در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اول نویسنده بودید یا بازیگر؟
اول بازیگر بودم و کارم را با بازیگری شروع کردم و کمکم به نوشتن روی آوردم.
اولین کار تصویریتان چه بود؟
کارم را در زمینه بازیگری با فیلم کلید شروع کردم. آن هم به دعوت عباس کیارستمی که قصه این فیلم را نوشته بودند و ابراهیم فروزش آن را ساخت.
قصه فیلمنامهنویسیتان، با نوشتن کدام فیلمنامه آغاز شد؟
با قصه لیلا شروع به نوشتن کردم که بسیار تجربه خوبی برایم بود.
در فیلم لیلا ما با تمام آن اتفاقاتی که در قصه وجود داشت روبهرو بودیم یا خیر؟
تمام آن چیزهایی که در رمان نوشته شده بود، همان را مهرجویی تبدیل به فیلمنامه کرد و سپس آن را به تصویر کشید بههرحال از قصه کم شد اما در نهایت چیزی به آن اضافه نشد.
از کارگردانی مهرجویی راضی بودید؟
بله، خیلی. به نظرم مهرجویی یکی از بهترینهای سینمای ایران هستند و کارشان را خیلی خوب بلد هستند.
بزرگترین حسن فیلم لیلا؟
ساختار بسیار قوی و مورد قبولی داشت. برای همین هم در تمام جشنوارههای دنیا مورد توجه قرار گرفت و جوایز زیادی را هم به خود اختصاص داد.
به نظرتان لیلا حاتمی توانسته بود در این فیلم تمام ابعاد لیلای قصه شما را به تصویر بکشد؟
بله، بازی حاتمی در این فیلم بسیار عالی بود و هر آن چه کرد ذهن من در خصوص این شخصیت وجود داشت، ایشان به خوبی نشان دادند. بههرحال خوشحالم که لیلا روایتگر شخصیت اصلی داستان من بود.
اصلا چه شد که مهرجویی قصه شما را ساخت؟
من قصه لیلا را برای ایشان تعریف کردم. ایشان از قصه خوششان آمد و وقتی مشغول نگارش آن بودم، علاقهمند شدند که قصهام را تبدیل به فیلمنامه کنند و این طوری بود که فیلم لیلا ساخته شد.
پس فیلمنامه آن را شما ننوشتهاید؟
بله درست است. در واقع مهرجویی قصه من را تبدیل به فیلمنامه کرد.
راستی چرا نمیخواهید در مورد حضورتان در مرگ تدریجی یک رویا توضیح دهید.
فعلا در شرایطی نیستم که بتوانم پاسخگوی سوالاتتان درخصوص این سریال باشم. ترجیح میدهم در فرصت بهتری در مورد آن حرف بزنم به هر حال یک موضوع شخصی است.
اما نقشتان را خیلی خوب بازی کردید؟
شما لطف دارید. امیدوارم سایر مخاطبان این مجموعه همین نظر را داشته باشند. به هر حال من سعی خودم را کردم تا مخاطب بتواند با این نقش ارتباط برقرار کند.
خودتان هلن را دوست داشتید؟
بله. هلن شخصیتی بود که هم حس ترحم مخاطب را برمیانگیخت و هم در عین حال زکاوت خاصی داشت. به هر حال فکر میکنم امثال هلن در جامعه امروز وجود دارد و خیلی دور از ذهن نیست.
بعد از مرگ تدریجی یک رویا قصد فیلمنامهنویسی و قصد نوشتن دارید یا بازیگری؟
مثل گذشته هر دو را در کنار هم انجام خواهم داد.
این دو چقدر مکمل یکدیگر هستند؟
بشدت روی یکدیگر اثرگذار هستند. مثلا وقتی تو با فیلمنامه آشنا باشی و بدانی که چطور باید با آن ارتباط برقرار کنی قطعا بازی خوبی را هم ارائه خواهی داد. به هر حال هر کدام جایگاه خاص خودشان را دارند و هیچ کدام من را از دیگری جدا نمیکند.
در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
مشغول بازنویسی آخرین قصهام یعنی مروارید کیش هستم. این قصه سومین رمان بلند من است.
فکر میکنید مروارید کیش هم مثل لیلا، قابلیت فیلم شدن داشته باشد؟
بله. تمام قصههای من قابلیت تبدیل شدن به فیلمنامههای بلند را دارند. هم پانسیون محله مولمارتر که در حال حاضر در بازار کتاب هست و هم مروارید کیش که به زودی روانه بازار کتاب خواهد شد.
تا به حال قصه کوتاه هم نوشتهاید؟
خیر. ترجیح میدهم رمانهای بلند بنویسم تا قصههای کوتاه.
خانم انصاریان فکر نمیکنید نوشتن داستانهای کوتاه شما را به مخاطب نزدیکتر میکند؟
خیر. هر کسی ذهنیت خاصی دارد مثلا یکی دوست دارد قصه بلند بنویسد و دیگری قصه کوتاه. قصههای من همیشه بلند بودهاند و هرگز داستان کوتاه نداشتهام.
به عنوان یک قصهنویس و بازیگر ترجیح میدهید با چه کارگردانهایی کار کنید؟
به عنوان یک بازیگر باید بگویم که خیلی مهم است که شما مقابل دوربین کدام کارگردان بازی کنید. چون یک کارگردان میتواند شرایط خوب و امنیت لازم را برای بازیگر به وجود بیاورد و او را آماده بازی کند. بنابراین ترجیح میدهم با کارگردانهایی کار کنم که بتوانند امنیت خاطر و آسایش را برای بازیگرانشان به وجود بیاورند و آنها را درست هدایت کنند.
چه کارگردانهایی این شرایط را برای شما به وجود آوردهاند؟
ابراهیم فروزش، داریوش مهرجویی، ایرج قادری و سعید سلطانی.
گویا تجربه بازی در تئاتر هم دارید؟
بله. مدتها پیش با آقای زنجانپور در تئاتر باغ آلبالو همکاری کردم که متاسفانه این کار به روی صحنه نیامد.
اگر بخواهید هلن را در یک جمله تعریف کنید، چه میگویید؟
هلن شخصیت مهمی در قصه مرگ تدریجی یک رویا بود. در واقع او بود که ساناز و مارال را به داریوش آریان معرفی میکرد، اما...!
فکر میکنید کدام نقشتان بیشتر در ذهنها باقی مانده است؟
فکر میکنم تمام شخصیتهایی که تا به حال بازی کردهام این ویژگی را داشتهاند. از همان فیلم کلید که اولین تجربه بازیگریام بود گرفته تا نقشهایم در فیلمهای میکس و میخواهم زنده بمانم.
اما خاله شیرین، پس از باران بیشتر در ذهنها باقی مانده است؟
بله. چون داستان از زبان او برای مخاطب روایت میشد.
به کدام نویسنده علاقه بیشتری دارید؟
به گابریل گارسیا مارکز علاقه خاصی دارم. ایشان یکی از نویسندگان بزرگ دنیا هستند و همه کارهایشان یک شاهکار است. عشق سالهای وبای ایشان را خیلی دوست دارم. به نظرم مسائلی که ایشان مطرح میکنند و راجع به آنها مینویسند بسیار آموزنده و دلنشین است.
ویژگی خاص داستانهای مارکز از نگاه شما؟
شخصیتهای داستان مارکز همه واقعی هستند. آنقدر واقعی که من در سرزمین خودم آنها را میبینم و احساس میکنم.
از حضور در کدام کارتان لذت خاصی بردهاید؟
میخواهم زنده بمانم. بازی در این کار تجربه خاصی برای من بود. بقدری که انگار 50 فیلم سینمایی بازی کردم.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: