غربزدگی‌ و هویت ملی‌

سیاوش ارمجانی محققی است که در اواخر دهه 30 شمسی به آمریکا مهاجرت کرده و تمام عمر خویش را به تحقیق و نگارش صرف کرده است. او که مطالعات مبسوطی پیرامون جلال آل‌احمد دارد پیرامون کتاب غربزدگی می‌نویسد:
کد خبر: ۲۰۰۳۳۱

آل‌احمد در «غربزدگی» با تودرتویی یک دولت دست‌نشانده خارجی و یک جامعه قدیم سنتی سر و کار دارد. آیا هرگز پرسیده‌ایم چرا «غربزدگی» در دوران شاه معزول توقیف شده بود؟ آیا هرگز پرسیده‌ایم چرا تقریبا تمام روشنفکران ایران خود را از آل‌احمد جدا نگه داشته‌اند؟

آل‌احمد سنت‌پرست نبود، وابستگی‌های احساسی مردم را تحریک نمی‌کرد، به هیچ مقام و منصبی هم نظر نداشت. او نتایج فاجعه‌آمیز تسلیم به سلطه غرب را برملا می‌کرد.

آل‌احمد در غربزدگی نتیجه‌گیری نهایی نمی‌کند، علاج و درمان پیشنهاد نمی‌کند و آنها را به عهده خواننده واگذار می‌نماید. مهم است و باید فراموش نکنیم که در ایران در سال 1962 تکیه بر مدارک و مشاهدات تاریخی به هدف اثبات تئوری‌های منطقی مقوله نوینی بوده است. غربزدگی آل‌احمد 10 سال قبل از شرق‌شناسی ادوارد سعید در واقع تز نهایی آن را پیشگویی می‌کند. «شرق‌شناسی» ادوارد سعید که یکی از مهم‌ترین نوشته‌های دوران ماست، رابطه مستقیم میان شرق‌شناسی‌های غرب و استعمار غرب را به اثبات می‌رساند.

تمام غربزدگی مربوط به هویت ملی است، مفهومی که این روزها در همه محافل در ایران مبنای تمام تئوری‌های انقلاب قرار می‌گیرد. در حالی که نقد غربزدگی تماما بچگانه و منحصر به مسائل خصوصی بیشتر غیبت و کمتر بررسی، کاملا کورکورانه و بسیار مفتضح فقط مواضع غرب را تبلیغ می‌کند...

گاه‌گاهی در ایران، فرانسه و آمریکا یا هر جای دیگری کتابی درمی‌آید که گردبادی از آتش را فراگیر تمام ملت برپا می‌کند و یک مفهومی را به انفجاری تبدیل می‌نماید. غربزدگی چنان کتابی بود در ایران، «مائده‌های زمینی» نوشته آندره ژید چنان کتابی بود در فرانسه، «خوشه‌های خشم» نوشته جان اشتاین بک چنان کتابی بود در آمریکا.

آل احمد دو تا بود، سیاوش ارمجانی، ادب‌نامه شرق، ویژه جلال آل‌احمد، شهریور 84، ص 9

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها