شرطی برای زندگی دوباره‌

روزهای سخت تنهایی برای مینا پس از مرگ مادرش آغاز شد؛ روزهایی که مینا هرگز تصور نمی‌کرد بتواند آن را تحمل کند اما با آمدن شوهرش خسرو پایان یافت. پس از 10 سال زندگی مشترک و در حالی که هردوی آنها پا به سن گذاشته‌اند، به خاطر اعتیاد خسرو تصمیم به جدایی گرفته‌اند. پرونده جدایی این زوج در شعبه 262 نزد قاضی علیرضا صداقتی در حال رسیدگی است. مینا که متخصص بیهوشی است در برابر قاضی دادگاه نشسته تا ناگفته‌های زندگی مشترکش و علت جدایی را توضیح دهد.
کد خبر: ۲۰۱۸۱۵

چند سال است که با هم ازدواج کرده‌اید؟

یازده سال پیش زمانی که من دیگر پدر و مادر نداشتم و از تنهایی شدید رنج می‌بردم با خسرو آشنا شدم. در ‌آن زمان 48 سال سن داشتم، احساس می‌کردم پیر شدم و تا چند سال دیگر از پا می‌افتم و احتیاج دارم کسی کنارم باشد. هیچ چیز در زندگی خوشحالم نمی‌کرد. زن ثروتمندی بودم، ارثیه زیادی هم به من رسیده بود اما هر چه به تفریح و گردش می‌رفتم خوشحال نمی‌شدم ولی زمانی که با خسرو آشنا شدم زندگی برایم رنگ دیگری گرفت و با او ازدواج کردم.

با همسرت کجا آشنا شدی؟

ما همکار بودیم. من متخصص بیهوشی هستم و شوهرم هم در بیمارستانی که من بودم کار می‌کرد. خسرو هم پزشک است، او پزشک عمومی است. ما در آنجا بود که با هم آشنا شدیم و بعد از خواستگاری با هم ازدواج کردیم. البته خسرو یک سال از من کوچک‌تر است اما این تفاوت سنی برایمان مشکلی ایجاد نکرد، مشکلات ما زمانی شروع شد که خسرو بشدت به مواد مخدر اعتیاد پیدا کرد.

قبل از ازدواج در جریان اعتیاد شوهرت بودی؟

من به هیچ‌وجه نمی‌دانستم که خسرو اعتیاد دارد. او یکی از مهربان‌ترین پزشکانی بود که در بیمارستان کار می‌کرد، همه همکارانش دوستش داشتند و از آنجایی که یک پزشک است فکر نمی‌کردم که به سمت مواد مخدر برود، ضمن این که من سال‌ها با خسرو همکار بودم و هیچ‌وقت رفتار نادرستی از او ندیدم. بعد از ازدواجمان متوجه شدم او خود را اسیر و گرفتار مواد مخدر کرده است.

همسرت ازدواج دیگری هم کرده بود؟

زمانی که رابطه ما عاطفی شد و تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم خسرو به من گفت وقتی خیلی جوان بوده ازدواج کرده اما چند سال بعد از همسرش جدا شده است. البته واقعیت را به من نگفت و بدخلقی‌های همسرش را دلیل جدا شدن از او بیان کرد. من هم هیچ دسترسی‌ای به همسر سابقش نداشتم که از او در مورد علت جدایی‌شان بپرسم و چون از تنهایی بشدت رنج می‌بردم اعتماد کردم و همسر او شدم.

چه زمانی متوجه شدی شوهرت معتاد است؟

خیلی دیر متوجه شدم، زمانی که فرزند دومم را باردار بودم متوجه شدم که شوهرم اعتیاد دارد. به هر حال با توجه به شغلی که دارم می‌توانم اعتیاد را زودتر از دیگران تشخیص ‌دهم، اما مشکل آنجا بود که من مجبور بودم بیشتر وقتم را خارج از خانه بگذرانم. گاهی اوقات من سه شبانه‌روز در بیمارستان می‌ماندم و خبری از خانه نداشتم.
وقتی فرزند دومم را باردار بودم مجبور شدم بیشتر وقتم را در خانه بگذرانم و چون سنم زیاد بود پزشکی که مرا تحت نظر داشت تجویز کرده بود بیشتر استراحت کنم. در همان زمان بود که متوجه شدم شوهرم به مواد مخدر اعتیاد دارد.

کاری برای ترک اعتیاد شوهرت کردی؟

متاسفانه نتواستم کاری بکنم، از زمانی که خسرو فهمید من متوجه اعتیادش شدم شرایط را بدتر کرد، او روز به روز بیشتر در مواد مخدر فرو می‌رفت. کار به جایی رسید که از بیمارستان اخراج شد و به او گفتند دیگر حق ندارد در آن بیمارستان طبابت کند و باید به فکر شغل دیگری باشد، اما این هم نتوانست باعث شود خسرو به خودش بیاید و اعتیادش را ترک کند.

می‌دانی چه چیز باعث شد شوهرت معتاد شود؟

شوهرم از زمانی که مجرد بود اعتیاد داشت و همسر اولش هم به همین دلیل از او جدا شده بود. با بالا رفتن سنش به یکباره اعتیادش شدت گرفت. تا پیش از این‌که من متوجه شوم خسرو سعی در پنهان کردن همه چیز داشت اما وقتی فهمیدم، دیگر چیزی برای پنهان کردن نمانده بود، او در خانه هم مواد مصرف می‌کرد.

بعد از این‌که شوهرت از کار اخراج شد، به سراغ کار دیگری نرفت؟

پس از اخراج از کار شوهرم فقط مواد مصرف می‌کرد، خرج اعتیادش را هم من می‌دادم، پول می‌گرفت و خرج می‌کرد، وقتی مقاومت می‌کردم بچه‌ها را کتک می‌زد. خسرو می‌دانست که من فرزندانم را خیلی دوست دارم و نمی‌توانم بدون آنها زندگی کنم، می‌دانست برای رهایی بچه‌ها از آزار و اذیت پدرشان حاضرم هر کاری بکنم، به همین خاطر هم بچه‌ها را کتک می‌زد.

با توجه به شرایطی که شوهرت داشت چرا زودتر از او جدا نشدی؟

من سعی داشتم او را به زندگی بازگردانم و برای این منظور هر کاری می‌کردم. واقعیت این است که من خسرو را دوست داشتم. او مرد بسیار خوبی است و اگر هم شرایط سخت برای من و فرزندانم درست کرده به خاطر اعتیاد به مواد مخدر است. من می‌دانم فرزندانم به پدر احتیاج دارند و نبود خسرو آسیب‌ بزرگی برای آنهاست، اما با شرایطی که خسرو دارد در واقع بالای سر فرزندانش نیست، به آنها آسیب می‌رساند و آزارشان می‌دهد.

در مورد این‌که بچه‌ها را چه کسی نگهداری کند با شوهرت صحبت کرده‌ای؟

خسرو رضایت داده در برابر بخشیدن مهریه و دادن مقداری پول حاضر است حضانت بچه‌ها را به من بسپارد. من هم قبول کردم مهریه‌ام را ببخشم و هر چه پول می‌خواهد بدهم و بچه‌ها را بگیرم. آنها اگر پیش من باشند راحت‌تر زندگی می‌کنند و شرایط بهتری خواهند داشت. به لحاظ مالی هم من ثروتمند هستم و می‌توانم تمامی امکانات را برای آنها فراهم کنم. پس از جدایی هم دیگر خسرو خودش می‌داند چطور زندگی کند و هزینه‌های زندگی‌اش را تامین کند، من فقط به فرزندانم فکر خواهم کرد.

اگر همسرت بپذیرد اعتیادش را ترک کند حاضری با او زندگی کنی؟

خسرو آنقدر در اعتیادش فرو رفته که نمی‌تواند از آن خارج شود، خسرو برای خرج اعتیادش هر کاری می‌کند، او حتی یک بار در مقابل بیمارستان با موتور کیف مرا قاپید تا پول اعتیادش را به دست آورد، آبروی مرا در محل کارم برد، این خسرو همانی نیست که 10 سال پیش بین همه محبوب بود.

مریم عفتی‌

نظر کارشناس‌

مینو رحیمی، روانشناس : اعتیاد بلای خانمانسوزی است که متاسفانه وقتی گریبان یکی از اعضای خانواده را می‌گیرد دیگر اعضا را هم آزار می‌دهد و باعث می‌شود زندگی برای آنها سخت شود.

در این پرونده ابتدا باید مساله اعتیاد و علت این‌که چرا افراد به مصرف مخدرها روی می‌آورند را بررسی کرد. افرادی که به مواد مخدر روی می‌آورند کسانی هستند که از مشکلات شدید روحی و روانی رنج می‌برند و کمبودهای موجود در زندگی باعث می‌شود آنها با مصرف مواد مخدر چند ساعتی در خود فرو روند و همه چیز را فراموش کنند.
البته فراموشی غصه‌ها و خروج از حالت عادی فقط برای چند ساعت اتفاق می‌افتد و دوباره همه چیز به حالت عادی بازمی‌گردد. افراد معتاد متاسفانه با مداوم شدن مصرف مواد مخدر آنقدر به آن وابسته می‌شوند که هیچ اراده‌ای برای نه گفتن به خواسته‌های نفسانی خود ندارند و برای رسیدن به مواد مخدر هر کاری می‌کنند.

بنابراین زمانی که پولی برای خرید مواد ندارند، برای گرفتن پول از اطرافیان دست به هر کاری می‌زنند و مثل «خسرو» در این پرونده حتی اقدام به زدن فرزندان خود هم می‌کنند. واقعیتی که در مورد این افراد وجود دارد این است که درصد بسیار کمی از معتادان هستند که می‌توانند اعتیاد خود را ترک کنند و دوباره به زندگی بازگردند و بسیاری از آنها بیشتر در اعتیاد فرو می‌روند.

در مورد پرونده مورد بحث هم متاسفانه این واقعیت وجود دارد، یعنی این‌که به رغم شغل و موقعیت اجتماعی که زن و شوهر هر دو از آن برخوردار هستند و قاعدتا مرد با کمک گرفتن از تحصیلات و موقعیتش می‌توانست بر مشکلات روحی‌اش فائق آید اما متاسفانه برای حل این مشکل بدترین راه‌حل را انتخاب کرد و آنقدر در اعتیادش غرق شد که فرزندان و همسرش را هم با زحمت مواجه کرده است.

البته این که خسرو تا این حد در اعتیاد فرو رفته تنها ناشی از مشکلات خودش نبوده است، مشکلات خانوادگی نیز مزید بر علت شده است. با توجه به این‌که همسر وی خود صدمات روحی شدیدی دیده بود تنهایی شدید او را به سمت خسرو سوق داد و پس از به دنیا آمدن فرزندان این زن بشدت نسبت به شوهرش بی‌توجه شده و شرایط کاری که داشته نیز این مساله را شدیدتر کرده است.همین بی‌توجهی‌ها باعث شده تا مرد بیشتر و بیشتر در خود فرو رود و برای مهار آزار روحی و روانی خود هر چه بیشتر به سمت مواد مخدر سوق پیدا کند. با فرد معتاد نباید مبارزه کرد، باید در کنارش بود و او را به راه صحیح زندگی هدایت کرد.

هر چند همیشه نمی‌توان اعتیاد را در فردی از بین برد اما می‌توان آن را مهار کرد و با کمک‌های پزشکی و روانی به فرد معتاد کاری کرد که این بیماری در او پیشرفت نکند و حداقل این‌که در حالت سکون قرار گیرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها