جنگ علیه تروریسم پیش از 11 سپتامبر

برخلاف آنچه که بسیاری از تحلیل‌گران و رسانه‌های غربی نسبت به تاریخ آغاز جنگ جهانی تروریسم می‌گویند این جنگ پس از واقعه 11 سپتامبر و توسط جورج بوش آغاز نشد بلکه این جنگ ابتدا توسط دولت ریگان یعنی20 سال پیش مطرح شد و سنگ بنای اصلی این جنگ در همان زمان نهاده شد.
کد خبر: ۲۰۱۲۶۷
کاخ سفید در آن زمان رسما اعلام کرد سیاست خارجی دولت آمریکا بر بلای شیطانی یعنی تروریسم متمرکز خواهد شد و این دولت با این بلا شدیدا برخورد خواهد کرد. در آن زمان جورج شولتزر ، وزیر امورخارجه‌ آمریکا این بلای شیطانی یعنی تروریسم را تلاش دشمنان نابکار تمدن در بازگشت به وحشی‌گری توصیف کرده بود.

عملیات مبارزه با تروریسم در آن زمان شکل جدی و خطرناکی را به خود گرفت و رهبری دولتی جنگ با تروریسم بین‌الملل توسط آمریکا هدایت شد. در آن زمان مرکز اصلی این عملیات‌ها بر آمریکای مرکزی و خاورمیانه متمرکز شد اما به جنوب آفریقا و جنوب شرق آسیا و ماورای آن نیز کشیده شد.

در حال حاضر نیز این جنگ توسط کسانی اعلام شده است و رهبری و هدایت می‌شود که در سابق نیز در تشکیل روند این جنگ و به راه انداختن آن دست داشته‌اند. بخش غیر نظامی اعلام دوباره جنگ با تروریسم بار دوم توسط جان نگروپونته انجام شد و وی شخصا رهبری آن را به عهده گرفت.

نگروپونته در آن زمان به عنوان سفیر آمریکا در هندوراس و نیز به عنوان همکار مدیر عملیات اصلی اولین جنگ علیه تروریسم یعنی جنگ با نیکاراگوئه تعیین شد. این جنگ از پایگاه‌های آمریکا در هندوراس به راه افتاد.

بخش نظامی اعلام دوباره جنگ با تروریسم توسط دونالد رامسفلد آغاز و رهبری شد. در مرحله‌ اول جنگ با تروریسم رامسفلد نماینده ویژه‌ ریگان در خاورمیانه بود. وظیفه اصلی وی در آن زمان برقراری روابط نزدیک با صدام، رئیس‌جمهور سابق عراق بود.

هدف اصلی از برقراری این روابط نزدیک آن بود که آمریکا زمینه‌ لازم را برای ارسال بسیاری از کمک‌ها به نظام سابق عراق فراهم سازد که یکی از این کمک‌های آمریکایی تامین سلاح‌های کشتار جمعی بود و این سلاح‌های کشتار جمعی علاوه بر آن که در کشتار و قتل عام بسیاری از کردهای عراق استفاده شد در جنگ ایران نیز به کار گرفته شد.

هدف اصلی آمریکا در کمک به عراق کاملا روشن بود. آمریکا درصدد آن بود از متحدان خود یعنی عربستان‌سعودی و بریتانیا که معتقد بودند حکومت صدام با همه‌ سیاست‌های غلطی که در قبال سرکوب مردم کشور خود داشت باید مورد حمایت قرار گیرند.

آلن کاول، نماینده نیویورک‌تایمز در خاورمیانه در این زمینه این چنین توضیح می‌دهد: نظر واشنگتن در زمان ریاست ‌جمهوری جورج بوش اول آن بود که اقدام دولت سابق عراق در سرکوب شیعیان این کشور که در سال 1991 انجام گرفت خود منجر به سرنگونی این حکومت خواهد شد و با توجه به این ارزیابی سیاست سکوت در برابر اقدامات و سیاست‌های صدام را اتخاذ کرد.

این منتقد سیاست‌های دولت آمریکا می‌افزاید: اولین دادگاه محاکمه صدام در زمینه‌ جرایمی انجام گرفت که وی در سال 1982 مرتکب آن شده بود و آن طوری که می‌دانید سال 1982 سال بسیار مهمی در زمینه‌ روابط آمریکا با عراق بود.

در سال 1982 دولت ریگان، عراق را از فهرست کشورهای حامی تروریسم حذف کرد تا بتواند بدین ترتیب کمک‌های واشنگتن را روانه‌ این کشور کند. در همان زمان بود که رامسفلد از بغداد دیدن کرد و اقدامات اولیه برای فراهم آوردن زمینه لازم جهت ارسال کمک‌های آمریکا به عراق را با مقامات مسوول این کشور بررسی کرد.

بگذارید نگاهی به معنای واقعی تروریسم و رهنمودهایی برای حل آن داشته باشیم. این که بخواهیم دقیقا تروریسم را در چارچوب علوم جدی چون ریاضیات تعریف کنیم کار بیهود‌ه‌ای است اما برغم آن باید تلاش کنیم که با شفاف‌ سازی در معانی و تعابیر این واژه یعنی تروریسم معنای تجاوز و مقاومت مشروع را کاملا مشخص کنیم. در صورتی که این رهنمون‌ها را مد نظر داشته باشیم می‌توانیم به روش‌های سازنده‌ای برای برخورد با تروریسم دست یابیم.

اگر بخواهیم اصول اخلاقی، یعنی یکی از رهنمودهای مقابله با تروریسم را در نظر بگیریم می‌بینیم که ابتدایی‌ترین امر مسلم در اصول اولیه‌ اخلاقی آن است که انسان‌های شایسته آنچه را که برای خود می‌خواهند نه بیشتر برای دیگران نیز بخواهند.

این اصل جهان‌شمول پیامدهای سودمندی برای جهانیان دارد. این اصل می‌تواند بسیاری از مقررات جدید مرسوم درباره‌ تئوری‌های جنگ را حذف کند و لوح نوشته‌ مربوط به جنگ علیه تروریسم را به کلی پاک کند.

بیش از 25 سال است که من درباره‌ تروریسم مطلب نوشته‌ام. از زمانی که دولت ریگان جنگ علیه تروریسم را اعلام کرد تا به امروز که توسط دولت بوش این جنگ ادامه می‌یابد.

در تمامی تعابیر و تعریف‌هایی که برای تروریسم بکار برده‌ام، سعی کرده‌ام که تعریف رسمی این پدیده را از سوی آغاز‌کنندگان جنگ علیه تروریسم در نظر بگیرم و این پدیده را بسیار دورتر از تعریف این افراد بکار نگرفته‌ام.

یکی از این تعریف‌های رسمی درباره تروریسم کاربرد عمدی خشونت یا تهدید به اعمال خشونت برای دستیابی به اهدافی که طبیعت سیاسی، مذهبی یا عقیدتی است. این امر از طریق اعمال زور یا ایجاد ترس و وحشت انجام می‌گیرد و بیشتر غیرنظامیان را هدف قرار می‌دهد.

با این وصف آمریکا در طول جنگ ریگان علیه تروریسم، سردمدار تروریسم بوده است. جنگ تروریستی دولت ریگان علیه نیکاراگوئه توسط دادگاه جهانی محکوم شد و حمایت دو قطعنامه شورای امنیت را به دنبال داشت که ایالت‌متحده این قطعنامه‌ها را وتو کرد و بریتانیا مودبانه به آن رای نداد.

آیا چنین جرایمی، یعنی آغاز یک جنگ به رهبری دولت آمریکا علیه نیکاراگوئه تروریستی هستند یا آ‌نکه جرم بزرگتری به شمار می‌روند و به عنوان تجاوز تلقی می‌شوند؟

نوام چامسکی‌
ترجمه: ایسنا
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها