دنیای بزرگ آدم‌های آپارتمانی‌

همسایه‌ها نام مجموعه‌ای است که هر روز ساعت 45/11 از شبکه 3 سیما به روی آنتن می‌رود. این مجموعه که چند سال از ساخت آن می‌گذرد، می‌کوشد داستان‌هایی ساده را با شخصیت‌‌هایی مشخص به نمایش بگذارد. در واقع تمام ماجراها و حوادث این مجموعه تلویزیونی در لوکیشن‌هایی که احتمالا تمامی آن در همان قسمت اول «لو» رفته است، اتفاق می‌افتد، اما این قضیه باعث نشده چیزی از جذابیت این مجموعه کم شود.
کد خبر: ۱۹۹۰۹۲

می‌گویند هر چه فضا و مکان برای معرفی شخصیت‌ها و حوادث محدودتر باشد، بیشترین فشار  روی نویسنده و کارگردان می‌آید تا داستانشان را به شکل صحیح روایت کنند. بنابراین ناگفته پیداست که باید داستان‌های آثار اینچنینی آنقدر قوی و کارآمد باشند که بتوانند باعث کشش شوند. همین اتفاق باید روی شخصیت‌پردازی آدم‌های اثر هم افتاده باشد. چطور ممکن است داستانی که شخصیت‌پردازی در آن ضعیف است، بتواند باعث همراهی مخاطب هوشمند این سال‌ها شود؟ شخصیت‌پردازی قوی تا حدود بسیاری بن مایه داستان را به شکل قدرتمندی شکل می‌دهد، اما این تنها بخشی از کار است. کار در فضاهای محدود، جدا از شخصیت‌پردازی قوی و داستان‌های جذاب به هر حال به اسباب دیگری هم نیاز دارد و آن بهره‌گیری از بازیگرانی است که برای مخاطب آشنا باشند. همسایه‌ها جزو آن آثاری بود که به خوبی از نام و آوازه و هنر بازیگرانش استفاده کرد و البته به اندازه خودش هم موفق بود. بازیگران مجموعه تلویزیونی همسایه‌ها در نقش‌های فوق‌العاده و دور از ذهنی ظاهر نشده‌اند، زیرا آنها را کمابیش در نقش‌های مشابه دیده‌ایم، اما ظرافتی که در ارائه شخصیت‌های همسایه‌ها به کار رفته را می‌توان الگویی خوب در آثار تلویزیونی دانست.

سازندگان همسایه‌ها البته تنها به همین اکتفا نکرده‌اند و کوشیده‌اند با چاشنی طنز، داستان‌های خود را پیش ببرند. روح کلی اثر هم با داستان‌هایی که عموما در آن مطایبه و شوخی وجود دارد همخوان است. البته باید گفت سازنده همسایه‌ها در این میان تلاش کرده که طنزها به سوی لودگی نروند. همسایه‌ها از کنار هم آمدن چند خانواده مختلف و خلق موقعیت‌هایی که ناگزیر پیش می‌آید، داستان‌هایش را روایت می‌کند؛ موضوعی که در ادامه آرام آرام به عنوان یک قاعده برای ساخت آثار آپارتمانی تبدیل شد. با این همه باید اعتراف کرد که ساختار اغلب آثار آپارتمانی به گونه‌ای بوده که خیلی کم از سوی منتقدان مورد توجه قرار گرفته‌اند.

با این وجود بعضا این ویژگی را داشته‌اند که در مقاطعی کوتاه موجی در جامعه ایجاد کنند. اغلب آثار آپارتمانی مشکلی به نام روایت داستان و اجرا دارند به همین خاطر هم آن‌گونه که باید دیده نشده‌اند. در واقع ساخت آثار آپارتمانی تنها در مدیومی مثل تلویزیون بیشتر اتفاق می‌افتد و به خاطر سرعتی که در روند تولید وجود دارد، قابل توجیه است.

همین سرعت و راحتی کار تولید در خیلی از موارد محصول نهایی را به اثری خلاقانه که جوهره یک اثر هنری را دارد، تبدیل نمی‌کند اما مجموعه تلویزیونی همسایه‌ها ضعفهای ساختاری بسیاری از آثار آپارتمانی را ندارد و معلوم است که سازندگان به جزئیات داستان و اتفاقاتی که قرار است در ادامه بیفتد مسلط بوده‌اند. به جز این ، نوع کارگردانی لطیفی نیز بشدت در خدمت کار است و بیرون نمی‌زند.

محمدرضا شریفی‌نیا در نقش نویسنده‌ای که تلاش می‌کند با دنیای پیرامونش ارتباط بهتری برقرار کند با «شیرینی»‌ای که معمولا به نقش‌ها می‌دهد این شخصیت را خاص کرده است. در کنار او کیهان ملکی یکی از متفاوت‌ترین نقش‌هایش را ایفا کرده است، او در نقش یک آدم ساده که روحیات متفاوتی نسبت به همسرش دارد، بسیار تلاش می‌کند به دنیای او نزدیک شود. همچنین امین حیایی، گوهر خیراندیش، علی نصیریان، کمند امیرسلیمانی، فلور نظری، عاطفه رضوی و ... نیز در نقش‌های خود به خوبی ظاهر شده‌اند.

با وجود آن که چند سال از ساخت این مجموعه تلویزیونی می‌گذرد، اما همچنان طراوت و تازگی خود را حفظ کرده است. موضوعاتی که در این مجموعه مورد توجه قرار گرفته‌اند آنقدر گسترده بوده که هنوز هم قابل طرح و اشاره‌اند، با این وجود عجیب است که این متد برنامه‌سازی در ادامه آنقدرها مورد توجه قرار نگرفت یا اگر کارهایی در ادامه ساخته شد نتوانست موفقیت این مجموعه را تکرار کند. تهیه‌کننده این مجموعه بعدها تلاش کرد با همین ساختار یک مجموعه دیگر با کارگردانی کس دیگری بسازد، اما آن مجموعه تلویزیونی به هیچ‌رو در قد و قواره همسایه‌ها ظاهر نشد. همسایه‌ها به خاطر نوع روابط شخصیت‌ها، طراحی آنها، حوادث، دیالوگ‌ها و از همه مهم‌تر احساس راحتی که مخاطب با اثر می‌کند، می‌تواند یک الگوی ساخت در حد و اندازه تلویزیون باشد.

مهدی غلامحیدری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها