در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند سال است که سرقت میکنی، آیا از ابتدا حرفهات همین بود؟
10 سال است که سرقت میکنم. در یک تراشکاری کار میکردم و در کارم ماهر شده بودم پدر اعتیاد بسوزد که زندگیام را به آتش کشید. از وقتی به مواد آلوده شدم، به سمت سرقت رفتم، اول از کارگاه دزدی میکردم، صاحبکارم فهمید و من را اخراج کرد. بعد کمکم آنقدر معتاد شدم که کسی به من شغلی نداد و مجبور شدم برای تهیه خرج مواد مخدرم دزدی کنم.
چطور شد که اعتیاد پیدا کردی؟
در مغازهای که من کار میکردم 2 کارگر بودند که هر دو مواد مصرف میکردند، یکبار آنها را در حین مصرف مواد مخدر دیدم و میخواستم به صاحبکارم گزارش دهم که با خواهش و التماس جلوی مرا گرفتند و بعد از آن بود که رابطه ما صمیمیتر شد. یک شب وقتی خیلی ناراحت بودم آنها پیشنهاد کردند تریاک مصرف کنم، بعد از آن بود که کمکم به تریاک آلوده شدم طوری که هر شب مصرف میکردم، بعد از آن هم دیگر نتوانستم ترک کنم و از تریاک به سمت کراک رفتم و وضعیت بدتری پیدا کردم.
زمانی که معتاد شدی همسر داشتی؟
من در آن زمان هم همسر داشتم و هم فرزند. دخترم فرناز تمام زندگی من بود همسرم را هم خیلی دوست داشتم، اما مجبور شدم ترکشان کنم. همسرم و فرناز خیلی عذاب میکشیدند و زنم چارهای جز طلاق نداشت، هرچند برای من خیلی سخت بود، اما پذیرفتم که جدا شویم.
چطور شد که تصمیم به جدایی گرفتید؟
زمانی که من معتاد شدم، زندگی ما دگرگون شد، شرایط بدی پیدا کردیم، شغلم را از دست داده بودم و درآمدی نداشتم، برای تامین هزینههای مواد مخدر مجبور بودم وسایل زندگیمان را بفروشم. همسرم خیلی مرا دوست داشت و هر چه به او میگفتند از من جدا شود قبول نمی کرد، چندین بار تلاش کرد جلوی مرا بگیرد تا وسایل خانه را نفروشم، اما نتوانست. من هر بار او را کتک میزدم و هنوز وقتی یاد آن روزها میافتم از خودم متنفر میشوم، یک روز آنقدر کتکش زدم تا از حال رفت، بعد هم پدرش آمد و او را برد و ما دیگر نتوانستیم همدیگر را ببینیم.
چه کسی متقاضی طلاق بود؟
همسرم تقاضای طلاق کرد، او برای این که مرا وادار به طلاق کند مهریهاش را به اجرا گذاشت و بعد هم برای این که مهریه را ببخشد از من خواست تا او را طلاق دهم و حضانت دخترم فرناز را هم به او بدهم. حق داشت من پدر لایقی نبودم و مسلما نمیتوانستم بخوبی از او مراقبت کنم، قبول کردم و چند هفته بعد از هم جدا شدیم.
دخترت را میبینی، آیا از او خبر داری؟
همیشه به یادش هستم اما هر وقت زندانی میشوم به عکسش نگاه میکنم، دلم نمیخواهد با چشمان خمار به صورت زیبایش نگاه کنم، او خیلی دوست داشتنی است، برایش دعا میکنم تا خداوند از او نگهداری کند، به خاطر وضعیتی که دارم دلم نمیخواهد به او سر بزنم، البته قرارم با همسرم هم همین بود، من نباید تا روزی که اعتیاد دارم سراغ فرناز بروم.
آیا تلاشی برای ترک اعتیادت کردی؟
مواد مخدر طوری انسان را آلوده خودش میکند که ترک آن کار دشواری است و انگیزهای بسیار قوی میخواهد. من اما انگیزهای قوی هرگز نداشتم. تنها بهانهام همسر و فرزندم بودند که از دست دادم و آنقدر از روی آنها شرمندهام که نمیتوانم حتی یکبار به صورتشان نگاه کنم، ای کاش میشد یک روز آنها بازگردند و من هم اعتیادم را ترک میکردم.
تا به حال چند بار بازداشت شدی و به چه جرائمی؟
2 بار به جرم سرقت ضبط ماشین، 3 بار هم به دلیل اعتیاد. هر بار با خودم تصمیم گرفتم انسان سالمی بشوم و زندگی خوبی آغاز کنم. در زندان مواد را ترک کردم، اما همین که دوباره بیرون آمدم به سمت دوستان قدیمی و مواد رفتم و همه چیز از اول شروع شد، ای کاش این کار را نمیکردم و هر بار که از زندان آزاد میشدم به خانوادهام فکر میکردم و به سمت آنها میرفتم.
از خانوادهات و این که آنها کجا زندگی میکنند خبر داری؟
متاسفانه سالهاست که از آنها خبر ندارم، احتمالا دخترم مدرسه میرود و حالا کلاس دوم است، دلم برایش تنگ شده و میخواهم او را در لباس عروسی ببینم.
چه توصیهای برای افرادی مثل خودت داری؟
از جوانان و افرادی که در شرایط من هستند میخواهم قدر زندگیشان را بدانند، حتی تفننی مواد مخدر استفاده نکنند چراکه مصرف یک بار آن هم ممکن است فرد را آلوده کند. قدر همسر، فرزند و پدر و مادر و اطرافیانشان را بدانند، تنهایی درد بزرگی است و هیچ کس نمیتواند آن را تحمل کند. پس با دستان خودشان زندگیشان را نابود نکنند.
اگر به گذشته بازگردی باز هم به سمت مواد میروی؟
اگر به گذشته برگردم سعی میکنم پدر خوبی برای دخترم فرناز باشم و از همسرم بخوبی نگهداری کنم و به او بگویم عاشقش هستم. اگر به گذشته بازگردم هرگز دست به مواد مخدر نمیزنم و برای حفاظت از خانوادهام فقط کار میکنم تا آنها را خوشبخت کنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: