در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید به خاطر این است که به شکل آکادمیک این رشته را پی گرفته و آمده است تا بماند. با مهدی امینیخواه به بهانه حضورش در سریالهای خطشکن و هویت گفتگو کردیم اگرچه دلش نخواست که فعلا از هویت حرفی بزند.
بهتر است مصاحبه را با کارهایتان شروع کنیم در این چند سال اخیر کارهای زیادی داشتهاید، اما نتوانستهاید آن ارتباط لازم را با مخاطبانتان برقرار کنید. چرا؟
این که ارتباط برقرار شده یا نشده، هزار دلیل میتواند داشته باشد. اول اینکه متاسفانه کارهای من در دو سه سال گذشته، به ترافیک خورد و پخش نشد و بعد یکدفعه همه با هم به نمایش درآمدند و شاید دلیل دوم این باشد که هم نقش مثبت و هم نقش منفی را با هم انتخاب میکنم و این تضاد در کنار هم آن طور که باید دیده نمیشود.
اما شما در هیچ ژانر خاصی هم تمرکز نداشتهاید. شاید یکی از دلایل ارتباط برقرار نکردن مخاطب با کارهای شما همین باشد؟
شاید. به هر حال من یک بازیگر هستم و باید فعالیت کنم. حالا در هر زمینهای که شده حتی در تله فیلم. چون ما نمیتوانیم سینما را از تلویزیون جدا کنیم یا تله فیلم را از تئاتر منفک کنیم. در نهایت همه اینها یکی هستند و تنها نحوه اجرا و تکنیک آنها با یکدیگر فرق میکنند.
چقدر دوست دارید که سینما را تجربه کنید؟
خب اگر شرایط مهیا باشد، قطعا تجربههای خوبی میتوانم در این زمینه به دست آورم. ولی به هر حال بازیگران در تولیدات سینمایی یا حتی تلویزیونی نقش چندانی ندارند و تنها انتخاب میشوند. در هر صورت اگر در سینما فیلمهای خوبی تولید شود، ما هم میتوانیم جذب آن شویم. اما متاسفانه در حال حاضر تولیدات در سینما پایین است و یا آن کیفیت لازم را ندارد. بنابراین در شرایط فعلی تلویزیون بهترین گزینه است.
بازی در سریال خطشکن چطور پیش آمد؟
مثل همه کارهای دیگر پیشنهاد شد و من هم پذیرفتم.
توانستید با نقشتان ارتباط برقرار کنید؟
بله. در بین کارهایی که انجام داده بودم، هم نقش متفاوتی بود و هم جذاب بود. به هر حال از تجربه آن راضی هستم.
در حال حاضر معیارهایتان برای انتخاب یک نقش تغییر کرده است یا نه، صرفا به خاطر کسب تجربه هر نقشی را میپذیرید؟
خیر. قطعا فاکتورهایی برای انتخاب نقشهایم دارم. مثل کارگردان، فیلمنامه، جذابیت نقش و ... دوست ندارم به هر قیمتی کار کنم تجربه کردن خوب است اما نه به هر شکل.
مسعود تکاور، (کارگردان خطشکن) جزو کارگردانهای جوان است. کار با او را چگونه یافتید؟
مشکلی با این قضیه نداشتم. چون نسبت به کارهای قبلی تکاور شناخت داشتم و او هم به خوبی با بازیگرش کنارمیآمد و آنها را هدایت میکرد.
فکر نمیکنید تلخی قصه خطشکن تا حدودی مخاطب را آزار میداد؟
شاید. اما قصه شخصیتهای این کار بهگونهای بود که مخاطب را با خود میکشاند. ضمن اینکه قرار نیست ما همیشه شاهد کارهای طنز در تلویزیون باشیم.
شما در رشته کارگردانی تحصیل کردهاید. هیچوقت وسوسه نشدهاید که روی صندلی کارگردان بنشیند؟
چرا. خیلی زیاد دوست دارم که در این زمینه هم کارهایی انجام دهم اما، کارگردانی اصلا کار سادهای نیست و نیاز به تجربههای زیادی دارد.
برای همین هم در این یکی، دو سال اخیر به عنوان دستیار در کارهای مختلفی حضور داشتهام تا بتوانم بعدها با تکیه بر تجربهها و آموزههایم، کارگردانی کنیم.
چقدر برای رسیدن به کارگردانی، بازی میکنید؟
بههر حال بیتاثیر نیست. چون هر چه در بازیگری پختهتر شوم قطعا با ریزهکارهای کارگردانی هم آشنا میشوم و بعدها راحتتر میتوانم روشها را تحلیل کنم و شخصیتها را کنار هم بچینم.
و اما سریال هویت. از این کار بگویید.
ترجیح میدهم قسمتهای بیشتری از این کار پخش شود و بعد در مورد آن با هم حرف بزنیم قضاوت در مورد این کار هنوز زود است.
بسیار خوب. پس بهتر است کمی در مورد خود مهدی امینخواه صحبت کنیم. اولین فیلمی که دیدید، و اثر خوبی روی شما گذاشت را به خاطر دارید؟
من خیلی فیلم میبینم و همه آنها هم به نوبه خود اثر گذار هستند. اما فیلم پدرخوانده برایم چیز دیگری بود. بخصوص بازی خوب مارلون براندو.
خاصترین نقش مهدی امینخواه از نگاه خودش!
معمولا نقشهایم را دوست دارم. چون برای همه آنها زحمت میکشم اما نقش بابک در سریال نیستان و افشین در سریال معما را جور خاصی دوست دارم. با این دو نقش واقعا زندگی کردم.
نسبت به گذشته چقدر عوض شدهاید؟ روزهایی که تازه طعم شهرت را میچشیدید؟
طبیعتا خیلی فرق کردهام. به نظرم آرامتر شدهام و با طمانینه حرکت میکنم دیگر از آن شهرت و هیاهو فاصله گرفتهام.
توانستهاید، به دغدغههایتان در زمینه بازیگری پاسخی بدهید؟
هنوز خیر. دغدغههای زیادی در این زمینه دارم که هنوز به خیلی از آنها پاسخ ندادهام و همچنان با هم هستند.
اصلا اگر دغدغهای نباشد، دیگر انگیزهای برای تلاش کردن و راه افتادن وجود ندارد.
تا کجا میخواهید ادامه بدهید؟
من راه افتادهام که به مقصد برسم و امیدوارم هر چه زودتر به مقصدی که مورد نظرم هست برسم.
به کجا؟
جایی که به آرامش برسی و از گذشتهات پشیمان نباشی.
رسیدن به این مرحله خیلی آسان نیست این که وقتی پروندهات را ورق میزنی از آن راضی باشی. به هر حال من دارم تلاش خودم را میکنم.
از کدام کارگردان بیشتر آموختید؟
نمیتوانم شخص خاصی را نام ببرم. چون هر کدام از کارگردانهایی که تا به حال با آنها کار کردهام، یک تجربه و یک درس به من دادهاند که از این نظر مدیونشان هستم.
در بازی زندگی معمولا برنده میشوید یا بازنده هستید؟
همچنان درگیر هستم. یک موقع آن برنده میشود و یک موقع من. البته تا به حال دو، سه باری کارت زرد گرفتهام.
در آینده شاهد چه کارهایی از شما خواهیم بود؟
فیلمهای سوگند و تلافی را در نوبت اکران دارم.
پایان مصاحبه با شما؟
ایکاش همه ما لحظهای به این مساله فکر میکردیم که از کجا آمدهایم و به کجا میرویم.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: