در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
توکل، عبارت از آن است که قلب در تمام امور به خدا اعتماد کرده و از غیر او منقطع شود، چنانچه خواجه عبدالله انصاری در منازل السائرین میفرماید: «التّوکّل کله` الامر کلّه الی مالکه و التّعویل علی وکالته». توکل واگذار کردن تمام امور است به صاحب آن و اعتماد کردن است بر خدای متعال و وکالت او.
توکل واقعی حاصل نمیشود مگر اینکه انسان تنها بر اسباب تکیه نکند و از یاد نبرد که خدای تعالی میتواند بدون این اسباب و وسائل مطلوبش را از طریقی که گمان نمیکند عطا فرماید، بلکه میتواند این اسباب را چنان بیخاصیت کند که اثر طبیعی خود را نبخشند.
در حدیثی در مستدرک الوسایل آمده است:
روزی امیر مؤمنان علیه السلام گروهی از مردم را دید که با برخورداری از صحّت و سلامت، کار را رها کرده و گوشه مسجد نشستهاند. فرمود: شما چه کسانی هستید؟ گفتند: ما متوکلین هستیم و بر خدا توکّل داریم. فرمود: نه؛ بلکه شما متأکّلین هستید [یعنی شما مفت خورانید و از دسترنج دیگران ارتزاق میکنید]. اگر بر خدا توکّل دارید نشانه آن چیست؟ گفتند: هرگاه چیزی پیدا کنیم میخوریم و هنگامی که چیزی نداشتیم صبر میکنیم.
فرمود: سگهای مدینه نیز این کار را انجام میدهند...
نکته دوم: رهیافتی پیرامون قرب خدا
منظور از نزدیکی به خدا ممکن است نزدیکی به حسب مرتبه و کمال باشد به این معنی که چون واجب الوجود از جمیع جهات کامل و ممکن الوجود از جمیع جهات ناقص است.آنچه را که باید بدان توجه کرد این است که قرب و بعد به خدای متعال قرب و بعدمکانی نیست بلکه قرب و بعد مکانتی و منزلتی است. یعنی انسان به همان مرتبه و درجهای که نزد خدای متعال دارد به او دور یا نزدیک است.
سید حامد حسینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: