در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر این انتظار طولانی برای کشتی فرنگی همچنان باقی ماند، اما خاطره تلخ و کارنامه ناموفق ملیپوشان آزادکار در المپیک مونیخ، در پکن تداعی و تکرار شد و مراد محمدی به عنوان تنها مدالآور کشتی آزاد ایران در پکن همچون ابراهیم جوادی در المپیک مونیخ صاحب گردنآویز برنز شد تا کشتی آزاد ایران با تمام ادعاهایش فقط به کسب یک مدال برنز بسنده کند و رضایت دهد.
البته در تشبیهسازی نتایج آزادکاران کشورمان در 2 المپیک مونیخ و پکن قیاسی معالفارق به چشم میآید که مهمترین تمایز آن به جدول و مقررات سخت فدراسیون بینالمللی کشتی در دهه 70 میلادی ارتباط پیدا میکند.
همچنین قرعه دشوار و حضور مدعیان نامدار و بلندآوازهای چون رومان دیمتریوف روسی، اوگنان نیکولوف بلغاری، ماشیکو اومدای ژاپنی و صفر بایگین ترکیهای حکایت از عملکرد قابل توجه و ارزش مدال برنز جوادی در 36 سال پیش دارد.
جوادی در حالی به عنوان تنها مدالآور کشتی آزاد در مونیخ لقب گرفت که توانست رومن دیمتریوف را با اقتدار شکست بدهد. این مغلوب به دلیل پیروزی بر نیکولوف بلغاری صاحب مدال طلای المپیک شد ولی جوادی در مصاف با این بلغاری با اعمال نفوذ داوران و ناداوری «باقی» داور اهل رومانی که به عنوان رئیس تشک بوضوح حق دارنده 3 مدال طلای پی در پی جهان را ضایع کرد در عین شایستگی و برتری تن به شکستی ناباورانه داد تا با چشمانی اشکبار بر سکوی سوم المپیک بایستد.
این در حالی است که در المپیک پکن طبق مقررات جدید فیلا و با توجه به اهدای 2 مدال برنز به نفرات مشترک سومی برای کسب مدال برنز، کشتیگیران از بخت و اقبال بیشتری برخوردار بودند.
ثبت ضعیفترین عملکرد از سوی آزادکاران در پکن، یک بار دیگر و پس از 36 سال کارنامه کشتی آزاد ایران را زیر سوال برده است، چراکه اگر به عملکرد کشتیگیران آزادکار در ادوار بعدی بازیهای المپیک در سالهای پس از 1972 رجوع کنیم، دستاورد مدالی ما در هر دو زمینه کیفی و کمی ارتقا داشته است.
با توجه به عملکرد مشابه آزادکاران در 2 المپیک مونیخ و پکن و تصاحب مدال برنز ابراهیم حدادی در سال 1972 دیدگاه و ارزیابی دارنده 3 مدال طلای جهان در وزن 48 کیلو و قهرمان 52 کیلوی جهان در سال 1973 را از عملکرد ضعیف و ناکامی آزادکاران جویا شدیم.
ابراهیم جوادی طی سالهای اخیر به عنوان یک قهرمان پیشکسوت و صاحبنظر، عملکرد فدراسیون کشتی را مورد نقد قرار داده است و نتایج به دست آمده از المپیک پکن را باعث سرشکستگی و حقارت جماعت گوششکسته تلقی میکند و میگوید: بدون شک تمام ضعفها و نارساییهایی که طی 2 سال اخیر در کشتی شاهد بودهایم، متوجه مدیریت سنتی و غیرتخصصی یزدانیخرم است. طی این مدت، همه کارشناسان و پیشکسوتان به حضور یک مدیر از جنس و اهل کشتی در راس فدراسیون اعتقاد داشتند.
در واقع کشتی در المپیک، چوب نداشتن یک مدیر کاردان و آگاه به تمام امور این رشته را خورد. عملکرد ضعیف و ناکامی کشتیگیران، این واقعیت مسلم را نمایان ساخت که فقط با تزریق پول نمیتوان مدیریتی موفق در کشتی داشت. پول برای هر کاری لازم است، اما کافی نیست.
مدیریتی که در هفته فقط چند ساعت وقت برای رتقو فتق فدراسیونی با حجم فزاینده کشتی صرف میکند، نباید نتیجهای بهتر از این که دیدیم به دست آورد. طبق گفته مسوولان فدراسیون کشتی، یزدانیخرم طی 15 ماه، 15 میلیارد تومان برای کشتی هزینه کرده است.
حاصل این پول کلان چه بوده است؟ تیم دوم جهان در سال 2006 گوانگجوچینی، در جهانی 2007 باکو تا رده هفتم دنیا سقوط کرد. به نظر من تمام نفرات و همکاران یزدانیخرم در فدراسیون کشتی در این ناکامی سهیم و مقصر هستند؛ از دبیر فدراسیون گرفته تا صنعتکارانی که همواره هنگام بازیهای المپیک سر و کلهاش در کشتی پیدا میشود و معزیپور، فرهوشی و دیگران.
وی میافزاید: از یزدانیخرم به دلیل آن که از جنس کشتی نیست، توقعی جز این نمیرود اما من متاسفم از این که بسیاری از پیشکسوتان و مردان اهل کشتی فقط برای منافع شخصی خود حضور بدون تاثیری در فدراسیون دارند. نتایج ضعیفی که به هیچ وجه در شان کشتی نبود، باعث شد تا ما در مقابل مردم ورزشدوست و علاقهمند به کشتی شرمنده باشیم و نتوانیم سرمان را بالا بگیریم.
دارنده 4 طلای جهان و تکمدال برنز المپیک درخصوص حضور ناتوان آزادکاران کشورمان در مصاف با حریفان المپیکی اعتقاد دارد که روند انتخاب ملیپوشان و نحوه آمادهسازی آنها برای حضور در المپیک غلط و فاقد یک برنامهریزی اصولی و علمی بوده است.
وی تاکید میکند: المپیک جای کشتیگیران باتجربه و میداندیده است که تحتتاثیر جو مسابقهها، گیج و مبهوت ظاهر نشوند؛ نقیصهای که در شیوه مبارزه کشتیگیران جوانی چون دباغی، تقوی و میثم مصطفی جوکار به دلیل جوانی شاهد بودیم. همه کشورها برای حضور در المپیک از 4 سال قبل برنامهریزی میکنند، اما در ایران همه چیز متفاوت و برعکس است و در آستانه حضور در المپیک دست به جوانگرایی زدیم و با همین ندانمکاری جوانها را سرخورده میکنیم.
«به نظر من یکی از دلایل مهم این ناکامی نبود هماهنگی و همدلی بین اعضای کادر فنی بود، نمیدانم این آقایان چه کیمیاگری بودند که طلا را تبدیل به مفرغ کردند. باید مقصران را به دادگاه برد و محاکمه کرد. وقتی کشتیگیران مربیان را قبول ندارند مگر میتوان از کشتیگیران انتظار پیروزی و مدال داشت؟»
این پیشکسوت سرشناس کشتی، بهترین راهکار برای ساماندهی، بازسازی و اوجگیری دوباره کشتی را خانهتکانی اساسی در ساختار فدراسیون کشتی عنوان میکند و میگوید: باید کشتی را به صاحب اصلیاش و از جنس خودش سپرد. در حضور قهرمانان تحصیلکرده و خوشنامی چون امیر و رسول خادم، علیرضا حیدری و علیرضا دبیر ، مگر قحطالرجال است که هدایت کشتی به دست کسی سپرده شود که با کشتی هیچ سنخیتی ندارد؟ طی 2 سال گذشته، بیش از آن که از مدیریت رئیس بیگانه با کشتی ضربه خورده باشیم، از خانواده و اهالی کشتی چوب خوردیم.
جوادی میافزاید: نمیدانم کادر فنی با کشتیگیران طی برپایی اردوهای بلندمدت چهکار کرده است. رضا یزدانی یکی از پدیدههای کشتی دنیاست، اما او آنچنان از نظر روحی و آمادگی ناتوان ظاهر شد که پیش از مسابقه با حریفان یک بازنده به شمار میآمد، در مورد وزن 55 کیلو هم باید مربیان مشکلات تقی داداشی را حل میکردند. او پس از 3 سال حضور در مسابقههای جهانی و کسب تجربه لازم در آستانه المپیک از جمع المپیکیها حذف شد. همه اینها به نبود قانونمندی در انتخاب ملیپوشان المپیکی مربوط میشود و حکایت از آن دارد که آب از سرچشمه گلآلود است که به همه مجاری در فدراسیون کشتی سرایت میکند.
سعید میرزا شفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: