در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در بحبوحه جنگهای ایران و روس و در راستای تجدید مناسبات ایران و انگلیس، سرگور اوزلی به عنوان سفیر انگلیس در حالی که توسط میرزا ابوالحسنخان ایلچی (اولین فراماسون ایرانی) همراهی میشد به ایران آمد. این سفیر حیلهگر وظیفه داشت منافع استعماری انگلستان را برآورده سازد. اوزلی برای تامین منافع امپراطوری صلیبی صهیونی انگلیس ضمن انجام اقدامات ضد ایرانی از قبیل فراماسون کردن اطرافیان فتحعلیشاه و تلاش برای تاسیس تشکیلات ماسونی در ایران و دادن اطلاعات نظامی سیاسی ایران به متجاوزین روسی، به دولت متبوع خود اعلام کرد که «برای حفظ و صیانت هندوستان برای انگلستان، میبایست ایران در وحوشت و بربریت نگه داشته شود». همتای روسی او نیز با همین مضمون به دولت خود پیشنهاد کرده بود که باید مانع از قدرتمند شدن ایران در منطقه شوند. تز استعماری سرگوراوزلی، از آن زمان تاکنون توسط استعمارگران غربی تعقیب میشود و جلوگیری از قدرتمند شدن ایران اسلامی جزو اهداف اصلی و اولیه آنان در رابطه با ایران به حساب میآید.
انگلیسیها برای تحقق این ایده خود از امکانات و طرحهای مختلفی بهره میبردند.
ممانعت از پیشرفت ایران، روی کار آوردن عوامل وابسته و نابودی رجال متدین و ایران دوست، اخذ امتیازات کمرشکن و تحمیل قراردادهای استعماری، فرقهسازی و استفاده از گروههای مختلف نظیر بابیه، بهائیه، صوفیه، اسماعیلیه و... در راستای از بین بردن وحدت فرهنگی کشور، تجزیه بخشهای مهم و استراتژیک از کشور و... بخشی از اقدامات آنان در راه نابودی ایران محسوب میشود.
روند تضعیف ایران از سوی انگلیسیها در 1907 میلادی وارد مرحلهای جدید شد که در صورت تحقق به تجزیه ایران در 1907 و نابودی کامل کشور ما در 1915 منجر میشد؛ امری که دست عنایات اهل بیت(ع) در حمایت از «شیعهخانه» خود «ایران» مانع از تحقق آن شد.
انحراف نهضت دینی مشروطیت و تبدیل کردن آن به عامل ناآرامی و از هم گسیختگی سیاسی و فرهنگی، اشغال ایران در خلال جنگ جهانی اول و نهایت «طرح مستعمرهسازی ایران در 1919، ادامه همان سیاستهای شیطانی سرگور اوزلی، گلادستون، لرد سالیسبوری و... بود که توسط لرد کرزن دنبال میشد. این بار نیز خدایی مردان ایرانی در مقابل این توطئهها ایستادند و ایران را نجات دادند اما صهیونیستهای انگلیسی از پا ننشسته و با شکست طرح کرزن، پروژه کودتا را برای نابودی استقلال ایران دنبال کردند. نقشه چرچیل، روچیلد، اردشیر جی توسط آیرونساید عملی شد و قزاقی گمنام و بیسر و پا در سوم اسفند، تهران را اشغال نمود و دورهای سیاه را در تاریخ کشور ما رقم زد، متقابلا قیام علمای ایران علیه رضاخان و انگلیس در 1306 شمسی، قیام گوهرشاد در 1314 و نهضت ملی شدن نفت حرکتهایی بود برای حفظ حیات ایران که البته با سرکوب و کودتای نظامی پاسخ داده شد.خروش الهی روح خدا در سالهای 1343 1341، جنبشی برای نجات دین و کشور از شر توطئههای ساکسونها و شریکشان عمو سام بود که در قالب اصلاحات شاهانه، سعی داشتند تتمه توان ایران را نیز از بین ببرند. قیام 15 خرداد 1342 پایهای شد برای شکلگیری انقلابی بزرگ در بهمن 1357 که احیای این سرزمین خدایی جزء خواستههای اولیه آن بود.
در این شماره از ایام سعی داریم گوشهای از مناسبات استعماری انگلستان را برای شما حافظان استقلال ایران بازگو کنیم، باشد که از این رهگذر با عمق توطئهها و شگردهای رنگارنگ آنان در راه تضعیف کشورمان بیش از پیش آشنا شویم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: