گفتگو با طاهره خضرایی، مجری و گوینده رادیو جوان

مردم صاحبان اصلی رسانه‌

طاهره خضرایی از جمله گویندگان با سابقه رادیو جوان است. وی دوره‌های آکادمیک گویندگی را در دانشکده صدا و سیما و زیر نظر اساتید فن گذرانده است. خضرایی دارای فوق دیپلم راه و ساختمان از مدرسه عالی فنی و لیسانس ترجمه زبان انگلیسی از دانشگاه علامه‌طباطبایی است و دو بار هم در رشته کارشناسی ارشد زبان‌شناسی در دانشگاه تهران پذیرفته شد که نتوانسته است در کلاس‌ها حضور پیدا کند.
کد خبر: ۲۰۸۸۲۲

او می‌گوید: «طی 23 سالی که در رادیو فعالیت می‌کنم عاشقانه کارم را دوست دارم، با تمام مشکلاتی که سر راه ماست عاشق مردمی هستم که صدای من را می‌شنوند». در محوطه سبز جام جم گفتگویی با وی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید:

کدام برنامه‌‌ها، طاهره خضرایی را به رادیو معرفی کرد؟

برنامه‌ای بود به نام صدای جبهه‌ و برنامه دیگری که در آن زمان برای ایرانیان خارج از کشور پخش می‌شد. بنام صدای آشنا.

که الان تبدیل به یک شبکه رادیویی مستقل شده است؟

بله. بعد از سال‌ها و البته با چیزی حدود 20 سال فاصله آن برنامه تبدیل شد به یک شبکه رادیویی بنام صدای آشنا و بعد از مدتی که این برنامه روی آنتن بود عمرش تمام شد و ادامه پیدا نکرد.

صدای جبهه در چه حال و هوایی ساخته می‌شد؟

این برنامه مربوط به زمانی بود که ما درگیر جنگ تحمیلی بودیم و در واقع پیام‌های کسانی که در جبهه‌های جنگ تحمیلی حضور داشتند را به خانواده‌هایشان می‌رساندیم. بعد از آن هم برنامه‌های دیگری داشتم که تا زمانی که شبکه‌ها تفکیک شدند، من در رادیو تهران ماندم بعد به دلیل یکسری مسائل به شبکه رادیویی فرهنگ منتقل شدم و بعد از آن هم در شبکه جوان مشغول شدم و تا به امروز هم این جا هستم.

قبل از شروع به کار دوره‌های گویندگی و فن بیان را هم گذرانده بودید؟

من کارم را از سال 65 به طور عملی در رادیو آغاز کردم. قبل از شروع بکارم یک دروه 9 ماهه یعنی 3 ترم دانشگاهی را در دانشکده صدا و سیما گذراندم، با حضور اساتید ارجمندی مثل آقای دکتر جابر عناصری، آقای دکتر محسنیان راد و‌ آقای امیر نوری که از گویندگان قدیمی و اساتید رادیو هستند و... آن دوره‌ها خیلی خوب بود هر چند بسیار وقت‌گیر بود چون در آن مقطع زمانی من بیرون از سازمان صدا و سیما شاغل بودم. ولی تصور من بر این است که هر کاری با آموزش توام باشد با موفقیت روبه‌رو می‌شود. البته بعد از آن دوره‌هایی که ما گذراندیم، دوره‌های آموزشی تا جایی که من اطلاع دارم دیگر به آن شکل آکادمیک و برنامه‌ریزی شده نبود.

به‌طور کلی نسل جدید گویندگان برای موفقیت در رادیو چه اصولی را باید بدانند؟

برای درست حرف زدن خوب است که زبان معیار را بشناسیم و به آن توجه داشته باشیم.

خیلی مهم است که گوینده در رادیو درست حرف بزند. دو نکته مهم در زبان‌شناسی است که با توجه به آنها می‌توانیم گفتار و صحبت کردنمان را اصلاح کنیم.یکی از این نکات استرس یا تکیه است و یکی Intonation یا‌ آهنگ کلام که اگر گوینده به این دو نکته توجه و دقت کند،‌ در رادیو می‌‌تواند زبان معیار را به درستی صحبت کند.

نکته دیگر این که، درست حرف زدن و درست شعر خواندن چیزی است که شاید مورد غفلت قرار گرفته است. یک فارسی زبان می‌بایست به ادبیاتش اشراف داشته باشد. ما بدون این که فکر کنیم. متاسفانه خیلی راحت پشت میکروفون می‌نشینیم و غزلیات حضرت حافظ را می‌‌خوانیم و خیلی‌هایمان اشتباه می‌خوانیم. این بدترین ضربه‌ای است که یک گوینده به خودش و حیثیت شغلی‌اش می‌زند.

با تمام این کاستی‌ها، در رادیو چه رویکردی را باید پیش بگیریم؟

باید روی این مساله دقت بیشتری کنیم و با تمرین و ممارست و با سوال و پرسش ابهاماتی که بر ایمان وجود دارد را برطرف کنیم و اطلاعات و اشرافمان را بر ادبیات بیشتر کنیم. این نکته خیلی مهم است که یک گوینده درباره ادبیات و زبان مادری‌اش اطلاع و آگاهی داشته باشد. من یادم می‌آید که وقتی نوجوان بودم، در دوران دبیرستان درس‌هایم را با صدای بلند می‌خواندم در خانه و مادرم که خدا زحمتشان کند، آن موقع جرقه‌های این نکته را درمن زدند که وقتی شعری از کتاب فارسی را می‌خواندم، می‌گفتند این جایش را اشتباه خواندی. می‌گفتم شما از کجا می‌دانید؟ مادرم می‌گفت، آهنگش توی گوشم درست نیامد و واقعا به همین دلیل است که روی تمرین و ممارست تاکید می‌کنم و ما با شنیدن غزلیاتی که اساتید و کسانی که روی ادبیات اشراف دارند، می‌‌خوانند؛ می‌توانیم این توانایی را در خودمان افزایش دهیم.

در آن چند سالی که برای کار در رادیو آموزش می‌دیدید، چه درسی از اساتیدتان آموختید که هنوز هم در ذهنتان مانده؟

اساتید من خیلی چیزها یادم دادند. هم در رشته کاری و هم در کل زندگی‌ام. اما چیزی که خیلی در ذهنم مانده،‌ این است که ما نباید یادمان برود که مردم هستند که ما هستیم! این چیزی است که در کارم یادم مانده. زمانی که من وارد رادیو شدم آقای کدخدازاده درمقام مدیریت تولید رادیو بودند. آن زمان رادیو فقط یک شبکه بود. ایشان به ما می‌گفتند که گوینده‌ها ویترین رادیو هستند و همان طوری که هر فروشگاهی،‌ زیباترین‌ها، بهترین‌ها، برجسته‌ترین‌ها، پر ارزش‌ترین‌ها و پرمحتواترین‌هایش را پشت ویترینش می‌گذارد، در حقیقت پر ارزش‌ترین‌های رادیو شما هستید و باید توجه داشته باشید که با اشتباه و سهل‌انگاری‌ ارزش کل این سیستم را زیر سوال نبرید و دیگر این که به شنونده احترام بگذاریم. چیزی که می‌خواهم بگویم و دوستان و همکارانم به آن توجه داشته باشند این است که وقتی گوینده در رادیو گفتگویی انجام می‌دهد یا مثلا با گزارشگری صحبت می‌کند، نباید با هم یک دیالوگ داشته باشند. در رادیو اصلا من!‌ وجود ندارد من،‌ تمام شنونده‌‌ها است همه ما در خدمت شنونده‌ها هستیم و برای آنان کار می‌کنیم. بنابراین خوب است که اگر دیالوگی در رادیو بین مجری و گزارشگری داریم حتما به شنونده‌هایمان نیز توجه کنیم و به این مساله دقت کنیم که اگر می‌خواهیم توضیحی بدهیم یا سوالی از کارشناس بپرسیم، این توضیح برای روشن شدن اذهان شنونده‌هاست. اگر من به عنوان مجری یا گوینده اطلاعاتی می‌خواهم کسب کنم باید بروم در اینترنت Search کنم یا به مقالات یا کتب مراجعه کنم. این نکته‌ای است که متاسفانه خیلی از دوستان به  آن توجه نمی‌کنند.

ما در عین حال که باید به سلیقه جوانانمان احترام بگذاریم در عین حال به یک سری از اصول هم باید پایبند باشیم. اگر ما به این اصول پایبند باشیم، در حقیقت به مخاطبانمان و جوانانمان احترام گذاشته‌ایم. اگر پایبند نباشیم، هرچند که آنان را راضی کنیم، اما در واقع ذهن و شخصیتشان را به بیراهه کشانده‌ایم. من نمی‌خواهم موضع خاص خودم را بیان کنم ولی در مقطعی، برنامه‌هایی در شبکه جوان ارائه شد که به نوعی مورد نقد قرار گرفت. اگر نظر شخصی من را بخواهید، این است که بله. ما برای این که به جوانانمان آن چیزی را که می‌خواهند، بدهیم نباید هر برنامه‌ای را از رادیو پخش کنیم. در عین حال که سن و سال، سلیقه‌ها، خواسته‌ها و نیازهای جوانان را در نظر می‌گیریم، نباید برای مقابله با تهاجم فرهنگی، تسلیم تهاجم فرهنگی شویم. مقابله کردن با تسلیم شدن خیلی متفاوت است. در حقیقت گاهی ما به اشتباه این قدم را برمی‌داریم. در حقیقت باید به نحوی برنامه‌هایمان را تنظیم کنیم که همان طور که گفتم حریم‌ها حفظ شود.

در این سال‌ها رادیو به لحاظ مخاطب‌شناسی، چه ارزیابی‌ از مخاطبان خود داشته است؟

البته من خیلی نمی‌توانم در این باره تحقیقاتی و آماری صحبت کنم. به دلیل این که حرفه من این نبوده و این را باید از کسانی پرسید که در این زمینه کار کرده‌اند. اما من فکر می‌کنم ارزیابی خوب و علمی بوده است. به دلیل این که مخاطبان رادیو با توجه به ازدیاد شبکه‌های رادیویی روز به روز افزایش پیدا کرده‌اند. بنابراین مخاطبان رادیو خوب ارزیابی شده‌اند و براساس این ارزیابی‌ها ما شناخت نسبتا کاملی روی آنها پیدا کرده‌ایم که براساس آن شناخت برنامه‌هایی مطابق ذوق و سلیقه‌شان برای آنها تهیه کرده‌ایم و تدوین و ارائه می‌کنیم.

این شناخت روی مخاطب به لحاظ تجربه و بازگشت نظرات مخاطبان انجام گرفته یا با توجه به اصول و ضوابط سازمان؟

ببینید! گذشته از این که ما در درجه اول مخاطبانمان قرار دارند و آنها صاحبان اصلی رسانه هستند، اما خط و ربط‌هایی نیز خود رسانه دارد. یعنی با یک برنامه و هدف مشخص و معین همکاران و برنامه‌سازان رادیو، برنامه‌ها را تهیه می‌کنند و قطعا برای جلب رضایت مخاطب نیز هست. اما اصول و اهدافی نیز خود برنامه‌سازان دارند که آن را هم باید در نظر گرفت، اما ممکن است در این بین درصد بسیار کمی از مخاطبان نیز ناراضی باشند، اما هدف ما آنقدر متعالی هست که آن مخاطبی هم که در نیمه راه ممکن است کنار رفته باشد و جذب برنامه نشده باشد، نهایتا باز هم به جمع شنوندگان آن برنامه بپیوندند.

اول این گفتگو از برنامه‌هایتان پرسیدم. برای حسن‌ختام می‌خواهم بدانم در حال حاضر کدام برنامه‌ها با صدای شما روی آنتن است؟

در رادیو جوان، برنامه‌ اذان گاهی «سروش آسمانی» را دارم که مربوط به گروه جوان و اندیشه است. این برنامه را با تمام وجود دوست دارم. برنامه‌ای است که در شرایط بسیار بد روحی من زمانی که مادرم بیمار بودند شاید یک پشتوانه بسیار بزرگ برای من بود. برنامه قشنگی است. نویسنده‌های خیلی خوبی نیز دارد و قلبا دوست دارم گوینده این برنامه باشم و بمانم. برنامه دیگرم «ایستگاه ورزش» است که بعدازظهرها از ساعت 7 تا 8 از شبکه جوان پخش می‌شود. این نیز برنامه خوبی است که با گروه و عده خوبی از همکارانم در گروه جوان و ورزش همکاری می‌کنم. ضمن این که یکی دو روز هم در پخش رادیو جوان حضور پیدا می‌کنم. البته در شبکه سلامت نیز فعالیت دارم. در بخش عصرگاهی و در جلسات ارزیابی برنامه‌های این بخش با همکاران بسیار خوبی ازجمله آقای موسوی که از همکاران ارجمند و قدیمی ما هستند، همکاری می‌کنم و به نوعی خیلی از آنها یاد می‌گیرم.

آزاده خواجه نصیری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها