در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
افزایش روزافزون شمار بیخانمانها
هر چند شاید تعداد دقیق افراد بیخانمان با توجه به افزایش آنها قابل بیان نباشد، اما بررسیها نشان میدهد تعداد افرادی که در خیابان یا مکانهایی بدون سرپناه زندگی میکنند و میخوابند هر ساله نسبت به سال قبل بیشتر میشود.
البته شاید با خود بگویید که مسوولیت تامین سرپناه برای این گروه به عهده دولتهاست، اما مطالعات مرکز ملی فقر در آمریکا نشان میدهد که با وجود شعارها و تصویب قوانین و لایحههای گوناگون تا پایان سال 2006 بیش از 5/3 میلیون نفر زن و مرد و کودک بیخانمان در آمریکا زندگی میکردهاند.
مشکل اینجاست که تعدادی از این گروه صرفا جزو افراد فقیر و کمدرآمد نبودهاند و حتی در طبقه نسبتا متوسط زندگی میکردهاند، اما به دلیل ناکارآمد بودن قانون کار و اخراجهای بیدلیل و دستمزدهای پایین یا حتی فوت سرپرست خانواده در اقشار بیسواد و بدون تخصص مجبور شدهاند در کوچه و خیابان زندگی کنند.
گزارشها نشان میدهد بسیاری از افراد جوان به واسطه سیل و زلزله بیخانمان شدهاند و برای مثال قربانیان طوفان کاترینا همگی جانشان را از دست ندادهاند، بلکه خانه و سرپناه و کار خود را از دست دادهاند و به دلیل قولهای بدون پشتوانه سیستمهای دولتی و نظارتی، حالا بیخانمان شدهاند.
شاید برایتان عجیب باشد، اما بسیاری از مردان بیخانمان در آمریکا سابقه کار در جبهههای جنگ داشتهاند و مدتی در پایگاههای نظامی کارهایی انجام دادهاند، اما پس از پایان کار مورد نظر از کار اخراج شده و هیچ حق و حقوقی به آنها پرداخت نشده و از این نظر در فقر و فلاکت ماندهاند.
در ضمن، بیخانمانی فقط مختص شهرهای خاص و فقیر نیست و در بسیاری از جوامع جهانی، پایتختها بیشترین میزان بیخانمان را در خود جای میدهند. بد نیست بدانید در آمریکا ایالتهایی که بیشترین میزان بیخانمانها را دارند و این افراد به طور رسمی ثبت شدهاند شامل آلاسکا، کالیفرنیا، کلرادو، هاوایی، نوادا، ارگان، رودآیلند و واشنگتن هستند و فقط یکی دو شهر را دربرنمیگیرد، اما اصولا چندان اشارهای به این معضل نمیشود.
بسیاری از مراکز دولتی و نیمهدولتی در آمریکا خواستار ساخت مراکزی شبیه پناهگاه برای اسکان این گونه افراد شدهاند، اما حتی ساخت یک اتاق برای هر یک از این خانوادهها نیز نیاز به بودجهای عظیم و نیروی کاری قوی و حمایت اساسی دارد که هنوز محقق نشده است.
اکنون در برخی مناطق، به افراد بیخانمان روزانه فقط یک دلار داده میشود که این مبلغ حتی نمیتواند جان آنها را از مرگ به خاطر گرسنگی نجات دهد.
بتازگی دولت آمریکا لایحهای تصویب کرده که مطابق آن سعی شود در یک دوره 10 ساله، وضعیت زندگی و اسکان بیخانمانها ساماندهی شود.
پس میبینیم که حتی با وجود تصویب لوایح نیز ساماندهی این کار در کشورهای توسعه یافته برنامهای زمانبر بوده و حتی نتیجه قطعی آن را نیز نمیتوان پیشبینی کرد.
نکته جالب توجه این که نخستین بار، سال 1987 در زمان کندی قانون حمایت از افراد بیخانمان تصویب شد، اما روند اجرای آن؛ کار را به اینجا که با افزایش روزافزون آنها مواجه هستیم، رسانده است.
از طرف دیگر، آماری که در قبال این گروه تا پایان سال 2006 ثبت شده است بدین ترتیب است:
- 66 درصد بیخانمانها افراد مجرد و سه چهارم آنها مرد هستند.
- 11 درصد را والدین به همراه فرزندان تشکیل میدهند که از این میان 84 درصد زنان بدون سرپرست هستند.
- 23 درصد کودکان و نوجوانان زیر 18 سال همراه یکی از والدین هستند که حدود 42 درصد آنها را کودکان زیر 5 سال تشکیل میدهند.
در اینجا لازم است اشارهای کلی داشته باشیم به علل و ریشههای افزایش جمعیت بیخانمانها در جهان و در کشورهای توسعه یافته مانند ایالات متحده.
بیماران بدون پوشش بیمهای و درآمد کافی که به دلیل ناتوانیهای جسمی و روحی و عدم توان پرداخت در هزینههای درمان از عهده کار مستمر و مطلوب برنمیآیند و شرایط سلامت آنها نیز روز به روز وخیمتر میشود.
خشونتهای خانوادگی از دیگر علل این معضل است که موجب شده حدود نیمی از افراد بیخانمان نتوانند براحتی در کنار دیگر اعضای خانواده و با حمایت آنها زندگی کنند.
بیماریهای روحی و روانی نیز از دیگر مشکلات این قشر است که علاوه بر هزینه نگهداری از اینگونه افراد در خانه و سایر مراکز دشوار است و گاهی آنها را مجبور به زندگی در کنار خیابان و بدون سرپناه میکند که حدود 22 درصد از افراد مجرد بیخانمان از این گروه هستند.
سوءاستفاده از افراد به دلیل استفاده از الکل، مواد مخدر و حتی سوءاستفادههای جنسی که در مواردی موجب میشود افراد حاضر شوند بیخانمان باشند؛ اما دیگر تحت این گونه رفتارها واقع نشوند.
حال شاید بخواهید بدانید در میان کشورهایی که دم از حمایت از حقوق بشر و برابری حقوق میزنند بیخانمانها بیشتر از چه قشری هستند.
در آمریکا حدود 8 درصد از بیخانمانها آمریکایی الاصل هستند.
- 11 درصد اسپانیایی و پرتغالی
- 40 درصد آفریقایی یا سیاهپوست
- 41 درصد متعلق به کشورهای دیگر و غیرسیاهپوست
بدین ترتیب میبینید که حمایت قانونی عموما شامل سفیدپوستان آمریکایی میشود و بیشترین گروه بیخانمانها از گروه سیاهپوست یا تبعههای دیگر کشورها هستند.
البته روند افزایش بیخانمانها در آمریکا از دهه 1980 شروع شد. از زمانی که بسیاری از بیمارستانها و مراکز نگهداری بیماران روانی، این بیماران را راهی جامعه کرده، بدون هیچ گونه حامی و سرپناه رها کردند.
با توجه به اینکه بسیاری از افراد بیخانمان را قشر جوان و کودک تشکیل میدهند، این افراد با ادامه این روند زندگی نه تنها در معرض ابتلا به انواع بیماریهای جسمی و روحی و سوءتغذیه هستند، بلکه مجبورند در بسیاری از موارد به منظور سیر کردن شکم خود دست به هر کاری بزنند و در مواردی نیز به قانونشکنی میپردازند و در صورت انجام نشدن اقدامات لازم، تهدیدی برای جان خود و اطرافیان و در نهایت جامعه هستند.
بنابراین لازم است نه تنها سازمانها و مراکز مسوول بلکه عموم مردم به طور داوطلبانه با هر امکاناتی در برنامههای حمایتی از این گروه شرکت کنند تا در نهایت سلامت عمومی جامعه نیز تامین شود.
مترجم : سحر کمالینفر
منبع: pbs
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: