محمدرضا یزدانی‌خرم رئیس فدراسیون کشتی:

کشتی را نمی شود به دست هر کسی داد

از کشتی و مدیر آن محمدرضا یزدانی‌خرم، مدیر باتجربه و سرد و گرم چشیده ورزش به عنوان متهم اول ناکامی ورزش در المپیک 2008 پکن نام می‌برند. شاید اگر کشتی به انتظارها پاسخ مثبت می‌گفت و یکی دو مدال طلایی می‌گرفت، بساط ورزش اینقدر به‌هم نمی‌ریخت که فوری و فوتی تشکیل جلسه داده و دستور‌جلسه را نیز معرفی عاملان شکست قرار دهند. براین مبنا در جلسه جمعه قبل، روسای فدراسیون‌ها با محمد علی‌آبادی، انگشت اتهام به سمت مدیر کهنه‌کار ورزش اشاره رفت؛ مدیری که ضعفش این است که از جنس کشتی نیست، والا او پیش از این در حضور 17 ساله‌اش در والیبال، این رشته را از هیچ صاحب همه چیز و جاه و مقامی درست و حسابی کرد تا علی‌آبادی که از مسائل حاشیه‌ای فدراسیون طالقانی و بدهی‌های سرسام‌آور فدراسیون وی به تنگ آمده بود، از یزدانی‌خرم بخواهد به کشتی رفته و این رشته مدال‌آور را از حاشیه تهی ساخته و به ‌آرامش برساند؛ اما محیط پرالتهاب کشتی با محیط یکدست و آرام والیبال از زمین تا آسمان فرق می‌کرد تا یزدانی‌خرم خیلی زود به این نتیجه برسد که وارد بدماجرایی شده است؛ ماجرایی که هرچه سر طنابش را می‌کشید، به انتهایش نمی‌رسید تا این کلاف سردرگم در المپیک 2008 پکن و علی‌رغم تمام خو‌ش‌بینی‌ها، فرجامی ناخوش را برای کشتی‌ به تصویر بکشد. و حالا محمدرضا یزدانی‌خرم است و کشتی شکست‌خورده که از در و دیوار می‌خواهند سوال پیچش کنند که چرا چنین شد و چنان و مدیریتش با شکست روبه‌رو شده است. گروه ورزش جام‌جم به نمایندگی از تمام مردم که از شکست کشتی بهت‌زده شده‌اند، رئیس کشتی را در قبال سوالاتی قرار داد که این روزها افکار عمومی به دنبال پاسخ‌هایش می‌گردند؛ هرچند که مدیر پابه‌سن گذاشته کشتی اصرار داشت که بگوید وی وظیفه داشته است خوب کشتی را ساپورت و هدایت کند و مسائل فنی را به ریش‌ سفیدانی سپرده است که عمری را در کشتی خاک تشک خورده‌اند و حالا نیز آنان بایستی در قبال شکست‌ فنی تیم پاسخگو باشند، اما خود نیز آگاه است که همه چیز به نوع مدیریت و عدم شناخت از کشتی و محیط پیرامونی آن باز می گردد. برای همین هم هست که امروز با شناخت بیشتری از این حوزه حرف می‌زند و می‌گوید ضمن برچیدن بساط کشتی‌گیر‌سالاری، در کشتی رنسانس ایجاد خواهدکرد تا این رشته به جایگاه حقیقی خود دست یابد.
کد خبر: ۱۹۸۳۹۸

آقای یزدانی‌خرم، حتما می‌دانید که در رابطه با نتایج ضعیف کشتی در المپیک انگشت اتهام متوجه شماست.

بله، من 17 سال پیش از این در ورزش والیبال مدیریت کرده‌ام و این مصیبت‌ها را کشیده‌ام، در حقیقت همه این راه‌ها را رفتیم. تحمل کردیم تا امروز به این واکنش‌ها عادت کنیم. در همین جلسه اخیر روسای فدراسیون‌ها با رئیس سازمان که جمعه گذشته به دنبال ناکامی‌های به دست آمده در المپیک برگزار شد، من گفتم که چه کاری را باید برای کشتی انجام می‌داده‌ام که نداده‌ام، منی که به پای خود به کشتی نیامده بودم، بلکه از من خواستند و تکلیف شد که بیایم و به اوضاع و احوال بی‌سروسامان کشتی سامان دهم. خب فکر هم می‌کنم که در این کار نیز موفق بوده‌ام، یعنی هم بدهی‌های کشتی را صاف کردم. هم تنش‌ها را خواباندم تا در محیطی آرام و بی‌تنش برنامه‌های تازه‌ای را در کشتی پیاده کنیم. در حقیقت من بنا بر شرح‌وظیفه‌ام عمل کرده‌ام و اگر به لحاظ فنی کادر فنی نتوانسته‌اند تیم را جمع کنند، این مساله باید در جای خود بررسی شود که من هم شاکی آن هستم. نتیجه این جلسه هم این شد که فدراسیون‌ها از هم حمایت کنند.

اما این صحبت‌ها دلیلی نیست که نقش شما را نادیده بگیریم.

من به وظیفه‌ام عمل کردم، هر آنچه که از دستم بر می‌آمد در قبال کشتی انجام دادم، اردو و تدارکات خوب، سفرهای برون‌مرزی مورد نیاز، اضافه کردن متخصص تغذیه، بدنساز، ماساژور و دکتر ارتوپد و... به اضافه جوانگرایی که در تیم ایجاد شد و تیم ملی با ترکیبی کاملا دگرگون شده در المپیک حاضر شد.

اما میدان المپیک که جای تجربه‌اندوزی نیست. جوانی که مسابقات بزرگ به خود ندیده چگونه می‌خواست در المپیک که جای بهترین‌هاست و مردان سرد و گرم چشیده، جوگیر مسابقات نشود و نبازد؟

چاره‌‌ای نداشتیم.

چرا نداشتید؟

آخر قبلی‌ها یعنی امثال علیرضا حیدری، علیرضا دبیر، مهدی حاجی‌زاده، بابک نورزاد و... دیگر در تیم نبودند.

اما این‌که دلیل نمی‌شود، جوانگرایی در ترکیب تیم ملی باید از 4 سال قبل مورد توجه قرار می‌گرفت. نه در چند ماه به المپیک مانده. اضافه بر آن که ما از همین بضاعت فعلی‌مان نیز به خوبی استفاده نکردیم.

مثلا؟

همین علی‌اصغر بذری که سابقه نایب قهرمانی جهان و طلای بازی‌های آسیایی دوحه در پرونده‌اش بود.

اما بذری در چند مسابقه جواب لازم را نداده بود.

با این حال او باتجربه بود. ضمن آن که نتیجه‌نگرفتن در یک تورنمنت دلیل نمی‌شود که کشتی‌گیری در مسابقات جهانی و المپیک نتیجه نگیرد. هر چند که ما باید باخت‌های خود را در همین تورنمنت‌ها می‌دادیم و در المپیک نتیجه می‌گرفتیم که نتیجه کاملا عکس شد.

به هر حال ما در بعضی وزن‌ها هم چاره‌ای جز این نداشتیم، مثل وزن 66 کیلو که بهتر از مهدی تقوی جوان نداریم و اگر کمک و حمایتش کنیم آینده خوبی دارد. یا اگر ما تقی داداشی را کنار گذاشتیم، به خاطر سه دوره ناکامی‌های متوالی او در رقابت‌های جهانی بود که کادر مربیان متفق‌القول دست روی عباس دباغی جوان گذاشتند که او هم با آتیه است. در کل تصور می‌کنم که بهتر از اینها نداشتیم.

اما این برداشت شما صحیح نیست، ضمن آن که شما در شرایطی صحبت از جوانگرایی می‌کنید که کادر فنی پا به سن گذاشته‌ای را در راس تیم گذاشته بودید؟

من این جوانگرایی را در کادر فنی تیم‌های ملی کشتی فرنگی و آزاد جوانان با جذب حسن رنگرز و مجید خدایی انجام دادم و نتیجه نیز گرفتیم، اما در رابطه با تیم بزرگسالان آزاد راهی جز این نداشتیم. حتی وقتی پس از کنار رفتن علیرضا حیدری می‌خواستیم نفر جدیدی را به عنوان سرمربی جایگزین وی کنیم، حیدری به من محمود معزی‌پور را توصیه کرد و گفت او بهترین است.

اما با تمام احترامی که برای معزی‌پور قائل بوده و هستیم، او امتحانش را بارها پس داده بود، ضمن آن که به لحاظ سنی نیز با 74 - 73 سال سن نمی‌توانست این بار بزرگ را به مقصد برساند.

به هر حال معزی‌پور سال‌ها در تیم جوانان کار کرده بود و از این حیث می‌توانست با به میدان دادن به جوانان، تیم را جمع و جور سازد. ضمن آن که او برای دستیارانش دو مربی جوان را در نظر گرفته بود که به دلایلی نتوانستیم از وجودشان استفاده کنیم و برای همین محمد طلایی جوان را به عنوان سرمربی مورد استفاده قرار داد. بعد هم که آقا صنعت دید در این زمینه ایرادها و ضعف‌هایی وجود دارد، محسن فره‌وشی را توصیه کرد که به عنوان مربی در کنار معزی‌پور قرار گیرد و خود نیز متقبل شد که حضور تنگاتنگی در اردو و تمرینات داشته باشد تا مشکلی از این حیث به وجود نیاید.

با این حال فرق چندانی به وجود نیامد، ضمن آن که فره‌وشی با معزی‌پور دارای اختلاف نظرهایی بود.

اگر نظر خودم را بخواهید، من در آن موقع می‌خواستم از وجود مربی خارجی استفاده کنم، با چند مربی سرشناس هم صحبت کردیم، اما آنان عذرخواهی کردند و گفتند که به‌واسطه نزدیکی المپیک پکن، ترجیح می‌دهند که در پایان این بازی‌ها مسوولیت را عهده‌دار شوند. ضمن آن که نادیده نگیرید فرهنگ تمرینی کشتی‌گیران ما با روس‌ها تفاوت دارد و در شرایطی که روس‌ها در روز 3 جلسه تمرین می‌کنند، بچه‌های ما 5/1 جلسه بیشتر کشش ندارند، این است که بناچار و در جهت تقویت کادر فنی محسن فره‌وشی را به کادر فنی اضافه کردیم. باز نادیده نگیرید که ما قدم‌های بزرگی در جهت علمی کردن تمرینات برداشتیم، آن هم در شرایطی که مربیان به زور قبول کردند که باید به برنامه‌های مربی بدنساز و دکتر تغذیه توجه کنند.

اما همین مربی بدنساز شما که حضور دائمی در تمرینات نداشت.

بنده خدا دکتر بهمن میرزایی نهایت همکاری را با ما داشت و بی‌انصافی است اگر زحماتش را نادیده بگیریم. او هفته‌ای 5 روز در اردو بود و تنها پنجشنبه و جمعه جهت تدریس به دانشگاه گیلان می‌رفت.

با این حال کشتی‌گیران ما در المپیک به لحاظ بدنسازی دچار مشکل بودند و اصلا رمقی نداشتند.

مشکل ما این است که کشتی‌گیر در طول سال در اختیار فدراسیون و تیم ملی نیست. یکی دانشجوست، دیگری شاغل است و ... روی‌هم‌رفته ما تنها می‌توانیم برای سه، چهار ماه در طول سال کشتی‌گیر را در اختیار داشته باشیم. در حالی که برعکس ما روس‌ها کشتی‌گیرانشان را تمام‌وقت در اختیار دارند و اگر نیز در اردوی تیم ملی نباشند، در محل اقامتشان طبق شیوه و متد تمرینی تیم ملی، تمریناتشان را دنبال خواهند کرد.

آقای یزدانی‌خرم، قبول اما تمام این حرف‌ها نیز نافی مسوولیت شما نیست و به نظر می‌رسد که چون شناخت لازم را از مجموعه کشتی نداشتید، نتوانستید بدرستی از توانایی‌ها و پتانسیل‌های موجود استفاده کنید.

به نظر شما باید چه کار می‌کردم.

بی‌شک اگر به جای شما بودیم، هیچ موقع هدایت تیم ملی را بدست پیرمردی 74 ساله نمی‌دادیم و از وجود برادران خادم نهایت استفاده را می‌کردم.

اگر امیر خادم در مدیریت اجرایی قوی بود، چرا از سوی مهرعلیزاده برداشته شد.

البته آن ماجرا دلایل دیگری داشت که بعدها اشتباه صورت گرفته در برداشتن امیر خادم نیز محرز شد.

اما به هر حال من از امیر خادم انتظار داشتم که با توجه به حضورش در مجلس شورای اسلامی و در یک کلاس بالاتر کشتی را همراهی و حمایت بیشتری کند.

به هر حال این شما هستید که باید از آدم‌های فنی و تحصیلکرده کشتی نهایت استفاده را به عمل آورید و آنان را جذب کنید.

در فدراسیون کشتی به روی هیچکس بسته نیست. وقتی که من وارد کشتی شدم، منصور برزگر را که در فدراسیون طالقانی کنار رفته بود، جذب کردم. هیچکس هم که منکر توانایی‌های برزگر نیست، یک سال حکومت فنی را دادیم دست او و برزگر نیز نهایت تلاش خود را کرد. در جهانی چین تیم با زحمات او نایب‌قهرمان شد و بعد هم برای جهانی باکو که بواسطه تعیین سهمیه در آن، از اهمیت و کیفیت بالایی برخوردار بود، دچار اشتباه شد و هدایت تیم را به دست علیرضا حیدری داد. برزگر اعتقاد داشت که حیدری باید وارد گود شود و برای وی آینده‌ای روشن را در مربیگری پیش‌بینی می‌کرد.

خب اگر این‌گونه است که شما می‌گویید، پس چرا باید دچار اشتباه شده باشد؟

متاسفانه عده‌ای بین برزگر و حیدری اختلاف می‌انداختند، در غیبت برزگر به حیدری می‌گفتند مواظب باش گول کلک برزگر را نخوری و یواش یواش کاری کردند که این جوان به برزگر حساس شود. نتیجه این اختلاف تیم ملی را در باکو از هم پاشاند تا تیم از نایب قهرمانی به مقام هفتم سقوط کند.

آیا تمام دلیل شکست این اختلاف بود؟

نه تمام آن، چرا که در بدنسازی نیز دچار مشکل بودیم و بدنساز حاضر نتوانسته بود تیم را جمع کند و خیلی‌ها می‌گفتند با تمرینات او، بدن‌هایشان قفل کرده است، ضمن آن که در طریقه صحیح وزن کم کردن هم دچار مشکلات اساسی بودیم که نهایت ضربه آن به حذف مراد محمدی منجر شد. بعد از جهانی باکو هم منصور برزگر استعفا کرد و به من گفت که ترجیح می‌دهد در مسوولیتی دیگر کمک حال فدراسیون باشد. بنابراین پیغام دادیم محمدعلی صنعتکاران از کانادا آمد.

به هر حال پیغام هم نمی‌دادید، آقا صنعت سر و کله‌اش در آستانه بازی‌های المپیک پیدا می‌شد.

نه، آقا صنعت ازدوستان قدیمی من است و من از او خواستم که به ایران بیاید و فدراسیون را کمک کند. بعد هم که صنعت و برزگر برای همکاری جلسه گذاشتند، برزگر دوباره حرف قبلش برای نماندن را تکرار کرد و ترجیح داد در کمیته استعدادیابی باشد.

در نتیجه ما پس از بررسی‌های لازم به محمود معزی پور رسیدیم و آقا صنعت هم قول داد که بیشتر در کنار تیم ملی باشد.

اما گذر زمان بدرستی نشان داد که تصمیم‌های درستی در انتخاب معزی‌پور و آقاصنعت نگرفته‌اید.

در رابطه با سرمربی تیم ملی درست می‌گویید، اما من هنوز هم به آقاصنعت ایمان دارم و او را کاملا در خدمت برنامه‌های فدراسیون می‌دانم. صنعت قابل اعتماد است و کاملا نیز هماهنگ، در حالی که قبلی‌ها این‌گونه نبودند.

به هر حال باید نقش آقاصنعت در المپیک خود را نشان می‌داد، در حالی که این‌طور نشد، ضمن این که جای سوال است که چرا علیرضا حیدری را به عنوان قهرمانی بزرگ بالا سر تیم نگذاشتید؟

حیدری خودش خواست نباشد، او می‌خواست کشتی بگیرد. به حیدری گفتم من همه جوره در کنارت هستم، چه بخواهی کشتی بگیری و چه به عنوان مربی در خدمت تیم باشی.

اما متاسفانه حیدری با تصمیم‌های عجولانه خود همه چیز را خراب کرد و پس از آن که وارد گود رقابت شد، به یکباره و بدون آن که کسی را خبردار کند، از دنیای قهرمانی خداحافظی کرد.

متاسفانه یکی از آفت‌های این رشته کشتی‌گیر سالاری است که باید بساط آن را برای همیشه جمع کنیم. من در والیبال با چنین مسائلی روبه‌رو نبودم و با آوردن مربی خارجی جو کاملا در دستم بود.

پس قبول دارید که جو را در اختیار نداشتید؟

کشتی رشته‌ای تخصصی است و من اشراف و تخصصی در آن نداشتم، بی‌شک آقاصنعت، معزی‌پور، فره‌وشی و... باید یک سالی با من کار کنند تا ببینم چند مرده حلاجند. دوباره تاکید می‌کنم که من با آقاصنعت کوچک‌ترین مشکلی نداشته و ندارم، در حالی که زمان مهدی‌زاده این گونه نبود و او پشت سر من هم منبر می‌رفت. برای مثال باید عرض کنم که من در بدو حضورم در فدراسیون، پرویز سیروس‌پور را جهت همکاری دعوت کردم، اما بعدا متوجه شدم که مهدی‌زاده به وی گفته است اگر قبول همکاری کنی، خراب خواهی شد.

به هر حال در کشتی از قدیم تا به امروز همدلی کمتر وجود داشته.

شما در کشتی دو نفر را پیدا کنید که با هم خوب باشند و پشت سر هم حرف نزنند. یک روز خادم بزرگ به من گفت که بد جایی آمده‌ای . آن موقع متوجه نشدم منظور او بدرستی چیست. اما امروز کاملا فهمیده‌ام که منظور او چه بوده است. با این حال من و شما باید تلاش کنیم که این فرهنگ صحیح کار کردن با یکدیگر و همدلی و تفاهم را در بین جامعه کشتی جا بیندازیم. قدم‌هایی را نیز در این زمینه برداشته‌ام، از جمله آوردن کاپیتان میرروشن به عنوان مسوول بین‌الملل فدراسیون.

قبول دارید که همه اینها نیز دلیلی برای رفع مسوولیت شما نیست و توپ را در تحلیل‌ها و اظهارنظرها به زمین شما خواهند انداخت.

رسم همین است، این رئیس فدراسیون است که باید پاسخگوی مسائل مدیریتی باشد، به لحاظ فنی نیز باید کادر فنی پاسخگوی نتیجه ضعیف به دست آمده باشد، من که نباید بگویم چرا کشتی‌گیران باختند. آقاصنعت، دلیریان، معزی‌پور و سیم‌خواه باید پاسخگو باشند.

یک کشتی‌گیر و قهرمان برای رسیدن به موفقیت در میدان بزرگی چون المپیک به فاکتورهای زیادی نیاز دارد و همه را باید با هم دید.

قبول دارم، من اصلا در کادر فنی تیم دخالت نکردم، یعنی به خود این اجازه را نمی‌دادم که در حضور بزرگانی چون آقاصنعت، معزی‌پور و فره‌وشی در تیم نظری داشته باشم. همان‌طور که عرض کردم ما سرویس‌دهی خوبی انجام دادیم و با مقرری 20 هزار تومان حقوق روزانه برای کشتی‌گیران، شرایطی را ایجاد کردیم تا آنان بی‌دغدغه در تمرینات حاضر شوند.

اگر قرار باشد که به گذشته برگردید، همین انتخاب‌ها را انجام می‌دادید؟

مسلم است که نه، تکه‌تکه‌ام هم کنند دیگر از وجود معزی‌پور استفاده نمی‌‌کنم.

و دیگر چه، راهبرد کلیدی شما چیست؟

می‌خواهم در کشتی رنسانس ایجاد کنم.

به ماندن خود اطمینان دارید؟

من اداره کشتی را وظیفه خود می‌دانم و تاکید می‌کنم آنچه طی این همه سال در مدیریت یاد گرفته بودم صادقانه برای کشتی انجام دادم. برای همین هم می‌خواهم با درس گرفتن از گذشته کشتی را در جایگاهی قرار دهم که مردم انتظارش را دارند. من در والیبال این کار را کرده‌ام و مسلما در کشتی نیز به هدفم خواهم رسید. فقط برای این کار به زمان نیاز دارم و افرادی صادق و توانا، چرا که کشتی را نمی‌توان به دست هر کسی داد.

به هر حال امیدوارم با کار زیربنایی آغاز شده از سوی منصور برزگر کشتی را به سرانجام خوب برسانیم.

راستی چرا گفته بودید کشتی ایران در حد آسیاست، شما که پیش از این صحبت از کسب 14 مدال می‌کردید؟

آن خبرنگار که چنین نقل قول اشتباهی را انتشار داد، به اصل حرف من توجه نکرد و به اشتباه مطلبی را منتشر کرد که اصلا حرف من نبود. در حالی که من در پایان کشتی المپیک گفتم که کشتی‌گیران ما امروز در حد آسیا کشتی گرفتند نه در حد المپیک.

و حتما مربی خارجی خواهید آورد.

یقینا.

فکر نمی‌کنید این کار دوباره شما را با چالشی جدید مواجه می‌سازد؟

من به چند دلیل می‌خواهم این کار را انجام دهم. اول این‌که مربی خارجی به طور کامل از ساعت 8 صبح تا 8 شب در اختیار کشتی و تیم ملی قرار خواهد داشت و به نوعی حضوری مداوم در کار خواهد داشت، دوم این‌که در مقابل نتایج و عملکردها پاسخگو خواهد بود و سوم هم این‌که دنبال کارهای دیگری غیر از کشتی نخواهد بود.

برای همین در نظر دارم یک مربی خوب و سرشناس را از روسیه جذب کنم، مربی بدنساز کوبایی هم خواهم آورد. در حال حاضر 16 استان جهت آموزش از فدراسیون مربی می‌خواهند که ما نمی‌توانیم پاسخگوی درخواست آنان باشیم. به هر حال استخدام مربی خارجی یک ضرورت است و صنعتکاران نیز بر حضور مربی خارجی به عنوان یک اهل فن تاکید دارد.

و حرف پایانی؟

فقط از همه اهالی کشتی انتظار دارم که احترام یکدیگر را حفظ کنند و بدانند که من هر مربی را که به مربی دیگر بی‌احترامی و اهانت کند، اصلا در تیم‌های ملی مورد استفاده قرار نخواهم داد. الان نیز تازه کار من آغاز شده است و می‌خواهم از همین امروز برای المپیک 2012 لندن برنامه‌ریزی کنم.

حجت‌الله اکبرآبادی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها