در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کارشناسان اقتصادی این بحران را با بحران بزرگ بین سالهای 1929 تا 1933 که اقتصاد جهان را بشدت تحت تاثیر قرار داد، مقایسه میکنند؛ بحرانی که باعث شد تولید صنعتی در ایالات متحده 47 درصد و تولید ناخالص ملی این کشور 30 درصد کاهش یافته و نرخ بیکاری از 25 درصد فراتر رود و مردم، هراسان از بر باد رفتن سپردههایشان به بانکها هجوم برده و در جلوی آنها صف بکشند.
در روزهای گذشته درباره این بحران مالی (که البته هنوز به بحران اقتصادی در آمریکا تبدیل نشده است) در ایران اظهارنظرهای متفاوتی شده است.از یکسو برخی مسوولان به دلیل ذات سلطهگری دولت آمریکا، از بحران ایجاد شده در آمریکا اظهار خوشحالی نموده و یا برخی ، آن را نشانه به بنبست رسیدن اقتصاد آزاد و «آغاز سقوط آمریکا» تعبیر کردهاند. از سوی دیگر برخی مسوولان خواستار بررسی تاثیر این بحران بر اقتصاد ایران شدهاند.
به اعتقاد بخشی از تحلیلگران اقتصادی در ایران، به دلیل ایزوله بودن بازارهای مالی ایران از بازارهای جهانی، بحران موجود تاثیر چندانی بر اقتصاد ایران نخواهد داشت و حتی میتوان به آن به مثابه فرصتی برای جذب سرمایههای فراری از بازارهای پولی جهان نگریست.
اما فارغ از تاثیرات منفی این بحران بر اقتصاد ایران که حداقل آن کاهش قیمت نفت است و اساسا جای خوشحالی ندارد، آنچه موجب نگرانی است برداشتهای نادرست از این بحران و تاثیر ناخودآگاه آن بر سیاستهای اقتصادی ایران است.
اقتصاد ایران پس از سالها دولتی بودن و مدتها آزمون و خطا، با ابلاغ سیاستهای اصل 44 از بلاتکلیفی درآمده و راه خود را برای رسیدن به اهداف سند چشمانداز یافته است؛ اما در کشوری که سالها با اقتصاد دولتی خو گرفته و اقتصاد بازار آزاد را معادل سرمایهداری دانسته و سرمایهداری را با شعارهای عدالتخواهانه نفی کرده است، تن دادن برخی مدیران به اقتصاد غیردولتی و رقابتی و واگذاری سرمایههای دولتی به مردم دشوار به نظر میرسد و از هر مفری استفاده میشود تا اقتصاد کشور همچنان در اختیار دولت باقی بماند. برای این دسته از مدیران، بحران مالی ایجاد شده در آمریکا همانند موهبتی آسمانی است تا بار دیگر آن هم درست در زمانی که نظریهپردازان اقتصاد دولتی و شبهدولتی در برابر اقتصاد آزاد و رقابتی، پرچم سفید بلند کردهاند، با توسل به این موهبت با آدرس دادنهای غلط، مسیر حرکت اقتصاد ایران را مجددا منحرف کنند.
بیگمان این وظیفه مشاوران صادق و دلسوز مدیران است تا به آنها یادآوری کنند بحران مالی آمریکا اگر چه بحران بزرگی است و اقتصاد این کشور و دیگر کشورها را برای مدتی با رکود مواجه خواهد کرد، اما این، نه اولین و نه آخرین بحران اقتصادی از این جنس است و نه چنین بحرانهایی به مثابه پایان اقتصاد آزاد است؛ چراکه اساسا اقتصاد بازار آزاد با بحرانهای ادواری ریز و درشت روبروست که همواره نیز این بحرانها پس از مدتی فرو نشسته و دوران رونق اقتصادی دوباره آغاز خواهد شد. آنچه مهم است این که ما از تجربه و دانش بشری که حاصل قرنها تحقیق و مطالعه و آزمون و خطاست بهره ببریم و از خطاها و لغزشهای آن درس بگیریم تا در رسیدن به اهداف متعالی اقتصادی کشور و بویژه سند چشمانداز با درجه انحراف و خطای کمتری طی مسیر نماییم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: