گفتگو با مهراوه شریفی‌نیا به بهانه بازی در سریال روز حسرت‌

دوست‌ دارم مردم‌ دعایم ‌کنند

چهره آرامی دارد. این آرامش را در بازی‌هایش هم می‌بینیم. اولین بار بازیگری را در فیلم دزد عروسک‌ها تجربه کرد اما خیلی درگیر دنیای هنر نیست آن هم از نوع سینما و تلویزیون. تجربه همکاری با سیروس مقدم را با بازی در تله فیلم کابوس کسب کرد و همین مساله باعث شد مقدم به توانایی و قدرت او در بازی‌های خاص پی ببرد و نقش فریده روز حسرت را به او واگذار کند.
کد خبر: ۲۰۳۰۱۵
می‌گوید: فریده دختر منفی‌‌ای نیست بلکه بیشتر نیاز به حس ترحم مخاطب دارد. مهراوه شریفی‌نیا فریده را دوست دارد، اگر چه خیلی به شخصیت واقعی‌اش نزدیک نیست.

شاید کمتر کسی باشد که او را نشناسد، مهراوه فرزند دو هنرمند محمدرضا شریفی‌نیا و آزیتا حاجیان با کوله باری از تجربیات خانوادگی است و این تجربیات به او آموخت که چگونه از پس نقش‌های متفاوت به راحتی برآید. فریده در روز حسرت تجربه و امتحان دیگری در کارنامه هنری او است.

مهراوه شریفی‌نیا چطور  به روز حسرت رسید؟

از طرف افشین سنگ چاپ، دستیار کارگردان برای بازی در این کار دعوت شدم و چون دوست داشتم با سیروس مقدم کار کنم، پذیرفتم.

وقتی برای نقش فریده انتخاب شدی چند قسمت از متن آماده بود؟

فقط 3 قسمت متن آماده بود. اما مقدم اصرار داشت حتما من این نقش را بازی کنم و می‌گفت این نقش مال تو است.

از اولین تصوری که نسبت به فریده داشتی، بگو.

اول فریده این‌گونه نبود اما بعد تغییر کرد و تبدیل به دختری عاشق و جسوری شد و سپس در قصه شخصیت او تغییر کرد. تنها نقطه سیاهش اعتیاد اوست. وقتی متن‌ها به مرور به دستم رسید، به نکات تازه‌ای درباره فریده رسیدم.

فریده زن دوم مسعود است. با این قضیه چطور کنار آمدی؟

پذیرفتن این مساله خیلی برایم سخت بود و به همین دلیل خیلی با احتیاط این نقش را پذیرفتم.

با توجه به این که متن‌ها به روز به دستت می‌رسند، چطور خودت را آماده می‌کنی؟

طبیعتا کار با این شرایط بسیار سخت است، اما خدا را شکر سیروس مقدم و علیرضا افخمی (نویسنده) خیلی با من همراه هستند. بعضی وقت‌ها دیوانه‌شان می‌کردم از بس که سوال می‌پرسیدم. آنها هم به نظر  من احترام می‌گذاشتند و هم نظر  خودشان را برای من روشن می‌کردند. ضمن این که مجبورم بخش‌های زیادی را در ذهن خودم بسازم.

چطوری؟

به این شکل که هم ذهن خودم را تلطیف کردم و هم به متن نزدیک شدم.

می‌دانم که برای انتخاب نقش‌هایت وسواس زیادی داری. برای انتخاب نقش فریده این وسواس چقدر با تو همراه بود؟

خیلی زیاد. فریده بسیار نقش خاصی است. حتی بهتر است بگویم باکس ماه رمضان، باکس خاصی است. هر کاری را حق نداریم در این ایام روی آنتن بفرستیم. چون کارها به هر حال دیده می‌شوند. من فریده را قبول کردم، چون به سیروس مقدم به عنوان کارگردان اعتماد داشتم.

از طرفی سریال اغماء را که سال گذشته از این کارگردان پخش می‌‌شد، دوست داشتم. ضمن این که تجربه همکاری با ایشان سرتله فیلم کابوس، تجربه دلپذیری برایم بود و بازخوردهای خوبی داشت. می‌دانستم این کار پرمخاطب خواهد بود. یک بازیگر باید آنقدر هوشمند باشد که کار خوب را از بد تشخیص دهد، حالا فرق نمی‌کند سریال باشد یا حتی تله فیلم. بازی در روز حسرت برایم یک فرصت خوب بود. با همه حساسیت‌هایی که دارم، به نظرم انتخاب فریده، انتخاب خوبی است، اگر چه نقش سختی است.

نقش را به خودت نزدیک می‌کنی یا با آن زندگی می‌کنی؟

من عادت ندارم خودم را به نقش نزدیک کنم. عادت دارم درست آن را بفهمم. این که گذشته‌اش چگونه بوده یا این که به لحاظ شخصیتی چگونه آدمی است.

گذشته فریده را چطور دیدی؟

به نظرم فریده در نهایت قربانی است. فریده اصلا خانواده‌ای ندارد مادری داشته که آن هم فوت کرده است. او تنها بزرگ شده و در عین حال تلاش کرده که دختر خوبی هم باشد.

به نظرت واقعا فریده آدم خوبی است؟

اشکال فریده تنها اعتیاد و زن دوم بودنش است وگرنه سراسر زندگی او پر از رنج است. پیشنهادهای مختلفی به سوی او هجوم می‌آورد، ولی تلاش می‌کند سالم بماند. کسی نیست که از او دفاع کند. یک دنیا سکون در وجودش هست. فریده دلش مثل همه خانواده می‌خواهد. دلش خیلی چیزها می‌خواهد که نداشته است. او پر از آرزوهای سرکوب شده است.

فریده شخصیت آرام و منطقی‌ای هم ندارد؟

خیر، ندارد. چون اصولا دختر نرمالی نیست و از طرفی‌بشدت زود رنج و عصبی است.

سخت‌ترین سکانسی که بازی کردی؟

سکانس کافی‌شاپ. چون خودم به شخصه آدم مغروری هستم و رفتارهای فریده را در آن سکانس دوست نداشتم.
اما برای بازی در آن سکانس مجبور بودم رفتارهای فریده را باور کنم. فریده در آن سکانس از التماس‌هایش اصلا ناراحت نمی‌شد و اتفاقا مواردی هم بود که به هدفش می‌‌رسد و به خاطر علاقه‌ای که به مسعود داشت، نسبت به او کوتاه می‌آمد. به هر حال بازی در این سکانس بسیار برایم دشوار بود.

به ندرت انتظار کشیدن‌های فریده انتظارهای منطقی‌ای است؟

بله. چون او کسی را به جز مسعود ندارد و تنها راه خوشبخت‌شدنش را زندگی با مسعود می‌داند. او حتی با زن مسعود (معصومه) همکلام می‌شود تا از تنهایی‌اش بگوید. فریده چیز زیادی از زندگی نمی‌خواهد و چون مسعود را دوست دارد و نمی‌خواهد او را از دست بدهد، این انتظار کشیدن‌ها را تحمل می‌کند.

اما مسعود تنهایی او را پر نکرده است و اصلا عشقی از طرف مسعود نسبت به فریده دیده نمی‌شود؟

تنها در قسمت اول رابطه سطحی‌ای از این دو نفر دیدیم. آنها با هم نیستند؛ ولی از هم خوششان می‌آید. ضمن این که 2 سال اول زندگی‌شان این طور نبوده است. رابطه بهتری با هم داشتند و حضور دائم مسعود برای فریده دلچسب بوده است برای همین هم نمی‌تواند این شرایط را تحمل کند. مخصوصا این که زن رسمی مسعود هم هست و حق دارد، ولی مسعود از او خسته شده است.

کارهای سیروس مقدم، به گونه‌ای است که پر از استرس و به قول خود ایشان پر از تعلیق است. این مساله را چقدر زمانی که مقابل دوربین هستی احساس کردی؟

من این تعلیق‌ها و استرس‌ها را دوست دارم و لذت می‌برم. بخصوص اغماء را به خاطر همین مسائل بشدت پسندیدم. به نظرم مقدم از این جهت بسیار خوب بلد است که با احساسات مخاطب بازی کند. به هر حال این ویژگی‌ها را دوست دارم و با‌ آنها براحتی کنار آمدم. چون  معنایی برای آن وجود دارد.

فریده در عین حالی که بسیار منفی به نظر می رسد؛ اما آرامش خاصی دارد. قبول داری؟

بله، چون اصلا قرار بود فریده ترحم مخاطب را به سمت خود جذب کند.

در ابتدای مصاحبه به این نکته اشاره کردی که با احتیاط به سمت فریده آمدی، چون زن دوم بود. این احتیاط برای چه بود؟ ترس یا ...؟

ببینید من از آن بازیگرانی نیستم که عاشق تفاوت در نقش‌ها هستند. دوست دارم مردم من را دعا کنند و یا حداقل سرسفره افطارشان نفرینم نکنند. بخصوص این که من زندگی یک زن معلول را از او گرفتم. از طرفی، خودم مخالف سرسخت این قضیه هستم و حالا باید خودم آن نقش را بازی می‌کردم. مثل این می‌ماند که تو عاشق امام حسین‌ع هستی، ولی مجبوری نقش یزید را بازی کنی. در این مورد بسیار با مادرم (آزیتا حاجیان) صحبت کردم و آنقدر سوال کردم تا این که رسیدم به این که فریده برای مسعود می‌میرد و عاشق سرسخت او است.

می‌خواستم مخاطب فریده را هم درک کند نمی‌خواستم او یک فرشته بود یا شیطان اغماء باشم. قصه فریده اصلا شبیه اینها نیست. تمام تلاشم را کردم که مخاطب به فریده حق بدهد.

چند سالی است در سریال‌های مختلف حضور زن دوم را می‌بینیم. در این مورد چه نظری داری؟

من بسیار با این موضوع مخالف هستم و یکی از بحث‌های اختلاف من با این گروه هم همین بود. نباید این مساله ترویج شود.

این وسط چقدر به مسعود حق می‌دهی؟

مسعود شرایط استثنایی دارد. او در یک خانواده مذهبی بزرگ شده. حتی فریده را عقد دائم می‌کند و نه صیغه. چون هوس باز نیست. او نیازهای مختلفی داشته که همه آنها سرکوب شده است. به عنوان یک زن مسعود را محکوم می‌کنم، اما منهای این نگاه به او حق می‌دهم.

به دلیل شرایطی که معصومه دارد، به نظرم مسعود می‌توانست روراست این مساله را با خانواده‌اش در میان بگذارد؛ اما به هر علت کوتاهی کرده است. شاید به دلیل حیایی که داشته نگفته است. به هر حال زندگی در آن شرایط برای یک مرد بسیار سخت است.

ماوراء در این سریال بیشتر سهم چه کسی بوده است؟

نرجس. او خواب زده می‌شود و از این طریق با عالم برزخ ارتباط برقرار می‌کند و بقیه شخصیت‌های این قصه زندگی واقعی دارند و کارهای واقعی می‌کنند.

راستی منظور از نقاب فریده در سکانس تصادف چه بود؟

فریده به نوعی کابوس مسعود است. و این احساس‌مسعود درسرد شدن او نسبت به فریده دخیل است. او فریده را مقصر واقعی می‌داند و فکر می‌کند او باعث شده معصومه به این روز بیفتد. در واقع فریده گناه مسعود است و مثل یک غول در کابوس او وجود دارد.

پس چرا او را رها نمی‌کند؟

چون هم او را دوست دارد و هم به او نیاز دارد. علاقه او را در فلاش‌بک‌هایی که در قسمت‌های آینده وجود دارد، خواهید دید.

بازی در سریال مناسبتی آن هم در این ایام خاص و برای اولین بار چطور تجربه‌ای بود؟

برایم خیلی جالب بود. آدم خیلی منتظر بازخوردهای مخاطبان نمی‌ماند و از طرفی سرعت کار بسیار بالاست  و وقت بازیگر خیلی تلف نمی‌شود.

بارزترین ویژگی کارگردانی سیروس مقدم از نگاه تو چیست؟

او بشدت رفتار با مخاطب را می‌شناسد و برای همین هم بیشتر کارهایش پرمخاطب‌اند. مقدم خیلی خوب می‌تواند با مخاطبش بازی کند. ضمن این که بسیار انرژی مثبتی به گروهش می‌بخشد و کارگردان صبوری است.

فریده...

دلم برایش می‌سوزد و دوستش دارم و در خیلی جاها هم تحسینش می‌کنم. فریده دنیای عجیبی را به من نشان داد که حتی تصور نمی‌کردم وجود دارد. با این که خیلی از من دور است، اما دوستش دارم.

مسعود...

یک پسر بچه کوچک که تکلیفش روشن نیست. و در زندگی شهامت ندارد و بسیار هم خام است.

راستی مامان و بابا بازی‌ات را دیده‌اند؟

مامان که ارمنستان هستند  و نمی‌توانند ببینند بابا هم تازه قسمت چهارم را دیدند و نظر خاصی نداشتند.

برای در آمدن نقش فریده فشار عصبی زیادی را تحمل کردی. درست است؟

بله، بشدت. اما من که مخاطب او را باور کند و همراهش شود، یعنی این که من موفق شده‌ام.

خودت روز حسرتی داشته‌ای؟

خیلی زیاد اما ای کاش روز حسرت همه ما در همین دنیا باشد.

چرا؟

چون باعث می‌شود برگردی به عقب نگاه کنی و رفتارهای خودت را اصلاح  و اشتباه‌هایت را جبران کنی. ما آدم‌ها در زندگی سهل‌‌انگاری‌های زیادی می‌کنیم و گاهی اشتباه‌های کوچکمان به حسرت‌های بزرگ تبدیل می‌شوند.

محبوبه ریاستی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها