در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
طرح این مجموعه از کجا شکل گرفت؟
ما به دنبال قالبی بودیم که ظرفیت طرح موضوعهای مختلف اجتماعی را داشته باشد. جایی که اقشار مختلف با دیدگاهها و مشکلات و مسائل گوناگون رفتوآمد کنند و این رفتوآمد تحمیلی و بیمنطق هم نباشد. میدانستیم در این صورت داستانهای مختلفی میتواند شکل گیرد؛ البته قابلیتهای دیگری هم مدنظر ما بود. ویژگی خانوادگی بودن برای ما اهمیت بسیار داشت. خانوادهای با ساختار درست و واکنشهای قابل قبول با روابطی بین 3 نسل که بر پایه احترام متقابل، محبت و درک بنا شده است. در عین حال بنا به خواستمان مبنی بر عدم تحمیل هزینههای گزاف ساخت سریال به شبکه وگروه (اجتماعی) میدانستیم که باید به صورت تک لوکیشن طراحی شود. در نهایت به شکل فعلی پاتوق رسیدیم که همه این خصوصیات را داشت.
چرا نام پاتوق را برای این مجموعه انتخاب کردید؟ آیا این به ریشه برمی گردد؟
پاتوق در فرهنگ لغت به معنای محل گردآمدن است. جایی که مردم جمع میشوند تا دمی بیاسایند. این واژه ریشه در فرهنگ عامه ما دارد. پاتوق در قدیم جایی بود که لوطیان گردهم جمع میشدند. بار فرهنگی و معنایی آن برایمان جذاب بود. شاید پاتوق به شکل قدیمی دیگر وجود نداشته باشد، اما شکل تغییر یافته و مدرن آن میتواند چیزی مثل چایخانههای امروزی باشد؛ محلی که آدمها با هم ملاقات کرده، مشکلاتشان را مطرح و درددل میکنند یا اینکه بسادگی تنها زمانی را در آرامش میگذرانند.
مسائل گوناگونی در ابعاد مختلف اجتماعی در مجموعه دیده میشود که این نقطه قوت آن است که خود را درگیر یک حوزه کوچک یا یکی دو خانواده نکرده است. این جمعنگری را حاصل نگارش قلم نویسندگان خانم میدانید یا خیر؟
قالب مجموعه و فضای آنبهگونهای بود که اجازه طرح موضوعهای مختلف اجتماعی را به ما میداد، ما از نظر مکانی، پاتوق را در نزدیکی دادسرا، خانه سالمندان و تالار عروسی، در مرکز شهر، قرار داده بودیم. طبیعی است باید از این ظرفیتها با نگاهی واقعگرایانه بهره میبردیم. ما تلاش کردیم موضوع، جذاب و متنوع باشد. خوشبختانه بر این باوریم که چنین اتفاقی افتاده است. در هر قسمت، داستانی مجزا با شخصیتهای تازه در پاتوق شکل میگیرد. داستانها گاه درباره مسائل خانواده روشن و اتابکی (اختلاف نظرهای جلال و نرگس، تفاوت دیدگاه آنها با فرزندانشان و بچهها با هم و حتی تنهاییها و مسائل خانمجون و آقاجون است و گاه درباره شخصیتهای جدید. این جمعنگری که مدنظر شماست و امیدواریم اتفاق افتاده باشد، ایدهآل هر نویسنده، چه خانم و چه آقاست. شاید زن بودن ما باعث شده موضوعها به شکل عاطفیتر و ظریفتر مطرح شود.
برای نگارش این مجموعه تلویزیونی بزرگ که حداقل 150 بازیگر را در خود جای داده،چقدر از نظر زمانی وقت صرف شده است؟
از ارائه طرح اولیه تا پایان نگارش حدود یک سال و نیم به طول انجامید. بخشی از این زمان به مسائلی مربوط میشد که درحوزه اختیار نویسنده نیست؛ اما دقت نظر در نگارش فیلمنامهها و تاکید بر متنوع بودن موضوعها کار را طولانی کرد. به طور کلی، با نگارش کارهای شتابزده موافق نیستیم. ترجیح دادیم به جای سرعت در نگارش، دقت را در نظر بگیریم تا بتوانیم از مجموعه و آنچه به ما مربوط میشود، یعنی متنها بخوبی دفاع کنیم. به همین دلیل، زمانی که فیلمبرداری آغاز شد، 40 متن آماده به کارگردان تحویل داده شد.
آیا داشتن دو نویسنده برای یک سریال باعث فراز و فرودهایی در مجموعه نمیشود؟
حضور 2 نویسنده را از نقاط قوت آن میدانیم. درحین نگارش درباره قالب کلی طرح، نوع روایت قصهها و خصوصیات شخصیتها با هم اتفاقنظر داشتیم. در نتیجه، با حفظ این اصول توانستیم هر کدام جداگانه موضوعهای مورد علاقه خود را بنویسیم. این باعث شد موضوعها از 2 تفکر و ایده منشا بگیرد و مانع یکنواختی کار شود.
یکی از نوآوریهایی که در این سریال رخ داده، حضور خانمها در صحنه پذیرایی از مشتریان است. انگیزه اصلی این کار چه بوده است، در حالی که معمولا در کشورمان این تصاویر را شاهد نیستیم؟
همانطور که توجه کردهاید، پاتوق را بزرگترهای خانواده برای رفع موقت معضل بیکاری جوانترها باز کردهاند؛ اما چون خانوادهای هستند که کارهایشان را با مشارکت انجام میدهند و همچنین توجه کافی به بچهها دارند، طبیعی است در اداره پاتوق هم با آنها همراهی کنند. بارها تاکید شده که میخواهند مطمئن باشند بچهها خود به تنهایی از عهده اداره پاتوق برخواهند آمد.
در عین این که امروز در اماکن خانوادگی همچون رستورانها، شاهد فعالیت خانمها نیز هستیم؛ اما در پاتوق، حضور شخصیتهای زن به خاطر لطافت طبع و حس همدردی و همراهی آنها در پیشبرد داستانها کمک میکرد. وجود آنها گاه بهانه اصلی باز شدن موضوعها و مشکلات بود.
در عین حال در شناخت بیشتر شخصیتها هم تاثیر داشت. وقتی دوست نرگس با پسر بیمارش به پاتوق میآید، وقتی دوست آرزو در آستانه ازدواج گذارش به آنجا میافتد یا وقتی خانمجون پس از عمری فعالیت و کار، یک روز نگران بیهوده گذشتن زندگیاش میشود، همه و همه با احساساتی مشابه بسیاری زنان دیگر در سن و سال آنها، به پیشبرد داستان کمک میکنند.
موشکافی ذاتی خانمها در بسیاری قسمتها باعث میشد نگاهی فراتر از تماشاگر صرف بودن داشته باشند. در حقیقت این بعد شخصیتی خانمها بود که ما به آن احتیاج داشتیم، نه حضور فیزیکیشان.
حضور خانمها در عرصه نگارش مجموعههای تلویزیونی بسیار کم است. از دید شما علت چیست؟
تعداد خانمهای نویسنده به هر حال کمتر از آقایان است. در یکی 2 سال گذشته، بسیاری از آنها به نگارش در تلویزیون روی آوردهاند، اما مانند بسیاری حرفههای دیگر، در این عرصه هم زنان باید برای پیشرفت درکار و رسیدن به اوج، زحمات بیشتری را نسبت به مردان متحمل شوند که انگار دیگر نوعی جریان طبیعی به حساب میآید.
امیدواریم خانمهای بیشتری به این عرصه روی آورند، چون قطعا حرفهایی برای گفتن دارند.
به نظر شما، نویسنده که خالق یک اثر است میتواند یا باید در عرصه تولید مجموعه هم حضور و اثر داشته باشد یا خیر؟ آیا این کمکی به بهتر شدن مجموعهها نمیکند و آیا شما در این مجموعه تجربهای این چنینی داشتید؟
به طور قطع اگر این اتفاق بیفتد، در کیفیت کار تاثیر مثبتی دارد. نویسنده پایهگذار اثر است و فیلمنامه از فیلتر ذهن او گذشته است. او اولین کسی است که میداند چه نوشته، چه تصوری داشته و هدفش از نگارش چه بوده است. حضور نویسنده در طول ساخت میتواند باعث روشن شدن نقاط ابهام بسیاری شود. در مورد تجربه شخصی ما در پاتوق، تلاش کردیم علیرغم مشکلات و گرفتاریها به دفعات در محل فیلمبرداری حضور یابیم. با وجود این هنگام پخش مجموعه از دیدن تغییرات اساسی در داستان و دیالوگ بعضی قسمتها حیرتزده شدیم. به این نتیجه رسیدیم که تنها حضور فیزیکی در سر صحنه کافی نیست و باور نقش نویسنده به تعاملی دوجانبه با کارگردان نیازمند است.
حالا که سریال ساخته شده و در حال پخش است، نقاط قوت و ضعف مجموعه را چه میدانید؟
درباره نقاط قوت و ضعف آن باید مردم و منتقدان نظر دهند. ما کوشیدیم موضوعها را حداقل به شکلی تازه و دور از کلیشههای جاری مطرح کنیم و در پی نتیجهگیریهای مرسوم نبودیم. اصراری به پایانهای شاد و تحمیلی نداشتیم. هنوز این را نقطه قوت میدانیم، اما هر کاری با تاسفهایی همراه است. بسیاری از تغییراتی که در متن پاتوق داده شد، بدون اطلاع ما بود. گاه این تغییرات در حدی بود که باور و خواست و فکر نویسنده را به گونهای دیگر نشان میداد. در چنین مورد از حذف شخصیت اصلی غافلگیر شدیم. تاسف دیگرمان این است که به دلیل شرایط تولید، 15 متن که میتوانست قسمتهای جذابی باشد، فیلمبرداری نشد.اما باورمان این است که همیشه باید نکات مثبت را در نظر داشت. پاتوق با تلاش بسیار کارگردان، تهیهکننده و گروه تولید آن ساخته شد. فضای سالم پشت صحنه و همراهی گروه، خاطرات خوبی برایمان به یادگار گذاشت.
پاتوق اولین تجربه مشترک نگارش ما بود که از نتیجه آن راضی هستیم و امیدواریم این همکاری ادامه پیدا کند.
نیکروز ابراهیمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: