در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پرسشهای مهمتر دیگری نیز مطرح است؛ دست یافتن به هدف در راستای فرهنگسازی نیازمند تعمیم اجرای مفاد منشور اخلاقی به کل جامعه فعال در فوتبال یا حتی ورزش است تا به این ترتیب شائبه تبعیض یا هرگونه برخورد دوگانه از سوی فدراسیون، بازیکنان متخلف را در موضعی دفاعی قرار ندهد. اگر قرار است قانونی اجرا شود، باید برای همه یکسان باشد و مجزاکردن جمع یا گروهی برای اعمال آن به خودی خود از قاطعیت آن قانون میکاهد.
در روزهای اخیر و پس از برگزاری هفته نخست مسابقات لیگ برتر، فدراسیون فوتبال با تذکر به سیاوش اکبرپور، مهدی امیرآبادی، صابر میرباقری و حسین کعبی برای اصلاح وضعیت ظاهری صورت با تکیه بر قوانین مندرج در منشور اخلاقی که همه بازیکنان موظف به رعایت آن هستند، حرکت در راستای فرهنگسازی در فصل جدید فوتبال را آغاز کرده است؛ اما این موضوع وقتی سوالبرانگیز میشود که فدراسیون فوتبال و کمیته انضباطی و حتی معاونت فرهنگی حساب تیم ملی را از فوتبال باشگاهی جدا میکنند و وقتی با مثالی مشابه این بازیکنان روی نیمکت تیم ملی مواجه میشوند، این قانون را تنها مختص لیگ برتر میدانند.
انجام مسائل فرهنگی در فوتبال که تاکنون بیشتر در حد شعار بوده است، قطعا اقدامی ارزشمند است؛ اما آیا ابزار لازم برای عملی شدن منشور اخلاقی فراهم شده است، مدل مو و ریش بازیکنان در درجه چندم اهمیت مشکلات فوتبال ما برای رسیدن به فرهنگسازی واقعی است یا حتی اگر اهمیت زیادی دارد، بهتر نیست همه با یک دید نگریسته شوند؟
در این صورت میتوان انتظار داشت حتی اگر چیزی خلاف قانون رخ داده است، اصلاح شود وگرنه به نظر میرسد پرداختن به آن جز برانگیختن حساسیت کاذب و هدر دادن وقت، بهرهای دیگر را نصیب فوتبال ما و جامعه جوان علاقهمند به آن نمیکند.
منشور اخلاقی ورود به حریم شخصی نیست
هوشنگ نصیرزاده، کارشناس مسائل حقوقی درخصوص منشور اخلاقی و موظف کردن بازیکنان به اجرای آن به جامجم میگوید: این موضوع برخلاف تصور عدهای ورود به حریم شخصی فرد تلقی نمیشود. به عنوان مثال، در واحدهای اداری کارمندان ملزم به رعایت الگوهای پوششی خاص هستند، چون یک حریم دولتی و اداری است، بنابراین تدوین منشور اخلاقی و لزوم اجرای آن، منافاتی با آزادی ندارد، بخصوص این که هر مسابقه فوتبال با پخش زنده تلویزیونی میلیونها بیننده دارد که اغلب از طیف جوان هستند.
وی ادامه میدهد: آرایش چهره بازیکنان به نوعی الگوسازی برای جوانان است. البته در منشور اخلاقی سازمان لیگ مستقیما هیچ اشارهای به جزئیات آرایش چهره نشده است؛ اما وقتی مدل مو یا ریش یک بازیکن، او را در بین جمع انگشتنما کند، یعنی ناهنجاری اتفاق افتاده است که با فرهنگ عمومی کشور در تناقض است. بنابراین در برخورد با مسائلی که خلاف فرهنگ اصیل ایران است، ورود سازمان لیگ فدراسیون به عنوان متولی منطقی است.
نصیرزاده معتقد است، این موضوعات باید خصوصی حل شود و راه یافتن آن به رسانهها اقدام جالب توجهی نیست. وی به بخشی از منشور اخلاقی که خلاف آزادی مطبوعات است، اشاره میکند و میافزاید: در بخشی از این منشور خطاب به رسانهها و مطبوعات آمده است، اگر مطالب حاشیهای منتشر کنید، از ورود شما برای تهیه خبر و گزارش جلوگیری میشود که این موضوع حتی با موادی از قانون اساسی در تعارض است، اما این گونه موارد مثل وضعیت ظاهری بازیکنان اگر خصوصی حل شود، بهتر نتیجه میدهد.
مقاومت جوانان در برابر انتقاد
عباس سیفیزاده، روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه، جامعه جوان کشور را قشر حساسی میداند که برخورد با آن نیازمند رعایت اصولی خاص است. وی در خصوص تذکر به بازیکنان فوتبال برای اصلاح وضعیت ظاهری میگوید: جوانان در برخورد با نقد از هر بابی که باشد، اغلب موضعی تدافعی دارند؛ چون تصور میکنند کاری که انجام دادهاند درستترین انتخاب بوده است. معمولا سخت میپذیرند که رفتاری ناهنجار را اصلاح کنند و بیشتر درصدد توجیه هستند. بنابراین در این گونه موارد که شخص به شهرت و محبوبیت هم دست یافته است، از این موارد به عنوان ابزار استفاده میکند.
سیفیزاده میافزاید: وقتی عدهای را از بقیه جدا میکنند تا رفتاری نامناسب را اصلاح کنند، فرد دائما درصدد مقایسه و توجیه برمیآید و هدف مورد انتظار به دست نمیآید. در اصلاح رفتار یا آرایش نامناسب بازیکنان که به عنوان الگو شناخته میشوند، بهتر است پیش از وقوع اتفاق، فرد توجیه شود که به عنوان مثال چنین آرایشی برای وضعیت ظاهری مناسب و مقبول فدراسیون و به دنبال آن جامعه نیست و اگر خلاف آن رخ داد، به جای برخورد انضباطی باید به صورت خصوصی با گفتگو و حتی کمک گرفتن از روانشناسان ورزشی برای رفع ناهنجاری ایجاد شده گام برداشت.
تبعیض در قانون نارواست
حمید مقدمنیا، وکیل دادگستری و کارشناس مسائل حقوقی در ورزش در خصوص این موضوع به «جامجم» میگوید: وقتی قانونی تصویب میشود یا به صورت آییننامه درمیآید، باید در مورد همه یکسان باشد؛ ضمن این که اجرای منشور اخلاقی در مورد تیم ملی به مراتب باید با تاکید بیشتری همراه باشد. تبعیض در قانون نارواست و سلیقه شخصی تلقی میشود. بنابراین سرمربی تیم ملی یا هر کس دیگری نباید با بازیکنان لیگ برتر در اجرای قانون تفاوتی داشته باشد.وی در ادامه میافزاید: آرایش مو و ریش بازیکنان که قطعا الگوی نسل جوان هستند باید منطبق بر عرف حاکم بر جامعه باشد، اما گاهی سختگیری در مورد مدلی خاص در آرایش چهره، نتیجه لازم را برای رسیدن به هنجارهای اجتماعی نمیدهد، چون به نظر میرسد مشکلات جدیتر دیگری هم وجود دارد. در نهایت از نظر حقوقی نباید با استنثا قائل شدن برای اجرای قانون آن را زیرسوال برد.
سارا احمدیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: