در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سریالهای تلویزیونی یوسف پیامبر، مختارنامه، آشیانه سیمرغ، روزگار قریب، در چشم باد، کلاه پهلوی و.... آثاری هستند که در محدوده زمانی مشخصی بر اساس سیاستهای خاص مسوولان سیما تولید شدند که از میان آنها سریال یوسف پیامبر و روزگار قریب به مرحله پخش رسیدهاند، آشیانه سیمرغ بزودی به پخش میرسد و دو سریال مختارنامه و کلاه پهلوی نیز همچنان مراحل فیلمبرداری خود را طی میکنند. آنچه میخوانید، گزارشی درباره تولید سریال تلویزیونی حضرت یوسف(ع) به بهانه پخش یک چهارم از قسمتهای آن است.
سلحشور کیست؟: اردیبهشت سال 1383، فرج الله سلحشور کارگردان، نویسنده و تهیهکننده سریال تلویزیونی یوسف پیامبر که در آن مقطع با نام حضرت یوسف (ع) شناخته میشد بعد از پشت سر گذاشتن یک دوره یک ساله تعطیلی بار دیگر خود را آماده ساخت این سریال تلویزیونی میکرد. سریال یوسف که قرار بود در اسفند سال 82 مقابل دوربین برود، در این مقطع با بروز مشکلات مالی خاصی که برای آن پروژه به وجود آمد و عدم حمایت مالی مسوولان تلویزیون، موقتا تعطیل شد تا در مقطع دیگری با حمایت مسوولان تلویزیون دوباره موتور حرکت خود را روشن کند. سلحشور که نام کامل او فرجالله سلحشورنیا است بعد از پخش سریال مردان آنجلس و موفقیت آن، به دنبال ساخت سریال حضرت موسی میرود اما ساخت این سریال ممکن نمیشود و او ساخت سریال یوسف را به طور جدی پیگیری میکند. این کارگردان متولد سال 1331 در قزوین است و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در رشته ریاضی دنبال کرده است. او 1357 وارد عرصه فعالیتهای هنری میشود و به عنوان بازیگر،کارگردان و نویسنده در این عرصه فعالیت میکند. آغاز فعالیت او نیز همزمان با حضور گروهی از هنرمندان در حوزه هنری است. بازی در نمایشنامه های: شب آخر، حصار در حصار، دقیانوس، جشنواره آخرت و تاجر ونیزی و نیز فیلمهای سینمایی: گورکن، پرواز در شب، انسان و اسلحه، توبه نصوح و مجاهدتهای خاموش در کنار نویسندگی نمایشنامههای: حر ابتلاء میثاق بهلول سریال حضرت ایوب حضرت یونس، حضرت عزیر نبی یوسف پیامبر و بازنویسی اصحاب کهف در کنار کارگردانی دو سریال ایوب پیامبر و حضرت یوسف (ع) تمامی سوابق وی را در این عرصه شکل میدهد. سلحشور در سریال یوسف سه مسوولیت مهم نویسندگی، تهیه کنندگی و کارگردانی را خود به تنهایی به عهده داشته و البته در بخشی مانند کارگردانی از حضور جمال شورجه به عنوان مشاور کارگردان استفاده کرده است. سینما هنر انتخاب است که با کمک عناصری مانند «تدوین» امکان حرکت در زمان و مکان را فراهم میآورد و با تحریک قوه تخیل مخاطب، او را در لذت تماشای اثری هنری شریک میکند. بر خلاف این رویه که سالهاست در میان فیلم سازان مرسوم است، داستان این سریال از مدتی پیش از تولد حضرت یوسف (ع) آغاز میشود و مقاطع مختلف زندگی او به شکلی خطی و ساده روایت میشود.
داستان سریال از ابتدا تا انتها چیست؟
فرج الله سلحشور اولین کسی نبوده که با خواندن ماجرای حضرت یوسف(ع) برای ساخت سریالی درباره او وسوسه شده است. پیش از او نیز بیش از هفده روایت مختلف از این قصه در قالب فیلم و سریال ساخته شده، اما شاید بتوان وجه تمایز این سریال را نگاهی ایرانی به این قصه دانست. نقطه شروع داستان سریال یوسف پیامبر از شهر فدان یکی از شهرهای بابل است. در همین شهر است که یوسف قرار است به دنیا بیاید. شهر گرفتار قحطی و خشکسالی است اما به یمن تولد یوسف باران نازل میشود و قحطی در فدان به پایان میرسد. مدتی بعد یعقوب به همراه خانوادهاش از فدان کوچ میکند تا زعامت مردم کنعان را پس از پدرش اسحاق نبی برعهده بگیرد.
در بین راه همسرش راحیل به هنگام وضع حمل از دنیا میرود و یوسف و بنیامین بیمادر میشوند. مدتی بعد برادران یوسف او را به داخل چاه میاندازند و پس از آنکه یوسف توسط کاروانیان پیدا میشود، او در بازار مصر به فروش میرسد.
یوسف به سن جوانی که میرسد به شدت مورد توجه زلیخا قرار میگیرد اما تسلیم خواستههای زلیخا نمیشود. زلیخای شکست خورده شوهرش پوتیفار را وادار به زندانی کردن یوسف میکند. یوسف خوابهای دو تن از زندانیان را تعبیر میکند و آنچه یوسف گفته تحقق مییابد. یکی از این دو تن ساقی فرمانروای مصر است. به دنبال این ماجرا یوسف برای تعبیر خواب از بیرون میآید و با پیش بینی قحطی و مدیریتی درست قحطی را مهار میکند. مردم مصر که قدرت خدای یوسف را دیده اند و او را منجی خود میدانند به خدای او ایمان میآورند. همسر زلیخا از دنیا میرود. زلیخا موفقیتهای یوسف را میبیند و در حسرت فراق میسوزد و به یوسف دست نمییابد. یوسف نه تنها مصر که سرزمینهای همجوار را هم از خطر قحطی حفظ میکند. در ادامه داستان نیز برخورد یوسف و برادرانش در داستان به تصویر کشیده میشود و همه چیز به خیر و خوشی پایان مییابد.
در عنوان بندی سریال تلویزیونی یوسف پیامبر به حضور افراد مختلفی در مقام مشاور فیلم نامه اشاره شده اما شاید جالب باشد که بدانید بیشترین انتقاد به این سریال در درجه اول از ناحیه متن سریال به آن شده است. در همان قسمتهای اولیه پخش سریال، آیت الله سبحانی نسبت به نمایش ازدواج دو خواهر با یک مرد حضرت یعقوب در این سریال اعتراض کرد اما شاید
مهم ترین اعتراض از سوی «مدیر گروه معارف شبکه یک سیما» و در زمانی مطرح شد که پنج قسمت اول این سریال پخششده بود. حجتالاسلام حسین رحیمزاده که هنگام نگارش فیلمنامه مدیر کل خدمات رسانهای مرکز پژوهشهای صدا و سیما بود، با گلایه از این مساله که فرجالله سلحشور برای فیلمنامه مجموعه رفت و آمدی به مرکز پژوهشها نداشت و تنها فیلمنامه از سوی دفتر رئیس وقت سازمان (دکتر لاریجانی) به مرکز ارسال شد.»
چند دسته ایراد را متوجه این سریال کرده بود. یکی از این ایرادها این بود که زنان حضرت یعقوب به شکل شایستهای نشان داده نشده بودند. به اعتقاد رحیمزاده فضای داستان به شدت تداعی کننده حسادت فرزندان حضرت یعقوب به یوسف بود. او در گفتگو با خبرگزاری مهر با اشاره به بیان این مطالب پیش از ساخت به دست اندرکاران سریال گفته است: «اما توجه نشد و در قسمت مربوط دیدیم آن حضرت، یوسف را بیشتر نوازش میکند تا دو فرزند دیگرش را. خواب حضرت یعقوب هم که نشان داده شد، ایشان در خواب گرگهایی را میبیند که در پی کودکی هستند، اما این خواب سندیت ندارد. ما این نکته را گفته بودیم که ضرورتی ندارد این خواب باشد و بهتر است به خواب حضرت یوسف که در قرآن آمده اکتفا شود. فکر نمیکنم این مجموعه با این شروعی که داشته بتواند پاسخگوی خیلی از پرسشهای مخاطبان باشد. گرچه قضاوت کردن هنوز زود است و نباید به این فضا دامن زد. شاید اگر مجموعه جلوتر برود، ویژگیهایی داشته باشد.»
انتقادهایی از این دست در شرایطی مطرح میشود که سلحشور خود در گفتگوهای مختلف بارها بر انجام تحقیقهای فراوان تاکید و سریال را از نظر تحقیقی کار بی نقصی عنوان میکند. مثلا او در گفتگویی با سایت خبری سیما فیلم که پیش از پخش سریال انجام شده میگوید: «سعی کردم امانتداری کنم. من تاریخ را بازگو میکنم. تاریخ گذشته را نباید تغییر داد. به خصوص اگر آن تاریخ، تاریخ مذهبی باشد. مثلاً شیطان در مذهب ما تعریف دارد، هیچ کدام از ما نمیتوانیم بگوییم که به نظر من شیطان این است که من نشان داده ام. در آنجا دیگر آن شیطان، شیطان مذهبی نیست، بلکه شیطان من است. هنرمند در ارائه آثار مذهبی باید مرتبط با قرآن و احادیث، مطالب خود را بگوید. اگر هم بنابر درام قصه، شخصیتی اضافه کردیم، نباید در اصل مفاهیم قرآنی خدشه وارد کند.»
البته با توجه به بحثهای مثبت و منفی فراوانی که درباره این سریال پیش آمده، به نظر میرسد قضاوت نهایی درباره این مساله با توجه به تخصصی بودن این مباحث نیاز به زمان بیشتری دارد.
دکورها در نقطه توجه
در همه سریالهای تلویزیونی تاریخی که در طول سالهای اخیر در سیمای ایران مقابل دوربین رفتهاند مرحلهای طولانی از کار صرف بخش «پیش تولید» شده است. در این مرحله از کار فعالیتهایی همچون: انتخاب محلی برای ساخت دکور، ساخت و ساز دکور، انتخاب بازیگران، دوخت لباس و... میشود. مقدمات اینچنینی هم یک بار در سال 82 برای یوسف آغاز شد اما با تعطیلی کار، ادامه آن به زمان دیگری موکول شد.
نماهای داخلی شهر مصر یکی از لوکیشنهای اصلی سریال تلویزیونی یوسف پیامبر بود. با توجه به جغرافیای خاص مصر، برای باور پذیری این دکور باید در کنار زمینی ساخته میشد که در پس زمینه آن رودخانهای جاری باشد تا تداعی کننده رود نیل باشد. در مراحل اولیه کار گروه سازنده فضاهای مختلفی همچون: حاشیه رودخانه زایندهرود را برای یافتن چنین رودی در نظر آوردند اما در نهایت ساخت چنین فضایی در بخش انتهایی شهرک سینمایی دفاع مقدس در حاشیه اتوبان تهران قم میسر شد. این همان فضایی بود که در آن به دلیل جاری بودن رودخانه فشافویه، امکان استفاده از رودخانه در پس زمینه دکور وجود داشت. با یافتن این محل، ساخت و سازهای مورد نیاز دیگر سریال یوسف نیز در همین فضا انجام شد. شهر فدان، شهر کنعان، معبد ایشتار و بیابانهای حاشیه کنعان همگی در این فضا بازسازی و مقابل دوربین رفت. البته دستاندرکاران سریال یوسف برای نماهای داخلی مصر مکان دیگری را انتخاب کردند و این بخش از کار در سولهای در فرهنگسرای خاوران، با مساعدت شهردار وقت تهران دکتر محمود احمدینژاد در این فضا ساخته شد.
در مجموع میتوان گفت بخش طراحی صحنه و لباس سریال یوسف یکی از ویژگیهای قابل توجه کار است که حتی با وجود عدم توفیق قطعی داستان و فیلمنامه اثر در نگاه مخاطبان عام، چیزی از ارزشهای این بخش از کار کاسته نمیشود. این سریال در دکورهایی به مساحت 32 هزار مترمربع فیلم برداری شد. برای شهر فدان (محل تولد حضرت یوسف ) 4 هزار مترمربع، شهر کنعان 7 هزار مترمربع، نماهای خارجی شهر مصر 17 هزار مترمربع، و نماهای داخلی شهر مصر 7 هزار مترمربع، دکورسازی شد که این حجم از ساخت و ساز از نظر کمی جزو رتبههای قابل توجه سریال سازی در ایران محسوب میشود. شیوه کار نیز در بخش طراحی اینگونه بود که تمامی مراحل مختلف طراحی زیر نظر « مجید میرفخرایی» در مقام مدیر طراحی انجام میشد. میرفخرایی که از طراحان با سابقه سینما و تلویزیون ایران محسوب میشود، با به کار گیری چند تیم جوان و فعال در بخشهای مختلف کار، از یک سیستم تقسیم کار خاص استفاده کرد که چنین الگویی کمابیش در سریالهای دیگر نیز به صورت همزمان مورد استفاده قرار گرفت. شیوه کار نیز بدین صورت بود که وی به عنوان مدیر هنری بر کلیات کار نظارت داشت و در بخشهای دیگر، طراح صحنه ( فرهاد علیزاده آهی) و طراح لباس هر یک بخشهایی از کار را سرپرستی و نظارت میکردند که این تقسیم کار فضایی مناسب برای پیشرفت این حجم از کار را فراهم آورد. البته در این زمینه نیز ضعفهایی مشاهده میشود. مثلا در بخش مربوط به فدان، بارها بر خشکسالی تاکید میشود با آنکه در پس زمینه تصویر رودخانهای پر آب جریان دارد و حتی این مساله در تصاویر رایانهای نیز محو نشده است.
نکته دیگر اینکه با آنکه کارگردانها و سازندگان فیلمها و سریالهای مختلف و به خصوص آثار
تاریخی همواره با صرف انرژی فراوان تلاش میکنند تا با حضور در فضاهای بکر و تازه، جذابیت تازهای به داستان خود اضافه کنند، چنین چیزی درباره این سریال رخ نداد و سازندگان آن ترجیح دادند تا از فضاهای موجود در اطراف تهران که سهولت بیشتری از نظر دسترسی داشت برای ساخت این سریال استفاده کنند.
یوسف از شمال کشور
یکی از مهمترین نکاتی که درباره سریال تلویزیونی یوسف پیامبر از همان ابتدا کنجکاو برانگیز بود، ترکیب بازیگران این سریال و بخصوص بازیگران نقش حضرت یوسف (ع) در این سریال بود. حساسیت نسبت به این نقش بیش از انتخاب نقشهای دیگر و حتی نقش زلیخا بود. اولین و بدیهیترین تصوری که هر مخاطبی از این سریال تلویزیونی دارد، انتخاب بازیگری خوشچهره برای نقش حضرت یوسف بود، اما این مساله خلاف اعتقاد سازندگان این سریال بود و آنها با بیان این مساله که منظور از زیبایی حضرت یوسف بیشتر یک زیبایی معنوی بوده، دست به انتخابی زدند که تا همین حالا هم که بازیگر نقش جوانی حضرت یوسف بازی خود را آغاز نکرده، حضور « مصطفی زمانی» در این نقش اما و اگرهای فراوانی را به دنبال داشته است.
نقش نوجوانی حضرت یوسف نیز توسط حسین جعفری ایفا شد. او همان بازیگری است که به چاه انداخته و بعد فروخته شد. نقش جوانی حضرت یوسف نیز توسط مصطفی زمانی ایفا شد. انتخاب مصطفی زمانی برای نقش حضرت یوسف نیز جالب و شنیدنی است، او اهل فریدونکنار است و روزی به همراه یکی از دوستان خود به دفتر سریال یوسف مراجعه میکند. دوست او علاقهمند بوده تا برای ایفای نقش در این سریال تست بازیگری بدهد.
مصطفی زمانی هم به طور اتفاقی تست میدهد و از میان علاقمندان فراوانی که برای این منظور به سریال یوسف آمده بودند، زمانی برای ایفای نقش در این سریال انتخاب میشود. پس از عقد قرارداد نیز برای او کلاسهای بازیگری به شکل خصوصی برگزار و حتی با صرف هزینهای او در کلاسهای بدنسازی ثبت نام میکند تا برای ایفای این نقش آماده تر شود. زمانی که شاهین اقبال بر شانه او نشست و او را به سمت تخت عزیزی مصر راهنمایی کرد، در زمان انتخاب شدن برای ایفای این نقش، دانشجوی رشته کارشناسی مدیریت صنعتی در ساری بود و در دانشکده، در یک یا دو تئاتر به عنوان بازیگر حضور یافته بود و مدتی نیز به عنوان حسابدار در یک شرکت خصوصی فعالیت کرده بود. انتخاب او برای نقش یوسف زمانی اتفاق افتاد که هنوز بازیگر میانی نقش یوسف انتخاب نشده بود. وقتی زمانی متوجه عدم انتخاب بازیگر نقش نوجوانی یوسف میشود، با معرفی پسرخاله خود حسین جعفری به دست اندرکاران سریال یوسف، قدمی جدی در حل مشکل سازندگان این سریال برمی دارد و به این ترتیب کار انتخاب بازیگران یوسف عملا به پایانی خوش میرسد. زمانی این روزها بر اساس قراردادی که با سریال تلویزیونی یوسف دارد، متعهد شده تا بعد از پایان پخش سریال یوسف، در هیچ اثر نمایشی حاضر نشود. علت این قرارداد نیز این است که به احتمال زیاد حضور او در کارهای مشابه باور پذیری مخاطب را نسبت به این نقش کمرنگ میکند. از این بازیگر جوان جز چند مصاحبه کوتاه تاکنون مطلبی منتشر نشده، اما شاید بد نباشد به بخشهایی از تنها مصاحبه طولانی او که در همان روزهای حضور در سریال یوسف، در سایت خبری سیما فیلم منتشر شد اشاره کنیم. مصاحبهای که در آن زمانی میگوید: «برخی عوامل اصلی کارسعی درانتخاب یکی ازبازیگران حرفهای داشتند. حتی مدتی دنبال یک بازیگرخارجی گشتند. ولی همه ما میدانیم که تجربه ساخت فیلم مصائب مسیح توسط مل گیبسون ثابت کرد ایفاگرنقش پیامبر باید یک بازیگر ناشناخته باشد، آدمی که روی او ذهنیت خاصی وجود ندارد. به هرحال از آنجا که بازیگری برای من آنقدراهمیت نداشت که به خاطرآن ازهمه چیزبگذرم، باهمه اینها کنارآمدم. من به مفهوم واقعی عاشق بازیگری و شهرت نبودم، به هرحال یا بازی میکردم یا نمیکردم.» وقتی هم « آرزو شهبازی» مصاحبه کننده از او سوال میکند، «فکرمی کنید چهره تان چه ویژگی خاصی برای ایفای این نقش داشته است؟» او پاسخ میدهد: « قضیه یوسف یک قضیه باطنی است. زیبایی ظاهری با توجه به زاویه دید مردم تغییرپیدا میکند. پس مطلق بودن را باید دراین زمینه کنارگذاشت و دیگر این که بعضی چهرهها هستند که بدون داشتن زیبایی ظاهری صمیمیت دارند. آدمها با آنها احساس نزدیکی میکند و این به انسانیت آدمها برمیگردد.
فکرمی کنم کارگردان بیشتر دنبال همین بوده است که از این نظر تا حدودی به خودم مطمئن هستم، به اضافه یک زیبایی ظاهری که البته درگریم بسیاری ازجذابیتهای چهره پوشانده شده است. در واقع زیبایی در اینجا براساس فضای پیرامون تعیین میشود. براساس گریم فراعنه مصر وآدمهای دور و براست که زیبایی یوسف برجسته شود. ازطرفی باید این چهره برای مردم باورپذیر میشد، اما خب کاندیداهای دیگری هم بودند که چهرههای بسیارزیبایی داشتند اما آن انرژی درونی را که کارگردان دنبالش بود نداشتند وگرنه من خودم را ازنظرزیبایی درحد آدمهای معمولی میبینم.»
اگرچه انتخاب این بازیگر جوان به عنوان ایفاگر نقش یوسف حرف و حدیثها و حتی آنگونه که خود زمانی تلویحا اشاره کرده، مخالفتهایی را در پروژه به دنبال داشت، اما درباره بازیگر نقش زلیخا حرف و حدیث چندانی وجود نداشت و کتایون ریاحی برای چنین نقشی انتخاب معقولی به نظر میرسید؛ البته سریال یوسف بر خلاف دیگر سریالهای تاریخی در زمینه انتخاب بازیگر اعتقاد چندانی به حضور بازیگران حرفهای نداشت و شاید کمتر از ده بازیگر حرفهای در آن ایفای نقش کردند که جعفر دهقان، محمود پاک نیت، پروانه معصومی، جهانبخش سلطانی، علی طالب لو، پرویز فلاحی پور و... برخی از این بازیگران هستند وبرای سایر نقشها بازیگرانی غیر حرفهای انتخاب شدند، اما قضاوت نهایی درباره بازیهای آنها نیز با توجه به پخش نشدن قسمتهایی که با حضور این بازیگران ساخته شده، میتواند در زمانی دیگر نتیجه بهتری به دنبال داشته باشد.
موفقیت دویست درصدی
سریال تلویزیونی یوسف پیامبر در بخش تولید فراز و نشیبهای فراوانی را پشت سر گذاشت. محمد باقر آشتیانی، محمد رحمانی آشتیانی و محمد صادق آذین سه مدیر تولیدی بودند که در مراحل مختلف کار، سریال یوسف پیامبر را همراهی کردند. ضمن آنکه در مقطعی طولانی نیز روحالله برادری به عنوان مجری طرح با این سریال همکاری داشت.
فیلمبرداری سریال در اردیبهشت ماه سال 1383 در شهرک سینمایی دفاع مقدس آغاز و طی 32 ماه (حدود دو سال و هشت ماه) در روزهای پایانی سال 85 به پایان رسید. این مسالهای است که دست اندرکاران سریال یوسف به عنوان یکی از نقاط مثبت کار بارها بر آن تاکید کردهاند. هرچند در فضای سریال سازی که معمولا سریالها با مدت زمانی بیش از آنچه که ابتدا عنوان میشوند ساخته میشوند این نکته میتواند مثبت تلقی شود، اما نباید از یاد برد که همه تلاشها و کوششهایی که هنگام ساخت یک سریال تاریخی صرف میشود، با این هدف انجام میشود که کار به نتیجهای کیفی برسد و به همین دلیل است که حتی طولانی شدن برخی سریالها با همین هدف توجیه میشود؛ البته به نظر میرسد دست اندرکاران سریال یوسف دغدغه چندانی بابت این مساله نداشتهاند و به دلیل فضای خاص داستان و نیز قصهای که بسیاری از مخاطبان نسبت به آن حساسیت دارند، تصور میکردهاند که این کار در هر شرایطی بیننده خاص خود را دارد.
در این زمینه بد نیست اشارهای به مصاحبهای از سلحشور داشته باشیم که در گفتگویی با سایت خبری سیما فیلم وقتی در مقابل این سوال قرار میگیرد که: «آیا فرج الله سلحشور در این سریال به آنچه که میخواست یا تصورش را میکرد، رسیده است»؟ پاسخ میدهد: «الان از هر کارگردانی بپرسید که آیا به حداقل خواستههایت رسیدهای، در بهترین موقعیت و بهترین وضعیت مثلا میگوید که حدود هشتاد درصد رسیدم. ولی من به جرات میگویم که به دویست درصد چیزی که میخواستم رسیدم. این همان چیزی است که اگر ما یک قدم برداریم، صاحب اصلی کار ده قدم بر میدارد. بارها شده بود که در تهران مثلاً هوا برفی و توفانی بود ولی وقتی به همراه اکیپ به شهرک دفاع مقدس (محل فیلمبرداری پروژه) میرسیدیم، هوا آفتابی یا آنقدر مساعد بود که مانع تعطیلی کار ما نمیشد.»
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: