در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
13 نوامبر 1974 روزی تاریخی در سازمان ملل متحد بود.در این روز یاسر عرفات رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین در جایگاه رهبر یک کشور پشت میز خطابه سازمان ملل متحد قرار گرفت و از سرزمین ربوده شده خود سخن گفت.
او در این نطق تاریخی که به طور همزمان از چندین شبکه تلویزیونی جهان پخش میشد، جملهای گفت که در حافظه نسلی که در دهه 70 میلادی زندگی میکردند، ثبت شد: امروز در حالی به این مکان آمدهام که در یک دست شاخه زیتون و در دست دیگرم سلاح مبارزه برای آزادی را حمل میکنم. نگذارید شاخه زیتون از دستان من فرو افتد. تکرار میکنم، نگذارید شاخه زیتون از دستان من فرو افتد.»
سخن عرفات جنس و طعم دیگری داشت و البته بعدها فاش شد که این نطق تاریخی را یکی از دوستانش به نام محمود درویش شاعر جهانی فلسطینی نوشته است.
درویش اگرچه سالها پس از کادر اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین و در اعتراض به امضای پیمان اسلو استعفا کرد، ولی بیشک سیاسیترین شاعر فلسطینی بود و حتی شهرت او در شعر مقاومت فلسطین بر معین بسیسویی که در راه آرمان کشورش کشته شد نیز پیشی گرفت.
به یاد دارم در سفری که سال گذشته به لبنان داشتم در گفتگو با شاعران فلسطینی مقیم لبنان شاهد عشق زائدالوصف آنان به درویش در برابر تنفر دامنه داری از آدونیس بودم. درویش به زبان مردم کشورش برای بازگویی رنجهای 6 دهه اشغالگری تبدیل شده بود. او با کلمات بیپروای خود دشمن را رسوا میکرد و از سویی سالها با مبارزان بزرگ فلسطین در سازمان آزادیبخش فلسطین که در دورهای که این سازمان هنوز مشی مسلحانه داشت همکار بود و سابقه زندان و تبعید داشت. پس طبیعی بود مردم فلسطین و حتی اعرابی که از شکستهای پی در پی در رویارویی نظامی با دشمن و خیانت سرانشان زخم خورده بودند او را شاعر بزرگی بدانند و بستایند اما باید دید راز جاودانگی محمود درویش در همینهاست؟ به عبارت دیگر برای تبدیل شدن یک فرد به صدای ملت خود و بازتاب دهنده آرمانها و یاسها و امیدهایش سیاسی بودن کافی است یا اینکه باید نخست هنرمند بود و هنرمندی بزرگ هم بود تا به جایگاهی دست یافت که درویش در شعر معاصر عرب به آن دست یافت؟
آثار درویش مرزهای جهان را در نوردیده بود
دکتر سید علی موسوی گرمارودی شاعر و استاد دانشگاه که همسن و سال درویش است و به سبب آشنایی با زبان عربی شعرهای درویش را از سالهای دور میشناسد، مبارزه را مهمترین ویژگی شخصیتی این شاعر فقید فلسطینی میداند و بر این اعتقاد است که او در این راه بدون هیچ افت و خیزی در تمام طول عمر خویش ثابت ماند و همواره در راه استقلال کشورش در برابر دشمن صهیونیست ایستاد.
وی میگوید: بسیاری هستند که مبارزند و در این راه تلاش میکنند ولی لزوما شاعر نیستند. ویژگی مهم درویش این بود که پیش از آن که مبارزی نستوه و خستگیناپذیر باشد که بود شاعر بسیار بزرگی بود و به همان اندازه که مقاومت و حماسه در وجود او زنده بود به همان اندازه شاعر خوبی نیز بود.
گرمارودی با مروری بر آثار شعری درویش به زبان عربی و نیز ترجمههایی که از شعرش در ایران منتشر شده است میگوید: آثار درویش مرزهای جهان را در نوردیده بود و شعرش از چهارچوب شعر جهان عرب نیز که جهان کوچکی هم نیست فراتر رفته است و یقینا هر کسی در هر جای جهان شعر این شاعر را بخواند از او به بزرگی نام میبرد.
به گفته درویش، جهانشمول بودن نگاه درویش یکی از دلایل شهرت بینالمللی این شاعر فلسطینی است.
وی تاکید میکند: مفاهیم شعر محمود درویش از حوزه فلسطین نیز فراتر رفته است و شعر او بازتاب رنج تمام انسانهاست و به همین دلیل شعر او تنها بیان کننده دردهای انسان فلسطینی نیست بلکه همه رنجدیدگان سرافراز زمین را در بر میگیرد.
وی با اشاره به اینکه درویش شاعری مدرن است و در محدوده شعر کلاسیک امرءالقیسی باقی نمانده، معتقد است تلاش شعری محمود درویش او را تا صفوف شعر مدرن جهان بالا برده است.
موسوی گرمارودی شعرهای اخیر این شاعر فلسطینی را در برگیرنده حوزههای متنوع و مختلفی از معرفت شناسی و فلسفه گرفته تا روانشناسی همراه با چشم اندازهای هنری تازهتر ارزیابی میکند.از او پیرامون جایگاه درویش در بین شاعران مشهور جهان عرب میپرسم و موسوی گرمارودی میگوید: شعر درویش در میان شعر نزار قبانی و آدونیس قرار دارد؛ اگرچه تلاش های او در راه رسیدن به شعر مدرن او را به آدونیس نزدیکتر کرده است ولی نکتهای که در این میان قابل توجه است این است که آنها به دلیل شعرشان زندان نرفتهاند و رنج نکشیدهاند اما درویش پشت هر حرف خود با گوشت و پوست و خون ایستاده است و ایستادگی مومنانهاش در این راه در میان شاعران عرب کم نظیر است.
بنیانگذار شعر مدرن مقاومت
دکتر صابر امامی، شاعر و منتقدی که چند سال پیش مجموعهای از شعرهای درویش را به فارسی ترجمه کرده است ترجمه آثار این شاعر به بیش از 20 زبان زنده جهان و کسب جوایز بینالمللی ادبی را دلیلی روشن برای اعتراف به جایگاه بینالمللی شعر درویش میداند.
وی در تشریح دلایل دستیابی درویش به این سطح در شعر امروز جهان میگوید:شاعران این منطقه جغرافیایی حداقل به 2 زبان زنده جهان وارد هستند و مسافرتهای فراوان به مناطق مختلف جهان آنها را با ادبیات روز جهان آشنا کرده است. از سوی دیگر، در دورههایی که درویش در سطح جهان مطرح شد، ایدئولوژی غالب برای مبارزه ایدئولوژی چپ بود و درویش که خود مدتی در مسکو زندگی میکرد و به این تفکر گرایش داشت فرصت طرح در سطح جهان را پیدا کرد.
صابر امامی تاکید میکند که درویش در شعر سیاسی هم از موضع شعار به شعر نزدیک نشد و وقتی دلایل این امر را از او میپرسم، میگوید: برای پاسخ به این سوال باید کارگاه شعری درست کنیم و متنهایی را که از او به جای مانده است بررسی کارگاهی کنیم تا به تکنیکهای شعری او دست یابیم اما اجمالا میتوان گفت مهمترین دلیل شعر شدن شعرهای سیاسی او استفاده هوشمندانه اش از سمبلیسم است.
به عبارت دیگر، او در روبهرو شدن با مضمون اشغال فلسطین به جای استفاده از بیان مستقیم از سمبلهایی که این موضوع را میرسانند، استفاده کرده است.
او در تشریح بیشتر این موضوع نخستین شعر دومین کتاب درویش برگهای زیتون را برایم میخواند. شعر اینگونه شروع میشود:در قلبم/زنبقهای سیاه است/ و در دلم التهاب و بعد به اینجا میرسدکه: من خشمگینم / و شعله ابتدایش با خشم است.
امامی میگوید: شاعر با همین شروع به مخاطبش اطلاع میدهد که نباید از او انتظار شادی داشته باشد؛ چرا که او خشمگین است و ملتهب اما به جای آن که مستقیما به خواننده بگوید به خاطر اشغال وطنش ناراحت است از سمبلهایی چون شعله و زنبق استفاده میکند و با توجه به اینکه این شعر از شعرهای سالهای نخست شاعری درویش است باید گفت او از همان ابتدای شاعری متوجه بوده است که برای سرودن شعر در این حوزه باید چگونه عمل کند به همین دلیل میتوان او را از بنیانگذاران شعر مدرن مقاومت در جهان امروز دانست.وی در توضیح این مطلب میگوید: نسل نخست شاعران مقاومت فلسطین را شاعران کلاسیک تشکیل میدادند اما با ظهور جریان شعر آزاد عرب از سوی نازک الملائکه و بدر شاکر السیاب در عراق نسل بعد شعر مقاومت به شعر مدرن گرایش یافت و کسی که این شعر را تثبیت کرد و گسترش داد محمود درویش بود. البته درکنار وی باید از نزار قبانی که در جهانی آرامتر شعرهای خوبی در این حوزه سرود به همراه توفیق زیاد که همواره چپ ماند و سمیح القاسم از نسل بعد نام برد.
آرش شفاعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: