نسل نوظهور جنگجویان صلیبی

پاییز 1998 میلادی بود که کارل روو، استراتژیست و مغز متفکر حزب جمهوری‌خواه در جستجوی راهی برای تضمین پیروزی جورج بوش، فرماندار وقت تگزاس و دستیابی به اکثریت پایدار و ماندگار برای جمهوری‌خواهان به نوشتاری با عنوان برخورد که در واقع جمع‌بندی تحقیقاتی در مورد رفتار رای‌دهندگان کاتولیک در انتخابات عمومی پس از رقابت تنگاتنگ کندی نیکسون در سال 1960 میلادی بود.
کد خبر: ۲۰۱۸۶۹

کاتولیک‌ها قریب یک سوم کل جمعیت حائز شرایط رای دادن در ایالات‌متحده را به خود اختصاص می‌دهند اما این گروه از دیرباز در برابر برنامه‌های هدفمند سیاسی برای ساماندهی آرای انتخاباتی‌شان مقاومت کرده‌اند.

یکی از دلایل این عدم پاسخگویی به برنامه‌ریزی احزاب سیاسی این بوده که رای‌دهندگان کاتولیک پس از سال 1971 میلادی تقریبا همیشه از جو حاکم بر فضای انتخاباتی پیروی کرده‌اند و تلاش استراتژیست‌‌های سیاسی و حزبی برای ایجاد گروهی سازماندهی‌شده را دشوار کرده‌اند.

این تحقیق توسط نشریه بحران [crisis] انجام شده بود و این‌گونه استنتاج کرده بود تنها عاملی که می‌تواند رای‌دهندگان کاتولیک را به تحرک وادارد شاید راهکار ساده‌ای چون بازتعریف رویکرد احزاب به آنها باشد.

براساس این تحقیق عبارت «آرای کاتولیک‌ها» بی‌معنا است چرا که انعکاس‌دهنده رویارویی دو حزب پیشرو آمریکا برای دستیابی به طیفی از آرای سازماندهی‌شده در انتخابات است. این در حالی است که آرای کاتولیک‌های واجد شرایط رای‌ دادن  را تنها زمانی می‌توان سازماندهی کرد که به شکلی انگیزه آن‌ها به کاتولیک بودنشان پیوند بخورد.

در این تحقیق آرای کاتولیک‌های فعال که به طور متعارف در انتخابات شرکت می‌کنند با غیرفعال‌ها مقایسه شده و تفاوتی مشهود و شفاف بین این دو مشخص شده بود. کاتولیک‌های فعال به طور کلی خیلی محافظه‌کارتر از معدل جامع کاتولیک‌ها هستند و اگرچه آنها ماهیتا خود را جمهوری‌خواه نمی‌پندارند اما به شکلی با جدایی 30ساله کاتولیک‌ها از حزب دموکرات انطباق یافته‌اند.

این جماعت میهن‌پرست، مخالف سقط جنین و حامی تحکیم بنیاد خانواده هستند و به طور مثال بر این باورند که قوانین طلاق باید سختگیرانه‌تر باشند.

گزارش crisis برای روو دورنمایی جذاب و دل‌انگیز را به تصویر می‌کشید که به مثابه تعریف طیف جدیدی از رای‌دهندگان هوادار حزب جمهوری‌خواه بود که امکان جذب آنها به حزب بسان تجربه‌ای که در مورد پروتستان‌های انجیلی دو دهه قبل کسب شده بود، وجود داشت.

روو در این رابطه می‌گوید: آنچه من می‌دیدم گروهی جستجوگر بود که به دنبال پایگاهی برای خود می‌گشت. پس از مطالعه این مطلب روو با دیل هادسن، سردبیر crisis که متولی انجام تحقیق بود تماس گرفت و از او دعوت کرد برای ملاقات با بوش راهی تگزاس شود. هادسن مجذوب چیزهایی شد که بوش گفت و بلافاصله قبول کرد در رقابت‌های انتخاباتی سال 2000 مشاور تیم انتخاباتی بوش در زمینه جذب آرای کاتولیک‌ها باشد.

بعدها معلوم شد روو هدفی به مراتب گسترده‌تر از پرداختن به تفاوت‌‌های بین کاتولیک‌های فعال و غیرفعال را مد نظر دارد. او درصدد ساماندهی موجی از نارضایتی‌ از کلیسای کاتولیک برآمد که طی 4 دهه پیش‌تر به وجود آمده بود و خاستگاهش مخالفت با تفسیر به رای دستورات مذهبی بود. او بهترین شخص را برای تبیین استراتژی خود در جذب آرای تولید کاتولیک‌ها انتخاب کرده بود.

هادسن غیرکاتولیکی بود که به این مذهب گرویده بود و به همین جهت پرشور بود. او شیفته شیوه آزاداندیشانه دیدگاه‌های مبتنی بر مذهب کاتولیک شده بود. او به عنوان دانشجوی فلسفه در اواخر دهه 60 میلادی به مذهب کاتولیک گروید و بعدها به عنوان استاد فلسفه دانشگاه مرسر در آتلانتا مرکز ایالت جورجیا در میان همقطارانش در کادر آموزشی دانشگاه به عنوان فردی معتقد اسم و رسمی کسب کرده بود.

با این حال سرسختی مذهبی هادسن او را در بین هم کیشان خود در اقلیت و انزو اقرار داده بود. به فاصله اندکی پس از تغییر مذهبش کاری در دانشکده فلسفه دانشگاه فوردهم پیدا کرد. یکی از روزهای 1989 بود که با یکی از همکارانش که استاد جامعه‌شناسی بود، صحبت می‌کرد. همکارش از او پرسید چرا تغییر مذهب داده است.

او داستان تغییر مذهبش را تعریف کرد و توضیح داد به این استتناج رسیده که در مذهب کاتولیک نوعی هماهنگی بین ذهن و روح وجود دارد. همکارش لبخند زد و گفت زمانی فکر می‌کرده این مساله مهم است اما حالا چنین دیدگاهی ندارد.

هادسن با یادآوری آن مکالمه می‌گوید: به ناگاه با این واقعیت رو به رو شدم که باوری که به آن عشق می‌ورزم دچار نوعی سردرگمی است. رهبران کاتولیک‌ها در سال 1962 و در دورانی که پاپ جان 23 رهبری پیروان این مذهب را بر عهده داشت با هدف هماهنگ کردن خود با شرایط روز اقدام به بازنگری دراصول مذهبی کرد.

کاتولیک‌ها در سایه این بازنگری شاهد تحولاتی گسترده بودند که از نحوه اجرای مراسم مذهبی روز یکشنبه تا لغو منع استفاده از گوشت قرمز در روزهای جمعه را شامل می‌شد.

این مساله باعث شد معتقدان متعصب‌تر به دیده بدگمانی به این تحولات بنگرند. به اعتقاد آنها تحولات با روح حاکم بر قوانین کاتولیک در تناقض بود. مخالفان به طرح دیدگاه‌های خود در نشریات مذهبی می‌پرداختند.

هادسن با یادآوری آن روزها تاکید دارد به این استتاج رسیده بود که باید نبردی فرهنگی را آغاز کند. هادسن در فوردهم جا باز کرد. او در میان همکارانش و همچنین دانشجویانش همفکران زیادی داشت و شروع به نوشتن برای نشریات کاتولیک کرد.

مترجم:‌حسین شریعت‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها