در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هواپیمایی گرفتار طوفان شده و کیلومترها دورتر از مقصد در جزیرهای ناشناخته سقوط کرده است. عده زیادی جان سپردهاند و حدود 48 نفر جان سالم به در بردهاند. جک شخصیت اول داستان، پزشکی است که تجربه تلخ یک خطای ناخواسته پزشکی را دارد: پاره کردن رشته عصبی بیمار و بیرون زدن مایع نخاع از میان آن. حتی به خاطر آوردن این خاطره تلخ هم او را به گریه میاندازد. اما او توانسته با غلبه بر ترس و وحشت بر این مشکل فائق آید و همه چیز را به سر جای اولش برگرداند. این سابقه پزشکی، دیگر سوالی باقی نمیگذارد برای مخاطب در خصوص رفتار قهرمانانه جک و اینکه بدون استثنا همه را میخواهد نجات دهد. سریال «گمشده» داستان همین شخصیتهای ملموس و قابل باور است. شخصیتهای جذابی اعم از موزیسین ترسو، دختر حامله، برادری که مدام شرمنده است از خودشیفتگی و غرور توخالی خواهرش!، سرباز مسلمان، سرهنگ جانباز ارتش آمریکا، زندانی تحت تعقیب، مرد شرقی عاشق و غیرتی، کودک سیاهپوستی که به تازگی مادرش را از دست داده و میانه خوبی با پدرش ندارد، زن سیاهپوست شوهر دوست، مرد چاق و شکمو اما خوش قلب و ... .
«گمشده» داستان شخصیتهایی است که به گفته جک با سقوط هواپیما همگی مردهاند و حالا میبایست فارغ از سابقه گذشته، تولدی دوباره پیدا کنند و بی اعتنا به حب و بغضهای قبلی برای زندگی مسالمتآمیز در کنار هم و مبارزه با دشمن مشترک و مرموزی که 16 سال است از گمشدگان این جزیره ناشناخته قربانی میگیرد با هم متحد شوند و به اختلافات بی اهمیت درونی پایان دهند تا زنده بمانند.
ساخت سریال این مزیت را بر فیلم سینمایی دارد که زمان بیشتری برای شخصیتپردازی در اختیار سازنده میگذارد. محدودیت زمانی وجود ندارد و اطناب تا زمانی که ملالآور و خسته کننده نشود مجاز و چه بسا مفید است. این ویژگی مهم سریال سازی را وقتی مدنظر داشته باشیم آن وقت بهتر خواهیم فهمید که چرا «گمشده» داستان شخصیتهاست. شخصیتهایی که محمل بروز وجوه مختلف شخصیتیشان موقعیتهایی است که در طول داستان برایشان بهوجود میآید و آنها را به واکنش متناسب با روحیات درونی و شخصیتیشان وامیدارد.
همه این آدمها قبل از سقوط افراد دیگری بودهاند و حالا بعد از سقوط ناچارند شخص دیگری باشند. روشن است که «گمشده» تا چه حد نمادین و استعاری است اگرچه این ویژگی کوچکترین صدمه ای به روایت واقع گرایانهاش نزده و هیچ کجا هم آن قدر پررنگ نشده که مانع دیده شدن وجوه دیگر داستان شود.
سریال محبوب و پر طرفدار 80 قسمتی «گمشده» نه فقط در روایت داستان قوی و بینقص است، بلکه در برآوردن نیاز مخاطبین هم بسیار موفق است. ایده اولیه چنان قابلیتی برای پرداخت داشته که تقریبا هر نوع سلیقه و پسندی را در بر میگیرد. «گمشده» ملودرام است، اکشن است، خانوادگی است، ترسناک است، جلوههای ویژه خیره کننده دارد، فانتزی است یا شاید حتی علمی تخیلی و سیاسی است، استعاری و معناگرا هم هست.
هرچه شما بخواهید! در یک کلام دیدنی است؛ آنقدر که نمیتوان براحتی از خیر یک قسمتش هم گذشت و به رسم معمول تماشای سریال داستانی، به شنیدن آنچه رخ داده از زبان دیگران اکتفا نمود و با خیال راحت ادامه داستان را پیگرفت. «گمشده» واقعا مخاطبش را درگیر میکند و به پیگیری وامیدارد آن هم در زمانهای که تقریبا داستانی نیست که شنیده نشده باشد و روایتی نیست که تکراری و دستمالی شده ننماید یا اگر هم باشد قدرت مقابله با نمونههای ماندگار بهتر از خودش را ندارد. زمانهای که کسی 2 ساعت را هم به زور صرف تماشای یک فیلم سینمایی میکند چه برسد به اینکه بپذیرد 60 ساعت در 80 نوبت وقتش را برای پیگیری یک داستان از قاب کوچک تلویزیون کنار بگذارد و دست آخر هم ناراحت باشد از اینکه این لذت طولانی پایان یافته و دیگر داستانی که برایش تعریف کردهاند تمام شده است.
گویا سازندگان «گمشده» میدانستهاند این سریال در سطح پخش از تلویزیون محدود نمیشود و دیویدیهای آن در دنیا منتشر و بارها و بارها دیده میشود که اینطور سینمایی داستانشان را ساخته و پرداختهاند. هر قسمت را هر چند بار که ببینید حرفی، نکتهای و زاویهای تازه پیدا میکنید که بار اول تماشا ندیدهاید و اصلا نیازی هم نبوده که ببینید. اینها کاشتهای زیرکانه فیلمنامهای برای برداشت کسانی است که با لذت تماشای مجدد آثار خوب، آشنایی دارند. «گمشده» در نوع خود استاندارد برنامهسازی تلویزیونی را تا حد زیادی بالا برده است، طوری که اگر استادان فقید کارگردانی سینما امروز بودند و آن را میدیدند شاید در اظهار نظرهای بیرحمانهشان نسبت به تلویزیون تجدید نظر میکردند و دیگر به دید رقیب مبتذل و بیارزش به آن نمینگریستند. امکانات بیانیاش را باور میکردند و خودشان هم دستی در برنامهسازی برای آن میآزمودند. سریال «گمشده» بشدت سینمایی است و در عین حال بشدت تلویزیونی. از هر کدام مزیتهایشان را داراست و از کاستیها پیراسته است. فقط در یک سریال تلویزیونی ممکن بود داستانی به این طول و تفصیل و با این مخاطب گسترده روایت شود و تنها فیلم سینمایی میتواند این اندازه وفادار به «جزییات» و ماندگار برای دفعات متعدد تماشا باشد. «گمشده» ثابت میکند تلویزیون و سینما بیش از آنکه دشمن هم باشند مکمل یکدیگرند و بهتر است به جای پافشاری بر کینه دیرینه و بیاساس سالهای متمادی گذشته به پیوند مبارکی میان خود بیندیشند. شدنی است. همیشه روی دیگر نفرت عشق است!
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: