در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایران که در یک بازی نزدیک در نیمهنهایی سوریه را 80 78 مغلوب کرده بود، در انتهای کوارتر اول دیدار نهایی فاصله خود را از حریف افزایش داد و در ادامه راه با پرتابهای 3 امتیازی پیاپی امکان کاهش اختلاف را از حریف خود گرفت. تیم ملی بسکتبال جوانان ایران با راهیابی به فینال مجوز حضور در مسابقات قهرمانی جهان در رده سنی زیر 19 سال را که در سال 2009 در نیوزیلند برگزار میشود، کسب کرده بود. ایران در مرحله مقدماتی در گروه D، سوریه و مالزی را شکست داد و در مرحله دوم، ژاپن و کره را مغلوب کرده بود. هرچند ایران در این مرحله در یک بازی بسیار نزدیک با نتیجه 84 85 به فیلیپین باخت، اما کماکان به عنوان تیم اول گروه خود به نیمهنهایی و دیدار مجدد با سوریه راه یافت.
گپی با محمد حسن زاده، جوان شیرازی تیم ملی بسکتبال جوانان ایران
جوانان یعنی این!!!
محمد حسنزاده همین که مسابقات قهرمانی آسیا تمام شد رفته است به شیراز و به قول خودش حسابی خوش میگذرد. او از تاثیرگذارهای تیم ملی جوانان بخصوص در بازی دوم با سوریه در نیمهنهایی بود. حسنزاده در آن بازی با چندین ریباند خوب و توپگیریهای به موقع توانست تیم ما را از آن مخمصه نجات بدهد، هر چقدر فربد فرمان آرام و خونسرد است، محمد حسنزاده با شور و هیجان حرف میزند، انگار همین الان از بازی بیرون آمده است و هنوز هیجان بعد از بازی فینال را دارد؛ زمانی که پرچم ایران را به دوش گرفته بود و مرکز توجه همه عکاسان و خبرنگاران شده بود.
انگار قهرمانی حسابی بهتان چسبید؟
بله خیلی خوب بود. جای همهتان هم خالی بود!
متولد چه سالی؟
متولد چهاردهم مهرماه 69 .
یعنی تا کی میتوانی برای جوانان بازی کنی؟
دقیقا تا یک سال دیگر میتوانم بازی کنم.
الان عضو چه باشگاهی هستی؟
اگر خدا بخواهد میخواهم بروم به باشگاه «بیم».
تا حالا کجا بودی؟
در یکی از تیمهای شیراز بازی میکردم.
وضعیت تحصیلیات چطور است؟
الان در مقطع سوم دبیرستان هستم.
این اردوهای تیم ملی برای تحصیلت مشکلساز نشد؟
تا حدودی به درسم ضربه زد! ولی باید جبران کنم. انشاءالله با حمایتهایی که قرار است انجام بدهند باید یکجورهایی جبران کنم!
یعنی چه جوری حمایت کنند؟
مثلا از یک طرف ساپورت کنند و بالاخره هوای ما رو داشته باشند دیگر!
یعنی نمره بدهند دیگر؟
آره خب!
بسکتبال را چه جوری شروع کردی؟
من از ابتدا که فوتبالیست بودم. یعنی 3 سال را به صورت نیمه حرفهای فوتبال بازی میکردم، از طریق مدرسه و به وسیله آقای «اکبر حمیدپور» بود که با بسکتبال آشنا شدم. بعد خوشبختانه با آقای «افشین رضاپور» برخورد کردم.
ایشان هم لطف کردند و من را به اولین اردوی تیم ملی دعوت کردند و با همت ایشان بود که بسکتبال را به صورت جدی دنبال کردم. زمانی که تازه وارد بسکتبال شدم فهمیدم این رشته چقدر سخت است و چقدر زحمت میخواهد و چقدر دردسر به همراه دارد. چون من قبل از آن به مسابقات قهرمانی کشوری دعوت و انتخاب شده بودم فکر میکردم که بسکتبال را کاملا بلدم! که دیدم این طوری نیست. به هر حال آقای رضاپور من را حمایت کرد و به اردوهای متوالی من را دعوت کرد و با تمرینهای خوب و زیاد توانستم عضو تیم ملی بسکتبال جوانان باشم.
در تیم ملی با کدام یک از بازیکنان راحتتری؟
من با همه خوبم ولی بیشتر با محمد امجد و حسن کاظمی که رفت دنبال کار و زندگی خودش!
یعنی چی؟ یعنی دیگر بسکتبال بازی نمیکند؟
چرا آقا رفت در اروپا بسکتبالش را ادامه بدهد.
خب از مسابقات بگو؟
سطح بازیها که خیلی بالا بود، ما هم برای اولین بار بود که در مسابقات رسمی که در داخل کشور برگزار میشد شرکت میکردیم. بنابراین حساسیت بازیها برایمان بیشتر بود. حضور پرشور تماشاچیها هم انتظارات زیادتری برای ما ایجاد کرده بود و ما توانستیم جواب زحمتهایی که برایمان کشیدهاند و سختیهایی که خودمان در این مدت داشتیم را با قهرمانیمان بدهیم. تیمها را هم شما دیدید که همگی خوب بودند یعنی در این دوره تیم ضعیف نداشتیم. شاید گفتن نداشته باشد ولی خیلی از تیمها چندین بازیکن بزرگسال داشتند! یعنی بعضی بودند که 3 دوره جوانان بازی کرده بودند!
مثلا چه تیم هایی؟
مثلا همین تیم قزاقستان، حداقل 3 بازیکن صغر سنی داشت. شاید بشود گفت ما تنها تیمی بودیم در رده جوانان که سالم بودیم و توانستیم خوب بازی کنیم.
این مساله صغر سنی چطوری مشخص میشود؟
مساله سن که مشخص است!
خب چطوری؟ شناسنامهها را نمیبینند، هیچگونه آزمایش پزشکی انجام نمیدهند؟
آزمایش که دارد ولی من آزمایشی ندیدم که بگیرند.
یعنی از شماها هم آزمایش گرفته نشد؟
نه!
پس چطوری میگویی آنها صغر سنی داشتند؟
به هر حال بازیکنی که به گفته خود مسولان فدراسیون 3 دوره است در مسابقات جوانان شرکت کرده معلوم است دیگر. تازه ازطریق فیزیک و ظاهرشان هم مشخص بود که بعضی از آنها از رده سنی جوانان بیشتر هستند.
تو تا کی در تیم ملی بازی میکنی؟
من بعد از بازیهای جهانی (که 8 ماه دیگر در نیوزلند است) دیگر نمیتوانم برای جوانان بازی کنم.
چند تا از بچههای تیم ملی شرایط تو را دارند؟
همه آنها بعد از مسابقات جهانی دیگر نمیتوانند برای تیم ملی جوانان بازی کنند.
این شرایط در باشگاهها هم هست؟
نمیدانم ولی ما بعد از بازیهای جام جهانی باید در تیم بزرگسال بازی کنیم.
یعنی تیم ملی امید هم نه؟
قبلا تیم ملی امید را داشتیم ولی متاسفانه انگار بنا به تصمیم فدراسیون جهانی بسکتبال این رده منحل شده است و بلافاصله بعد از جوانان باید با تیم بزرگسال ادامه بدهیم.
فکر میکنی بتوانی در تیم بزرگسال هم بازی کنی؟
اگر خدا بخواهد و آنهم بستگی دارد به مربیان تیم ملی و همت خودم.
قدت چقدر است؟
دقیقا 2 متر.
و در چه پستی بازی میکنی؟
در زیر حقله در پست 4.
تا حالا پست 5 (سنتر) هم بازی کردی؟
بله ولی در تعویضهای اجباری بوده است ولی در پست خودم راحتتر و بهترم.
اولین بازی ملیات با چه تیمی بود؟
با تیم سوریه بود. البته در مرحله اول بازیها که آنها هم در تهران برگزار میشد.
از ابتدا بازیکن ثابت بودی؟
نه. من آن زمان بازی الانم را نداشتم و بتدریج خوب شدم و با تلاش خودم و مربیان توانستم در عرض یک سال خودم را برسانم به ترکیب اصلی.
میانگین قدی تیم ایران به نظر خوب میآید؟
بله. ما 2 تا بازیکن بالاتر از 2 متر و 5 سانت داریم (فربد فرمان و سورن بوغوسیان) و 3 تا هم 2 متر داریم. حتی فورواردهای ما هم تقریبا یک متر و 90سانت قد دارند.
کدام بازی در این مسابقات سختتر از همه بود؟
بازی با ژاپن.چون تیم آنها از لحاظ سرعت خیلی خوب بودند.
ژاپن که حتی نتوانست از پس سوریه بر بیاید؟
بله آنها از سوریه شکست خوردند ولی خیلی خوب بودند.
ولی ما هم در بازی با سوریه خیلی بد بودیم؟
بله. ما این تیم را سه بار با اختلاف بالا برده بودیم. ولی در آن بازی یک جوری شده بود که اکثر شوتهای آنها گل میشد و هیچ کدام از توپهای ما داخل سبد نمیرفت. علاوه بر آن آنها انگیزه خیلی بالاتری داشتند. ما هم مغرور شده بودیم که چون این تیم را 3 بار شکست دادهایم باز هم میتوانیم آنها را ببریم. قبل از انجام بازی، مسابقه را برایمان خیلی حساس کردند با جلساتی که میگذاشتند، آنقدر که ما در آن بازی از 24 شوت 3امتیازیمان یکیاش را فقط گل زدیم. آمار بازی در آن مسابقه وحشتناک بود.
الگویت در بسکتبال ایران چه کسی است؟
در پست خودم؟
فرقی ندارد؟
آقای بابک نظافت.
که دیگر بازی نمیکند نه؟
بله. اما میتوانست از بهترینهای ایران باشد. بعد از آن هم از بازی صمد نیکخواه بهرامی را خیلی دوست دارم.
که این یکی همپست خودت است؟
بله صمد در پست 3 و 4 بازی میکند. به بازی مهدی کامرانی هم علاقه دارم به نظرم بهترین گارد راس ایران است.
بعد از بازی خیلی هیجان داشتی و زیادی خوشحال بودی؟ عکسها را هم که میدیدم فقط تو بودی؟!
شما خودتان را جای ما بگذارید. به هر حال قهرمان آسیا شده بودیم. به جام جهانی هم راه پیدا کرده بودیم. این همه زحمت کشیده بودیم و باید نتیجهاش را میگرفتیم. تازه ما بازی را حساس نبردیم ولی ثابت کردیم که تیم جوانان یعنی این ! من هم هیجانم رفته بود بالا، جو تماشاچیها هم خیلی تاثیرگذار بود، هیجانی که آنها وارد میکردند من دست خودم نبود، خیلی خوشحال بودم.
کل این 3 سال را با این مربی بودی؟
نه این مربی 5 6 ماه آخر اضافه شد.
از ابتدا چه کسی بود؟
آقای افشین رضاپور بود که شاید بتوان گفت تنها کسی بود که دو سال برای این تیم زحمت کشید و تیم را جمع کرد بعد آقای نوری که اضافه شد آقای رضاپور یک درجه آمدند پایین و وقتی مربی خارجی به تیم آمد آقای رضاپور کاملا کنار کشید.
کار با این مربی چطور بود؟
خوب بود. با دانش روز بسکتبال به نظرم آشنا بود ولی انگار در مسابقات حساس تعویضهای عجولانه میگرفت.
غیر از ورزش به چه چیزهایی علاقه داری؟
شنا و تنیس را خیلی دوست دارم.
این هم که دوباره ورزش شد؟
اهل موسیقی هستم موسیقیهای لایت گوش میکنم و خودم هم دوست دارم ساز بزنم. همین
اهل کتاب چی؟
نه زیاد.
و روزنامه؟
اگر مطلبی درباره خودم باشد میخوانم. (میخندد)
گپی با فربد فرمان جوان مشهدی تیم ملی بسکتبال جوانان ایران
از فوتبال تا بسکتبال
انگار حسابی خسته شدی؟
بله. چون واقعا مسابقات سنگینی بود.
متولد چه سالی هستی؟
آخرهای اسفند 69 . یعنی 17 سال و خردهای.
خردهاش یعنی چقدر؟ 30 40 ماه که نیست؟!
(میخندد) نه بابا، یعنی اسفند امسال میروم توی 18 سال.
چطوری بسکتبال را شروع کردی؟
در دوران راهنمایی در مدرسه معلم ورزشمان از من پرسید به چه رشتهای علاقه دارم که منهم فوتبال را انتخاب کردم. معلم ورزش ما در همان مشهد آقای «مسعود شفا» بود که خودش یکی از چهرههای برجسته بسکتبال وقت بوده است او به من اصرار کرد که باید بروم بسکتبال. من از همان زمان رفتم بسکتبال و از همان موقع شروع کردم به فراگیری این رشته. بعد هم بلافاصله به اردوی تیم ملی دعوت شدم.
به همین سرعت؟
اوایل به خاطر قدم بود، چون بسکتبال که خوب بلد نبودم ولی در همان اردوها وتمریناتی که داشتم، پیشرفت کردم و توانستم یکی از بازیکنان این ترکیب تیم ملی باشم که قهرمان شد.
یعنی چند وقته داری بسکتبال بازی میکنی؟
تقریبا 3 سال و نیم.
3 سال که با این تیم در اردو بودی، یعنی از این سه سال و نیمی که شروع کردی به بازی بسکتبال 3 سالش را در اردوی تیم ملی بودی؟
بله.
قدت چقدر است؟
210 تا. یعنی دو متر و ده سانت!
در تیم ملی قدبلندتر از تو هم هست؟
نه من بلندقدترین بازیکن تیم هستم، بعد از من «سورن بوغوسیان» هست که قدش 2 متر و 7 سانت هست.
در این مدت طولانی اردو مشکلی از لحاظ تحصیلی نداشتی؟
2 سال اول مشکلی نداشتم. با این که محل تحصیلم در مشهد بود ولی باشگاهم تهران بود (چه وقتی که در صنام بودم و چه زمانی که در پتروشیمی بازی میکردم) چون اوایل فقط زمان مسابقات میرفتم بنابراین زیاد روی درسم تاثیر نداشت ولی این اواخر که عضو تیم مهرام شدم چون بیشتر زمانم را باید در تهران سر تمرینات میبودم بنابراین نمیتوانستم مدرسه بروم و کمی از لحاظ تحصیلی افت کردم ولی نه به اندازهای که ضربه بخورم.
میدانی که بسکتبال همیشه به ورزش دانشگاهی مشهور بوده؟
بله. من خودم هم معتقدم.
الان عضو چه باشگاهی هستی؟
من همان ابتدا عضو تیم صنام شدم منظورم زمانی است که عضو تیم ملی شدم، بعد از یک فصل رفتم به باشگاه پتروشیمی و دوباره بعد از یک فصل رفتم مهرام که هنوز در این تیم بازی میکنم.
همیشه هم بازیکن ثابت تیمت بودی؟
نه، در تیم صنام فیکس نبودم ولی بعد از صنام همیشه جزو 5 تای اول تیم بودم.
از همان ابتدا هم به خاطر قدت در پست سنتر بازی میکردی؟
بله. همیشه در این پست بودم، البته خودم هم به این پست علاقه دارم و مسلما در آن بهترم.
در این مسابقات کدامشان برایتان سختتر بود؟
بازی دوم با سوریه.
که شما با اختلاف یک گل پیروز شدید؟
بله.
حتی سختتر از بازیای بود که از فیلیپین شکست خوردید؟
بازی با فیلیپین برد و باخت برایمان مهم نبود چون تیم ما به عنوان تیم اول بالا رفته بود و خب بچهها هم انگیزه نداشتند البته میخواستیم نیروهایمان را هم نگه داریم ولی بازی با سوریه خیلی سخت بود. چون سوریه اگر پیروز میشد برای اولین بار بود که میتوانست به فینال راه یابد و انصافا هم در برابر ما عالی بازی کرد.
غیر از ورزش چه کارهایی میکنی؟ به چه چیزهایی علاقه داری؟
فیلم و سینما را خیلی دوست دارم. موسیقی هم زیاد گوش میکنم. آخرین فیلمی را هم که دیدم فیلم «همیشه پای یک زن در میان است» بود که خیلی خوشم آمد.
اهل کتاب هستی؟
راستش را بخواهید نه.
SMS چی؟
اوه خیلی زیاد. راستی این را یادم رفت بگویم که من یک هفته قبل از بازیها پایم پیچ خورد و دچار یک آسیب دیدگی شدید شدم، ولی دکتر تیم آقای عریانی خیلی کمک کرد. به طوری که آسیب دیدگی مچ پایم را حداقل یک ماه باید گچ میگرفتم. تازه بعد از باز شدن گچ، 2 هفته زمان میبرد تا به شرایط بازی برسم.
و تو همه اینها را طی 10 روز جبران کردی؟
بله. پزشک تیم خیلی کمک کرد. من روزی 2 بار فیزیوتراپی میشدم تا با کمک آنها توانستم بعد از 10 روز دوباره برگردم به شرایط بازی.
سقف بازی تو در بسکتبال تا کجاست؟
من از وقتی توپ بسکتبال را دستم گرفتم دوست داشتم در NBA بازی کنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: