آزاداندیشی از منظر اسلام

متاسفانه واژه آزادی در دفتر ثبت تاریخ بشریت بویژه تاریخ معاصر آن که حکومت‌های استبدادی و طاغوت‌های زمانه با ایجاد نظام‌های جاهلی، آزادی انسان‌ها را سلب کرده و آنان را در بند عبودیت سردمداران انحصار‌طلب شرک و کفر و خرافات و جهل و فقر و تبلیغات گمراه‌کننده قرار داده، جزو مظلوم‌ترین واژه‌های روزگار قرار گرفته است. چراکه هر کسی بنا بر میل خویش از آزادی تعریف خاصی داشته و آن را حق مسلم خود دانسته است.
کد خبر: ۲۰۶۹۲۹

این که چرا هر کسی، آزادی را به گونه‌ای خاص تعریف می‌کند، خود ناشی از شرایط اجتماعی و ضرورت‌های زمانی و افکار و اعتقادات حاکم بر جامعه است. پس باید دید کسی که آزادی را تفسیر می‌کند و حدود را مشخص می‌سازد، و انسانی که به تحدید آزادی نشسته است کیست؟ و در چه شرایط اجتماعی قرار دارد؟ در این زمینه کیستی و چیستی آدمی را بینش، تفکر و جهان‌بینی او تعیین می‌کند، نگرش‌ها، بینش‌ها و بالطبع گرایش انسان‌هاست که برای آنان هویت می‌سازد و تفسیر واژه‌ها و مفاهیم در فضای هویت‌هاست. بدین لحاظ می‌توان گفت که زشتی و زیبایی آزادی در عالم معنا مشخص می‌شود و آن را باید در هویت مفسران آزادی جستجو کرد.

بنابراین، نمی‌توان برای آزادی، یک مفهوم جامع و همگانی بیان نمود، بلکه باید در هر مکتبی آزادی را از زاویه دید و جهان‌بینی و فرهنگ همان مکتب مورد بررسی قرار داد. در این مقاله ما سعی می‌‌کنیم تا ضمن تعریف آزادی از دیدگاه اسلام و انواع آزادی، و ویژگی آزادی تفکر و اندیشه از منظر اسلام اشاره داشته باشیم.

در مکتب اسلام، عالی‌ترین هدف و گرانقدر‌ترین مقصد، دستیابی انسان به آزادی و نجات از انواع بندگی‌های پنهان و آشکار است. آزادی والاترین جلوه حریت مقام انسان و نقطه قوت و امتیاز او به شمار می‌آید، آیه مبارکه «و لقد کرمنا بنی‌آدم» گویای این مدعاست.1

 1 - منشاء‌آزادی در اسلام‌

در تفکر غربی منشاء آزادی در مقوله حق انسانی و مانند هر حق مدنی انسانی است، اما اسلام آزادی را جزئی از فطرت انسان می‌داند و درواقع حق آزادی مانند حق حیات و زندگی کردن است. در اسلام آزادی عمدتا منشاء‌ درونی دارد که مهمترین آن تکامل است. برخی علماء و اندیشمندان اسلامی نیز به این مساله اشاره کرده و آن را مورد تاکید قرار داده‌اند. از جمله علامه شهید مطهری است که معتقد است حرکت انسان در طول تاریخ دارای یک سیر تکاملی است که البته این تکامل نه از نظر فیزیکی بلکه بیشتر از نظر فکری، روانی و اجتماعی می‌باشد. این خط سیر تکامل انسان، نیاز به یک سیر کمالی سعادتمندانه است.

استاد محمدتقی جعفری نیز بر تکامل و کمال در نوع بشر معتقد است و تصریح می‌کند که این تکامل در دو بعد اجتماعی، روحی و روانی به ظهور می‌رسد و ظهور آن به تلاش انسان‌ها در جهت تهذیب نفس، اخلاق و تصفیه درون از آلودگی‌ها وابسته است.2

با توجه به این که انسان موجودی دوبعدی است بعد انسانی یا قطب مثبت می‌تواند به کمال مطلوب که همان خلیفه‌الله است برسد و در صورت غفلت از آن و پرداختن به قطب منفی در ورطه‌ای از فساد و گردابی از هراس گرفتار می‌گردد، شرایط اجتماعی در او بی‌تاثیر نخواهد بود و از شرایط اجتماعی تاثیرپذیری خواهد داشت. البته این تاثیرپذیری در بعد اجتماعی به شرایط اجتماعی بستگی دارد که حاکمیت‌های سیاسی ایجاد می‌کنند. و چه شرایطی را برای رشد و نمو چه بذری آماده می‌کنند. آیا انسان را به حال خود رها نموده تا هر آنچه می‌خواهد انجام دهد و فقط مزاحم دیگران نشود و از آزادی مطلق برخوردار باشد، یا شرایطی را به وجود آورند که انسان‌های آزاد و صاحب تکلیف و اختیار در آن فضا رشد کنند. در این صورت فرد در جامعه آزاد است و در این آزادی شخصیت بر دو قطب مثبت و منفی انسان، شایستگی که در اختیار وجود دارد این صفت را از آزادی فراتر برده و بیانگر وضعیتی است که ایده‌آل اسلام است. بر این مبنا، نوع برتر آزادی است که اسلام برای وصول بشر به کمال انسانی، به عنوان یک اصل خدشه‌ناپذیر بودن می‌نگرد.

یکی دیگر از جنبه‌های آزادی در اسلام «تکلیف» است. اسلام آزادی را همراه با تکلیف، برای انسان دانسته که انسان بتواند با این آزادی، تکالیف صحیح انجام بدهد، کاری بزرگ را انجام بدهد، انتخاب‌های بزرگ را بکند و بتواند به تکامل برسد.

از نظر اسلام این تکلیف جهت‌دهنده و یاری‌کننده انسان در اعتلای او به مرحله کمال و ساختن جامعه‌ای ایده‌آل می‌باشد. لذا چنانچه قید تکلیف از قلمرو آزادی خارج شود آزادی از مسیر صحیح خود خارج می‌گردد. البته از نظر اسلام تکالیف دستوراتی هستند که از سوی خداوند از طریق پیامبر بزرگ اسلام متناسب با نیازهای بشر وضع گردیده است.

بنابراین هدف نهایی و غایی آزادی در اسلام، اعتلای انسان و رسیدن به مرحله کمال با کمک وسایلی همچون تکلیف، اراده، اختیار و تفکر است و همان‌گونه که انسان دانا و پاک فطرت تمایل به دین و خداپرستی دارد، به همان صورت نیز یک تمایل نهادی و فطری به آزادی و آزادگی دارد.

بر این اساس در اسلام حق آزادی و اختیار برای همه افراد بشر به عنوان یک فرد مسلمان، موظف است همواره مواظب خود باشد تا قدمش در راه یکتاپرستی نلغزد و طوق عبودیت و بندگی غیر خدا را هرگز به گردن نیفکند و آزادی پرارزش خویش را حتی برای یک لحظه از دست ندهد.

اسلام برای آزادی، هویت و عامل انسانی قائل است و انسان را دارای استعدادهای فراوان و تمایلات عالی انسانی می‌داند و همین استعدادها و تمایلات عالی را منشاء‌ آزادی می‌شمارد و آزادی را براساس آن چیزی می‌داند که تکامل انسان را ایجاب می‌ کند. آزادی در این دید یک حق انسانی است که مفهوم صحیح آزادی در مکتب اسلام شمرده می‌شود.3

 2 - اهمیت آزادی در اسلام‌

از نظر اسلام آزادی نه‌تنها مورد تاکید است، بلکه یکی از آرمان‌های اصیل آن و از مواهب الهی به شمار می‌آید و آزادی انسان هنگامی معنای حقیقی پیدا می‌کند که او با پیروی از دستورات خدا و اطاعت از فرامین الهی از هر چیز که رنگ غیرخدایی دارد و از چارچوب دستورات خدا بیرون است،‌ آزاد گردد.

خداوند در قرآن مجید می‌فرماید: «بگو ای اهل کتاب بیایید بر سر سخنی که بین ما و شما یکسان است بایستیم که جز خداوند را نپرستیم و برای او هیچ‌گونه شریکی نیاوریم و هیچ‌کس، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد.»4

اسلام همواره به عنوان بزرگترین پرچمدار آزادی مطرح بوده است و آزادی را حق طبیعی افراد بشر می‌داند و معتقد است که: «تمام بشر از نسل یک پدر و مادر هستند و هیچ‌گونه امتیازی جز از نظر شایستگی و تقوا نسبت به دیگران نداشته و همه در حقوق انسانی، که بارزترین مصداق آن آزادی افراد شخصی است، باهم برابر و یکسان‌اند.»5

لذا خداوند در چندین جای قرآن به پیامبران تذکر می‌دهد که حق خدایی کردن ندارند، زیرا خدایی کردن یک انسان  هرچند پیامبر باشد  با اراده و آزادی دیگر آدمیان منافات دارد. اگر انسانی احساس قدرت برتر در خود کرد، تلاش می‌کند دیگران را برده خود سازد و غریزه استعباد و به بندگی کشیدن و استخدام را به کار گیرد. در قرآن آمده است: «هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب، حکمت و نبوت داده باشد، سپس به مومنان بگوید به جای آن که بندگان خداوند باشید، بلکه باید بندگان من باشید و بلکه باید بگوید که کتاب آسمانی را آموزش داده و آموزش یافته‌اید، عالمان ربانی باشید.»6

خداوند تبارک و تعالی در قرآن با وجود این که حق الوهیت را از پیامبران سلب می‌کند و تذکر می‌دهد که شما نباید آدمیان را بندگان خود گیرید، چهره پیامبران را به صورت آزادمردانی ترسیم می‌کند که برای آزادی و رهایی مردم از قید و بندهای اسارت‌های فکری، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی از زیر سلطه حکام جائر و طاغوت‌هایی مانند نمرود و زنجیرهای اسارت درونی و بیرونی مبارزه می‌کنند.

خلاصه آن که، دین مقدس اسلام، بر پایه آزادی انسان‌ها استوار شده است. خداوند، بشر را آزاد آفریده و باید در ظل کلمه توحید، همواره آزاد باشد و آزاد زندگی کند. باید مراقبت نماید که آزادی خدادادی خویش را از دستبرد دزدان آزادی محفوظ نگه دارد و نگذارد هوای نفس و دیگر معبودهای برونی از وی سلب آزادی کنند و او را برده بنده خود سازند. علاوه بر آن باید مراقب باشد که آزادی او مطلق نیست و هیچ‌گاه نباید مانع آزادی دیگران شود و از آنچه موجب تباهی فرد و جامعه می‌شود جلوگیری می‌کند و بیشتر بر این نکته تاکید دارد که آزادی انسان بایستی موجب رسیدن او به عالی‌ترین کمالات و مقامات انسانی باشد نه این که برای خود و جامعه‌اش فساد و تباهی را به ارمغان آورد.

آزادی در تفکر و اندیشه‌

یکی از آزادی‌‌های مشروع و قانونی که در جوامع بشری بویژه در تمدن اسلامی بر آن تاکید شده آزادی تفکر و اندیشه است.

این آزادی که یکی از نعمت‌ها و حقوق طبیعی و والای انسانی به شمار می‌آید و زیربنای بسیاری از تحولات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی است بدین معناست که هر فردی بتواند درباره هر موضوعی (فلسفی، دینی و سیاسی) که بخواهد فکر کند بدون آن که کسی حق داشته باشد افکار و عقاید او را کنترل یا محدود سازد. آزادی اندیشه به قدری مهم است و در صورتی امکان‌پذیر و مفید خواهد بود که انسان به خوبی از آن آگاه و به ارزش و فایده این در گرانبها در جامعه بشری و تاثیر آن در طول تاریخ جهان پیرامون خودباور داشته باشد تا بدون این که بتواند مانعی از برون یا آفتی از درون، تفکر و اندیشه او را تهدید کند بتواند با استفاده صحیح از آن و ایجاد زمینه‌‌های لازم برای این نیروی خدادادی در طریق کمال و سعادت خود و دیگر همنوعان خویش بهره گیرد. از این‌رو قرآن مجید در مقام نکوهش، کسانی را که از این نیروی خدادادی استفاده نمی‌کنند به انعام (چهارپایان) و بدتر از آن تعبیر می‌کند. در واقع قرآن کریم در این گونه آیات استفاده نکردن از قوه تفکر و قرار گرفتن انسان در اختیار غرایز و سیر بر طبق آن را ریشه همه مفاسد در جامعه انسانی به شمار می‌آورد.7

بر این اساس می‌توان گفت که آن انسانی می‌تواند از آزادی تفکر و اندیشه به معنای واقعی آن برخوردار باشد که ابتدا به اصالت این نیروی خدادادی در وجود خویش اعتراف نموده آنگاه خود را از تمام موانع آشکار و پنهان که بر فکر و اندیشه او سایه می‌‌افکند و ناخودآگاه تفکر او را به سویی می‌کشاند برهاند. در این صورت است که هر اجتماعی پایدار و هر جامعه‌ای از زندگی راستین برخوردار خواهد بود و تمدن‌های بزرگ، ایجاد و زیبایی‌ها خلق می‌شود و دستیابی به اهرم‌های عظیم علوم و فنون و صنعت و دانش‌های دقیق آسان و امکان‌پذیر می‌گردد و کشف اسرار طبیعت و تسلط بر آن و اعتقاد به پیام رسالت‌های آسمانی در برابر خدای یکتا در پرتو آن عملی می‌گردد.

فواید آزادی تفکر و اندیشه‌

آیات و روایات زیادی درباره اهمیت تفکر و اندیشه انسان دعوت می‌کند. روایات، تفکر را مفید حکومت و روشنی و جلای عقل و باعث رشد فکر و عدم لغزش و سرچشمه همه نیکی‌ها و فضایل انسان می‌دانند که همانند آینه، خوبی و بدی اعمال ما را نشان می‌دهد و باعث سلامتی عقل و پیروزی و عاقبت به‌خیری می‌شود.

پس آیات و روایات ذکر شده، تفکری که انسان بدان دعوت می‌شود تفکری حیاتی و سرنوشت‌ساز و رهگشاست، تفکری که سعادت بشر را به دنبال دارد، یک تفکر است که انسان را به اندازه عبادت یک شب به تکامل می‌رساند، بنابراین تفکر و اندیشه‌ورزی ضرورت حیاتی جامعه‌هاست و اندیشمندان و دانشمندان و رهبران دینی، و اصلاح‌گران بیش از هر چیز باید  اندیشه‌ورزی  سودمند و کارآمد را در پیش دید نسلها بگذارند و پرورش خردها و استعدادها را وجهه همت خویش سازند و با گفتار و نوشتار خود حیات فکری جامعه را تامین کنند.8

آزادی تفکر و اندیشه از منظر اسلام‌

انسان موجودی است متفکر، خوشبختی و خسران او در گرو بهره‌مندی از افکار و اندیشه اوست. از این‌رو وحی آسمانی که برای هدایت انسان آمده است می‌کوشد که از راه تفکر، او را به منافع مادی و معنوی خود متوجه کند و اموری که برایش زیانبار است از راه تفکر به او بفهماند و از راه دل در او شوق انگیزش ایجاد کند و اموری را که برایش زبانبار است از طریق اندیشه به وی یادآور  شود تا ترکش بر وی بی‌رنج گردد زیرا تربیت انسان که از اهداف مهم انبیای الهی است جز از راه تفکر و بیدار کردن خفتگان میسر نمی‌گردد چرا که انسان همانند گیاهی نیست که با آب و هوا تغذیه کند و همانند حیوانی نیست که فقط با استفاده از مرتع رشد کند بلکه موجودی است متفکر که تا فکر خود را به کار نبرد هدایت نمی‌گردد و بر همین اساس بیدار کردن افکار و عقول در سرلوحه برنامه‌های انبیا و سفرای الهی قرار گرفته است: «خداوند پیامبران خود را برانگیخت و پی در پی آنان را فرستاد... تا موانع سر راه اندیشه را بزدایند و گنجینه‌های خود را برایشان آشکار گردانند.»9

ولی در کنار این دعوت و روش بیدارگرایانه و رسولان الهی همواره افراد و جریان‌هایی پیدا شده‌اند که خواسته یا ناخواسته سعی کرده‌اند در جهت اهداف سیاسی یا مذهبی، در راه تفکر و اندیشه انسان‌ها مانع ایجاد کرده و به گونه‌ای آن را محدود سازند.

متاسفانه بسیاری از این جریان‌ها و حرکتهای واپس‌گرایانه با نام دین و با انتساب به مذهب انجام پذیرفته است.

در صورتی که در ادیان آسمانی مختلف بویژه دین مبین اسلام نه‌تنها اصالت فکر را باور داشته بلکه آن را به عنوان بهترین وسیله معرفت و شناخت و از ارزشمندترین عبادات شمرده و اندیشه را تقدس نموده است. به گونه‌ای که در آن آزادی عقیده‌ای را که بر مبنای تفکر، درست شده باشد مورد تاکید قرار می‌دهد نه آزادی عقیده‌ای که بر مبنای فکر نیست هرگز در اسلام وجود ندارد. آن آزادی معنایش آزادی بردگی است، آزادی اسارت است؛ آزادی زنجیر در دست و پا قرار دادن است.10

در آیات قرآن واژه «قال» یا مشتقات آن بعد از کلمه «الله» بیشتر از سایر کلمات آمده است. این کلمه با افعال مختلفه خود 1721 مرتبه تکرار شده است.

این تاکید و توجه دلالت از حکمی می‌کند که ارزش مطالعه و بررسی دارد. یعنی پیامبر باب گفتگو را بر روی همگان گشود و جدال به احسن را پایه گذاشت و به پیروان ادیان فرصت فکر کردن داد تا دین خود را از تحریف بیالایند و حق را با باطل نپوشانند و به آیات خدا کفر نورزند.

آنچه از آیات قرآن کریم و منابع اسلامی استفاده می‌شود این است که در فرهنگ اسلامی که پایه و اساس آن بر فطرت انسان نهاده شده است به تفکر که مهمترین ویژگی فطری انسان است اصالت داده شده و بدان توجه خاصی گردیده است و نیروی تفکر و اندیشه در آن محدود نگشته و برای انسان در زمینه علوم و مطلق دریافت‌های فکری و آنچه که امروز از آن به عنوان انسانی نام می‌برند برای بهره‌مندی از اندیشه، محدودیت و حد و مرزی وجود ندارد و آدمی می‌تواند در مسائل گوناگون بیندیشد و بفهمد و تفسیر کند و تحصیل علم و حکمت را ولو از دورترین راهها واجب و لازم دانسته است و بر سنت تاکید کرده و هرگز شناسایی و معرفت را محدود به شخصی خاص قرار نداده است، بلکه همگان را به تفکر در آفاق و انفس به معنی وسیع آن فراخوانده است. 11

در این فرهنگ، انسان این قدرت را دارد که فکر و منطق خود را تحت‌تاثیر و جاذبه شرایط عینی و ذهنی، آزاد نگه دارد و آزادانه بیندیشد و آگاهانه انتخاب کند. آری اسلام اجازه می‌دهد در این گونه مسائل اندیشه و فکر را به کار گیرد و حتی درباره معاد فکر کنند و نمونه تفکر به دست مردم می‌دهد تا درباره نبوت فکر کنند و درباره مسائل دیگر، چرا ؟زیرا اسلا‌م به منطق خودش اطمینان دارد ، زیرا پایه دین روی منطق و فکر و تفکر است. در این فرهنگ، انسان توانمندتر از آن است که برده شرایط خارجی باشد یا تحت تاثیر آنها قرار گیرد و فکر و اندیشه خود را براساس آنها استوار سازد ، لذا قرآن مجید کسانی که راه تقلید از نیاکان و پدران خویش را رفته‌اند نکوهش می‌کند که ای انسان! آزادانه بیندیش و در روش نیاکان خود بنگر! پس اسلام رشته تقلید را از اساس پاره کرده است و می‌گوید من اصول دین را بدون آن‌که آزادانه درک کرده باشید نمی‌پذیرم؛ آیا اصلا امکان دارد که‌چنین مکتبی مردم را مجبور بکند به این‌که بیایید اسلام را به زور بپذیرید؟

اسلا‌م در عمل هم چنین نکرد. آنچه کرد غیر از این بود که مردم را مجبور به اسلام کرده باشد، آنچه کرد مبارزه با آن عقاید خرافی‌ای بود که یک ذره با عقل و فکر بشر سر و کار نداشت، فقط زنجیری بود برای عقل و فکر، زنجیرها را برداشت و گفت حالا آزادانه فکر کن تا بفهمی مطلب از چه قرار است.

قرآن مجید با طرح داستان‌های پیشینیان و ارائه چهره انسان‌های شکوهمند و استوار که در زیر فشارهای گوناگون سیاسی، نظامی و ... از سوی طاغوتیان علیه آن نظام بپاخاستند در حقیقت عرضه‌کننده اصالت تفکر و اندیشه و نظریه عدم حاکمیت شرایط دست و پا گیر بر ذهنیت انسان و توانمندی انسان در رهایی از این شرایط است. نمونه بارز و والای این حقیقت، داستان همسر فرعون است که دارای امکانات اقتصادی فراوان و ... بود، اما تفکری مخالف تفکر همسرش؛ فرعون داشت تا جایی که در راه آن جان خود را فدا کرد. در کنار اصحاب پیامبر (ص) نیز اشخاص بسیار را می‌بینیم که از هر دو طبقه فقیر و متنعم جامعه بودند، اما همه چیز خود را در راه فکر و عقیده فدا کردند و جان باختند.

منابع و مآخذ:

1 - سوره اسراء، آیه 70. 2 - ماهیت و حقیقت آزادی، جمهوری اسلامی، شماره 5663 علامه جعفری. 3 - فقه سیاسی، عمید زنجانی، ج 1 ، ص 553. 4 - سوره آل عمران، آیه 63 5 - اسلام و حقوق بشر، زین‌العابدین قربانی، ص 189. 6 - سوره آل عمران، آیه 78. 7- سوره اعراف ،‌آیه 179. 8 - بحارالانوار ، علامه مجلسی، ج 68 ، ص 327. 9 - نهج‌البلاغه ، سیدرضی، خطبه اول. 10 - پیرامون جمهوری اسلامی ، مرتضی مطهری ، ص 109. 11 - اصول کافی، محدث کلینی، ج 1 ، ص 36. 12 - تفسیر المیزان، علامه طباطبایی ، ج 5 ، ص 255

حجت‌الاسلام علی‌اصغر صرفه‌جو

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها