در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تاکیدات و اهداف خاص «مینای شهر خاموش» بیشتر به وطن، سرزمین، عشق و ایمان بازگشته و تصور میشود تا حدود قابل ملاحظهای هم به این اهداف دستیابی پیدا کرده است. داستان بسیار عادی و روان با زندگی شخصی به نام دکتر پارسا آغاز میشود. دکتر پارسا که در آلمان زندگی میکند در عین موفقیت در عرصه کاری زندگی درهم و برهم پاشیدهای دارد. این اختلافات سبب میگردد تا پارسا از همسرش جدا شود و به وطن باز گردد و گویی از همین مقطع داستان آغاز میگردد. او مصمم میشود تا یکی از جانبازان را جراحی کند و در عین حال بار دیگر در وطن به آرامش رسد. در این بخش کوتاه کارگردان با ظرافتهای خاص نوشتاری این آرامش را با بحران زندگی پارسا، مدیون خاک و زادگاه و وطن میداند، تصاویری که با المانهای مختلف به نمایش گذاشته می شود، تاکیدی دو چندان بر همین موضوع است او اوج آن را در رجعت به گذشته و یافتن دوستان قدیمی ترسیم میکند. پارسا به سراغ دوست قدیمی پدرش یعنی قناتی میرود، قناتی پیرمرد مو سپیدی است که چشمهایش گواهی برپختگی و نگاهش اوج علاقه به وطن و میهن را میدهد. خاطرات نخنمای گذشته آنچنان ساده و بیپیرایه طرح میگردنند که بیننده هیچگاه حاضر نیست از این سیر عادی و روان قصه جدا شود، الحاق بهرام به عنوان شخصیتی دیگر به دکتر پارسا و قناتی، روند داستان را از یکنواختی خارج میکند. نوع کلام و نوع حرکات «بهرام» به جهت شوخ طبعی، جدیت و خشکی مستتر در «مینای شهر خاموش» را محو میکند. تصمیم آنان برای سفر به زادگاه قدیمی پارسا، یعنی بم، داستان را لطیفتر میکند، 3 نفر از سه نسل گوناگون عازم سفر میشوند، برخوردها، کلامها و حتی رفتار آنها بسیار دیدنی و شنیدنی است. تاکید رضویان در کنار هم قرار گرفتن این سه تن و آن هم در طول مسیر کاری کاملا ستودنی است معرفی قناتی به عنوان نسل گذشته و پارسا به عنوان نسل میانی و بهرام که نماینده نسل امروز است بسیار دیدنی است هر یک با نگاهها و سلایق خود سخن میگویند، عادی و روان بودن قناتی در بحرانها و شوخی گرفتن بهرام در مسائل جدی و نگرانیهای پارسا هر یک در کنار هم، بیننده را در مقام قیاس قرار میدهد و از سوی دیگر باورهای هر یک از آنان و نگاهشان به وطن و عشق کاملا مثالزدنی است. رضویان هر چه فیلمش به جلو پیش میرود، سعی میکند، یکنواختی و کسالت را دور کند با این که سیر داستان با سه شخصیت روند را رو به یکنواختی پیش میبرد، اما پیش کشیدن عشق قناتی و پارسا فضای خاص دراماتیک را مهیا میسازد. عشق قناتی و علاقهای که او به مادر پارسا داشت و کنار کشیدن او به خاطر پدر پارسا و همچنین علاقه پارسا به دختری ایرانی، پایهریز مضامین ویژهای برای طرح موضوع جدید است و کاملا فضای داستان را لطیف و روان خواهد کرد.
«مینای شهر خاموش» اثری خاص و ماندگار است. اثری که ضمن معرفی و علاقه ایرانیان به خاک وطنشان، از نسلهای گوناگون بسیار عادی و ساده و توقعات بجا و نابجای آنان سخن میگوید.
اکرم عیسیفر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: