کارآگاهان با پرس و جو از آشنایان و خانواده فرد گمشده متوجه شدند وی یک سال قبل، اعتیاد به مواد مخدر را ترک کرده، اما همواره با خانوادهاش مشکل داشته است و مدتی قبل، اعلام کرده بود که قصد پیوستن به دراویش را دارد و روز قبل از مفقود شدن هم ضمن برداشت پول از حساب دخترش، مقدار زیادی پول از یکی از همکارانش قرض گرفته و فردای آن روز ناپدید شده است.
کارآگاهان با تحقیقات فراوان و استفاده از منابع اطلاعاتی، متوجه شدند؛ موضوع آدمربایی در کار نبوده است و به همین دلیل تجسس خود را برای روشن شدن حقیقت و پیدا شدن فرد گمشده با ارسال مشخصات او به همه واحدهای گشتی و انتظامی استان ادامه دادند تا این که پس از چند هفته، ماموران پاسگاه انتظامی ابرکوه به پلیس آگاهی گزارش دادند: مردی با سر و وضع آشفته و لباسهای خاکآلود به آنها مراجعه و ادعا کرده که از سوی عدهای افراد شرور ربوده شده بود. با توجه به تطبیق مشخصات این فرد با مشخصات فرد گمشده، کارآگاهان پلیس بلافاصله به محل اعزام و متوجه شدند وی همان فرد گمشده است.
این مرد در گفتگو با کارآگاهان عنوان کرد: روز حادثه در حالی که با خودروی بانک در حرکت بودم، با سرنشینان یک خودروی سواری که لباس ماموران نیروی انتظامی به تن داشتند، مواجه شدم و یکی از آنها در حالی که اسلحه و دستبند در اختیار داشت، اخطار کرد به دلیل دریافت شکایت باید همراه آنها به کلانتری اعزام شوم. آنها پس از برداشتن پول و مدارک دیگر، مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند و پس از بیهوش کردن من، مرا زیر صندلی ماشین قرار دادند و دیگر متوجه نشدم به کدام شهر رفتیم و سرانجام با همان وضعیت مرا اطراف ابرکوه رها کردند.
تحقیقات علمی پلیس
با توجه به ادعای آدمربایی و سرقت در پوشش ماموران انتظامی و با توجه به اهمیت موضوع، کارآگاهان اداره مبارزه با جرایم جنایی وارد عمل شدند و تحقیقات خود را در این زمینه آغاز کردند.
در ادامه تحقیقات، وی در بازجوییهای مجدد دچار تناقضگوییهای بسیار شد و در نهایت لب به اعتراف گشود و عنوان کرد به دلیل مشکلات خانوادگی فراوان و مشاجره با همسرش قصد گریختن و دور بودن از خانواده را داشت و به همین دلیل با ساختن داستان خیالی ربوده شدن خود، به اصفهان و شیراز گریخت و پس از این مدت، با توجه به تمام شدن پولهایش به یزد بازگشت و قصد داشت با فریب دادن کارآگاهان، آنها و خانوادهاش را از حقیقت دور نگه دارد.