در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تمام این مقدمات را برای این چیدم تا بدانید تله فیلم «سیم آخر» به کارگردانی صادق کرمیار یکی از همان تله فیلمهایی است که در ژانر سینمای پلیسی و اجتماعی در حال ساخته شدن است و به همین دلیل عصر یک روز تعطیل درست در نقطه صفر همت به کلانتری 140 باغ فیض سرزدم تا از نزدیک شاهد فعالیت این گروه فیلمسازی باشم.هنوز صحنه برای تصویر برداری سکانس خروج اردشیر و پدر زنش آماده نیست و هریک از اعضا درصدد مهیا کرن شرایط تصویربرداری هستند، همین حین در فضای باز کنار اتوبان همت درست مقابل در ورودی کلانتری بنزهای ماشین پلیس باچراغهای گردان مدام در حال تردد هستند و صادق کرمیار به همراه فریبرز سیگارودی تصویربردار این تله فیلم، در حال ضبط صحنههایی از این رفت و آمد هستند تا شاید در لابلای برخی از سکانسها به کار آید.
«سیم آخر» داستان جوانی است به نام اردشیر که یک داماد سرخانه، بیکار و بیمسوولیت یک خانواده تک فرزند است. این داماد به دلیل فشارهای پدر زن خود و همچنین رودابه همسرش تصمیم میگیرد تا در زندگی خود تحولی ایجاد کند، از همین رو دست به کارهای مختلفی میزند. در همین حین به دوست خارج رفته خود که به تازگی به ایران برگشته برمیخورد و از آنجایی که نمیتواند از کشور خارج شود به طور قانونی تصمیم عجیبی برای خروج از کشور میگیرد.
مجید مشیری با گریمی تازه که به نوعی بیانگر روحیه لاتمنشانه اوست کناری ایستاده و در حین تصویربرداری کار با کارگردان صحبت میکند. هنوز صحنه اصلی برای تصویربرداری آماده نشده که از مشیری میخواهم درباره نقش خود و با سبیلهای پهنی که برای او درست شده بگوید. او در ابتدا به فیلمهای پلیسی که امسال بازی کرده اشاره میکند: امسال سال پرباری برای من به جهت بازی در فیلمهای پلیسی بوده و در هفته نیروی انتظامی دو فیلم آماده نمایش دارم. این نکته را گفتم تا متذکر شوم که تفاوت قصه سیم آخر با سایر کارهای پلیسی در این است که در این فیلم یک طنز موقعیت وجود دارد که به گمان من اگر در طول کار دیده شود که البته دیده میشود فکر میکنم مخاطب خودش را پیدا میکند. در حال حاضر که 50 درصد از کار انجام شده به نظر میرسد این طنز موقعیت خودش را به خوبی نشان خواهد داد.
این بازیگر در ادامه با اشاره به نقش خود در سیم آخر گفت: ابتدا به ساکن وقتی تماشاچی کار را ببیند فکر نمیکند که من پلیس هستم ولی در نهایت معلوم میشود که من پلیس هستم که به نظرم این نکته یکی از جذابیتهای کار است. درواقع سرگرد قندی که نقش او را من بازی میکنم یک عامل نفوذی است ؛ و در نهایت فکر میکنم کار خوبی از آب درآمده چون گروه خوبی است و همچنین بازیگران هم بخوبی کنار هم چیده شدهاند.
صحنه برای تصویربرداری آماده است. در این سکانس نسبتا طولانی اسکندری پدر زن اردشیر با نقشآفرینی دکتر محمود عزیزی به همراه رودابه دختر خانواده با بازی شهرزاد کمالزاده سند آوردند تا اردشیر داماد سرخوش خود با بازی جذاب رامین راستاد را از بازداشت درآورد.
همه شرایط برای تصویربرداری این سکانس آماده است و به فرمان صادق یار، اسکندری پدر زن اردشیر با عصبانیت از در کلانتری خارج میشود و به دنبال او دختر و اردشیر.
اردشیر پس از خروج از کلانتری با سر و رویی زخمی رو به پدرزنش میکند و میگوید: تقصیر من نبود اصلا قرار نبود اینجوری بشه.
اسکندری: حرف نزن که هرچی میکشم از دست تو میکشم.
اردشیر بعد از بی توجهی پدرزن رو به رودابه میکند: تو یه چیزی بگو.
رودابه: با این کارایی که تو میکنم اصلا جایی برای حرف گذاشتی؟
و بعد هرسه به سوی ماشین اسکندری میروند تا با راه افتادن ماشین و خروج از کادر این سکانس به پایان برسد.
با نگاهی گذرا به بازی رامین راستاد متوجه میشویم که اردشیر در سیم آخر بی شباهت به نقش کاظم در سریال تلویزیونی مثل هیچ کس نیست و اتفاقا همین نکته را به راستاد میگویم و او با مخالفتهای فراوان دلایل شبیه نبودن کاظم به اردشیر را بیان کرد و گفت: این نقش به هیچ عنوان وجه مشترکی با کاظم ندارد و تنها شباهت آنها در این است که هر دو داماد خانواده هستند و گرنه کاظم آدم بدجنسی است که گاهی نمک نشناسی هم میکند ولی اردشیر اینگونه نیست. او اساسا موجود عجیب و غریبی است، در واقع کمی شیرین عقل است و چیزی کم ندارد و به برکت وجود پدرزن خود صاحبخانه در بهترین نقطه تهران و ماشین مدل بالا شده و در واقع همه امکانات زندگی برای او مهیا است اما کاظم آدمی است که چون به لحاظ مالی ضعیف است از خانواده خانمش زیادهخواهی دارد.
با تعریفی که رامین راستاد از کاراکتر اردشیر کرد تا اندازهای متوجه تفاوت این دو کاراکتر شدم و شاید سیم آخر هم استعاره از شیرین عقل بودن او است، راستاد در پاسخ به این نکته گفت: اشاره درستی است. اردشیر آدم بیعرضهای است و از انجام حداقل کارها مانند نقد کردن چک و غیره عاجز است و از پس این کار برنمی آید به همین دلیل دچار این توهم شده که در اینجا قدر او را نمیدانند و شرایط کار برای او مهیا نیست به همین دلیل پس از دیدن یکی از دوستان قدیمی تازه از فرنگ برگشتهاش که ادعا میکند مدیر یک رستوران است وسوسه میشود از ایران خارج شود؛ در واقع از روی فکر و اندیشه نمیخواهد از ایران خارج شود بلکه بیشتر از روی شکم سیری است که میخواهد این کار را بکند.با این توصیفها به نظر میرسد پای پلیس به واسطه شیرین عقلی اردشیر به میان کشیده میشود. بازیگر نقش اردشیر در پاسخ به این سوال گفت: وقتی که پدر زن اردشیر متوجه میشود که دامادش میخواهد از ایران خارج شود احساس خطر میکند و ماجرا را با یکی از دوستان پلیس خود قندی درمیان میگذارد و او به عنوان یک پلیس نفوذی وارد این قصه میشود و اردشیر هم خبرندارد که قندی پلیس است.
وجود پلیس نفودی یکی از مواردی است که در یک یا دو کار پلیسی بیشتر به کار گرفته نشده است. از راستاد درباره چگونگی حضور این شکل از پلیس در تله فیلمهای تلویزیونی میپرسم: به نظرمن قندی شکل جدیدی از پلیس است، در واقع شیوه برخورد پلیس با مجرمین مدرن شده و این تغییر نگرش در برخی از تله فیلمها به خوبی دیده میشود و خیلی خوب است که پلیس بتواند در مقابل مجرم نقش بازی کند و اعتماد او را به خود جلب کند.
به نظرمن حضور این شکلی پلیس در این فیلمنامه خیلی خوب، شیرین و تاثیرگذار است؛ و یکی از جذابیتهای قندی هم در همین است که او یک آدم لات است که میتواند آدم قاچاق کند اما یکدفعه پلیس از آب درمی آید.
صحبت راستاد که به اینجا رسید به عنوان آخرین سوال از او خواستم تا نظر خود را درباره چگونگی حضور پلیس در فیلم با توجه به سابقهای که در بازی در این نقشها دارد بگوید: تقدسگرایی در شیوه کار پلیس یکی از مواردی است که متاسفانه دربرخی از فیلمها بسیار دیده میشود که این مساله تا اندازهای به پیکره فیلمهایی از این دست لطمه میزند که به نظرمن این وجه از وجود و حضور پلیس اگر کم رنگتربشود هم فیلم واقعگرایانهتر میشود و هم به جذابیتهای کارهای پلیسی افزوده میشود که به نظر من توجه به این نکته بسیار مهم و باعث پیشرفت کار میشود.
صادق کرمیار پس از تصویربرداری نهایی سکانس کلانتری که با وسواس و سلیقه بسیار و همچنین توجه به ریزهکاریهای موجود در صحنه انجام شد از کم و کیف حضور پلیس در تله فیلم سیم آخر گفت: کار پلیسی الزاما به این معنا نیست که پلیس در کار دیده شود و یا نقش اصلی را در فیلم ایفا کند. به نظرمن اگر فیلمی در ژانر سینمای اجتماعی به گونهای ساخته شود که بتواند بدون حضور پلیس کاهش جرم و جنایت در جامعه را به تصویر بکشد فیلم کاملی است که از حضور پلیس به طور نامحسوس استفاده مطلوب کرده است که این نوع نگرش به نوعی در کنار پلیس بودن را تداعی میکند به همین دلیل معتقدم سیم آخر فیلمی با رنگ مایه پلیسی محض نیست یا به عبارت بهتر سیم آخر فیلمی اجتماعی است که پلیس هم در آن نقش دارد.
کارگردان این تله فیلم در ادامه به وجود طنز موقعیت در سیم آخر اشاره کرد و گفت: سیم آخر همه جنبههای طنز یک کار اجتماعی را دارد در واقع تلاش برای مهاجرت داماد یک خانواده پولدار باعث ایجاد برخی اتفاقهای طنزآمیز میشود که بخشی از آن جنبه اجتماعی و بخشی دیگر ریشههای سیاسی دارد در واقع اردشیر تلاش میکند ویزای مهاجرت بگیرد که برای او مقدور نیست بنابراین درخواست پناهندگی میدهد که این درخواست و رفت و آمدهای این داماد خوش خیال موقعیتهای طنز را در مجموع کار ایجاد میکند و پلیس هم به نوعی درگیر این طنز موقعیت میشود.کرمیار در پایان به چگونگی انتخاب بازیگران این مجموعه اشاره کرد و گفت: تا اینجای کار خوب پیش رفته و از تولید بسیار راضی هستم اما آنچه در این پروژه برای من بیش از هرعنوانی اهمیت داشت انتخاب بازیگران بود و من تلاش کردم از بازیگرانی استفاده کنم که ضمن بالا بودن توان بازی هریک از آنها کمتر موقعیتهای طنز بازی کرده باشند و خوشبختانه در روند کار متوجه شدم که هریک از کاراکترها انتخاب خوبی بودند.
شایان ذکر است تولید فیلم تلویزیونی سیم آخر به تهیهکنندگی علیاکبر رضایی و محمد علیپور است که در هفته نیروی انتظامی از شبکه 2 پخش میشود و همچنین کرمیار فیلمنامه سیم آخر را بر اساس طرحی از اسد حسنزاده نوشته است.
پریساساسانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: