در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از سوی دیگر ممکن است یک کسی هم پیدا شود که باز بیش از حد لازم قید خورد و خوراک را بزند که نباید بزند.
بالاخره یک مکلفی باید وجود داشته باشد تا تکلیفی متوجه او باشد یا خیر؟.... مکلفی که هیچ قوت و غذایی نخورد که بعید است وجود داشته باشد. ظرف چند روز جسماً از حیز انتفاع ساقط میشود. ملاحظه بفرمایید یکی از این هیچ چیز نخوران در باب حیف و میل کردن غذای کله پاچه مغذی چی چی گفته است.
دعوت به نخوردن:
من سر نخورم که سرگران است/ پاچه نخورم که استخوان است
بریان نخورم که هم زیان است / من نور خورم که قوت جان است
روزه غلط:
ما کز پی سد جوع هرگز / در خانه خود غذا نداریم
بگذار که روزهای بگیریم/ منت به سرخدا گذاریم!
استغفرالله اش را ما میگوییم و امیدواریم که خود شاعر هم گفته باشد. منت به سر خدا گذاشتن، دور از شرط ادب و عبودیت است. خدا را به روزه ما هیچ نیازی نیست. ماییم که به روزه سخت محتاجیم. باز خدا پدر این شاعر قبلی را بیامرزد. شاعر بعدی که از فرط گرسنگی، روز روشن روزه را تهدید هم کرده. ملاحظه بفرمایید.
کمال روزه خوری:
در خانه ما زخوردنی چیزی نیست
ای روزه برو، ورنه تو را خواهم خورد!
اینها همه به زبان طنز گفته شده، اما در عین حال روش روزهداری درست را هم گوشزد میکند. و گاهی چه زبانی بهتر و ملایمتر برای امر به معروف؟... امیدواریم همه ما از برکات این ماه، کمال استفاده را ببریم و بعد از خوردن سحری (نه در حد... حتی تنفجروا!) نگیریم تا لنگ ظهر بخوابیم که مثلاً خواب روزهدار هم عبادت است. نه پدرجان!... منظور این عبارت زیبای دینی، این جور خوابهایی نیست که سحر را به افطار وصل کند.
قدر این ماه پر رحمت و برکت را بدانیم و چنان نشود که به غفلت بگذرانیمش و زمانی به خود بیاییم که باید برویم پشت بام برای رویت کردن ماه شوال که ببینیم کی در میآید. در این حالت، وصفالحال ما میشود مصداق همان حرف طنزآمیزی که شاعرمقیم میخانه عشق و عرفان گفت.
اقامت بی فایده:
قرب یک ماه به میخانه اقامت کردم/ اتفاقاً رمضان بود نمیدانستم!
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: