این تعبیر مینا از این رخداد ذهنی است، ولی آنچه که فیلمساز عینیت بخشیده، یک پلان متحرک است که دوربین از راهرو به سمت اتاقی خالی سرک میکشد که باد پردههای پنجرهاش را به جنبش درآورده است.
این پلان که به نوعی تصور ذهنی میناست 2 مرتبه در فیلم تکرار میشود، ولی ایهام و ابهام موجود در آن جز به بیراهه کشاندن ذهن مخاطب عایدی ندارد، زیرا متهم ردیف اول این خواب، یعنی آذر اصلا نشانه و ردی از او در دسترس نیست. دستکم وقتی که علی برای گرفتن کلید منزل سراغ آذر میرود، تیغ موکتبری را روی میز و دمپاییهای آذر را کنار اتاق میبیند، شک علی در همین زمان به یقین تبدیل میشود که آذر قصد خودکشی دارد. به همین دلیل آذر را به بهانه پیدا کردن خانه برای خواهرش از منزل مینا بیرون میکشد.
وقایع گذشته و حس حسرت برای آذر با یک نان سنگک ناقابل و پرسهزنی در کوچه قوام ختم به خیر میشود، گذشتهای که پیش از آن در چانهزنی دو خواهر خیلی مستقیم، شفاف و پاستوریزه شده است، گذشتهای که پروندهاش با یک سیلی تمام میشود.
هر سکانس علاوه بر موجودیت خاص خود به صورت منفرد که شامل آغاز، میان و انتهاست، به گونهای در کلیت خود باید با سکانس بعد و قبلش رابطهای تنگاتنگ برقرار کند.
در انتهای برخی سکانسهای کنعان، فیدهایی که مونتور لحاظ کرده، حکم آبسردی است که بر تصورات مخاطب میریزد در اوج تنشهای گفتاری و گاه آرامش و سکوتی که حکم آتش زیر خاکستر دارد، فیدهای مزاحم و نچسبی که تاریخ مصرف آنها دیگر گذشته به سازمان فیلم سنجاق شده که بخشهایی از اثر را دچار سکته کرده است.
جغرافیا در این فیلم نقش مهمی ایفا میکند، اما فیلمساز برخی از این مکانها را بدرستی به مناسبات آدمها پیوند نداده است. برخی منازعاتی که میان مینا و مرتضی در منزل و فضای آرام آن اتفاق میافتد براحتی میتوانست در ساختمانهای بتونی و نیمهسازی که مرتضی در آن کار میکرد به قوام و انسجام برسد.
به هر روی، برای اتصال به فراز و نشیبهای آدمهای داستان، در درجه نخست مخاطب باید بازیگرانی که ردای شخصیتها را تن کردهاند، باور کند. کنعان از گزینش نادرست بازیگران برای کاراکترهای قصهاش آسیب فراوان دیده است.
جز محمدرضا فروتن که لباس شخصیت به تنش درست نشسته، ردای کاراکتر مینا برای ترانه علیدوستی گشاد و غیر قابل باور است، ردایی که همگان میدانند برای لیلا حاتمی دوخته شده بود. افسانه بایگان هم از آذر فاصله فراوانی دارد.
ما اصلا سختی 20 سال دوری از وطن و رنج از دست دادن مادر و فرزندش را در غربت در سکنات رفتار او لمس نمیکنیم. آذر با این تیپ و شمایل، گویی برای پیکنیک و هواخوری به وطن برگشته است.
به هر روی کنعان در قیاس با اثر قبلی این فیلمساز، اتفاق خاصی محسوب نمیشود، هر چند کارگردان بر ابزار و یراق کارش تسلط دارد، ولی شوخ و شنگی و طراوات کارگردان مشغول کارند و اشرافی که او بر داستان و آدمهایش در آن فیلم داشت در کنعان زیاد محسوس نیست.
اگر فیلمساز در گزینش بازیگرانش تعارف و مصلحتهای دوستانه را کنار میگذاشت شاید اکنون مخاطبان با کاراکترهای کنعان همراهی بیشتری میکردند.
علی احسانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: