در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نویسندگان، گویندگان، گزارشگران، مجریان، بازیگران، تهیهکنندگان و مسوولان رادیو تحت هیچ شرایطی و با هیچ عذر و بهانهای حق ندارند در انجام این وظیفه انسانی و میهنی سستی و بیتوجهی کنند که چنین سهلانگاری و بیاعتناییای لطمات جبرانناپذیری به ادبیات و فرهنگ و تمدن دیرسال کشور خواهد زد. رسم و سنتی بسیار پسندیده سالها در رادیو مورد قبول بود و به آن عمل میشد که ناشی از همین احساس مسوولیت در قبال کلام و کلمه و وظیفه و رسالت کار در رادیو بود و آن نیز جریمههای نقدی و توبیخهایی بود که بدون استثنا گریبان همه کسانی را که مرتکب خطایی در این زمینه میشدند، میگرفت. کافی بود گویندهای کلمهای را غلط ادا کند یا نویسنده و بازیگری از کلام و اصطلاح ناهنجاری استفاده کند و این کلمه و اصطلاح از رادیو پخش شود، بلافاصله مرتکبان این خطا مواخذه میشدند و این چنین بود که رادیو طی سالها به عنوان مرجعی معتبر در ادای کلمات و تلفظ نامها و بیان اصطلاحات و دیگر مفاهیم ادبی و فرهنگی کشور شناخته میشد.
متاسفانه چند سالی است که رادیو این مسوولیت و رسالت را جدی نگرفته و هم به حرمت کلمه و کلام بیاعتنایی میکند و هم اعتبار خود را به عنوان رسانهای مهم در جهت دفاع و حراست از گنجینه فرهنگ و ادب و زبان میهن مخدوش میکند. زبان و ادبیات هر کشوری قائم به اصول و معیارهایی است که طی قرنها و از سوی فرهیختگان، ادبا، شعرا و فرهنگدوستان و فرهنگپروران ساخته و پرداخته شده است و نوشته یا نانوشته همه ملزم به رعایت و دفاع از آنها هستیم.
اصطلاحات من درآوردی، جعل کلمه یا کلمات یا افعال و مصادر ساختگی و بیریشه، تلفظ غلط کلمات اگر توسط مردم کوچه و بازار یا اصناف و اقشار خاصی اتفاق بیفتد، شاید در طولانیمدت به فرهنگ و ادبیات کشورمان لطمه و لطماتی بزند. لیکن این کجروی اگر در رادیو ظهور و بروز یابد، در کمترین زمان نه تنها لطمات و صدمات جبرانناپذیری به بار میآورد که عمق این صدمات فاجعهبار است و بسرعت هم گسترش مییابد. شاید در وهله اول عمل نادرست ما در رادیو چندان به نظر نیاید و جلوه پیدا نکند، لیکن به دلیل برد و تاثیر بیچون و چرای رادیو، تبعات گسترده و ناخوشایندی به خود میگیرد.
کافی است گزارشگر ورزشی رادیو یا تلویزیون بگوید: «فلان ورزشکار رکورد المپیک را شیکوند» این اصطلاح و تلفظ نادرست و ضد زبان معیار به گوش کودکان، نوجوانان یا مخاطبان عام میرسد و تاثیر مخرب خود را در ذهن آنها به جای میگذارد. همچنین است گفتن «درد و دل» به جای «درد دل» یا دهها و صدها نمونه دیگر که این روزها فراوان از رادیو و از زبان گویندگان رادیو، گزارشگران و بازیگران نمایش رادیو میشنویم. زبان معیار در رسانه فرهنگی رادیو تعریف شده است و هیچکدام ازما اهالی رادیو حق نداریم خودسرانه آن را تغییر دهیم و به گونهای شخصی آن را تعبیر و تفسیر کنیم و به کار گیریم.
زبان معیار رادیو در 2 عرصه مختلف تعریف شده است: اول در زمینه ادبیات مکتوب، یا زبان دیداری و دیگر در زمینه ادبیات شفاهی یا زبان شنیداری و محاوره، آنچه بیشتر مورد بیتوجهی و بیاعتنایی قرار میگیرد، عرصه دوم یعنی ادبیات شفاهی یا محاوره و زبان شنیداری است. اصطلاحات و تلفظهای مختلف متعلق به گویشها و لهجههای مختلف و گاه از طریق ترجمه زبانهای بیگانه براساس سلیقه و از روی ناآگاهی در کلام رادیویی مورد استفاده قرار میگیرد که نتیجه آن مخدوش شدن زبان معیار و از اعتبار افتادن رادیو به عنوان مرجعی برای حفاظت و حراست از زبان و تبلیغ آن است. وقتی از رادیو صحبت میکنیم، منظور رادیوهای سراسری و رادیو تهران است، نه رادیوهای استانهای مختلف که زبان و گویش و اصطلاحات خاص خود را دارند. زبان معیار رادیوهای سراسری و رادیو تهران، زبانی است که در تهران و درواقع بدون لهجه خاصی از سوی ساکنان آن و مراجع رسمی و فرهنگی مورد استفاده قرار میگیرد و در کتاب ما و ادبیات مکتوب (چه رسمی و چه کوچه بازار) درج شده است.
بنابراین، گزارشگر ورزشی حق ندارد به جای شکستن از لفظ شکوندن استفاده کند که به قشر خاصی از جامعه تعلق دارد و مورد استفاده خانوادههای اصیل و با فرهنگ نیست. یا به کارگیری اصطلاح «هاگیرواگیر» به جای گیر و دار یا گفتن «متعجبم که» به جای من تعجب میکنم که یا «روسری کردن» به جای روسری سر کردن یا «داد بیداد» به جای داد و بیداد یا «فالگوش ایستادن» به جای گوش ایستادن همه مواردی است که به غلط بر زبان قشر خاصی از جامعه جاری است و هرگز نباید آن را از طریق رسانه فراگیری مثل رادیو به همه مردم تعمیم داد. چون این نادرستیها بتدریج نه تنها زبان معیار که حتی ادبیات و فرهنگ کشور را مخدوش میکنند.
برخی میگویند در نمایش چون کاراکترها زبان و اصطلاحات خود را از زندگی واقعی مردم میگیرند، لاجرم باید یک شخص جاهل با همان ادبیاتی حرف بزند که یک جاهل در کوچه و بازار صحبت میکند. این گفته کمی غیرمنطقی است، مگر ما در نمایش همه آنچه را که در واقعیت وجود دارد، عینا نشان میدهیم؟ مگر عین همان کلمات رکیکی را که فرد بیادب و جاهلی در کوچه و بازار به کار میبرد، وارد نمایش رادیویی میکنیم؟ مطمئنا جواب خیر است. پس ما در رادیو انتخاب میکنیم و میسازیم. حالا که چنین محذوریت یا قدرتی داریم، چرا آن را در جهت استفاده کامل از زبان معیار به کار نگیریم؟ نمایش رادیوی مستندسازی نیست. همان گونه که از نامش برمیآید، نمایش است اما براساس واقعیت. ما واقعیت را میسازیم. کسی در نمایش نمیمیرد، زخمی نمیشود، کتک نمیخورد، گلولهای در نمایش رادیویی شلیک نمیشود. همه وقایع و رویدادها ساختگی است. همچنان که عین هیچ کدام از کاراکترها را نمیتوان در عالم واقع دید.
محمد مهاجر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: