در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
انفجار نزدیک به یک تن مواد منفجره که دراین خودرو کار گذاشته شده بود گودالی بزرگ به قطر 20 متر و عمق حدود 8 متر بر جای گذاشت و موجب آغاز حریقی در هتل شد که 12 ساعت بعد آتشنشانها موفق به مهارش شدند.
حداقل 60 نفر دراین حمله کشته شدند و در نتیجه آن 300 مجروح بر جای ماند که حال تعدادی از آنها وخیم اعلام شده است. ایوو زدارک، سفیر جدید جمهوری چک در پاکستان که حتی فرصت نیافت استوارنامه خود را تقدیم آصفعلی زرداری، رئیسجمهور پاکستان کند و دو مقاطعهکار نظامی آمریکا در بین قربانیان این حادثه بودند.
این بمبگذاری به وضوح با هدف ارسال پیامی برای دولت پاکستان طراحی شده بود. هتل ماریوت در بخش دیپلماتیک اسلامآباد در نزدیکی ساختمان پارلمان، اقامتگاه نخستوزیر، دفاتر ریاستجمهوری و سفارتخانههای مهم خارجی قرار گرفته است. این هتل به عنوان یکی از دو هتل 5 ستاره پایتخت پاتوقی برای میهمانان عالیرتبه خارجی، مقامات ارشد دولتی و تجار برجسته پاکستانی بود.
رحمان سالک، از مقامات ارشد وزارت امور خارجه پاکستان بلافاصله پس از این حمله اعلام داشت تا آنجا که به حمله مربوط میشود تمامی راهها به مناطق قبایلینشین ختم میشود. منظور او خاستگاه حمله بود که به گمان خیلیها به مناطق حاشیهای مرزهای شمال غربی پاکستان با افغانستان باز میگردد.
این انفجار تنها ساعاتی پس از نطق زرداری در پارلمان پاکستان به وقوع پیوست که در آن از نمایندگان مردم خواست به باز شدن قفل تروریسم در کشور کمک کنند. زرداری پس از راهیابی به کاخ ریاستجمهوری در حدود یک ماه قبل در تلاش بوده بین فشارهای آمریکا برای تسریع روند سرکوب بیشتر نظامیان طالبان و القاعده و گرایش ارتش پاکستان و نهاد اطلاعاتیاش (ISI) به حمایت از این دوگروه نوعی موازنه به وجود آورد.
او از یکسو عملا در برابر اقدامات نظامی یکجانبهگرایانه ارتش آمریکا علیه شبهنظامیان در داخل قلمرو پاکستان سر تسلیم فرود آورده و از دگرسو با تقبیح تروریسم در تلاش بوده به نیابت از واشنگتن به نوعی نارضایتی و خشم مردم از این حملات را کاهش دهد.
به عنوان نمونه شاهد کمال، از فعالان سیاسی پاکستان بلافاصله پس از حمله به هتل ماریوت در مصاحبهای با نیویورکتایمز گفت: مردم از موج بمبگذاریها خسته شدهاند. او با اشاره به عملیات سرکوب شبهنظامیان توسط ارتش پاکستان در مناطق مرزی با افغانستان و حملات زمینی و هوایی آمریکاییها علیه اهدافی در این منطقه افزود: این بمبگذاریها نتیجه اقدام در مناطق قبایلینشین است که سالها مورد بیتوجهی قرار گرفته بودن، اما حالا وقت سروسامان دادن به این مناطق فرارسیده است.
نفرت و انزجار از آمریکا در پاکستان پس از موج حملات اخیر ارتش این کشور در داخل قلمرو پاکستان از جمله عملیات زمینی سوم سپتامبر در وزیرستانشمالی که اولین مورد ورود نیروهای زمینی ارتش آمریکا به پاکستان بود به شکل بیسابقهای افزایش یافته است. این عملیات که 20 شهروند غیرنظامی پاکستان را به کام مرگ کشاند واکنش تند پرویز اشفق کیانی، رئیس ستاد مشترک ارتش پاکستان را بههمراه داشت که به صراحت اعلام کرد به نظامیان تحت امرش دستور داده به سوی نیروهای مهاجم آتش بگشایند.
به ظاهر نیروهای پاکستان دستورات کیانی را بهخوبی اجرا میکنند چرا که طی روزهای گذشته حداقل در سه مورد به سوی هلیکوپترهای آمریکایی که وارد قلمرو پاکستان شده بودند، آتش گشوده و آمریکاییها را وادار به فرار کردند.
این تحولات موجب شد مایکل مولن، همتای آمریکایی کیانی راهی اسلامآباد شود تا اطمینان حاصل کند قرار نیست ارتش پاکستان مانع از عملیات نیروهای آمریکایی علیه طالبان و القاعده شود. درست در حالی که مولن هفته گذشته در اسلامآباد بود موشک شلیکشده از یک هواپیمای بدون سرنشین ارتش آمریکا به منزلی در روستای باغ در وزیرستانجنوبی اصابت کرد و 6 نفر را کشت.
این ششمین حمله موشکی آمریکا به پاکستان طی ماه گذشته بوده است. اگرچه احمدمختار، وزیر دفاع پاکستان پس از این حمله از وقوع آن ابراز شگفتی کرد اما به اعتقاد بسیاری از عوامل اطلاعاتی غربی فعال در خاک پاکستان نه این حمله منفرد که تمامی حملات موشکی اخیر آمریکا به اهدافی در داخل پاکستان نتیجه کار اطلاعاتی مشترک دو کشور بوده است.
ارتش پاکستان از مدتی قبل با بسیج یکصد هزار نیرو، جنگی خاموش و بیسروصدا اما خونبار را علیه جنبش تحریک طالبان پاکستان یا همان طالبان در پاکستان آغاز کرده است. این عملیات که اکنون با قدرت تمام در منطقه باجور واقع در مناطق مرزی پاکستان با افغانستان دنبال میشود تاکنون صدها کشته بر جای گذاشته و 300 هزار نفر از ساکنان محلی را از خانه و کاشانه خود فراری داده است.
هر چند دولت پاکستان ترجیح میدهد اطلاعات چندانی در مورد این حمله به رسانهها درز نکند سرگرد مرادخان، سخنگوی نیروی زمینی ارتش پاکستان هفته قبل به بلومبرگ گفته بود عملیات باجور به مرگ صدها شبهنظامی منجره شده است. برخی منابع از مرگ 700 شبه نظامی شورشی طی6 هفتهای که از آغاز این عملیات میگذرد، خبر دادهاند.
این عملیات که با حمایت ضمنی ناتو انجام میشود علاوه بر تشدید مقاومت شبهنظامیان در مناطق مرزی موجبات افزایش خشم و نارضایتی پاکستانیها را که عمیقا معتقدند این عملیات نوعی خوشخدمتی به واشنگتن است، فراهم آورده است. نتیجه نظرسنجیهای اخیر در پاکستان از اشاعه نارضایتی از ادامه اشغال افغانستان توسط ارتش آمریکا و همپیمانانش در ناتو و ادامه عملیات ارتش در مناطق مرزی حکایت دارد.
عملیات سرکوب همچنین احتمال بروز شکاف در ارتش پاکستان که خود به خلق طالبان در دهه 90 میلادی کمک کرده است را دوچندان میکند. بخش قابل توجهی از نیروهای ارتش از جمله افسران ارشد از پشتونها هستندو چندان رغبتی به جنگیدن در مناطق مرزی که پشتوننشین هستند، ندارند.
این در حالی است که موقعیت نه چندان مستحکم زرداری به واسطه مشکلات اقتصادی لرزانتر و شکنندهتر شده است. ذخیره ارزی پاکستان طی ماههای اخیر به دلیل رشد بهای نفت و سایر کالاهای وارداتی کاهش یافته، نرخ رشد کشور سیری نزولی در پیش گرفته، آمار بیکاران در حال افزایش است و تورم لجامگسیخته به نرخ بیسابقه 25 درصد رسیده و همچنان در حال افزایش است. تولید صنعتی و کشاورزی به دلیل فقدان نقدینگی کافی و مشکلات دیگری چون قطع مداوم برق رو به کاهش گذاشته و درست در زمانی که پاکستان نیازمند کمکهای مالی خارجی است صندوق بینالمللی پول(IMF) اعطای وامهای جدید به پاکستان را منوط به عمل این کشور به توصیههای خود کرده است.
انفجار هتل ماریوت تنها یکی از نشانههای وخامت اوضاع سیاسی و اجتماعی در این کشور است که کار را برای اسلامآباد سختتر و سختتر میکند. اگرچه زرداری با وعده اشاعه دمکراسی قدرت را در دست گرفت اما به نظرمیرسد او برای حفظ قدرت قدم در همان راهی گذاشته که مشرف در آن طی طریق میکرد.
به ظاهر او هم برای مقاومت در برابر اپوزیسیونی که به سرعت در برابر حاکمیت او در حال شکلگیری است چارهای جز وفاداری به سنتهای دیرینه حاکمیت در پاکستان از جمله دوستی با کاخ سفید ندارد.
رضا سادات
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: