در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این بین برنامههای زنده و خاص روتین، این توفیق را دارند که در برقراری رابطهای دو سویه با مخاطب، سیاستهای خود را با ذائقه و سلیقه مخاطب هم جهت سازند و مدیران و برنامهسازان میبایست این واقعیت را بپذیرند که مخاطب، با پیشرفت وسایل ارتباط جمعی چون اینترنت، مطبوعات و ... پیش میرود و این حرکت و پویایی در ذهن و سلیقه مخاطب، خواسته یا ناخواسته باعث میشود تا او از رسانه و سیاستهای اتخاذ شده در برنامهها، جلو بزند. اینکه میگوییم برنامههای صدا و سیما هر کدام دارای عمر مفیدی هستند، مسالهای است که شاید کمتر به آن توجه میشود. برنامهها تا جایی که آنتن اجازه میدهد به حیات خود ادامه میدهند. به هر حال مخاطب در عرصه انتخابگری پیروز و این میشود معضلی برای رسانه یعنی جایگزین شدن هجمه فرهنگی بیگانه به جای رسانه داخلی. این به روز کردن و هم سو شدن با خواسته مخاطب، اتفاقی است که هر چند دیر ولی در برنامه صبح بخیر ایران افتاد. تغییر در فرم و محتوا، برنامه صبحگاهی شبکه اول سیما را به جایی رساند که اکنون میتوان از آن به عنوان یک برنامه وزین، جذاب و روان و در عین حال پویا و زنده یاد کرد.
صبح عالی بخیر که حاصل تلاش عوامل برنامهسازی در گروه اجتماعی شبکه اول سیما است و در حالیکه تنها چند ماه از شروع فعالیتش میگذرد، توانسته در رقابتی سنگین با برنامههای صبحگاهی شبکههای دیگر تلویزیون، نمره قابل قبولی بگیرد. خاصه اینکه در پی دگرگونی و تغییرات عمده در برنامه قبلی میبایست جوابگوی دو قشر مخاطب باشد. گروه اول مخاطبانی که سنگ بنای اصلی برنامه، بر اساس سلایق آنها چیده شده و گروه دوم مخاطب عام که قشر وسیعی از بینندگان شبکه سراسری تلویزیون را به خود اختصاص میدهد.
اما انتظار از شبکه یک سیما به عنوان شبکهای ملی و سراسری از همان ابتدا برنامهسازان را بر آن داشت تا وجهه ملی و سراسری بودن را در قالب سفر و گردشگری در ایران، پوشش دهند. این وجهه در زمانی که اقبال واحدی سکان اجرای برنامه را برعهده داشت یک نوآوری به حساب آمد که توانست صبح بخیر ایران را (در آن دوره) به یک قطب اصلی در بین برنامههای صبحگاهی تلویزیون بدل کند. این مسالهای است که آقای میلانی در بحث تخصصی به خوبی از عهده آن بر میآید. اما آنچه در صبح عالی بƒخƒیƒر شاهدش هستیم، ورود مجری برنامه از جزء (آیتم گردشگری) به کل (برنامه روتین با مضامین عمومیتر) است که شاید با آنچه از یک برنامه انتظار داریم مغایر باشد.
مسعود بانصری، تهیهکننده صبح عالی بخیر که از سال 75 تهیه صبح بخیر ایران را نیز برعهده داشته است، در این باره میگوید: «از وقتی که خانم سپانلو یک روز در میان برنامه را با آقای میلانی اجرا میکنند، این مساله تا حدودی تعدیل شده است. به هر حال حضور آقای میلانی در برنامه یک تجربه است؛ هم برای ایشان و هم برای ما و چون محتوای برنامه روی سفر و گردش است، حضور ایشان خیلی بیشتر شده بود. البته میل خود ایشان هم به سمت ساخت برنامههایی در زمینه گردش و سفر است.» وی ادامه میدهد: «دقیقا آقای میلانی و تیمشان تصمیم گرفتند که وجهه اصلی کارشان در رابطه با سفر باشد و به نظر من هر چقدر هم بخواهیم تصاویر ایران را زیبا نشان دهیم، باز هم کم کاری کردهایم چون به مفهوم واقعی ایران یک بهشت است.»
تهیهکننده صبح عالی بخیر همچنین درباره محتوای کلی برنامه میگوید: «وزنه برنامه روی گزارشهای اجتماعی است. چون به مسائل روز جامعه میپردازد. بیشتر تحقیقات قبل از تولید را نیز در همین بخشها شاهد هستیم.
خوشبختانه در تیم جدید، ما برای هر گزارش، اتاق فکری داریم و قبل از تهیه گزارش درباره موضوع و چارچوب آن بحث میشود. گاهی برای یک گزارش سه دقیقهای 4 روز وقت صرف میکنیم و به دنبال منابع میرویم. گاهی به این نتیجه میرسیم که موضوع انتخابی اصلا قابل تصویربرداری نیست و بعضی وقتها هم به نتیجه خوبی میرسیم که حاصل کار را روی آنتن میبینیم».
اما آیا با اتخاذ سیاستهای جدید سازمان و رویکرد جدید و اهداف ویژهای که برای شبکه اول سیما در نظر گرفته شده است، صبح عالی بخیر که سرآهنگ برنامههای این شبکه محسوب میشود، توانسته خود را با این اهداف همجهت سازد؟ بانصری در پاسخ به این سوال میگوید: «تیمی که در حال حاضر در ساخت برنامه تلاش میکنند و بنده که از لحاظ اجرایی کوچکترین هستم، همگی براساس سیاستهای کلان سازمان از هیچ تلاشی مضایقه نمیکنیم. اگر محتوای این برنامه به سمت به تصویر کشیدن کارهای بزرگ و ملی پیش رود، این افراد توانایی لازم را دارند و در حال حاضر نیز فضای کاری ما به سمت تولید یک برنامه صبحگاهی وزین پیش میرود.» بانصری در پایان ضمن تشکر از عوامل برنامهسازی صبح عالی بخیر میگوید: «دوستان خیلی خوب و حرفهای کار میکنند. افرادی چون آقای داستانی، علی ملکی و دوستان دیگری که شاید حضورذهن نداشته باشم و نام آنها را از یاد ببرم، از منشی صحنه گرفته تا صدابردار، کارگردان، عوامل تصویربرداری و... همگی از حرفهایترینهای شبکه یک هستند و به جرات میتوانم بگویم که مثل این افراد به اندازه تعداد انگشتان دست در سازمان داریم. امیدوارم که سازمان هم قدرشان را بداند».
آزاده خواجهنصیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: