یورش هشتم به «زیر آسمان شهر»

چند هفته پیش که در همین ستون ، منتهی به بهانه ای دیگر، برای هشتمین بار کنایه ای هم به سریال «زیر آسمان شهر» زدیم و گذشتیم ، با خودمان عهد کردیم دیگر کاری به کار زیر آسمان شهری ها نداشته باشیم .
کد خبر: ۲۰۵۲۶
چون بفهمی ، نفهمی ما هم اخلاق فرمانده روسی سریال «تفنگ سرپر» را داریم و به این خرافه مبتلا هستیم که به یک قلعه بیشتر از 7نوبت حمله نمی کنیم . حالا اگر تا حمله هفتم قلعه را گرفتیم که گرفته ایم ، نگرفتیم ، راهمان را می کشیم و می رویم پی کارمان . سوای این مساله همیشه ترس داشته ایم از این که پیچیدن بیش از 7بار به پروپای بچه های یک برنامه و یا سریال معین ، این شائبه را به وجود بیاورد که خدای نکرده مثل ما آدمی که سیت شهرت فراجناجی بودنش از دروازه های مملکت گذشته و در اقصا نقاط ربع مسکون پراکنده شده . با برخی برادران زحمتکش صدا و سیما کینه و عداوت خصوصی دارد که البته چنین شائبه هایی به ما نمی برازد و همه می دانند عداوت ما با برادران مذکور، به پیروی از مد روز یک عداوت عمویی است که صغیر و کبیر و ریز و درشتشان را شامل می شود و از حد و قواره دشمنی های کوچک و پیش پا افتاده فراتر می رود. داشتیم چه عرض می کردیم ؛!... آها، داشتیم راجع به آتش بس یک جانبه ای که درباره سریال زیر آسمان شهر اعلان کرده بودیم ، عرض می کردیم و لب عرایضمان هم این است که ما طوعا کرها به عهدمان وفا کردیم و در ایام اخیر که این برادران به دفعات و در ابعاد کلان بندها را آب داده و به لطایف الحیل ، قباله اعصاب بینندگان بی تقصیر را پاره کرده و دور ریختند. جیکمان هم در نیامد و مرد و مردانه دندان روی جگر گذاشتیم ولیکن بعد از خانه تکانی اخیر در سریال زیر آسمان شهر، که عوامل دست اندرکار، این نمایش تلویزیونی را از بیخ و بن نمک زدایی کرده و مبدل به ملغمه ای از گفتار و حرکات و سکناتی نمودند که برای آوردن حتی زهرخندی بر لبان مردم ، جز توسل به گذاشتن صداهای ناهنجار و سنخیت روی وله های تصویری راه دیگری برایشان باقی نماند، حجت بر ما هم تمام شد و تصمیم گرفتیم بی خیال عهد و پیمان و خرافات روسی برای هشتمین بار، به این قلعه که نمی دانیم پی اش به کجا وصل است که اینقدر محکم درآمده یورش بریم و اگر بحتمان یاور بود، خاکش را به توبره بکشیم . به نظر ما سریال زیر آسمان شهر را، بعد از تغییرات اخیر چه از نظر شکلی و چه از نظر محتوایی ، نمی توان ادامه سری سوم آن به حساب آورد و آنچه این روزها شاهد پخش آن هستیم ، درواقع سری چهارم این نمایش تلویزیونی است که در مقایسه با سری های قبلی از کمترین جذابیت ها و بیشترین اشتباهات ، بویژه در زمینه شخصیت پردازی آدمهایی است برخوردار که در آن نقشهایی ایفا می کنند. خلق شخصیت آقای خندان ، با طرز بیانی که برای او در نظر گرفته شده ، از نظر آواشناسی آدم را به یاد تیپ هایی می اندازد که در ربع قرن گذشته راهی به صحنه های نمایشی و بویژه تلویزیون نداشته اند. ارائه چنین الگوهایی ، آن هم در یک سریال تلویزیونی مورد توجه کودکان و نوجوانان ، کج سلیقگی غیر قابل توجیهی است که باید در اسرع وقت اصلاح شود. مهران غفوریان ، یکی دیگر از شخصیت های تازه زیر آسمان شهر است که ظاهرا نقش بادی گارد مهران غفوریان واقعی در برابر بینندگان شبکه سوم را به عهده دارد و بخصوص در جاهایی که فریاد می زند من به کوری چشم دشمنان (بخوانید منتقدان) سری ششم و هفتم و... این سریال را هم خواهم ساخت ، درواقع از کنه ضمیر او خبر می دهد و ما در این یورش هشتم می خواهیم درست بزنیم به وسط خال آن ضمیری که در کنه اش چنین خیالاتی جریان دارد.

بهروز انتظامی ثابت
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها