مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
شالوده قصه به زندگی واقعی و تیپیکال ایرانی بسیار نزدیک است. از آن نوعی که این روزها کمتر دور و برمان میبینیم. خانههای هشتیدار و پنجدرها و آن باغچههای کوچک اما پرمهر وسط حیاط و آدمهایی که باصفا و صمیمیتشان به آن آجرها و دیوارچینها روح و احساس میبخشند؛ آدمهایی که در خانه و حجره یکیاند و جوانمردی و احسان کالبد جانشان است و مهمتر از آن پدر یا مادر خانواده و حتی بزرگان محور اصلی وحدت و نیاز زندگی انسانها محسوب میشوند. قصه با معرفی شخصیتها آغاز میشود و تلاش میکند بیلکنت و حاشیهپردازی به متن ماجرا بپردازد. ماجرایی که شاید بتوان در دو خط تعریفش کرد، اما اینجا چگونگی قصهگویی است که اهمیت مییابد. خیر در کنار شراست که موجودیت دارد و آدمها تا زمانی که شر و شیطان و غرایز پست به سراغشان نیامده قدر خیر را نمیدانند و آن را بر صدر نمینشانند. شخصیتهای جاندار اثر، پس از گرهافکنی اولیه بتدریج وجوه خود را عیان میکنند و از قالب تیپهای خوب و بد مطلق خارج میشوند. ابعاد خاکستری شخصیتها همچنان که گفته شدند با اوج و فرودهای گلدرشت دراماتیک که بیشتر در قالب روایت نسبتا کهنه قصه شکل میگیرند و تماشاگر به رغم عادت کلی ذهنی به ریتم تند میتواند پس از چند قسمت اولیه پیرنگ داستان را دریافت کند و با کنشها و واکنشهای روایی همراه شود. کارگردانی «مثل هیچکس» سنجیده است و در واقع اثر فراتر از جاذبههای معمول دراماتیک سعی دارد در مسیر آرام به کشمکشها و تناقضهای آدمی بپردازد و از لایه سرگرمی صرف فراتر رود.
مثل هیچکس از یک سوی دیگر نیز اثر متفاوتی است. اینکه قصه قرار نیست به صورت تصنعی به خوبی و خوشی به پایان برسد، بلکه ناباورانه متلاشی شدن یک خانواده اصیل و پایبند بر اصول و قوانین و شرع و اخلاق را بر اثر دسیسههای شیطانی برخی افراد خانواده را نشان میدهد.
«مثل هیچکس» شبیه به هیچکدام از دیگر مجموعههای ماه رمضانی نیست که بخواهد با استفاده از چهرهها و ستارهها به توفیق برسد. مثل بسیاری از فیلمهای سینمایی که به جوانمردی و غیرت میپردازند هم نیست که در طول سال، هر کار غیراخلاقی بکنند و فقط در ماه مبارک رمضان از بدی ها و پلیدی ها فاصله بگیرند و به غیرت و جوانمردی برسند. برزیده به عنوان کارگردان مثل هیچکس اثری را خلق کرده که مثل هیچکس نیست، اثری که برگرفته از فرهنگ و جوانمردی برگرفته از تفکر شیعه است که معتقد است انسان در تمام دوران زندگیاش باید انسان باشد و پا را فراتر از اخلاقیات و شرعیات نگذارد. حتی در شوخیها و طنزهای رایج و حتی در رعایت آداب زندگی جمعی و حتی در بیان نام یکدیگر که بهجای مم باقر یکدیگر را محمدباقر و... صدا بزنیم. این نکات بسیار ظریفی است که در این سریال رعایت شده و تماشاگر آمیخته با مذهب با آن همذاتپنداری میکند.
مثل هیچکس بخاطر قصه ساده، اجرای درست و هنرمندی و بیادعایی سازندگانش سببساز خلق اثری شده که بشدت با فضای معنوی ماه مبارک همخوان است و میتواند الگوی مناسبی برای مناسبتی سازها باشد.
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.