در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شرم و حیای ایرانی و اسلامی همسر امام اگرچه سالها مانع انتشار این نامه بود؛ اما تاریخ برای جمعآوری سند زندگی انسانهای بزرگ، از کسی اجازه نمیگیرد و این نامه که اکنون در صحیفه امام موجود است، چند سال پیش سر از مطبوعات و صداوسیما درآورد و معروف شد. خواندن و مرور این نامه اما همواره شیرین است. امام این نامه را فروردین ماه سال 1312 از بیروت خطاب به همسرش نوشته است؛ «تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حال] من با هر شدتی باشد میگذرد ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمد، خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتا جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد.»
خدیجه خانم درباره نام خانوادگیاش گفته است: ثقفی به نام عشیریهای از اجدادمان باز میگردد که در کربلا در رکاب سیدالشهدا (ع) جنگیده بودند.
مراسم خواستگاری آقا روحالله از خدیجهخانم نیز روایتی خواندنی دارد: «10 ماه طول میکشد تا خانم جواب مثبت دهند. 5 بار خواستگاری انجام میشود .
سرانجام خدیجهخانم ثقفی وارد زندگی امام خمینی (ره) و شریک زندگی کسی میشود که غایت احترام را برای ایشان قائل بود و به گفته خود در طول 70 سال زندگی، حرف و کلامی خارج از احترام به ایشان نگفت و هیچوقت با او با صدای بلند صحبت نکرد.
نقش مادربزرگ از زبان نوهها نیز شنیدنی است: «خانم واقعا همراه امام بودند، شک ندارم که اگر خانم امام نبود، امام به هیچ وجه به این موفقیتها نمیرسیدند، ریاست منزل همواره به عهده ایشان بود.»
خانم ثقفی حالا در بستر بیماری است و سیاسیون بسیاری به عیادت او میروند، اما ای کاش میشد تمام خاطرات او را از لحظههای زندگی با امام مستند کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: