سیر تاریخ در شکل گیری ایدئولوژی انقلاب

انقلاب در یک زمان ، نمود عینی پیدا می کند؛ اما این نمود عینی نتیجه عملکرد حاکمان در یک پروسه تاریخی بلندمدت
کد خبر: ۲۰۲۵۲
از یک سو و شکل گیری یک ایدئولوژی و رهبری آن توسط عده ای از سوی دیگر است . انقلاب اسلامی ایران که منجر به شکل گیری نظام جمهوری اسلامی شد نیز از این قاعده مستثنا نیست . در خصوص ظلم و ستم حاکمان گذشته از تاریخ 2500ساله نظام شاهنشاهی و استبدادی ایران ، آنچه مهمتر به نظر می رسد، عملکرد رژیم پهلوی است . عملکرد رژیم پهلوی نیز به گونه ای باشکل گیری ایدئولوژی انقلاب اسلامی پیوند دارد. ما در این نوشتار به طور اختصار در خصوص شکل گیری ایدئولوژی انقلاب اسلامی و همچنین بحثی کوتاه در خصوص عملکرد رژیم پهلوی و تاثیر آن بر شکل گیری این ایدئولوژی به بحث خواهیم نشست . برای پی بردن به ایدئولوژی یک انقلاب چند نکته حائز اهمیت است . اول آنچه اعتراض مردم را در مقابل نظام حاکم برانگیخته است . دوم خواسته هایی که مردم از طریق شعار هنگام اعتراض به رژیم حاکم طرح کرده اند. سوم اندیشه ها و شخصیت کسی که رهبری انقلاب را به عهده داشته است و چهارم نظامی که پس از پیروزی انقلاب شکل گرفته است . 15خرداد 42 اولین اعتراض گسترده مردم از رژیم پهلوی است . این اعتراض گسترده در واکنش به قانونی است (کاپیتولاسیون) که علمای مذهبی بویژه حضرت امام (ره) در مقابل آن موضعگیری و آن را مخالف قوانین اسلام عنوان کردند. قیام ها و اعتراض های گسترده بعدی را چنانچه کنار هم قرار دهیم خارج از این چارچوب نیست . در برابر همه این اعتراض ها 2نکته روشن می شود :
1) قیام مردم بی شک به رهبری علمای دین بوده است.
2) مردم در اعتراض به عدم توجه به قوانین اسلام و به دعوت علمای مذهبی در برابر رژیم قیام کرده اند.
اگر شعارهای مردم را در کنار این مطلب قرار دهیم که مهمترین و بارزترین آن استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی است و سپس نظام جمهوری اسلامی که پس از انقلاب شکل گرفته و همچنین اندیشه های حضرت امام (ره) در خصوص انقلاب را به آن بیفزاییم ، آنگاه روشن می شود که از هیچ زاویه ای نمی توان به اسلامی بودن ایدئولوژی انقلاب اشکال و ایراد وارد کرد. حضرت امام (ره) در خصوص دلایل شکل گیری انقلاب می فرمایند: «اساس این نهضت از دو جا سرچشمه گرفته است : یکی از شدت فشارها و چپاولگری های خارجی و داخلی و نیز اختناق های فوق العاده که به خاطر آن ظرف 50سال ملت ایران یک روز خوش نداشت و دیگر آرزوی ما برای یک حکومت اسلامی و عدل که رژیمی در مقابل رژیم های طاغوتی باشد و توسط آن بتوان مسائل اسلامی را مانند صدر اسلام در ایران پیاده کرد.» تا اینجا مشخص شد که ایدئولوژی انقلاب ایران اسلامی بوده است و این که برخی می خواهند با بحث های غیرواقعی خلاف این موضوع را اثبات کنند، صحیح نیست . اما مساله مهم که ما در اینجا به آن می پردازیم این است که ایدئولوژی ، چگونه شکل گرفته است . برای بررسی چگونگی شکل گیری این ایدئولوژی باید صفحات تاریخ را از زمان صفویه ورق بزنیم . صفویان پس از به دست گرفتن قدرت ، مذهب رسمی کشور ایران را تشیع اعلام کردند و پس از آن با دعوت علمای مذهبی همانند محقق کرکی ، که در دستگاه خلافت صفویان حضور داشت کوشیدند تا مذهب تشیع را در بین مردم ترویج کنند. علمای مذهب تشیع نیز در این دوره با استفاده از فرصت به دست آمده ، زمینه های ترویج و گسترش فرهنگ تشیع را فراهم کردند. در این دوره رابطه ای که حکومت با علما برقرار کرده تنها در این حد خلاصه می شود که یک عالم روحانی شیعه در دستگاه خلافت صفویان حضور دارد و عهده دار برخی از امور، به خصوص کارهای قضایی هستند و شاه نیز به عنوان یک مسلمان شیعه به شکل مستقل بر کشور حکم می راند. در این دوره ، تفکر جدید شکل می گیرد که درواقع باید زمینه های مکتب امام خمینی و شکل گیری ایدئولوژی انقلاب اسلامی را در آن جستجو کرد و آن پیروزی اصولیون بر اخباریون به رهبری مرحوم وحید بهبهانی است . پس از این پیروزی ، فقه اجتهادی شیعه مطرح می شود و مرحوم وحید بهبهانی عنوان می کند که هر شخص یا باید مجتهد باشد یا مقلد. شکل گیری و رواج این تفکر موجب می شود که شاه نیز به عنوان یک شخص مسلمان ، در امور مذهبی مقلد علما باشد در واقع شکل گیری و ترویج همین تفکر است که موجب می شود زمانی که آیت الله میرزای شیرازی در مبارزه با استعمار انگلیس آن فتوای تاریخی را مبنی بر این که از امروز هر گونه استعمال دخانیات حرام و در حکم محاربه با امام زمان (عج) است صادر می کند. نه تنها همه مردم تبعیت می کنند بلکه همسر ناصرالدین شاه نیز در پیروی از این حکم ، قلیان های حرم شاه را می شکند و در پاسخ به اعتراض ناصرالدین شاه می گوید همان کسی که من را بر تو حلال کرده امروز کشیدن قلیان را حرام کرده است . در این دوره ، هر چند برخی شاهان صفویه وقاجاریه نسبت به برخی علمای مذهبی بی توجهی و کم لطفی روا داشته اند اما در مجموع عملکرد آنها به گونه ای بود که بیش از آن که مخالفت با مذهب را تداعی کند ترویج و گسترش مذهب را تداعی می کرد. حتی در دوره جنگ ایران و روس کار به جایی رسید که برخی علما همانند مرحوم کاشف الغطائ فتوا داد و مردم را به حضور در جبهه های جنگ مکلف کردند و کشته شدگان این راه را نیز شهید اعلام کردند. اما مقطع اصلی ، دوره پایان حکومت قاجار و شکل گیری نهضت مشروطه است که موجب پیدایش تحولی در کشور و همچنین میان رابطه علما و دربار شد. در این دوره پس از وقوع جریان هایی که شرح آن در تاریخ آمده ، نهضت مشروطه شکل می گیرد و مردم به رهبری علما خراسان تشکیل مجلس و نوشتن قانون اساسی می شوند. در این دوره تفکری در بین برخی علما به رهبری شیخ فضل الله نوری شکل می گیرد، مبنی بر این که مشروطه باید مشروعه باشد، در غیر این صورت فضایی برای مبارزه با مذهب تشیع ایجاد خواهد شد. شیخ بر تفکر خود پافشاری می کند تا جایی که او را در دادگاه به اعدام محکوم می کنند. شیخ با ایراد نطق مفصلی در دادگاه خطاب به قاضی می گوید: چرا کسانی را که مجلس را به توپ بستند محاکمه نمی کنید و وقتی قاضی را عاجز از پاسخگویی می بیند، می گوید: من به وظیفه اسلامی ام عمل کردم و گو این که تنها عمل کردن به وظیفه اسلامی جرم است . پس از آن شیخ از پای چوبه دار زمانی که عمامه را از سرش برداشتند، خطاب به حاضران می گوید: این عمامه را از سر من برداشتند، از سر شما هم برخواهند داشت . این مقطع ، آغاز جدایی و موضعگیری علمای مذهبی در برابر دربار و استبداد است . گفتیم که پیش از این علما با دربار به خاطر ترویج مذهب تشیع همراه بودند؛ اما از این مقطع به بعد، عملکرد شاهان علی الخصوص رژیم پهلوی به گونه ای است که علمای مذهبی همواره در مقابل آنها ایستادگی کردند. رضا شاه پس از به دست گرفتن قدرت ، به تبعیت از آتاتورک می کوشد تا کشور را لائیک کند و همین امر آغاز مخالفت جدی علما با دربار است به گونه ای که مرحوم شاه آبادی در این دوره ، مدت زیادی با تحصن در حرم عبدالعظیم نسبت به این عمل رضا شاه اعتراض می کند. پس تا اینجا مشخص شد که عکس العمل شاهان نیز به گونه ای موجب جدایی علما از دربار و همراهی و همگامی آنان با مردم شد. پس از این ، همواره علما در برابر تخلفات دربار که موجب ضرروزیان گسترده مردم می شد یا در برابر قوانینی که مذهب را تضعیف می کرد، ایستادگی کردند. در مقطع سالهای 1320-32 آیت الله کاشانی نیز بااستفاده از نفوذ مذهبی خود، نهضت مردمی «ملی شدن صنعت نفت» را رهبری می کند. این مبارزه علما ادامه دارد تا این که نهضت امام خمینی شروع می شود. امام (ره) پس از واقعه خرداد 42 زمانی که خانواده شهدای خرداد 42 خدمت ایشان رسیدند می فرماید: «مصیبت بزرگی که عزیزان شما از دست رفته اند؛ اما مصیبت بزرگتر آن است که دین دارد از دست می رود.» همان گونه که مشخص است امام نیز بر این مطلب تاکید می کند که عملکرد حاکمان موجب تضعیف مذهب تشیع می شود به همین منظور مبارزه خود را ادامه می دهد و خواهان شکل گیری حکومت دینی به رهبری علما می شود، امام در این دوره بااستفاده از همان استدلال مرحوم بهبهانی که گفته بود هر شخص حتی شاه یا باید مجتهد باشد یا مقلد، می گوید: «باید به قوانین اسلام عمل شود. در عمل به این قوانین نیز کسی شایستگی دارد که فقیه و مجتهد باشد. به همین دلیل چنانچه شاه بخواهد قوانین را عمل کند، خود مقلد است و چه لزومی دارد زمانی که فقیه و مجتهد عادل حضور دارد مقلد قوانین را اجرا کند.» به این گونه امام نظریه خود را برای حکومت اسلامی به رهبری ولی فقیه اعلام می کند و از خرداد 42 به بعد در این راه مبارزه می کند و در نهایت ، نهضتی که توسط علما از زمان صفویان آغاز شده بود در 22بهمن 57 به رهبری امام خمینی به ثمر می نشیند. و به این شکل ایدئولوژی انقلاب ایدئولوژی است براساس مذهب تشیع به رهبری علمای مذهبی که از زمان صفویان آغاز شده و فراز و نشیب هایی را پشت سر گذاشته و در بهمن 57به ثمر نشسته است.

سیدرضا حسینی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها