در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پنتاگون نمیخواست اخباری خارج از چارچوب برنامههای کنترل شده تهیه و ارسال شود و این موضوع اولین برخورد با این گروهها بود. نیروهای آمریکایی برای آنها مکانهایی را در بغداد آماده کرده بودند تا بتوانند در آن محلها به تهیه گزارش بپردازند.
هدف این بود که اگر چه آنها به صورت مستقل عمل میکنند اما در عمل تحتتاثیر محیطهای خاصی قرار بگیرند که در آنها مستقر شدهاند به عبارت دیگر این امید وجود داشت که آنها همان نقشهایی را ایفا کنند که به پایگاه آنها مربوط میشود و همان واکنشهایی را نشان دهند که ناشی از روابط حاکم بر آنها است.
در حالی که گزارشگران کنترلشده دسترسی نامحدودی به نیروهای ائتلاف داشتند و در هر زمان میتوانستند از آنها گزارش تهیه کنند گزارشگران مستقل که ما به آنها گزارشگران مستقر در بغداد میگوییم دسترسی بیشتری به افراد غیرنظامی و شهروندان عراقی داشتند.
کارشناسان نظمی برای این که اهمیت گزارشهای مستقل را تا حدی کمرنگ نشان دهند این موضوع را مطرح نمودند که هر دو نوع گزارش از نواقصی برخوردار است، اگر گزارشهای کنترل شده تنها از زاویه دید نظامیان به اوضاع مینگرد پس گزارشهای مستقل هم از زاویه دید برخی از شهروندان به موضوع نگاه میکند لذا اعتبار چندانی ندارد، آنها سعی کردند تا این موضوع را القاء کنند که این نوع گزارشها هم از منظری خاص مطرح میشود و نمیتوان به آنها اعتماد کرد.
به هر حال آنچه مسلم بود این که گزارشهای کنترل شده شکل غالب و اصلی گزارشهای جنگی عراق را تشکیل میداد چرا که هم از نظر تعداد و هم از نظر ماهیت و محتوای رسانهای وضعیت مطلوبتری داشته اما به هر حال اگر ادعای نظامیان مبنی بر تسلط گزارشهای کنترل شده نسبت سایر گزارشها درست بود باید شاهد این تفکر غالب در اذهان مردم میبودیم که همه آنها اذعان به پیشرفتهای نظامی در عراق داشتند در حالی که مردم با مشکلات و مسائلی که برای غیرنظامیان عراقی نیز پیش آمده بود به مراتب آشناتر بودند.
تاثیر گزارشهای کنترل شده
بسیاری از تحقیقات و پژوهشهای نظاممند در مورد برنامههای نظارت شده به موضوعات و مسائل تصنعی و ساختگی مربوط میشد. در واقع این تحقیقات مشابه آنچه که در مورد سندرم استکهلم گفته شد سعی بر این داشت تا از عملکرد و اقدامات نظامیان جانبداری و حمایت کند زیرا آنها چیزی را توصیف میکردند که خود در کنار آن حضور داشتند و طبیعی بود که توصیف آنها از واحدهای نظامی به علت ارتباط عاطفی که با سربازان پیدا میکردند توام با تحسین و تایید ضمنی بوده باشد.
به عنوان مثال در مطالعه فرهنگی که در سال 2005 در مورد برنامههای خبری تلویزیونهای کابلی و شبکههای مختلف تلویزیونی انجام شد. این نتیجه حاصل گردید که 9 درصد از گزارشگران کنترلشده کاملا لحنی در جهت حمایت از نیروهای نظامی داشتند در حالی که 6/5 درصد گزارشگران دیگری که حتی مدافع حمله بودند چنین لحنی داشتند.
مطالعه دیگری که در سال 2006 طی 452 مقاله در روزنامه آمریکن نشنال دیلی انجام شد، نشان داد در مقایسه با گزارشگران آزاد، گزارشگران کنترلشده به صورت معناداری هم پوشش خبری مثبتی ارائه میدهند و هم اعتماد بیشتری به نیروهای نظامی دارند.
تحقیقاتی که توسط گروه دیگری از محققان نیز انجام شده بود نشان دهنده وضعیت مشابهی از نظر نتایج به دست آمده بود تمامی این تحقیقات موید این مساله است که خبرنگاران کنترل شده از یک طرف نگرش مثبتی نسبت به نیروهای نظامی و سربازان دارند و از سوی دیگر دیدگاه آنان در مورد حضور نیروهای نظامی به عنوان یک موضوع کلیتر نیز مثبت است.
در حالی که این یافته ها نشان دهنده اثرات اجتماعی و روان شناختی کنترل هاست اما باید بدانیم که بدون درنظر گرفتن محتوای واقعی گزارش های خبری بسیار دشوار است که به سوالات بیشمار جامعهشناختی در مورد این که چگونه موقعیتهای اجتماعی گوناگون باعث میشود تا گزارشگران روایتهای مختلفی را نقل کنند، پاسخ دهیم در واقع گزارشگران تحتتاثیر شرایط و موقعیتهای خاصی اصول قبل را تا حدی کنار گذاشته و گزارشهایی متفاوت را ارسال میکنند.
تنها تحقیقی که در مورد محتوای گزارشهای کنترلشده انجام شده بود به سال 2004 بر میگردد که در آن مطالعهای تحت عنوان «پروژه ارتقاء سطح گزارشگری» انجام شد در این مطالعه 108 گزارش کنترل شده از برنامههای 10 شبکه تلویزیونی مختلف بررسی شد.
نتایج این تحقیق نشان داده بود که 61 درصد گزارشها به صورت زنده و بدون ویرایش قابل پخش بودند، در 3/21 درصد گزارشها شلیک با اسلحه نشان داده شده بود و در 41 درصد گزارشها به موضوع درگیریها پرداخته شده بود.
متاسفانه چون این گزارشها با گزارشهای آزاد مقایسه نشده بود نمیتوانیم اثرات زمینههای گوناگونی خبری را در تولیدات فرهنگی به دست آوریم.
اگر این دو نوع گزارشها از نظر محتوا با یکدیگر مقایسه شوند میتوان به دو سوال مهم و اساسی پاسخ داد. نخست این که ما بهتر درک کنیم که چگونه زمینههای فکری نهادی شده در یک صحنه خاص از جنگ میتواند بر قابلیت گزارشگران در تهیه روایتهای گوناگون از جنگ موثر واقع شود (مثلا این موضوع که آنها با چه گروههایی از مردم صحبت کنند) در مقابل از لحن صدا و حالت بیان گزارشگران میتوان فهمید که آنها تا چه حد به مسائل ذهنی دیگری نیز فکر میکنند این مسائل در بیان آنها موثر واقع شده است.
دوم این که اگر به جای حالت بیان مطالب به محتوای گزارشها توجه کنیم در مییابیم که چه نوع اخباری را به مخاطب ارائه میدهیم. قابلیت حکومتها در تاثیرگذاری روی نوع ارائه خبر به میزان تحمل آنان بستگی دارد. این که حکومتها تا چه میزان میتوانند انتقاد نسبت به خود را بپذیرند در واقع همان چیزی است که در اندیشه سیاسی کارل مارکس تاسی رایت میلز وجود داشته است و در آن شکلگیری جامعه مدنی به میزان انتقادپذیری حکومت مرتبط دانسته شده است.
نویسنده: اندرو.ام.لیندنر
مترجم: محمدمهدی لبیبی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: