در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آقای وزیر! فکر میکنم آخرین بار که خبرنگاران عصبانیت شما را دیدند زمانی بود که آنها درباره خط فقر از شما پرسیدند آیا هنوز هم نسبت به پرسش خبرنگاران درخصوص میزان خط فقر در جامعه حساس هستید و در صورت تکرار مجدد این پرسش، همان عکسالعمل را خواهید داشت؟
من عصبانی نشدم. اصلا عصبانیت ندارد. من اصولا به دنبال کارهای با اثر هستم. یک جایی خواندم احتمالا در چین یا ژاپن بود، مردی 10 سال رفت پیش استادی تا فن کشتن اژدها را از او بیاموزد. 10 سال وقت گذاشت، اما پس از آن تا آخر عمرش هر چه گشت، اژدهایی برای کشتن پیدا نکرد. یعنی 10 سال از عمرش را بیهوده هدر داد و بقیه را هم همچنین.
حالا ما باید بدانیم دنبال چه نتیجهای از کار هستیم و قرار است چه خیری به مردم برسانیم. مثلا الان در اوج گیر و دار این هستیم که کارگران ساختمانی را بیمه کنیم و این یک کار عملیاتی و اجرایی برای یک قشر محروم و زحمتکش است.
حالا یک نفر میآید میخواهد کشتن اژدها از من یاد بگیرد. حالا اژدها کجاست؟ اصلا چه فایدهای برای مردم دارد؟!
ما نباید تابع رسانههای ماهوارهای بیگانه باشیم و هر چه آنها شبها به خوردمان میدهند، فردا فکر کنیم که حرف آنها راه درست برای ماست. در شان خبرنگاران نیست که این طور قضیه را مطرح کنند.
من بارها گفتهام مطالبی را از من بخواهید که فایدهای برای قشری از جامعه داشته باشد. در این شرایط من همیشه برای پاسخگویی آمادهام.
در نظر بگیرید ما چند وقت پیش اورژانس اجتماعی را راهاندازی کردیم. چنین تحولی تقریبا و تحقیقا در 170 کشور دنیا بینظیر است. اگر شما به عنوان خبرنگار به فکر مردم باشید، همان لحظه ابتدایی که جرقه آسیبهای اجتماعی در زندگی یک فرد زده میشود شما همان لحظه این جرقه را خاموش میکنید. این کار بزرگی است که در حال انجام است. آن وقت یک نفر میآید چیزی میپرسد که هیچ اثر و حسنی برای کشور ندارد.
این است که آدم به خاطر وقتی که آن فرد از دست میدهد، عصبانی نمیشود بلکه عمیقا ناراحت میشود. من هم عصبانی نشدم.
البته آقای وزیر! این پرسشی بود که همه خبرنگاران از شما پرسیدند و اگر باز هم بخواهند درباره اعلام خط فقر در کشور اطلاعرسانی کنید، همچنان امتناع میکنید؟
حالا من از شما میپرسم اعلام خط فقر چه فایدهای دارد؟!
الان در بیشتر کشورهای دنیا خط فقر اعلام میشود. ضمن این که ما هم بارها در اخبار خودمان درخصوص میزان فقر در کشورهای دیگر سخن میگوییم. حالا چرا نباید از میزان خط فقر در کشور خودمان اطلاع داشته باشیم؟
نه به هیچ وجه اعلام نمیکنند. شما گزارش توسعه انسانی را ببینید. این گزارش معتبرترین سند سازمان ملل در این زمینه است. این طور نیست که هر کشوری یک رقم را برای خط فقرش اعلام کند. از این گذشته هر کشوری برای برنامهریزی خودش این کارها را انجام میدهد. ممکن است در کشورهایی قوانینی باشد؛ مثلا اگر آلودگی هوا به فلان درجه رسید آن روز باید شهر تعطیل شود به خاطر سلامت مردم. چون آن اعلام خط آلودگی مزایا یا محدودیتهایی دارد که باید مرتب گفته شود.
اما اگر امروز آلودگی را اعلام کردند 50 فردا گفتند 60 و پس فردا 90 خب این چه فایدهای به حال مردم دارد؟
پس من فکر میکنم اطلاعرسانیها در این زمینه نادرست بوده، چون آخرین بار که قرار شد خط فقر اعلام شود وعده اردیبهشت ماه داده شده بود و آن وقت هیچ گاه گفته نشد که قرار است خط فقر فقط برای سیاستگذاران اعلام شود! و همه منتظر اعلام خط فقر بودند.
ببینید کسی که سوال میکند باید دلیل پرسش خود را بداند. پاسخدهنده هم باید این پاسخ را بر مبنای کارهای مطالعاتی و تحقیقاتی انجام دهد.
حالا سوالکننده بگوید اعلام خط فقر چه فایدهای دارد و چه قانونی در کشور داریم که به این قضیه بسته است؟
خب این یک آگاهی و اطلاعرسانی به مردم است. در واقع این حق مردم است که در این زمینه بدانند.
آگاهی برای چه؟
یعنی شما فکر میکنید اطلاعرسانی در این زمینه موجب میشود که زنگ خطرها در جامعه به صدا دربیاید؟
خب این واقعا صرفا آگاهی است؟! اصلا بگذارید این طور بگویم. یک آقایی مینشیند و بر مبنایی مطالعاتی انجام میدهد. بعد هم اعلام میکند خط فقر مثلا یک میلیون تومان. وقتی شما این را اعلام کردید میدانید چه آسیبهایی به برخی اقشار جامعه که دارند با عزت و کرامت زندگی میکنند، میرسد. میدانید چقدر به عزت نفس آن دانشآموزی که در یک مدرسه درس میخواند صدمه میزنید؟ او دارد زندگی خودش را میکند و این اعلام شما گرهی از مشکلاتش باز نمیکند.
مهر فقر زدن یا جنایتکار زدن یا بیعرضه زدن روی پیشانی مردم چه مشکلی از مشکلات مردم را حل میکند. این مهرهایی که ما میزنیم کسی اثرات روانشناختیاش را بررسی نکرده است. 2 سال پیش در جایی خواندم که معلمان زیر خط فقرند. بشدت از گوینده متنفر شدم، چراکه باعزتترین و باحرمتترین گروه را که کارشان کار انبیاست زیر سوال برده. مگر میشود اگر کسی در خانهاش ماکروفر نداشت پس دیگر کار آموزش نکند.
باید مجموعه نیازهای یک فرد مدنظر قرار گیرد. حالا شما یک مرتبه انگی میزنید به کسانی که تربیت نسل آینده کشور به دست آنهاست. اتفاقی که چند سال پیش افتاد و من خیلی متاثر شدم و البته کتبا هم اعتراض کردم به کسی که این مطلب را عنوان کرده بود که ما حق نداریم گروهی از اقشار عزتمند کشورمان را آماج ژست فرمایشی خودمان قرار دهیم.
اولا مبنای این آمارها کجاست. غیر از این است که یک مطالعه میدانی محدود روی چند نفر صورت گرفته. ما از کجا از سطح درآمد همه مردم مطلع هستیم که یک مرتبه گروهی را زیر خط فقر یا بالای خط فقر اعلام میکنیم. اینها هیچ مبنایی ندارد و با استناد به بانک اطلاعاتی هم نیست. بعضیها میخواهند یک نوآوری داشته باشند، اما این که نوآوریشان چه اثرات سویی بر مردم بر جا میگذارد را بررسی نمیکنند. آقایانی که این همه مدعی هستند برای یک بار هم که شده بیایند و به ما بگویند اعلام خط فقر چه فایدهای دارد.
اما عکس این مطلب هم وجود دارد. الزاما کسی که درآمدش پایین است فقیر نیست. ممکن است کسی درآمد بالایی داشته باشد، اما قدرت تنظیم مالی یا اقتصادی برای خودش نداشته باشد. او آدم فقیری است. کسی که فکر فقیری دارد بیش از کسی که جیب فقیری دارد دچار فقر است. فقر واقعی اینجاست. ممکن است عدد کم و پایین باشد، اما مدیریت اقتصادی و مدیریت زندگی بالاست.
من مثالی میزنم. شما ممکن است درآمدی داشته باشید حالا کسی در یک صنفی ممکن است از درآمد شما بالاتر داشته باشد. حالا ما باید ببینیم چه اقشاری در جامعه درآمد پایینتری دارند و یک فکری برای آنها بکنیم. نه این که صرفا عددی را اعلام کنیم و بعد هم برویم پی کار خودمان.
من نمونهای میآورم. همان روزهایی که خط فقر را با ژستی اعلام میکردند (که من همین حرفها را وقتی نماینده مجلس هم بودم زدم و حرفهای امروز نیست.)
4 سال مستمری محرومان را یک ریال هم افزایش ندادند. یعنی در سال 81، 82، 83 و 84 حقوق ماهانه یک فرد تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی یک نفره 8 هزار تومان بود و 5 نفره 18 هزار تومان.
4 سال هم یک ریال افزایش نیافت. آن وقت هم خط فقر را اعلام میکردند و چیزی هم که اعلام میشد حداقل 10 که چه عرض کنم 20 برابر این مستمری بود که به محرومان میدادند. خبرنگاران هم کاری به این حرفها نداشتند. نمیگفتند اگر خط فقرتان این است پس چرا یک بیستم این رقم را به عنوان مستمری به یک نفر میدهید که با آن زندگی کند.
اما از سال 84 تا الان مستمری محرومان 400 درصد افزایش یافته است. عدد آنقدر مطلوب نیست. خدمات و امکانات جانبی به محرومان کشور قابل مقایسه با سالهای گذشته نیست. به عنوان مثال انشعاب آب، برق، گاز و... برای محرومان مجانی شد که خود این انشعابات تقریبا میشود یک میلیارد تومان. به هر فرد خانوار سال گذشته و سال ماقبل آن بن کالای غیرنقدی 32 هزار تومان پرداخت میشد، یعنی یک خانواده 5 نفره 160 هزار تومان بن غیرنقدی دریافت کرد.
بدهی دانشجویان محروم دانشگاهها تا پایان این ماه پرداخت میشود. کمک به افراد ناشنوا که نیاز به انجام عمل حلزونی گوش داشتند، اما به دلیل ناتوانی مالی نمیتوانستند این کار را انجام دهند. کمک به دو جنسیها برای انجام عمل جراحی با سرانه 6 میلیون تومانی.
همچنین برای اولین بار در کشور تمام معلولان بهزیستی تحت پوشش بیمه تکمیلی قرار گرفتند. بیمه مکمل بازنشستگان افزایش 2 برابری پیدا کرد.
حداکثر 70 سال برای بیمه عمر بازنشستگان برداشته شد تا به این ترتیب بیمه عمر به تعداد بیشتری از آنها تعلق گیرد.
حقوق بازنشستگان از سال 83 تاکنون به طور میانگین 221 درصد افزایش یافته است. حداقل حقوق بازنشستگان از 115 هزار تومان به 200 هزار تومان افزایش یافته؛ یعنی در حال حاضر پرداخت حقوق بازنشستگان به بالای 200 هزار تومان رسیده است.
این اقدامات کارهای عملیای است که ارزش دارد. آن وقت شما یک موضوع بیفایده را مطرح میکنید!
پس شما معتقدید بحث خط فقر چیزی نبوده که صرفا مختص این دولت باشد و قبلا هم مطرح بوده، اما در دولتهای قبلی هیچ وقت اینقدر با حساسیت به این موضوع پرداخته نشده بود. پس به نظر شما بحث خط فقر سیاسی شده است؟
باید نظر افرادی را که اینچنین موضوعاتی را مطرح میکنند، بپرسید. این که بحث خط فقر سیاسی است یا غیرسیاسی، بنده کسی را محکوم نمیکنم، چراکه شاید ممکن است ناآگاهیها نسبت به جامعیت مسائل کشور وجود داشته باشد که موجب طرح چنین مسائلی شود، در غیر این صورت با چه انگیزهای این سوالات مطرح میشود؟ شاید عدهای از روی ناآگاهی فکر میکنند که طرح چنین مباحثی خوب است.
خب، اگر خبرنگاران هم این پرسشها را مطرح میکنند فقط به دلیل آن است که میخواهند پاسخ برخی از پرسشهایی را که ممکن است با خواندن چنین آمارهایی که از دید شما واقعی هم نیستند مطرح میشود را از قول یک مقام مسوول بشنوند.
من هر روز حداقل با چندین گروه اجتماعی جلسات مختلفی دارم از نخبگان، کارمندان و... گرفته تا نشستی که چندی پیش با اتحادیه تاکسیداران داشتم، اما هیچ کدام از آنها دغدغه خط فقر نداشت. چرا با این که در جلسات امکان پرسش آزاد است، هیچ کس از خط فقر نمیپرسد؟ اصلا در ذهن کسی این مسائل مطرح نیست.
شما ببینید خدماتی که در کشور ما ارائه میشود در کمتر کشوری میتوان نظیرش را یافت. به طور مثال در پیشرفتهترین کشورهای دنیا هم محدودیتهایی برای دو جنسیها قائل میشوند و اصلا قبولشان نمیکنند، اما ما میگوییم با تایید پزشک و حکم دادگاه 6 میلیون تومان کمک بلاعوض به بیمار دو جنسی میدهیم تا مشکلش را با عمل جراحی برطرف کند و دوباره به زندگی عادیش بازگردد.
آقای وزیر! من هم با آن بخش از صحبتهای شما که معتقدید این آمارهایی که هرازگاهی در گوشه و کنار کشور از سوی برخی افراد غیرمسوول مطرح میشود مبنای علمی ندارد، موافقم؛ اما آیا این مساله از نبود یک مرجع اطلاعرسانی واحد که در این زمینه مسوولیت نیز دارد ناشی نمیشود؟ آیا بهتر نیست وزارت رفاه برای یک بار هم که شده آمار واقعی خط فقر را اعلام کند. چرا خودداری میکنید؟
این نیست که ما صلاح ندانیم درخصوص خط فقر اطلاعرسانی کنیم. ببینید از نظر خبرنگاران ممکن است اطلاعرسانی درباره قیمت یک سوزن باشد واقعا اعلام قیمت یک سوزن در زندگی مردم چه تاثیری دارد؟ شما یک روزنامه را باز میکنید میبینید در آن قیمت انواع حبوبات، لبنیات و مواد پروتیینی اعلام شده، بعد میگویید خب پس چرا درباره قیمت سوزن اطلاعرسانی نمیشود.
من نمیدانم چرا از میان هزاران مساله، شما خبرنگاران میروید سر مشکلی که از 70 میلیون نفر جمعیت کشور شاید مشکل 10 نفر هم نباشد! اصلا مردم به این موضوعات کاری ندارند.
نمیدانم چرا برخی خبرنگاران علاقهمند نیستند خدمات دولت را آن طور که هست منعکس کنند و علاقهمندند موضوعی که به درد مردم نمیخورد را مرتب مطرح کنند.
ما برای اولین بار در کشور بانک اطلاعات ایرانیان را امسال افتتاح کردیم که مهمترین کارکرد آن دسترسی به اطلاعات دقیق بر مبنای یک بانک اطلاعاتی صحیح و منسجم و نه مطالعات میدانی محدود است.
یعنی در این بانک دقیقا به شما میگوییم تعداد بیمهشدگان کشور چند نفرند، چند نفر تحت پوشش هیچ بیمهای نیستند، چه تعداد دفترچه درمان دارند. در واقع اطلاعات کامل 70 میلیون نفر ایرانی را داریم.
اما از آن طرف یک نفر بر مبنای یک مطالعه نمونهای که روی چند خانوار انجام میدهد نتیجه آن را بر 70 میلیون نفر ایرانی تعمیم میدهد.
این آمارها برآوردی است. شما برآورد میکنید یک نتیجه میگیرید و یک نظر میدهید. بنده نوعی هم یک نظر دیگر میدهم که کاملا با نظر شما متفاوت است.
پس شما فکر نمیکنید بهتر است وزارت رفاه برای یک بار هم که شده خط فقر را اعلام کند تا جلوی این اظهارنظرهای متعدد گرفته شود؟
بنده صدها بار گفتهام. هر کس آزاد است اظهارنظر کند. شما درباره مثلا صندوق ذخیره یادتان است نخبگان اقتصادی چه نظراتی داشتند. یک عده میگفتند اینها را باید در بانکهای خارجی سرمایهگذاری کرد. عدهای نظر دیگری میدادند؛ اما در نهایت تصمیمگیرندگان اصلی پس از شنیدن نظرات مختلف تصمیم گرفتند. در واقع ما هم نظرات را میشنویم و برای همه نظرات احترام قائلیم، اما در نهایت تصمیمی را که به نفع مردم باشد، میگیریم.
پس در واقع شما میگویید نمیتوانید جلوی اظهارنظرهای مختلفی را که هرازگاهی در گوشه و کنار درباره خط فقر میشود، بگیرید و از این نظرات استقبال هم میکنید، اما همچنان ترجیح میدهید خط فقر را فقط برای سیاستگذاران کشور اعلام کنید؟
ما منتظریم آنها که چنین اظهارنظرهایی درباره خط فقر در کشور میکنند بگویند مبنای این اظهارنظرهایشان چیست و اعلام این آمار و ارقام به چه درد زندگی مردم میخورد. به طور مثال اگر پمپ بنزین بزنند و بعد هم مکانش را اعلام کنند، از آنجا که نیاز رانندگان و خودروهاست باید اطلاعرسانی درباره آن انجام شود، اما اطلاعرسانی درخصوص بحثهایی مانند خط فقر که در قانون نیز دستوری برای اعلام آن به مردم نیامده است، هیچ فایدهای ندارد و بهتر است به جای این مباحث به دنبال کم کردن فاصلهها در جامعه باشیم.
4 سال خط فقر را اعلام کردند حتی یک ریال هم به حقوق محرومان اضافه نشد، ما هم خط فقر را اعلام نکردیم، اما 400 درصد به این حقوق اضافه کردیم. حالا شما بگویید کدام عمل است و کدام حرف.
حالا سرانجام خط فقر را به سیاستگذاران کشور اعلام کردهاید؟
معمولا این کار را میکنیم، اما همیشه این رقم در حال تغییر است. قیمتها، هزینهها و درآمدهای زندگی مردم همه در حال تغییر است ما هم در حال مطالعه هستیم. بالاخره وقتی دولت در ماه سرانه 25 هزار تومانی به هر راننده کمک میکند که خودش را بیمه کند و از 27 درصد 10 درصد حق بیمه را میدهد این کار یک مبنای دقیق مطالعاتی پشت سرش دارد.
یا در مورد خادمان مساجد از 27 درصد حق بیمه 20 درصد را دولت میدهد. اینها همه مبنای مطالعاتی پشت سرش است.
حالا شما قضاوت کنید به جای این که یک دفترچه بیمه به خادم مسجد بدهیم و آیندهاش را با بیمه تامین کنیم، یک مهر فقیر هم بر پیشانیاش بزنیم. آیا این انصاف است؟
آقای وزیر! بهتر است از بحث خط فقر خارج شویم. در یکی از مراسمهای ویژه تجلیل از بازنشستگان، تعدادی از آنها نامهای به دست شما دادند که در آن از عدم تحقق وعدههایی همچون کارت سفر، نظام هماهنگ پرداخت حقوق و... گلایه کرده بودند. شما در آن جلسه گفتید که شان بازنشستهها بیشتر از این است که راجع به این مسائل با آنها صحبت کنید. دلیل این گفته چه بود؟
من چنین چیزی نگفتم. ببینید! منظور بنده این بود که شان بازنشستگان به عنوان پیشکسوتان این کشور و کسانی که سالها خدمت صادقانه داشتهاند بسیار بیشتر از این است که ما همه چیز را برای آنها از نگاه مادی ببینیم. در واقع من با این که مرتب شان بازنشستگان را با مسائل اقتصادی مقایسه کنیم مخالف هستم و معتقدم باید به جای حرف زدن و وعده دادن به فکر عمل کردن باشیم؛ چراکه آنها به دنبال عمل هستند نه وعده.
در این راستا خانههای مهر بازنشستگان را طراحی کردهایم. از سال گذشته در 20 استان کشور خانههای مهر در حال احداث هستند و تعدادی از آنها به پیشرفت 90درصدی رسیده است. اولین خانه مهر بازنشستگان در این ماه امسال به بهرهبرداری خواهد رسید و در هر سفر استانی هیات دولت، احداث دو خانه مهر بازنشستگان در هر استان را متعهد شدهایم.
فضای در نظر گرفته شده کاملا مناسب شرایط بازنشستگان سالمند طراحی شده است. معماری آن معماری سنتی اسلامی است و فضاهایی برای تفریحات و سرگرمی سالم بازنشستگان و امکان دور هم جمع شدن آنها در یک فضای مفرح فراهم شده است. ایجاد کتابخانه، سرویسهای بهداشتی عادی و فرنگی که در حال حاضر بوستانهای فعلی فاقد چنین امکانی است و سالمندان در این زمینه با مشکلات بسیاری مواجهند، از دیگر امکانات این خانههای مهر است.
اواخر سال گذشته رئیس سازمان بهزیستی کشور در اظهار نظری تاکید کرد که امسال امکان پذیرش مددجویان جدیدی را از میان افراد پشت نوبتی سازمان بهزیستی نداریم و به جای آن ترجیح میدهیم میزان مستمریهای خانوارهای تحت پوشش فعلی را افزایش دهیم، اما اوایل امسال معاون برنامهریزی وزارت رفاه در یک نشست خبری از پذیرش تعدادی از افراد پشت نوبتی سازمان بهزیستی به عنوان مددجوی جدید خبرداد. کدامیک از این اظهار نظرها را باید جدی بگیریم و بالاخره آیا مددجویان پشت نوبتی باید امیدوار باشند یا خیر؟
در ابتدا توجه شما را به این نکته مهم جلب کنم که قرار نیست نهادهای حمایتی یک مددجو را از زمان تحت پوشش قرار گرفتن تا سالها به گونهای مورد حمایت قرار دهند که همواره یک مستمریبگیر صرف باشد که در صورت برداشتن این حمایت نتواند زندگی خود را اداره کند. بلکه تلاش ما این است که این چرخه مدام در حال توانمندسازی افراد تحت پوشش باشد و از طریق مهارت آموزی و پرداخت وام خود اشتغالی زمینه خودکفایی مددجو فراهم شود و پس از ترخیص، مددجویان جدید جایگزین شوند. در واقع باید برای یک عده مددجوی خاص مانند سالمندان که ممکن است شرایط توانمندسازی را نداشته باشند، امکانات زندگی و حمایت دایم فراهم شود.
اما در پاسخ به بخش دوم پرسش شما باید بگوییم قطعا امسال بنا داریم تعداد بیشتری مددجو را تحت پوشش درآوریم. دلیل اصلی این برنامه این است که به هر حال بهزیستی به عنوان یک نهاد حمایتی تعدادی افراد تحت پوشش دارد و این در حالی است که هر ساله به تعداد افراد پشت نوبتی که چشم انتظار کمک هر چند جزیی این سازمان هستند، اضافه میشود و ما نمیتوانیم صرفا به این دلیل که امکان افزایش مستمریها وجود ندارد، افراد پشت نوبتی جدید را پذیرش نکنیم.
اگر چه در دولت جدید میزان مستمری خانوادههای تحت پوشش نهادهای حمایتی در مقایسه با سالهای گذشته افزایش چشمگیری یافته است، اما با این حال ترجیح میدهیم اگر قرار است کمک هزینههای هر چند محدود و اندک برای گذران زندگی خانوادههای نیازمند تحت پوشش پرداخت شود، تعداد بیشتری از نیازمندان از این مستمری هر چند اندک استفاده کنند تا اینکه صرفا به امید افزایش میزان مستمریها دست رد به سینه افراد نیازمند پشت نوبت زده شود بنابر این قطعا امسال بنا داریم که تعدادی از افراد نیازمند پشت نوبتی را تحت پوشش بهزیستی قرار دهیم.
طرح مطبهای معین طرح موثری است که انعکاس مثبتی نیز در میان جامعه هدف به همراه داشته است؛ اما مانند هر طرح دیگری انتقاد نیز به این طرح وارد است، ازجمله اینکه چون حقوق پزشکان بر مبنای تعداد بیمارانی که در ساعت ویزیت میشوند محاسبه میشود، لذا پزشک به ناچار مجبور است برای افزایش حقوق خود تعداد بیشتری بیمار را در یک ساعت ویزیت کند که این امر نهتنها مطابق با استانداردها نیست، بلکه موجب کاهش کیفیت درمان نیز میشود چرا این گونه است؟
به هیچ وجه این طور نیست. ما در این زمینه بخشنامه مکتوب داریم. سازمان تامین اجتماعی یک مراکز ملکی دارد که متعلق به خودش است و در این مراکز فرانشیز از بیماران دریافت نمیشود؛ اما در بقیه مطبها و موسسات خصوصی از بیماران فرانشیز هم دریافت میشود. از آنجا که این امر عادلانه نیست که ما در جایی درمانگاه تامین اجتماعی داشته باشیم و همه نوع خدمتی را به طور صددرصد رایگان به مراجعان بدهیم، اما در یک شهر دیگر به دلیل محدودیت پذیرش تنها ظرفیت 200بیمار را داشته باشیم و به این ترتیب آنهایی که بعد از این 200 نفر مراجعه میکنند، باید خدمات صد درصد با شرایط پرداخت فرانشیز را از خارج درمانگاه دریافت کنند.
سازمان تامین اجتماعی با پزشکی که دارای امکانات درمانگاهی مناسب و علاقهمند به مشارکت در این طرح است، قراردادی منعقد میکند. این قرارداد مبتنی بر رعایت استانداردهاست و این درست بر خلاف انتقادهایی است که به این طرح وارد میشود.
به این معنی که در این طرح پزشک موظف شده است در هر ساعت حداکثر 10 تا 12 بیمار را ویزیت کند. ما شرط گذاشتهایم که تمام این بیماران حتما باید به دقت معاینه شوند. موضوع دوم این است که به درمانگاههای معین اعلام شده از بیماران به جای 2400 تومان تنها 400تومان دریافت کنند. این شرط ما و به نفع مردم است.
اما اینکه چرا برخی با این طرح مخالفند، اینها همان پزشکانی هستند که مخالف پزشکان همکار خود هستند که حاضر شدهاند با این رقم به مردم خدمت و در این طرح شرکت کنند.
موضوع سوم نیز این است که ما به پزشک اعلام کردهایم که حقوق شما و مطبتان به فرض 2 میلیون تومان اگر تامین نشد ما آن را پرداخت میکنیم، به شرط اینکه شما از بیماران فرانشیز کمتری دریافت کنید و در مقابل بیمار را به دقت معاینه کنید. اجرای این طرح چند حسن دارد. این نوعی بها دادن به بخش خصوصی است. یعنی به جای اینکه درمانگاه بسازیم و امکانات بگذاریم، آمدهایم با یک پزشک که خود دارای امکانات، تجهیزات و علاقهمند به مشارکت در این طرح است، قرارداد بستیم.
ویزیت حداکثر 10 تا 12 بیمار در ساعت کاملا مطابق با استانداردهای جهانی است. یعنی برای هر بیمار 5 دقیقه که در این مدت امکان معاینه، گرفتن شرح حال و تشخیص وجود دارد.
آقای مصری! بیماران خاص همواره به دلیل نوع بیماریشان مجبورند که داروهای گرانی را مصرف کنند که گاه تهیه یک نسخه آن بیش از 500 هزار تومان به بیمار تحمیل میکند. در حال حاضر، یارانه این داروها در اختیار وزارت بهداشت است، اما این وزارتخانه پیشنهاد کرد یارانه این داروها به بیمهها واگذار شود؛ که در این صورت شرکتهای بیمهای که بیشتر به فکر تامین منافع خود هستند تا در نظر گرفتن نفع بیماران و آنچنان که باید حمایت و دلسوزی نسبت به بیماران ندارند در این میان بیماران خاص بیش از گذشته متضرر میشوند.
بیمهها اصولا اولین وظیفهشان صیانت از حقوق بیمهشدگان است، اما در هر جایی ما یک بیمه داریم که حمایت بیمهای است و یکسری حمایتهای اجتماعی. در مقوله بیماران خاص ردیف کار به این صورت است: ابتدا تشخیص، سپس تجویز و در آخر مصرف. این 3گلوگاه اصلی بیماران خاص است.
در بخش تشخیص باید یک پروتکل وجود داشته باشد. یعنی وزارت بهداشت باید سیاستگذاری کند. پس از تجویز چگونگی آن هم باید پروتکل داشته باشد. هم از لحاظ سرانه و هم از نظر دوز مصرف دارو.
به طور مثال، چرا اعلام میشود دوز مصرف دارو در بیماران ام اس در کشور ما چند برابر کشورهای خارجی است؟!
ما در بخش تجویز ساماندهی لازم را نداریم و اینها نیازمند تهیه همان پروتکل است و تهیه این پروتکل هم با وزارت بهداشت است.
در همه دنیا مصرف این نوع داروها کنترل شده است. حتی آنهایی که یارانه برایشان داده نمیشود نیز کنترل شده است، چه برسد به آنهایی که مانند کشور ما 270میلیارد تومان برایشان یارانه پرداخت میشود. در واقع بر دارویی که پزشک تشخیص میدهد و تجویز میکند، باید یک سیستم نظارتی بر صحت مصرف آنها توسط بیمار نظارت کند. و این امر در کشور ما وجود ندارد و مصرف بدرستی صورت نمیگیرد.
چرا این داروی ایرانی که یارانه آن پرداخت شده، بستهبندی شده در کشورهایی مانند پاکستان، افغانستان و دبی به 5 برابر قیمتی که ما در اختیار بیمار خاص قرار میدهیم، خرید و فروش میشود؟
پس ما در مصرف مشکل داریم یعنی نسخه میدهیم، اما بیمار مصرف نمیکند. از مصرفش میزند و میبرد دارو را میفروشد. شما فکر میکنید این داروهایی که در ناصر خسرو است، از کجا میآید؟ از آسمان که به ناصر خسرو دارو نمیبارد! این داروها یا از طریق شرکتها یا داروخانهها یا به وسیله بیماران به دلالان دارو در ناصر خسرو فروخته میشود. فکر میکنم اگر بحث پروتکلها از سوی وزارت بهداشت برای این بیماریها نهایی شود، چه در اختیار وزارت بهداشت باشد و چه در اختیار سازمانهای بیمهگر، مهم این است که تجویز و مصرف داروها کنترل و ساماندهی خواهد شد.
یعنی اگر دارویی در اختیار بیمار قرار داده میشود، از مصرف آن به وسیله بیمار اطمینان حاصل شود.
برای این کار هم میتوان داروها را نشانه و بارکدگذاری کرد. ثبت رایانهای انجام شود. یا برای برخی داروها در صورت پس دادن پوکه آن سری دوم دارو به بیمار واگذار شود. این کار موجب میشود حداقل دارو از کشور خارج نشود.
بنابر این آن نظام و آن سیکل نظارت چه از سوی وزارت رفاه باشد یا وزارت بهداشت، باید اطمینان حاصل کنیم که برای سلامت مردم مصرف میشود. این بهترین نقطه مطلوب است که هنوز به آن نپرداختهایم.
به طور مثال، در حال حاضر برای متادون دولت یک ریال هم یارانه نمیدهد، اما برای اطمینان از مصرف آن از سوی بیماران در مراکز درمانی در صورت تحویل پوکه آن به وسیله بیمار است که باز هم به او متادون داده میشود، اما متاسفانه برای یک داروی یک میلیون تومانی که تمام آن را یارانه میدهیم، سیستم نظارتی نداریم.
ما بیماری داریم که 3 نسخه اصلی از یک دارو دارد. وقتی از او میپرسیم چرا، میگوید از دکتر خواسته برایش چند نسخه بنویسد؛ در حالی که این خلاف قانون است.
اگر این 3 مرحله تشخیص، تجویز و مصرف هدایت شده و سیستمی نباشد، ما توفیقی در خدمات جدی و واقعی به بیماران نخواهیم داشت.
در حال حاضر تمام داروهایی که شورای عالی بیمه آن را تایید کرده، بیش از 90 درصد هزینه آن را بیمهها پرداخت میکنند و 10 درصد فرانشیز با بیمه شده است که ما علاقهمندیم آن 10 درصد نیز از بین برود.
اما اگر نظارت بیشتر باشد، قدرت بیمهها برای ارایه خدمات نیز بیشتر خواهد شد.
پوران محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: