برگزاری رقابتهای کشتی قهرمانی کشور در رشتههای آزاد و فرنگی در حالی به میزبانی 2 شهر ساری و شیراز پشتسر گذاشته شد که این 2 گردهمایی پرهزینه، هیچ خاصیت و مزیتی برای آینده ورزش اول ایران به همراه نداشت. در شرایطی که طی سالیان طولانی برگزاری مسابقههای کشوری زمان انجام رقابتها بیشتر به بهار و تابستان محدود میشد و طی 3 سال گذشته نیز اوایل سال شاهد رویارویی کشتیگیران تمامی استانها در یک آوردگاه بودیم، کارگزاران کشتی پس از آنکه عملکرد ناموفقی در بازیهای المپیک از خود بر جای گذاشتند، برای زدودن و پاک کردن خاطرات تلخ و ناخوشایند تابستان 87 در پکن، با اصرار و پافشاری به صرافت افتادند تا به هر شکل و حتی زمان نامناسبی بساط راهاندازی و پهن کردن تشکهای قهرمانی کشور را در هر نقطه و استانی مهیا کنند تا شاید تب و تاب رقابتهای داخلی بتواند مرهمی بر زخم عمیق و ناعلاج شکستهای تحقیرآمیز در المپیک باشد.
اما ترفند و تمهیدات نظریهپردازان و برنامهریزان فدراسیون کارساز واقع نشد و در واقع تیرکارگزاران کشتی به سنگ خورد. از آنجا که فضا و افکار اهالی کشتی پس از بازگشت کاروان کشتی از المپیک همچنان تحت تاثیر نتایج شگرف آن گیج، مبهوت و ناامید مانده بود، حتی فراخوانی سرمایههای کشتی به 2 رویداد کشوری در ساری و شیراز هم نتوانست جو متشنج و معترض گوش شکستهها را آرام و امیدوار کند.در چنین اوضاع قمر در عقربی، مسابقههای پشتسر گذاشته شده اخیرا بجز به بار آوردن هزینههای سنگین دیگر بر دوش ورزش کشور، دستاورد قابل اعتنایی نداشت.
پشت کردن چهرههای شاخص و نامآور که در راس آنها ملیپوشان قرار داشتند، بیش از هر عاملی بر کیفیت و جذابیت رقابتها تاثیر منفی گذاشت تا بار دیگر ضعفها و دغدغههای دیرینه قهرمانی کشور به وضوح به چشم بیایند و این واقعیت آشکار یکبار دیگر رخ نشان بدهد که هدف از برگزاری مسابقههای کشوری صرفا تکرار یک سناریوی قدیمی و انجام تقویم سالانه فدراسیون بدون کمترین هدفگذاری و بهرهبرداری است. همانگونه که از نزدیک رویت کردیم در گردهمایی کشتیگیران داخلی نه تنها شاهد عرض اندام و هنرنمایی استعدادهای نهفته و آیندهدار و چهرههای نوخاسته نبودیم، بلکه واقعیت نگران کننده دیگری نیز به چشم آمد که براثر بیتوجهی به استانهای کشتیخیز و و فراموش کردن مربیان سازنده زحمتکش تهرانی و شهرستانی نمیتوان به آینده کشتی امیدوار بود و چه بسا با این روند در المپیک 2012 لندن کسب یک مدال برنز حکم کیمیا داشته باشد به عنوان یک موفقیت بزرگ و ارزشمند تلقی شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم