با این که سعید سلطانی هم روی این ماجرا تاکید کرد، ظهر روز چهارشنبه سراغش رفتم به این امید که در فرصت های خالی بین کار بشود درباره مامور بدرقه حرف زد. عزیز علیزاده، مدیر تولید کار، نشانی خیابانی نزدیک میدان ونک را داده بود که خیلی هم سرراست بود.
اگر هم نبود، از اجتماع عابرانی که به عشق دیدن جواد رضویان و سیروس گرجستانی و کیانوش گرامی، پا سست کرده بودند میشد فهمید. داشتند سکانسی را جلوی شرکت میگرفتند.
رضویان و گرامی هر دو لباس روستایی به تن داشتند و زیر کلاه نمدیشان کلاهگیس گذاشته بودند. دو تا جوان هیکلی و غولپیکر از آنهایی که در برنامه قوی ترین مردان جهان میبینید هم بودند که قرار بود نقش کتکخور را بازی کنند.
سلطانی و گروهش با دو تا دوربین مشغول ضبط بودند. از همان اول کار قرار گذاشتیم گفتگویمان بریده بریده و در فاصله آماده سازی بین پلانها انجام بشود، ولی جز یک بار و آن هم در چند دقیقه این اتفاق نیفتاد.
مخصوصا که او شب قبلش رفته بود احیا و حالا خیلی خوابش میآمد. یک چفیه خیس کرده بود و با این که گرم نبود، یکسره عرق صورتش را با آن میگرفت. بعضی وقتها هم میپیچید دور سرش.
اولین سوالم درباره ویژگیهای سریالهای ماه رمضانی بود که گفت: «کارهای مناسبتی بویژه کارهایی که برای ماه رمضان تولید میشوند، از نظر زمان پخش و همین طور حساسیتی که تلویزیون نسبت به آنها دارد، کم کم هویت و جایگاه مخصوصی پیدا کردهاند. برای همین خیلی از تهیه کنندهها و کارگردانها با این که میدانند این کار چه دردسرهایی دارد، برای ساختن این جورکارها خیلی مشتاقند».
وقتی از هویت چیزی حرف میزنیم، یعنی آن چیز برای خودش یک تعریف درست و حسابی دارد. سلطانی هم به عنوان کسی که دارد تجربه سومش را در این زمینه پشت سر میگذارد، تعریفش از کارهای مناسبتی را این گونه بیان کرد: « با توجه به کارهایی که خودم کردهام، میشود گفت کاری است که برای یک مناسبت خاص ساخته میشود و پیام و مفهومی متناسب با آن مناسبت دارد».
سوال سومم درباره حل مشکلات این کارها و پیدا کردن چاره برای این ماجرا بود که او هم گفت: «کارگردان در مراحل مختلف تولید یک کار، در لایههای میانی قرار دارد بنابراین حل تبعات منفی این مشکل قبل از هرچیز به برنامهریزی احتیاج دارد.
مثلا شاید بد نباشد مدیران هر شبکه گروههای خاصی را برای ساخت سریالهای مناسبتی تعیین کنند که وقتی یک فیلمنامه تصویب شده و کار شده به دستشان رسید، بسرعت و با فراغ بال آن را بسازند و نهایت تلاششان را بکنند که مفهوم موردنظر به مخاطب منتقل بشود».