در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بنابر این، ماموران با هماهنگی قضایی به این محل عزیمت کردند و پس از بررسی ماجرا و صحت آن، با کسب مجوز قضایی وارد منزل آنها شدند و 2 زن جوان را شناسایی و دستگیر کردند و از مخفیگاه آنها یک قبضه سلاح و 10 کیلو مواداولیه ساخت مواد مخدر (شیشه) را که در یکی از اتاقهای منزل جاسازی شده بود، کشف و ضبط کردند و با انتقال 2 زن قاچاقچی به مرکز پلیس، آنها در بازجوییهادچار تناقضگوییهای متعدد شدند.
متهمان خود را هووی یکدیگر معرفی کردند و گفتند، مرد خانواده به نام حسن، با دوستانش به تهیه و توزیع موادمخدر (شیشه) اقدام میکرده و آنها با وی همکاری نداشتهاند.
تحقیقات قضایی پلیسی از آنها ادامه داشت تا این که راز همکاری خود را با قاچاقچیان موادمخدر شیشه فاش کردند و روز گذشته، برای ادامه تحقیقات به شعبه یکم بازپرسی دادسرای امور جنایی کرج انتقال یافتند و دوباره مورد بازجویی قرار گرفتند.
ادعای دروغین هووها رنگ باخت
الهام -یکی از زنان قاچاقچی -در اظهاراتش به بازپرس حسینی رازلیقی، گفت: من منشی یک دکتر بودم که پس از مدتی با حسن (قاچاقچی موادمخدر) آشنا شدم و به دنبال این آشنایی وی مرا به موادمخدر معتاد کرد و مجبور شدم در تهیه و فروش موادمخدر با او و همدستانش همکاری کنم و در صورتی که مقاومت میکردم، او مرا با سلاح تهدید به مرگ میکرد.
پس از مدتی، حسن از من تقاضای ازدواج کرد که پی بردم وی پیش از این ازدواج کرده و همسرش متوجه ماجرا شده است.
متهم ادامه داد: پس از آن، به خاطر این که مکانی برای زندگی نداشتم، مجبور شدم، با تیپ مردانه و گذاشتن کلاه رنگی بر سرم در شهر تردد کنم تا شرایط ازدواجمان فراهم شود. در این مدت، موادمخدر (شیشه) را که حسن تهیه میکرد، به افراد مختلف میفروختم.
زن قاچاقچی افزود: چند ماه بعد برایم در یکی از محلههای کرج منزلی اجاره کرد و زندگیمان را شروع کردیم، اما او مرا مجبور میکرد که با وی درخصوص تهیه لابراتوارهای شیشه همکاری داشته باشم و مرا به دوستانش، دکتر و متخصص تهیه موادمخدر (شیشه) معرفی میکرد و هر روز افراد زیادی برای خرید موادمخدر (شیشه) به وی مراجعه میکردند و حتی دوستانش هم با تهدید سلاح، مرا از منزلم به مخفیگاههای خود میبردند تا برای آنها هم موادمخدر تهیه کنم و در صورت همکاری نکردن، مرا بشدت کتک میزدند و تهدید به مرگم میکردند، تا این که از چندی قبل، شوهرم دخترجوانی را به عنوان کارگر در منزلم استخدام کرد و او را هم با سلاح تهدید به مرگ کرد تا با ما همکاری کند که دختر جوان هم بناچار همکاریاش را با قاچاقچیان آغاز کرد. به مدت 2 سال با تهدیدهای شوهرم، مجبور به تهیه موادمخدر (شیشه) و فروش آن شدم و به دروغ سمیه دختر جوان را هووی خود معرفی کردم تا مجازاتمان کمتر شود.
به دنبال اظهارات الهام، سمیه دیگر زن قاچاقچی هم گفتههای وی را تایید کرد.
بازپرس حسینی رازلیقی، رئیس شعبه یکم دادسرای امورجنایی کرج پس از شنیدن آخرین اظهارات متهمان، آنها را با تجدید قرار بازداشت موقت روانه زندان کرد تا بزودی متهمان در دادگاه انقلاب محاکمه شوند و جستجو برای دستگیری حسن - قاچاقچی حرفهای- فراری ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: