در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما این آثار در شبهای احیا امکان پخش نداشتهاند و به جای آن یا اثری پخش نشده یا یک مجموعه چند قسمتی کوتاه پخش شده است. البته شکل سومی هم در این شبها تجربه شده است و آن هماهنگ کردن سریال و منطبق کردن آن با این شبهاست. امسال اما شبکه 3 سیما تصمیم گرفته برای این شبها یک سریال مستقل به آنتن پخش بسپارد. حالا که دارید این مطلب را میخوانید پخش سریال بزنگاه متوقف شده و به جای آن یک سریال دیگر روی آنتن فرستاده شده است. این سریال زمانی برای پشیمانی نام دارد که آن را اسماعیل فلاحپور برای گروه فیلم و سریال شبکه 3 سیما کارگردانی کرده است.
سریال تازه او حال و هوایی مذهبی دارد اما این چیزی نیست که بشود در مرور کردن داستان امروزی آن و به سادگی متوجه شد. این سریال تلاش کرده گوشهای از زندگی آدمها را در موقعیتهای مختلف به نمایش بگذارد. این سریال داستانی ملودرام را دستمایه کار قرار داده است و همچنان میدانیم داستانهای ملودرام که در فیلمنامه بخوبی پرداخت شده باشند و در اجرا نیز بتوانند چیز دندانگیری ارائه کنند، میتوانند جایی در بین مخاطبان گوناگون خود پیدا کنند. هنوز خاطره انبوه آثاری که این ویژگی را داشتهاند و توانستهاند با داستانی تاثیرگذار که اجرایی درست نیز آن را همراهی میکرده، انبوه مخاطبان را با خود همراه سازند را از یاد نبردهایم.
شاید بد نباشد که به این نکته تاریخی اشاره کنیم که ملودرام تا چه اندازه در بین خانواده میتواند تاثیر داشته باشد به قول تهیهکنندهای که میگفت اگر شما بتوانید در یک اثر تلویزیونی خانم خانه را مخاطب اثر کنید شما در واقع توانستهاید همه آن خانواده را مخاطب اثر کنید. البته شاید در این نگاه و تعریف کمی هم اغراق وجود داشته باشد اما آنچه که مهم است و باید به آن بها داد چگونگی ساخت اثری است که زیر عنوان ملودرام به ما شناسانده میشود. همانطور که آمد سازندگان «زمانی برای پشیمانی» داستان دور از ذهنی را دستمایه کار قرار ندادهاند اما همین داستان به ظاهر ساده در بطن خود پیچیدگیهایی دارد که تنها با دیدن آن میشود به ظرافتی که سازندگان در ساخت این اثر به خرج دادهاند پیبرد. این سریال بر بنمایه آن گفته قدیمی که «ببخش تا بخشیده شوی» شکل گرفته است. داستان این سریال به نوعی به لج و لجبازیهای آدمهای گوناگون در زندگی امروزه ما میپردازد و این که وقتی میخواهیم کسی را تنبیه کنیم مجازاتی که برای آن فرد خطاکار در نظر گرفتهایم از خود خطا به مراتب بزرگتر و سهمگینتر است.
زمانی برای پشیمانی، داستان 3 دوست قدیمی را روایت میکند. آنها به واسطه دوستیشان و کاری که انجام میدهند نیز به نوعی به یکدیگر مربوط است. مصطفی عابدی، رسول رسولی و حمید کاشف 3 دوستی هستند که در صنعت چوب و مبلمان فعالیت تجاری دارند. مصطفی عابدی در تولید چوب مشغول است و حمید کاشف نیز در کار واردات و صادرات چوب مشغول است. در سوی دیگر ماجرا رسول رسولی قرار دارد که طراح چوب است. روابط خوب این سه دوست که هر کدام خصوصیات اخلاقی خاص خود را دارند به رفت و آمد خانوادگی آنها منجر شده است تا این که مصطفی عابدی مجبور میشود پول هنگفتی را از حمید کاشف به صورت چک قرض کند. او تعهد میکند که پول کاشف را یک سال بعد بپردازد، اما به هنگام سررسید پرداخت چک مشکلاتی سر راه مصطفی عابدی قرار میگیرد که او مجبور میشود بیشتر اموالش را بفروشد تا پول طلبکارها را بپردازد و از آنجا که فکر میکند دوستش حمید کاشف به خاطر او همچنان صبر میکند پول سایر طلبکارهایش را میپردازد این در حالی است حمید کاشف که از موضوع ورشکست شدن دوستش مطلع شده و میداند او توانایی پرداخت بدهیاش را ندارد تلاش میکند از راه قانونی مشکلش را حل کند مشکلات مصطفی عابدی یکباره شکل دیگری به خود میگیرد و همه چیز تحتالشعاع برخورد این دو دوست قدیمی قرار میگیرد این در حالی است که به یکباره خانوادههای طرفین نیز به این درگیری کشانده میشوند. این شرایط آنقدر حاد میشود که درگیری بین پسر عابدی و پسر کاشف باعث قتل پسر عابدی میشود. از این به بعد روند قصه کاملا عوض میشود. و ماجراها شکل دیگری به خود میگیرد حالا جای خانوادهها با یکدیگر عوض میشود خانواده کاشف به دنبال گرفتن رضایت از خانواده عابدی به هر ترفندی متوسل میشود و اکنون دیگر این عابدی است که میکوشد ساز دیگری کوک کند.
به گفته سعید مهران، یکی از تهیهکنندگان این سریال که در 5 قسمت 35 دقیقهای تهیه میشود زمانی برای پشیمانی با تولد آغاز و پایان میگیرد این سریال ملودرامی خانوادگی است که امیدواریم به هنگام پخش بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند و مخاطب را راضی نگه دارد با این وجود باید بگویم این سریال را برای بعضی از نزدیکان خود نمایش دادهایم که بازخوردهای خیلی خوبی از آن گرفتهایم.
ساخت این سریال تلویزیونی 20 روز پیش تولید داشته و 40 روز هم کار تصویربرداری در لوکیشنهای مختلفی در تهران ادامه داشته است.
سعید مهران که پیشتر تهیهکننده آثاری در حوزه مخاطب کودک و نوجوان بوده، ساخت چنین اثری را تجربه خوبی میداند و اظهار امیدواری میکند که در سالهای دیگر کارهای بهتری ساخته شود. او در ادامه با اشاره به ساخت آثار برای مناسبتهای مختلف میگوید: وقتی که در یک مناسبت شاد قرار میگیریم میتوانیم با یک جنگ تفریحی یا یک اثر طنز مخاطب را سرگرم کنیم در حالی که وقتی میخواهیم اثری درباره یک موضوع خاص مثل شبهای احیا بسازیم موضوع تا حدود بسیاری تفاوت میکند کاری که باید برای شبهای احیا ساخته شود باید آنقدر با کیفیت و خوب باشد که مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند. ما باید به بینندهها احترام بگذاریم تا بینندهها هم به کار ما احترام بگذارند. مخاطب ما هوشمند است و میداند در کاری که برای او ارائه دادهایم آیا وقت و هزینه و احترام گذاشتهایم یا نه».
همه سریالهای موفق محصول تلاش جمعی آدمهای متفاوت بودهاند. بازیگران البته در این میان بیشتر از همه به چشم میآیند. در واقع انتخاب بازیگر برای هر کاری مهمترین بخش آن کار است. اگر انتخابها درست انجام شده باشد بخش زیادی از کارها خودبهخود انجام شده است و اگر انتخابها آن گونه که باید نباشد معلوم است که بسیاری از تلاشها به هنگام اجرا هدر خواهد رفت. در سریال «زمانی برای پشیمانی» تلاش شده که انتخابها تا حد مقدور درست و بجا باشد. محمود عزیزی را همه ما میشناسیم، این بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون در این سریال در نقش مصطفی عابدی ظاهر شده و مانند همیشه تلاش کرده به اندازه کافی به نقشش نزدیک و آن را به بهترین شکل ارائه دهد. احتمالا او برای ایفای نقش آدمی که یکباره زندگیاش زیر و رو میشود و در دو موقعیت کاملا متفاوت قرار میگیرد، انتخاب مناسبی بوده است.
حبیب دهقاننسب دیگر بازیگر این سریال است. او نقش رسول رسولی را بازی میکند. آدمی است که از به هم خوردن رابطه دوستانش ناراحت است و در نبود مصطفی عابدی تلاش میکند به خانواده او رسیدگی کند. عبدالرضا اکبری دیگر ضلع این مثلث است. او ایفاگر نقش حمید کاشف است که به خاطر اتفاقی که برای دوستش میافتد مجبور است ناخواسته در یک امتحان بزرگ شرکت کند. او در دو راهی بین چشمپوشی موقت از پولش و یک اقدام قانونی که احتمالا او را به پولش نزدیک میکند، البته گزینه دوم را انتخاب میکند و همین انتخاب او باعث میشود کشمکشی جانکاه بین او و خانوادهاش و نیز دیگران به وجود آید. عبدالرضا اکبری به شهادت آثاری که بازی کرده بازیگر قابل و البته قدر نادیدهای است. احتمالا حضور او در فیلم فرزند صبح از نقطه عطفهای بازیگری او محسوب خواهد شد. بازیگران دیگری هم هستند که در این سریال نسبتا کوتاه در نقشهای تعیینکننده ظاهر شدهاند.
سهیلا رضوی در نقش زن عابدی ظاهر شده و مینا نوروزی هم ایفاگر نقش محبوبه زن کاشف است مهوش وقاری نیز در نقش زینت زن رسولی بازی میکند. حامد کلاهداری در نقش امیر عابدی (پسر عابدی) و حوریه امیری هم در نقش نگین (دختر عابدی) به ایفای نقش پرداختهاند. آرام جعفری به نقش مریم رسولی (دختر رسولی) و کامران تفتی هم در نقش فرشاد کاشف (پسر کاشف) حضور یافته است.
کامران تفتی که پیشتر او را در کارهای مهدی فخیمزاده مثل بیصدا فریاد کن دیدهایم درباره نقشش، فرشاد کاشف میگوید: فرشاد جوان مثبتی است و اساسا با امیرخانی که در «بیصدا فریاد کن» دیدهاید متفاوت است. او یک باره دچار اتفاقات ناگواری میشود که زندگیاش دگرگون میشود. در واقع او به خاطر حمایت از دوستان، خانواده و نزدیکانش به مخصمه میافتد. فرشاد آدمی است که بشدت تحت تسلط پدر قرار دارد با این وجود میکوشد خودش را از زیر تسلط پدر رهایی بخشد.
تفتی در ادامه میگوید: سریال زمانی برای پشیمانی لحظات بسیار سختی دارد که فکر میکنم به خاطر همین موضوع از سایر سریالهایی که برای این ماه تدارک دیده شده بهتر باشد.
او در ادامه درباره تفاوت بازیاش با کارهای قبلیاش میگوید: «در سریال بیصدا فریاد کن امکان مانور شخصیت امیرخانی برای طنز و اکشن وجود داشت. در حالی که در این سریال اصلا چنین بستری نبود من میخواستم این تفاوت وجود داشته باشد. البته باید بگویم سختیهای این کار سختیهای شیرینی بود.
تفتی همچنین درباره تعامل مخاطب با این اثر میگوید: احساس میکنم مخاطب با این کار راحت باشد ما نخواستیم مخاطب را گول بزنیم چرا که نمیشود مخاطب را گول زد. مردم ما خیلی باهوشند آنها منتقدان واقعی آثار ما هستند. فکر میکنم با این اثر یک نوع بدعت در ساخت آثار تلویزیونی به وجود آمد که برای تلویزیون مبارک است.»
«زمانی برای پشیمانی» را ایرج محمدی و سعید جلالی نوشتهاند. ایرج محمدی همان تهیهکننده آثار موفق تلویزیونی مثل ترانه مادری، نرگس، متهم گریخت و ... است که این بار تجربهاش را در روایت یک اثر خانوادگی به کار گرفته است. او در کنار مهران مهام زوج موفق تهیهکننده این سالهای تلویزیون هستند.
با تمام آنچه آمد این مخاطب است که درباره موفق بودن یا نبودن آثار رای خواهد داد. آمارها نشان داده که جذب مخاطب شبیه معادلهای است که وقتی همه گزارههای آن درست باشد، در بیشتر مواقع جواب خواهد گرفت. برای اثری که قرار است تنها 5 شب از تلویزیون پخش شود یقینا مصالح قابل اعتنایی فراهم آمده است.
در این سریال هیچ شخصیتی به طور مطلق در طرف مثبت یا منفی بازی قرار نمیگیرد، حتی مصطفی عابدی که ظاهرا طرف مظلوم و متضرر قضیه است نیز وقتی متوجه مرگ فرزندش میشود تلاش میکند همانند حمید کاشف به هنگام دریافت پول چک رفتار کند. در واقع بیشتر پتانسیلی که سریال برای پیشرفت به جلو از آن استفاده میکند، همین کنار هم قرار گرفتن پارادوکسهای متفاوت و خلق موقعیتهای جدید است.
اسماعیل فلاحپور درباره «زمانی برای پیشمانی» میگوید: راستش قصه این سریال یک درام کاملا متفاوت بود که خیلی شبیه زندگی بود که شما میتوانید یک تم مذهبی را در لابهلای ماجراهایی که اتفاق میافتد را ببینید. فکر کردم همین موضوع میتواند باعث شود که کار جایش را در بین مخاطبانش پیدا کند.
اما به هر حال اثری که برای شبهای احیا ساخته میشود ممکن است تا حدودی نیز در دام شعارزدگیهای معمول بیفتد. آیا برای این که سریال زمانی برای پشیمانی در چنین مهلکهای گرفتار نشود چارهای اندیشیده شده است. فلاحپور در این باره میگوید: «اول از همه اینکه شکل ظاهری داستان اصلا مذهبی نیست و ما هم تلاش کردیم اصلا به آن سمت و سویی که از آن بوی شعار به مشام برسد، نرویم.»
فلاحپور در ادامه میگوید: شخصیتپردازی در این سریال خیلی پیچیده است. سریال ما داستان 3 خانواده را با دیدگاههای مختلف و در کمترین زمان ممکن یعنی 5 شب بازگو میکند. همین فشردگی کار را بسیار سنگین کرده است.
فلاحپور در ادامه میگوید: امیدوارم مردم منتظر دیدن این برنامه باشند، چون اطلاعرسانی مناسب برای این کار انجام نشده است.
اینکه البته تا چه اندازه در مواجهه با مردم موفق شود حرف دیگری است، اما سازندگان اظهار امیدواری میکنند که سریال بتواند مخاطب خود را جذب کند.
زمانی برای پشیمانی شب نوزدهم تا شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان ساعت 55/19 از شبکه 3 سیما پخش خواهد شد.
تهیهکنندگی این سریال را مهام و ایرج محمدی انجام دادهاند. در ساخت این سریال تلویزیونی محسن فلاحی (مدیر تصویربرداری)، مرتضی اصلانزاده (مدیر صدابرداری)، پروین نویدی (طراح چهرهپردازی) و فرزاد رحمانی (برنامهریز) همکاری کردهاند.
مهدی غلامحیدری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: