در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کره شمالی طی برنامهای چند ساله، حضور آبرومندانه در جام جهانی و تکرار توفان زرد سال 1966 را برنامهریزی کرد و مورد هدف قرار داد. کرهایها (شمالی) در آن سال در جام جهانی لندن حضوری بسیار قوی و خیرهکننده از خود ارائه کرده بودند.
کار کرهایها از ردههای پایه آغاز شد و بازیکنانی که موفقیت در رده نوجوانان را در قاره پهناور آسیا تجربه کرده بودند، مدتی بعد به عنوان قهرمانی آسیا رسیدند و سپس تیم المپیک بسیار قدرتمندی تشکیل دادند که اکنون همان تیم به تیم ملی محکم و شگفتیسازی تبدیل شده که آماده گرفتن امتیاز از هر حریفی در قاره پنهاور آسیاست.
آنها در 3 مسابقهای که در چند ماه اخیر در چارچوب مقدماتی جام جهانی با کرهجنوبی برگزار کردهاند، هیچگاه بازنده نشدهاند. ضمن آن که با پیروزی بر امارات در خاک حریف، زنگ خطر را برای همه تیمها از جمله تیم ملی کشورمان به صدا درآورند.
کره شمالی با <کیم یونگ هون> (سرمربی تیم) در زمین حریفان، راهبرد منظم و نسبتا مشخصی دارد. دفاعی فشرده در بازی بسته و پر تراکم، حربه کرهایها در زمین حریفان است که به مرور در انتهای مسابقه، از فشردگی لایههای این تیم کاسته و با حملاتی سریع و گزنده و بخصوص ضربات عالی «هانگ یونگ جو» توامان میشود.
با این اوصاف، کره شمالی 2008، تفاوتهای معناداری با تیم سالهای 2005 و 2001 این کشور دارد. هر چند در آن سالها هم این کرهایها، دردسرهای زیادی برای فوتبال کشورمان به وجود آوردند و تیمی چغر و سختکوش محسوب میشدند؛ اما اکنون از شاکله دفاعی به مراتب قدرتمندتری برخوردارند و سازماندهی بسیار مطلوبتری دارند.
در کنار نقاط قوت مورد اشاره، کرهایها از ضعف تجارب بینالمللی و اشتباههای فردی ناشی از این کمتجربگی، به عنوان پاشنه آشیل تیم خود رنج میبرند که این میتواند امیدهای زیادی برای دیدار روز 24 مهر به اردوی ما آورد و از سویی، شاخص این تیم را برای صعود مستقیم به جام جهانی، تا میزان بالایی کاهش میدهد.
در طرف دیگر میدان، تیم ملی کشورمان با وجود نقطه ضعفهایی که در مناطق دفاع کناری از خود نشان داد، بازی در خور تحسینی مقابل عربستان ارائه کرد و نتیجهای قابل قبول را صاحب شد.
ایران در بازی با تیم نیرومند عربستان و پس از پشتسرگذاشتن حملات هماهنگ و برقآسای این تیم، با رشادت، عرصه بازی را در اختیار گرفت و آنقدر به عربستانیها یورش برد تا گل تساوی را وارد دروازه کرد و حتی میتوانست با پیروزی از زمین خارج شود. تعویضهای دایی در دیدار نخست (بازی عربستان) کاملا بموقع و برخلاف تعویضهای سالهای مربیگری برانکو، کاملا به دور از احتیاط بود.
درون دروازه سیدمهدی رحمتی، دروازهبان اصلی تیم ما نشان داد پس از مدتها، حالا به حضور یک سنگربان مطمئن دست یافتهایم که میتواند تا حد زیادی روی آرامش و تمرکز ذهنی مدافعان تاثیر مثبت بگذارد. اما خط دفاع به عنوان دومین لایه از لایههای 4 گانه و نخستین خط از خطوط 3 گانه تیم ما، به روال 15 سال اخیر، بحثها و انتقادهای زیادی به همراه آورد.
در بررسی و تقسیمبندی خط دفاع به دوگانگی کاملا محسوسی برخورد میکنیم. از سویی دفاع میانی ایران با حضور 2 بازیکن آماده، جنگنده و موفق اما نه کاملا هماهنگ به نامهای سید جلال حسینی و سیدهادی عقیلی، امیدواریهای زیادی را به وجود میآورند، ولی از سوی دیگر (به دلیل ارتباط مستقیم و محرز بخشهای مختلف یک تیم به یکدیگر) ضعف دیگر عناصر تیم، تاثیر منفی مشخصی روی این دفاع میانی قدرتمند میآورد به گونهای که اشتباههای فردی و ضعف فراوان دفاعهای چپ و راست تیم در بازی با عربستان، پوشش عرض وسیع زمین را منحصر به حضور 2 دفاع میانی تیم ما کرده بود.
به این مفهوم که هادی عقیلی و جلال حسینی ناچار بودند تمام عرض دفاعی ایران را با دوندگی، جنگندگی، سرعت و حضور ذهن بالا، پوشش دهند که این بیتناسبی، خلاهای زیادی را در دفاع از تیم ما ایجاد کرده بود. مسلما دایی ناچار است برای رفع نقطه ضعف تیم ملی در دیدار با کرده شمالی و دیگر حریفان، تدابیر تازهای اتخاذ کند و برای نجات خط دفاعی، به ترمیم دفاعهای کناری بپردازد.
در دفاع راست، دایی پس از صرفنظر کردن از دعوت مهدویکیا و محرومیت کعبی بسیار آماده به دلیل 2 اخطاره بودن به جوان حرفشنویی به نام مجید غلامنژاد اعتماد کرد. غلامنژاد در دوندگی، جنگندگی و بازیسازی با مشکل حادی روبهرو نشد، ولی رویارویی با تیم زیرک و پرتجربهای مثل عربستان به حضور بازیکنانی با پیشینه بینالمللی نیاز دارد. خلاء چنین تجربیاتی برای غلامنژاد جوان، او را زیر فشار حملات برقآسای عربستان، دچار مشکلاتی جدی کرده بود.
هر چند در مجموع عملکرد غلامنژاد در نخستین بازی تیم ملی در مرحله جاری، کاملا بهتر از عملکرد ستار زارع (مدافع چپ تیم) ارزیابی میشود، ولی دعوت نشدن بازیکنی بسیار پخته و حرفهای مثل مهدویکیا، هنوز جای تعجب دارد.
سرعت بالای حسین کعبی و تجربه زیاد او با وجود سن نسبتا پایین، این بازیکن ریز نقش را به عنوان نامزد نخست بازی در این پست مقابل کره شمالی مطرح میکند. ضمن اینکه مدافعان راست آماده دیگری نظیر علیرضا محمد (پرسپولیس)، شیث رضایی(صبا)، محمد حسینی (ذوبآهن)، حمودی اصل (مس)، خسرو حیدری (استقلال) و حتی محمد نصرتی (النصر)، میتوانند عملکردی به مراتب بهتر از عملکرد دفاع راست تیم ملی در دیدار با عربستان ایفا کنند.
در پست دفاع چپ، معضل تیم ملی به مراتب حادتر از دفاع راست است و طی سالهای اخیر گلهای زیادی را به دلیل ضعف بازیکن این منطقه پذیرا شدهایم.
علاوه بر آن، ضعف ملیپوش این منطقه، مانع از تحرک و طرح حملاتی از این جناح بازی میشود که در نتیجه، حریف میتواند با خواندن دست ما و پیشبینی نقاط تهاجمی، آنها را تا حدود زیادی خنثی کند.
ضعف مفرط مدافع چپ در دیدار با عربستان، لطمات زیادی به ما زد. از سویی عربستانیها با نشانه گرفتن این منطقه، فشار زیادی به تیم ما وارد کردند و از طرف دیگر، ضعف در بازیسازی از این منطقه، موجب شد نتوانیم از نقطه ضعف و پاشنه آشیل حریف، یعنی منطقه راست دفاعی عربستان، بهره خوبی ببریم.
در سالهای اخیر، ستار زارع به عنوان گزینه نخست و محمد نصرتی به عنوان دیگر گزینه بازی در این منطقه، دفاع چپ تیم ملی را به کانون حملات بدون زحمت حریفان تبدیل کردهاند.
دایی برای جلوگیری از تکرار خطراتی که عربستانیها برای دروازه ایران به وجود آوردهاند، چارهای جز ترمیم این منطقه ندارد. گزینه انتخابی او در رقابتهای غرب آسیا نتیجه مطلوبی از خود ارائه کرد.
احمد آلنعمه با فیزیک و حجم ششی بسیار مناسب و قدرت شوتزنی خیرهکننده پای چپ خود، این ارزش را دارد که دوباره مورد اعتماد دایی واقع شود تا خیال تیم ملی از جهت رفع نقص نقطه ضعف خود، قدری راحتتر شود.
ضمن این که آلنعمه با حضور در این پست، ضمن همکاری تخصصیاش با مدافعان میانی بر هماهنگی و یکدستی هر چه بیشتر خط دفاعی خواهد افزود. مجتبی شیری هم تا حدود زیادی میتواند خصوصیات آلنعمه را از خود ارائه کند.
شیری نیز از گزینههای تقریبا مورد وثوق دایی است. حتی حضور بازیکنانی نظیر نیکبخت یا معدنچی در این منطقه هم، شرایط به مراتب بهتر از شرایط بازی با عربستان فراهم خواهد آورد.
در خط میانی، تیم ملی با مشکل مشخصی روبهرو نیست و هافبکهای کاملا حرفهای و توانای تیمملی فوتبال ایران که عمدتا در باشگاههای خارجی توپ میزنند، برگ برنده اصلی ما محسوب میشوند.
در بازی با عربستان لایه دفاعی این خط با حضور آندو تیموریان (فولام) و جواد نکونام (اوساسونا) تشکیل میشود و در لایه تهاجمی، مسعود شجاعی سلیمانی (اوساسونا) در وسط، فریدون زندی (چپ) و غلامرضا رضایی (راست) شکل گرفت.
در مصاف ایران کره شمالی در ورزشگاه آزادی، بار سنگین بازی به عهده همین خط است که ضمن پیشگیری از برتری عددی حریف در ضد حملات، با بازیهای هوشمندانه و سریع، گره کور لایههای فشرده دفاعی حریف منسجم را باز کند.
در خط حمله، تک مهاجم ایران مقابل عربستان وحید هاشمیان بود. بازیکنی که با دوندگی، جنگندگی و سرزنی بیامان خود، روزنههای دفاعی حریف را برای همبازیهای خود بازی کرد. هر چند وحید بسیار پر تجربه و به اصطلاح فوتبالی پا به سن گذاشته، مدتهای مدیدی است روی نوار گلزنی قرار ندارد؛ اما تلاشهای سختگیرانه و فهم بالای او از فوتبال، عناصری نیستند که بتوان به آسانی از آنها گذشت.
حضور نزدیک به یک نیمه خطیبی پرتجربه و مملو از انگیزه در کنار هاشمیان مقابل عربستان، خط حمله ایران را آنچنان به تحرک در آورده بود که خط دفاعی عربستان در آن دقایق، هیچگاه جرات پیشتاختن به زمین ایران را پیدا نکرد. هماهنگی و رابطه خوب دیرین هاشمیان با خطیبی (پرتجربهترین ملیپوشان فعلی ما که به طور متناوب از سال 1998 در این تیم کنار یکدیگر بازی کردهاند) برگ برنده دیگری است که در اختیار دایی قرار گرفته است.
خطوط و بازیکنان مورد اشاره، در کنار عناصر مفید دیگری که علی دایی با شهامت و جسارت خود در خطر کردن، میتواند از آنها بهرهمند شود تیم ملی ایران را به تیمی دارای ظرفیت صعود به جام جهانی تبدیل کرده است.
به شرطی که با اذهانی هوشیار و آماده اشتباههای فردی و راهبردی به حداقل برسد و با تیزهوشی، از اشتباههای احتمالی اجتنابناپذیر حریفان، حداکثر استفاده به عمل آید.
مجید عباسقلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: