در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به نظر میرسد «تخریبچی» در شرایط سختی به تولید رسید. مگر چه روندی سپری شد؟
از ویرایش فیلمنامه تخریبچی مدتها میگذشت و چندین بار عوض شده بود؛ چون تخریبچی برای ژانر دفاع مقدس نوشته شده بود و این ژانر از حساسیتهای خاصی برخوردار است، بنابراین در شوراهای طرح و برنامه این حساسیت نیز لحاظ میشود. تخریبچی چون از یک موضوع بدیع و نو در حوزه دفاع مقدس برخوردار بود و از یک واقعیت الهام گرفته شده بود، باید نسبت به واقعیت وفادار میبودیم، لذا درک فیلمنامهای با این موضوع ظرفیتهای خاص خود را میطلبید. حضور یک الاغ در میدان مین از جمله موضوعاتی بود که حساسیت خاصی به وجود آورد. درباره حضور همین الاغ در فیلمنامه چندین جلسه دفاعیه برگزار شد.
فکر میکنم در فیلم داستانی تخریبچی به جذابیتهای بصری هم فکر کرده بودید؟
در طول 8 سال دفاع مقدس اتفاقات بسیار جالبی رخ داد. پیدا کردن فرم و قالب هنرمندانهای که بتوان این اتفاقات جالب را به تصویر کشاند، به خلاقیت و نوآوری نیاز داشت. حضور الاغ در میدان مین از جمله اتفاقهای نادر و حقیقیای بود که برای یکی از رزمندگان اطلاعات و شناسایی به وقوع پیوست. داستان از این قرار بود که این رزمندگان برای به دست آوردن اطلاعات و شناسایی وارد معبر مین عراقیها میشوند که در موقع بازگشت معبر را گم میکنند و مجبور میشوند معبر مین جدیدی را باز کنند تا خود را نجات دهند. آنان در حین بازگشت گرفتار سربازان عراقی میشوند. در آن موقعیت که این رزمندگان از همه جا قطع امید کرده بودند یک الاغ در میدان مین گرفتار میشود که عراقیها را سرگرم میکند و باعث میشود رزمندگان ایرانی به طور معجزهآسایی از میدان مین نجات یابند. باور این موضوع سخت است. حتی خود من هم که میخواستم این موضوع را کار کنم بشدت با محدودیتها و ممیزیها مواجه بودم، اما مجبور بودم از تمهیداتی استفاده کنم تا باور پذیری آن بیشتر شود. در طول جنگ اتفاقات مختلفی به وقوع پیوست که شاید در ادبیات داستانی، پرداختن به آن راحت باشد، ولی وقتی از تصویر سخن میگویم خیلی از ناشدنیها و خطوط قرمز جلوی ما ایجاد میشود که باید به آن احترام بگذاریم. به همین دلیل مجبور شدم در حین نگارش، در ساختار قصه تغییراتی بدهم تا باور پذیری مخاطب بالا برود.
شاید حساسیت و دقت نظری که شما در ساخت یک اثر به کار میبرید باعث شد کار بسختی پیش برود؟
درست است. این سختی کار ناشی از دقت نظری است که از سوی کارگردان در طول ساخت یک اثر اعمال میشود. پیش از تخریبچی نماهنگی 7 دقیقهای به نام «بوی گل» ساختم که فقط 12 روز مشغول چینش صحنه بودیم که همه آن چینشها مربوط به یک روستایی در حمیدیه بود. ما هر روز صبح مجبور بودیم از اهواز به حمیدیه برویم؛ اما تخریبچی لوکیشنهای متعددی داشت. سختترین لوکیشن مربوط به چزابه در خط مرزی بود. چون امکان ایجاد واقعی یک صحنه مین واقعی را نداشتیم بنابراین مجبور بودیم در مناطق واقعی همچون چزابه کار کنیم.
ما در چزابه با جانمان بازی کردیم. آنجا انبوهی از اراضی رملی وجود دارد که مدام در حال حرکت هستند. آنجا میدانهای مینی وجود داشت که عمده آنها به دلیل شرایط جوی در حال حرکت هستند و ممکن بود هنوز مین وجود داشته باشد. به همین دلیل ما برادران پاکسازی را به سرپرستی سید رافع موسوی همراه خود برده بودیم تا اساسیترین بخشهای فیلم را تصویربرداری کنیم. برای حضور در چزابه بیش از 100 کیلومتر مسیر را باید از اهواز طی میکردیم که در آن شرایط با هوای نامساعد هم مواجه بودیم. پس از لوکیشنهای حساس حمیدیه و چزابه باید روی دکل 75 نصر حفاری کار میکردیم. آخرین لوکیشن ما پادگان محلاتی بود که مجبور بودیم برخی از انفجارات را که در شب اتفاق میافتاد، در پادگان محلاتی تصویربرداری کنیم. کار تخریبچی دست کمی از یک فیلم 90 دقیقهای نداشت. اگر چه اعتبارات سیمای مرکز خوزستان فراوان نبود، اما موفق شدیم از افرادی همچون سردار کاظمینی فرماندهی قرارگاه مقدم جنوب، سرتیپ امیر بیضاوی، سردار سعادتی فرماندهی بسیج خوزستان، سردار جلیلی و مدیر عامل شرکت ملی حفاری ایران بهره بگیریم تا این اثر به پایان برسد.
شاید تخریبچی در مقایسه با تولیدات ملی اثر چندان متفاوتی نباشد، اما به طور قطع در میان تولیدات استانی فیلم متفاوتی است. ارزیابی خودتان از تولید این اثر چیست؟
سیمای مرکز خوزستان حرکت خوب و موثری را در حوزه تولیدات شروع کرده است. طی سالهای گذشته این مرکز موفق شد با تولید آثار فاخر دیگری در جشنواره تولیدات سراسری، تندیس مرکز نمونه را از آن خود کند. این موضوع باعث شد نگاه حرفهای را در حوزه تولید اعمال کند. به همین دلیل یکی از عواملی که باعث شد نگاه حرفهای به آثار جدی شود انتظار مدیریت صداوسیمای مرکز خوزستان است. او این باورپذیری را به سمت فیلمسازان استان سوق داد که شما میتوانید یک اثر خوب را تولید کنید. شاید تخریبچی با معیارهای ملی تولید، اثر متفاوتی نباشد که این موضوع هم عمدتا به خاطر استفاده از عوامل بومی است، اما کیفیت کار در حد کارهای حرفهای قابل توجه است. در آثاری که تولید کردم همواره کوشیدهام نگاه حرفهای را اعمال کنم. اگر شما این اثر را مشاهده کنید قطعا قیاس عادلانهای خواهید کرد.
اما موضوعی که از سویی باعث نگرانی عمده عوامل تولید در صداوسیمای مرکز خوزستان شده آن که صداوسیمای خوزستان عنوان اولی را به دلیل استفاده از نیروهای غیربومی کسب کرده است؟
حضور عوامل بومی تولید در طرحهای 3 ماهه پایانی سال 1386 برای شرکت در جشنواره تولیدات نشان میدهد سیمای مرکز خوزستان با تمام قدرت سعی در به کارگیری عوامل بومی در تولیدات خود دارد. حالا گاهی اتفاق میافتد که یک طراح صحنه یا گریمور یا یکی از عواملی که در استان ما فقر آن بخوبی احساس میشود و آموزش آن نیرو نیز به عهده صداوسیمای مرکز خوزستان نیست از تهران یا شهر دیگری به اهواز آورده شود. بنده به عنوان فیلمسازی که از زمان تاسیس شبکه استانی مرکز خوزستان با این مرکز همکاری خود را آغاز کردهام و ماحصل کارهایم همگی از شبکههای سراسری پخش شدهاند، اعتراف میکنم 90 درصد عوامل و دستاندرکاران فیلمهایی که ساختهام همین بچههای بومی و خاکی خوزستان بودهاند و اگر یک وقتی به اجبار کسی را از تهران آوردهایم، آن هم از بچههای همین استان بوده است که در تهران اقامت دارد. مثل سهیل خویشکار که در فیلم تخریبچی تصویربردار بود.
مجتبی گهستونی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: