درباره فیلم مینای شهر خاموش

همسفری 3 نسل‌

این روزها که سینماها در حال اکران فیلم‌هایی با مضامین گیشه‌پسند هستند، فیلمی در حال اکران است که بار دیگر از پتانسیل‌ خاص و ویژه سینمای ایران سخن می‌گوید تماشاچی با دیدن فیلم مینای شهر خاموش کاملا به فکر فرو می‌رود و به دنبال یافتن نگاه‌ها و خصلت‌های خاموش شده ایرانیان می‌گردد. این فیلم با کارگردانی امیرشهاب رضویان در عین سادگی و به‌دور از غلظت‌های بصری، آنچه وجود دارد و دیده می‌شود را بدون هیچ کم و کاستی به نمایش می‌‌گذارد.
کد خبر: ۱۹۷۲۹۳

 تاکیدات و اهداف خاص «مینای شهر خاموش» بیشتر به وطن، سرزمین، عشق و ایمان بازگشته و تصور می‌شود تا حدود قابل ملاحظه‌‌ای هم به این اهداف دستیابی پیدا کرده است. داستان بسیار عادی و روان با زندگی شخصی به نام دکتر پارسا آغاز می‌شود. دکتر پارسا که در آلمان زندگی می‌کند در عین موفقیت در عرصه کاری زندگی درهم و برهم پاشیده‌ای دارد. این اختلافات سبب می‌گردد تا پارسا از همسرش جدا شود و به وطن باز گردد و گویی از همین مقطع داستان آغاز می‌گردد. او مصمم می‌شود تا یکی از جانبازان را جراحی کند و در عین حال بار دیگر در وطن به آرامش رسد. در این بخش کوتاه کارگردان با ظرافت‌های خاص نوشتاری این آرامش را با بحران زندگی پارسا، مدیون خاک و زادگاه و وطن می‌داند، تصاویری که با المان‌های مختلف به نمایش گذاشته می شود، تاکیدی دو چندان بر همین موضوع است او اوج آن‌ را در رجعت به گذشته و یافتن دوستان قدیمی ترسیم می‌کند. پارسا به سراغ دوست قدیمی پدرش یعنی قناتی می‌رود، قناتی پیرمرد مو سپیدی است که چشم‌هایش گواهی برپختگی و نگاهش اوج علاقه به وطن و میهن را می‌دهد. خاطرات نخ‌نمای گذشته آنچنان ساده و بی‌پیرایه طرح می‌گردنند که بیننده هیچ‌گاه حاضر نیست از این سیر عادی و روان قصه جدا شود، الحاق بهرام به عنوان شخصیتی دیگر به دکتر پارسا و قناتی، روند داستان را از یکنواختی خارج می‌کند. نوع کلام و نوع حرکات «بهرام» به جهت شوخ طبعی،‌ جدیت و خشکی مستتر در «مینای شهر خاموش» را محو می‌کند. تصمیم آنان برای سفر به زادگاه قدیمی پارسا، یعنی بم،‌ داستان را لطیف‌تر می‌کند، 3 نفر از سه نسل گوناگون عازم سفر می‌شوند، برخوردها، کلام‌ها و حتی رفتار آنها بسیار دیدنی و شنیدنی است. تاکید رضویان در کنار هم قرار گرفتن این سه تن و آن هم در طول مسیر کاری کاملا ستودنی است معرفی قناتی به عنوان نسل گذشته و پارسا به عنوان نسل‌‌ میانی و بهرام که نماینده نسل امروز است بسیار دیدنی است هر یک با نگاه‌ها و سلایق خود سخن می‌گویند، عادی و روان بودن قناتی در بحران‌ها و شوخی‌ گرفتن بهرام در مسائل جدی و نگرانی‌های پارسا هر یک در کنار هم،‌ بیننده را در مقام قیاس قرار می‌‌دهد و از سوی دیگر باورهای هر یک از آنان و نگاهشان به وطن و عشق کاملا مثال‌زدنی است. رضویان هر چه فیلمش به جلو پیش می‌رود، سعی می‌کند، یکنواختی و کسالت را دور کند با این که سیر داستان با سه شخصیت روند را رو به یکنواختی پیش می‌برد، اما پیش کشیدن عشق قناتی و پارسا فضای خاص دراماتیک را مهیا می‌سازد. عشق قناتی و علاقه‌ای که او به مادر پارسا داشت و کنار کشیدن او به خاطر پدر پارسا و همچنین علاقه پارسا به دختری ایرانی، پایه‌ریز مضامین ویژه‌ای برای طرح موضوع جدید است و کاملا فضای داستان را لطیف و روان خواهد کرد.

«مینای شهر خاموش» اثری خاص و ماندگار است. اثری که ضمن معرفی و علاقه ایرانیان به خاک وطنشان، از نسل‌های گوناگون بسیار عادی و ساده و توقعات بجا و نابجای آنان سخن می‌گوید. 

اکرم عیسی‌فر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها