نگاهی تحلیلی به سوره مبارکه انعام‌

آزادی و آزاداندیشی در قرآن‌

شاید در طول تاریخ، هیچ عصر و زمانی به اندازه عصر حاضر، محل مناقشه بر سر مفاهیم و موضوعات نبوده باشد. تقریبا صاحب‌نظران معاصر، در تعریف هیچ مفهومی اتفاق نظر ندارند و هر مساله‌ای که مطرح می‌شود، برایش دهها و بلکه صدها تعریف متفاوت و در بسیاری موارد متناقض ارائه می‌نمایند. مفهوم آزادی و آزاداندیشی نیز یکی از همین مفاهیم پرمناقشه است که بعضا اغراض سیاسی، ارائه تعریف دقیق درخصوص این مفهوم را بسیار پیچیده و بلکه صعب نموده است.
کد خبر: ۲۰۶۹۵۴

در این آشفته بازار مفاهیم و موضوعات، هرگز نمی‌توان امنیت و آرامش و نیز رستگاری فرد و اجتماع را جستجو نمود؛ چراکه به فرض برگزیدن یک تعریف و پذیرش آن از میان انبوه تعاریف، یک مشکل همچنان باقی است و آن این که هیچ تضمینی بر صحت آن تعریف وجود ندارد. اینجاست که ضرورت اتصال به وحی و اتکا به آن اهمیت خود را نشان می‌دهد، لذا استنطاق و پاسخ طلب نمودن از قرآن برای درک مفاهیمی اساسی همچون انسان، خوبی، بدی، زشتی، زیبایی، کمال، آزادی، آزاداندیشی و مفاهیمی از این دست کاملا ضروری است. تعاریف موجود در قرآن هرچند پیچیده و غامض به نظر نیایند، دارای استحکام بوده و در مواجهه با شرایط زمان و مکان رنگ نمی‌بازند و این یعنی ثبات و استحکام که نتیجه‌اش اطمینان‌بخشی و آرامش خواهد بود.

به استناد مطالبی که درخصوص اهمیت استخراج مفاهیم از قرآن عنوان گردید، ما نیز سعی نمودیم تا در حد بضاعت اندک خود، مفهوم آزادی و آزاداندیشی را در بستر سوره مبارکه انعام بررسی نماییم.


از میان حکایاتی که قرآن به آنها پرداخته است، قصص مربوط به ابراهیم(ع) جایگاه ویژه‌ای دارد، اساسا تصویری که قرآن از شخصیت این پیامبر بزرگ ترسیم می‌نماید، بسیار منحصر به فرد است. ابراهیم(ع) نماد مبارزه با هرگونه تعین شرک‌آمیز است. او را به بت‌شکنی می‌شناسند؛ اما تامل دقیق‌تر در مشی و روش مبارزه او، ما را با مردی آزاداندیش مواجه می‌نماید که هرگز حتی برای لحظه‌ای از مدار خردورزی آزادمنشانه خارج نمی‌گردد. ماجرای رویارویی او با پرستندگان اجرام آسمانی و عملکرد او چنان دقیق و مثال‌زدنی است که انسان در شگفت می‌ماند.

تصور این که ابراهیم چگونه در حالی که تمام وجودش سرشار است از نفرت نسبت به شرک، حاضر می‌شود با زبان مخاطب سیاهی‌زده و غرق در ظلمت، سخن بگوید، بسیار اعجاب‌برانگیز است. ستاره را می‌بیند و می‌گوید این رب من است و آنگاه منتظر می‌نشیند تا وقتی که‌ آن ستاره بی‌فروغ شد، می‌گوید من افول‌کنندگان را دوست نمی‌دارم. از پای نمی‌نشیند و به همین حد بسنده نمی‌کند. با پرستندگان ماه همراهی می‌کند، می‌گوید این رب من است؛ اما وقتی ماه نیز به سرنوشت ستاره دچار گردید و افول نمود، زیرکانه و بسیار لطیف به پروردگارش می‌بالد و متذکر این نکته می‌گردد که اگر رب من، مرا هدایت نمی‌کرد، قطعا از گمراهان می‌بودم.

همراهی هوشمندانه خود را ادامه می‌دهد و با خورشیدپرستان به‌ظاهر همصدا گشته، حتی بر این که خورشید بزرگتر از خدایان بیچاره قبلی است، تاکید می‌نماید و چون این رب نیز به سرنوشت ارباب دیگر دچار گردید، اعلام بیزاری می‌کند از آنچه که این قوم آن را معادل رب حقیقی عالم قرار می‌دادند، برائت می‌‌جوید.

این مدل زیرکانه ابراهیمی که در واقع همچون یک طبابت حاذقانه؛  اما  معنوی که روش طبابتش همراهی و موافقت، درمانی است‌ دقیقا آن چیزی است که از آن به آزاداندیشی تعبیر می‌شود.

بررسی بیشتر این مدل و درک بهتر از زوایای دیگر این خط‌مشی ایجاب می‌کند مرور اجمالی خود از سوره مبارکه انعام را با دقت بیشتری پی بگیریم.

سوره مبارکه انعام در گروه سوره‌هایی قرار دارد که به حامدات معروف هستند؛ یعنی سوره‌هایی که با کلمه «حمد» آغاز گردیده‌اند. نکته قابل توجه این که معمولا مفاهیم و موضوعاتی که در این سوره‌ها مورد بحث قرار می‌گیرند، ارتباطی محسوس و مستقیم با مفهوم کلمه حمد دارند؛ پس قبل از هر چیز لازم است با مفهوم «حمد» آشنایی پیدا کنیم. «حمد» در واقع ستایش آن زیبایی است که، از روی اختیار به وجود آمده است.(1)

تعبیر مذکور با موارد استعمالی که قرآن از این واژه دارد و نیز نوع استفاده‌ای که از این واژه در متون روایی به‌خصوص ادعیه معصومین(ع) شده است تطابق و همخوانی دارد.

با توجه به این تعریف حمد یعنی درک و مشاهده زیبایی و توجه داشتن و ستاش نمودن رب و آفریننده آن زیبایی.
ناگفته پیداست که حمد گفتن معرفت و درکی عالی می‌طلبد. معرفتی که در ابتدا بایستی با آن بتوان زیبایی را تشخیص داد و از این هم فراتر رفته، توانایی درک زیبایی آفرین را داشته و او را ثنا گفت.

امام سجاد(ع) در تعبیری، حمد گفتن را فصل و ممیزه انسان از بهایم و چهارپایان برمی‌شمردند (2)

اما چه ارتباط و تناسبی میان مفهوم حمد و آزادی و آزاداندیشی وجود دارد؟

به نظر می‌رسد کمی دقت در مطالب فوق بتواند در پاسخ گفتن به این سوال کمک نماید. اگر حمد گفتن که کمال انسانی است، درک و معرفت شایسته انسان را می‌طلبد، قطعا این درک و معرفت نیاز به ابزاری دارد، آزادی یعنی رفع هر گونه موانع و گشودن هر بند و زنجیری که باعث می‌شود ابزار درک زیبایی و ستایش رب آن زیبایی، کار خود را به درستی انجام بدهد به تعبیر دیگر آزادی یعنی رفع موانع حمد یعنی رهایی از تاریکی‌ها به سوی نور آزادی یعنی رهایی گوش از سنگینی ، تا ابزار شنوایی بتواند زیبایی را بشنود و از پس شنیدن زیبایی، رب و پروردگار آن زیبایی را بستاید(3)

آزادی یعنی کنار رفتن پرده‌ها از قلب، به گونه‌ای که قلب هر گاه آیه‌ای را دید به آن ایمان بیاورد و بیهوده جدال نکند (4) آزادی را می‌توان در استجابت دعوت رسول خدا (ص) دید (5) آزادی یعنی رفع موانع از بینایی، یعنی تفکر (6) آزادی یعنی طهارت از رجس و پلیدی، گشوده شدن سینه برای اسلام (7) و در یک کلام آزادی از منظر سوره مبارکه انعام یعنی رفع و برطرف نمودن موانع درک، به شکلی که بتوان از میان تشتت و آشفتگی و تکثر یگانه حقیقت هستی را مشاهده کرد.

با این تعبیر، حرام و ممنوع بودن شرک، احسان و نیکی به والدین به قتل نرساندن اولاد از ترس تنگدستی، نزدیک نشدن به فواحش (چه در خفا و چه آشکارا) و احترام به حیات و جان کسی که حقش کشته شدن نیست، هرگز منافی با آزادی نخواهد بود. (8)

نزدیک نشدن به مال یتیم مگر به شکل نیکو، آن هم تا وقتی که به رشد و بلوغ برسد و نیز رعایت قسط و عدل در قبال پیمانه و ترازو، وفای به عهد و پیمان حتی اگر این عهد در قبال نزدیکان باشد هرگز منافاتی با آزادی ندارد (9) تبعیت از صراط مستقیم و عدم تبعیت از بیراهه‌ها نیز به معنای اسارت نیست.(10)

اشتباه کسانی که موارد یاد شده را بند و زنجیر اسارت می‌پندارند و آن را متناقض با آزادی برمی‌شمردند در این است که آنها، آزادی و آزاداندیشی را درکنار مفهوم حمد معنی نمی‌کنند.

آنها به بهانه آزادی، آزادی را به زنجیر می‌کشند.

آیا محدود کردن حیات به حیات دنیوی اسارت آزادی نیست؟ (11) چرا فرستاده خدا صرفا بایستی از جنس فرشته باشد؟ آیا این حد زدن نوعی اسارت نیست؟ (12) آیا تبعیت از ظن و گمان اسارت آزادی نیست ؟ (13) آیا فرزند قایل شدن برای خداوند منافاتی با آزادی و آزاداندیشی ندارد؟ (14) آیا بدعت و جعل احکام بی‌ریشه و دست و پاگیر با آزادی و آزاداندیشی سازگاری دارد؟ (15) پرستش توهمات و الهه‌های دروغین را چگونه می‌توان به آزادی نسبت داد؟

پرواضح است که وقتی مفهوم آزادی و آزاداندیشی بدون در نظر گرفتن مفهوم حمد، معنی گردد، ترجمانش چیزی جز توهم آزادی و آزاداندیشی نخواهد بود. این توهم آنچنان انسان را به خود مشغول می‌نماید که وقتی شدائد و سختی‌ها به هدف ایجاد تضرع و لطافت قلب بر انسان عارض می‌گردد قساوت قلب و سخت‌دلی ناشی از آراسته جلوه دادن امور از جانب شیاطین مانع درک حقیقت می‌شود.(16)

در این هنگام که زمان فراموشی بیدارباش‌های خداوندی است، دربهای هر چیز گشوده می‌گردد تا فرد به آنچه به او داده شده دل خوش دارد غافل از این که قوای درک و تشخیص او نتوانسته است میان عذاب و خیر به درستی تمیز قائل شود.(17)

ابزار و قوای درک او دیگر کارآیی خود را نخواهند داشت و فرد نمی‌تواند همچون ابراهیم(ع) با افول ستاره و ماه و خورشید به شکلی کاملا طبیعی و فطری روی به سوی آفریننده آسمان‌ها و زمین بگرداند.(18)

دیگر رگبار پرسش‌های خداوندی برای چنین انسانی‌ طهارت ایجاد نخواهد کرد.(19)

و بگو، بگوهای الهی اگرچه از حلقوم محمد(ص) بجوشد، تاثیری در ابزارهای زنگار گرفته درک او نخواهد داشت.(20)
آزادی،‌آزاد نیست تا «حمد» صورت بگیرد.

پا‌نوشت‌ها:

1 - مفردات راغب ریشه (حمد) 2 - صحیفه سجادیه دعای 1.  3‌-  سوره انعام آیه 35. 4-  سوره انعام آیه 35. 5 - سوره انعام آیه 36.  6-سوره انعام آیه 50 .7 - سوره انعام آیه 125 .8 - سوره انعام آیه 151.  9- سوره انعام آیه 152.  10- سوره انعام آیه 153.  11- سوره انعام آیه 29.  12- سوره انعام آیات 8 و 49.  13- سوره انعام آیه 116.  14- سوره انعام آیه 101.  15- سوره انعام آیات 119، 120، 121، 138، 139 و 140.  16- سوره انعام آیه 43.  17- سوره انعام آیه 44.  18- سوره انعام آیات 76، 77، 78 و 79.  19- سوره انعام آیات 6، 12، 13، 19، 40، 46، 47، 63، 71، 93، 114، 122، 125 و 164. 20 - سوره انعام آیات 11، 12، 14، 15، 19، 40، 46، 47، 50، 56، 57، 58، 63، 64، 65، 71، 135، 145، 149، 150، 151، 161، 162 و 164.

کاظم رجبعلی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها