در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او از گفتن این نکته ابایی ندارد که بیشتر کتابهایش از تجربیات زندگی خودش میآید و در هر یک از آنها به نوعی خاطرهای خوشایند یا بدآیند را تجزیه و تحلیل میکند و کنار میگذارد. میگوید اصلا با نوشتن است که توانسته بر بسیاری از مشکلات زندگی غلبه کند و اصلا به همین دلیل جذب نوشتن شد.
در برابر دختر جوانی که میتواند، چندین ماه کارکردن در دستشوییهای یک شرکت بزرگ ژاپنی را تاب بیاورد و بگوید با کار در همین دستشوییها بوده که فهمیدن باید به زندگی چطوری نگاه کند، دیگر چه میتوان گفت.
اگر کتابهای «املی نوتومب» را (که 3 تایشان به فارسی ترجمه شده)، نخوانده باشید، احتمالا با این اشاره به کار کردن در توالتهای یک شرکت ژاپنی، باید متوجه موضوع شده باشید. بله نوتومب همان نویسندهای است که کارگردان مشهور فرانسوی «آلن کورنو» فیلم «ترس و لرز» را بر مبنای آثار او ساخت و در تلویزیون ایران هم نمایش داده شد. داستان یک دختر جوان اروپایی، زاده ژاپن که میخواهد با مقررات کشور زادگاهش کنار بیاید و بفهمد که واقعا متعلق به کجاست. برای همین هم همه تلاشش را میکند، همه خفتها را به جان میخرد و با وجود این که در آغاز به عنوان مترجم وارد این شرکت شده، سرانجام سر از توالتها در میآورد و 6 ماه هم در این شغل دوام میآورد. آنقدر میماند تا روسای شرکت خودشان او را بیرون کنند. خوب به هر حال آنها آنقدر شعور دارند که بتوانند درک کنند که یک دختر تحصیلکرده که مدرک لیسانسش را از دانشگاه بروکسل در رشته تحقیقات ادبی گرفته و به چند زبان تسلط دارد، نمیتواند به عنوان توالت شور به کار ادامه دهد، اما آنها آنقدر انعطاف ندارند که بتوانند تحلیل کنند که او چرا باید سر از این مکان درآورده باشد.
کتاب «ترس و لرز» امیلی نوتومب از همان جملات اول، سیستم بیرحمانه تولید و مدیریت در ژاپن را زیرسوال میبرد. وقتی او میگوید «آقای هاندا مافوق آقای اوموچی، آقای اوموچی مافوق آقای سایتو، آقای سایتو مافوق دوشیزه موری، و دوشیزه موری مافوق من بود. من هم مافوق هیچ کس نبودم» با این کار سلسله مراتب و برتری آدمها را نسبت به هم نشان میدهد، اما این برتری اداری در بسیاری از موارد درست عمل نمیکند و به برتریطلبی فردی بدل میشود. اینجاست که این کتاب کوچک صد و چند صفحهای میتواند به فیلمی بدل شود که حتی اگر یک بار دیده باشیدش هرگز فراموشش نمیکنید، نویسندهاش هم اگر نویسنده شناخته شدهای نباشد با همین یک کتاب میتواند در ژاپن به نویسنده محبوب جوانها بدل شود؛ جوانهایی که به وسیله شرکتهای بزرگ خورده میشوند و همه عمر مثل برده، اما بردههای مدرن کار میکنند. آنها پیش از هر چیز میآموزند که برای حفظ کارشان باید خود خودشان را فراموش کنند.
اما برای املی نوتومب نوه چارلز فردیناند نوتومب که 2 سال وزیر امور خارجه بلژیک بوده، این مهم نیست که از چه خانوادهای برخاسته است. برایش مهم نیست که پدرش «بارون پاتریک نوتومب» سفیر بلژیک است. برای او این مهم است که در کوبه ژاپن به دنیا آمده و با بچههای ژاپنی روی نیمکتهای یک مدرسه محلی نشسته و درس خوانده است. برای همین هم 6 ماه در توالت دوام میآورد تا به خودش ثابت کند که واقعا ژاپنی است، اما وقتی تیرش در 23سالگی به سنگ میخورد، دیگر خود بینالمللیاش را کشف میکند و با آن کنار میآید و نهتنها در ژاپن و بلژیک زندگی نمیکند که سر از پاریس درمیآورد و به عنوان نویسنده فرانسوی بلژیکیتبار شهرت مییابد. شهرتی که از همه در و دیوار شهر و کشوری که به پایتخت فرهنگ و هنر دنیا مشهور بوده، میبارد.
این شهرت در فرانسه به حدی است که حتی اگر همین حالا سفری به پاریس داشته باشید، میتوانید در هر گوشه و کناری سراغی از املی نوتومب نویسنده جوان بیابید. چراکه هفدهمین رمان او که همین چند هفته پیش منتشر شد، از همان روز نخست در راس فهرست پرفروشترین کتابهای فرانسوی قرار گرفت. کتابی به نام «واکنش پرنس» که پس از چندین هفته پرفروشترین بودن، تازه به مقام دوم جدول راه یافته است. تازه پیش از آن هم در ژانویه امسال کتاب دیگری از او به نام «نه آدم، نه حوا» منتشر شده بود.
برای یک نویسنده 41 ساله، داشتن 17 کتاب در کارنامه کار خیلی بزرگی است. باید خیلی پرکار باشی و چشمه الهام جوشانی هم داشته باشی که بتوانی بیوقفه بنویسی، اما انگار املی نوتومب از این بابت مشکلی ندارد.
انگار او به اندازه چندین نفر زندگی کرده و حالا حالاها موضوع برای نوشتن دارد. این امر وقتی جالبتر میشود که بدانید، او نزدیک 70 کتاب نوشته است. درستتر بگوییم، او سالی 3 یا 4 عنوان کتاب مینویسد و از آن میان یکی را برای چاپ انتخاب میکند و به ناشرش میسپارد و ناشرش هم کسی نیست جز انتشارات «البن میشل» که از روز اول املی رهایش نکرده است. در حقیقت او اولین رمانش را در سال 1992 با عنوان «حفاظت از قاتل» برای فیگارو بزرگترین ناشر فرانسه فرستاد، اما پس از این که مورد پذیرش واقع نشد، آن را به این ناشر داد و با او همه مسیر موفقیت پایانناپذیرش را طی کرده است.
با ساخته شدن فیلمی با اقتباس از کتاب «ترس و لرز» به وسیله کارگردان مشهور فرانسوی که با هالیوودیها هم کار کرده بود، نوتومب بیش از هر زمان دیگری شناخته شد و انگلیسیها هم او را کشف کردند. حالا تقریبا همزمان با هر کتابی که او منتشر میکند، میتوان انتظار داشت تا سال بعد ترجمه انگلیسی آن هم به بازار بیاید.
کتابهای املی پر از موضوعهای جالب و بکر است. او در کتاب «خرابکاری عاشقانه» که به فارسی هم ترجمه شده از زبان کودکی 7 ساله ماجراهای دوروبرش را تعریف میکند. این داستان در چین میگذرد و دقیقا بخشی واقعی از زندگی و خاطرات املی است. آخر او وقتی 6 ساله بوده با پدر و مادرش که محل خدمتشان تغییر کرده بود راهی چین شد و 4سال در این کشور زندگی کرد، اما او به زیبایی تمام خاطرات کودکی را با تجزیه و تحلیلهای بزرگسالی درهم میبافد. برای او که به عنوان یک کودک از خلال صحبت بزرگها میفهمد که به یک کشور کمونیستی رفته است، تحلیل واژه کمونیست خیلی مهم بود و جالبتر این که در بررسیهایش به این نتیجه میرسد که کشور کمونیستی یعنی کشوری که در آن پنکه زیاد است و خوب کار میکند، در حالی که در کشوهای دیگر کولر زیاد است و پنکهها خوب کار نمیکنند. این اشارههای زیرکانه و هوشیارانه و این تجربههای ناب است که کتابهای او را به کتابهایی خوشخوان و دوستداشتنی بدل کرده است. برای همین هم برخی از منتقدان کتابهای او را با شکلات مقایسه میکنند و میگویند مزهای ماندگار در ذهن به جای میگذارد.
در «نه آدم، نه حوا» یعنی شانزدهمین رمانش، او از عشقش به کوهنوردی میگوید و در عین حال تجربه عاشق شدنش به جوانی ژاپنی را بیان میکند. در این دوره او هنوز در ژاپن به سر میبرد؛ همان 2 سالی که همه سعیاش را میکند تا ژاپنی باشد. املی برای این کتاب جایزه ادبی «فلور» فرانسه در سال گذشته را دریافت کرد.
این جایزه 6 هزار یورویی هر سال به نویسنده بااستعدادی که ویژگیهای «مدرنیته، اصالت و جوانی» را داشته باشد، اعطا میشود. به این ترتیب میتوانیم باور کنیم که املی در 41 سالگی هنوز جوان است. او سال گذشته در فهرست نهایی نامزدهای جایزه گنکور مهمترین جایزه ادبی فرانسه هم حضور داشت.
املی از 8 تا 11 سالگی در نیویورک زندگی کرد و بعد دوباره به آسیا بازگشت و این بار تا 13 سالگی در بنگلادش به سر برد. 2 سال بعد دوره بازگشت به شرق دور است و زندگی در برمه. از 15 سالگی تا 17سالگی او در لائوس بود و تازه در 17 سالگی برای اولین بار به بلژیک رفت و بروکسل را از نزدیک دید.
برای همین هم او نسبت به نقاط مختلف دنیا حساسیت دارد و از فرهنگ و آداب و رسوم و طرز تفکر این کشورها خیلی چیزها میداند. او زندگی در چین را درک میکند. نویسندههای ژاپنی از موراکامی گرفته تا میشیما را دوست دارد. صلح در پاکستان برایش اهمیت دارد و اگر دیدید که در کتاب هجدهمش به سراغ «آن سان سوچی» رهبر مبارزات برمه رفته، نباید دچار تعجب زیادی بشوید.
املی که دغدغه اصلی زندگیاش خواندن و نوشتن است، شیفته «نیچه» است. او میگوید با الهام از نوشتههای نیچه است که شخصیتهای داستانهایش این همه انرژی دارند.
ترس و لرز
املی که دوبار جایزه «آلن فورنیه» و یک بار هم جایزه مرفه فاله را دریافت کرده و برای «ترس و لرز» جایزه ادبی «فرهنگستان فرانسه» را در سال 1999 از آن خود کرده، معتقد است برای عامه مردم مینویسد. به همین دلیل هم کتابهایش از سوی عموم مردم با استقبال بسیار روبهرو میشود.
در رمانهای او بدون افتادن در دام ابتذال، جنبه سرگرمکنندگی بیشتر است و در عین حال که مخاطبان عام را جلب میکند، میتواند در دل خوانندگان سطح بالا هم جا باز کند. شیوه سهل و ممتنع او در زبان فرانسوی که زبان آسانی هم نیست از دیگر دلایل پرمخاطب بودن آثار اوست. او از تخیل نیرومند خود در کنار طنزش بهره میگیرد و داستانهایی خلق میکند که به راحتی لذت کتاب خواندن را به همه منتقل میکند. یک لذت ناب و تکرار نشدنی.
رویا دیانت
منبع: سایت آمازون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: